هفت رخ فرخ ایران "تاریخ نه آیینه عبرت است نه کارنامه جهل و جنایت. کسانی که با آن چنین شوخیها کرده‌اند در واقع خواسته‌اند بعضی از کسانی را که در تاریخ، نام و آوازه یافته‌اند دست بیاندازند یا ستایش و نکوهش کنند.تاریخ راستین سرگذشت زندگی انسان است. سرگذشت انسانهاست که زندگی کرده‌اند و حتی در راه آن مرده‌اند. اما آنچه برای مورخ اهمیت دارد آن نیست که چگونه مردهاند، آن است که اینها چگونه زیسته‌اند. شک نیست که زندگی از آنچه جهالت و شقاوت انسان خوانده می‌شود هرگز خالی نیست و از اینجاست که در تاریخ صفحه‌های آلوده و تیره هست." از عبدالحسین زرین کوب سلام به بازدیدکنندگان محترم از اینکه به این وبلاگ می آید و لحظاتی از وقتتان رادراین جا صرف می کنید خوشحال هستم و دوست دارم بانظراتتون مارو در بهتر شدن یاری بدین تا وبلاگ جامعه تری داشته باشیم باکمک شما. http://persipasargad.mihanblog.com 2017-11-22T16:05:56+01:00 text/html 2016-04-13T08:50:08+01:00 persipasargad.mihanblog.com سیاوش ایران پس از عصر یخبندان http://persipasargad.mihanblog.com/post/139 <p> <br></p><p>زمانی که هنوز بیشتر اروپا در <strong>عصر یخبندان</strong> به سر می برد و از توده های یخ پوشیده شده بود، فلات ایران شروع به عبور از دوره باران کرد.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; در این دوره حتی <a href="http://020.ir/تاریخ-ایران/ایران-پس-از-عصر-یخبندان"><img title="کوزه منقوش مربوط به ایران قبل از تاریخ" class="caption" style="margin-right: 10px; margin-left: 10px; float: left;" alt="کوزه منقوش مربوط به ایران قبل از تاریخ" src="http://020.ir/images/stories/iran/iranhistory/iran_prehistory2.jpg"></a>دره های مرتفع ایران نیز در زیر آب قرار گرفتند. بخش مرکزی <a href="http://020.ir/%D8%AC%D8%BA%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/%D9%81%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86">فلات ایران</a> که امروزه بیابان نمکزار بزرگی است، در آن زمان دریاچه ای وسیع یا دریایی داخلی بوده که رودهای بسیاری از کوه های بلند به سوی آن سرازیر می شده اند. بقایای ماهیان و صدف ها نه تنها در این بیابان بلکه در دره های مرتفع نیز به دست آمده.</p><p dir="RTL">بعد از آن در عهدی که آن را می توان بین 10000 تا 15000 سال قبل تخمین زد، بار دیگر تغییراتی تدریجی در آب و هوای ایران به وجود آمد. به این ترتیب که عهد بارانی از بین رفت و باران کم شد و عهدی که به اصطلاح آن را <strong>عهد خشک</strong> می نامند و هنوز هم ادامه دارد جانشین آن شد.</p><p dir="RTL">با آغاز دوره بی آبی دره ها هم شروع به خشک شدن کردند. دریاچه عظیم مرکزی نیز کوچک شد. این درحالی است که رودها در سواحل آن گل و لای حاصلخیزی به جا گذاشته بودند. در نتیجه این منطقه از مراتع و مرغزارهای انبوه پوشیده شد. جانورانی که در کوه ها زندگی می کردند و انسان پیش از تاریخ غذایش را از آنها تأمین می کرد به سمت چمنزارهایی که تازه به وجود آمده بودند فرود آمدند و انسان هم آنها را تعقیب کرد و در دشت ساکن شد. در این زمان انسان که برای تهیه خوراک خود به شکار می پرداخت از حیله بیش از قدرت استفاده می کرد. براساس حفاری هایی که در کوه های بختیاری در شمال شوشتر انجام شد مشخص شد انسان این دوران طرز استفاده از چکش و تبر را می دانست و به وسیله صیقل دادن از ناهنجاری های ابزارش می کاست. همچنین در این زمان دیگر ابزار استخوانی از قبیل درفش که از استخوان حیوانات ساخته می شد خیلی کمتر از مصنوعات سنگی رایج بود. انسان نوعی ظرف ناهموار سفالی هم مورد استفاده قرار می داد که به طور ناقصی پخته شده بود.</p><p dir="RTL">در این عهد، انسان پیش از تاریخ ایران در سوراخ هایی که در کناره های پردرخت کوه ها حفر می کرد و شاخه های درختان سقف آن را تشکیل می داد زندگی می کرد یا این که از غارها یا پناهگاه های سنگی ای که اغلبشان بستر زیرزمینی رودهای قدیمی بودند به عنوان محل زندگی استفاده می کرد. سپس یاد گرفت آلونک هایی از شاخه های درختان درست کند. اما بعد به زودی چینه های مخروبه محقری روی بقایای خانه های قدیمی تر ساخت.</p><p dir="RTL"><em>وقایع هزاره پنجم قبل از میلاد</em></p><p dir="RTL"> از عهدی که تاریخ آن را می توان حدود هزاره پنجم قبل از میلاد قرار داد پیشرفتی در تمدن ساکنان فلات ایران به وجود آمد. این تمدن از وضع طبیعی زمین، آب و هوا، تماس با ملت های همسایه و همچنین هجوم و مهاجرت تأثیر می گرفت. اما باز هم بسیاری از رویدادهای آن زمان ناشناخته باقی مانده است. انسان این دوران همچنان که به شکار ادامه می داده، فعالیت های کشاورزی را هم گسترش داده و بعد توانسته به ذخیره آذوقه هم بپردازد. چرا که استخوان های گاو و گوسفند اهلی در بقایای این عهد یافت شده. در این زمان پیشرفتی در<strong> فن کوزه گری</strong> صورت گرفت و ظروف نقش دار ساخته شد. تعداد زیادی حلقه های دوک که از گل رس پخته یا سنگ ساخته شده هم نشانه آن است که این انسان ها مراحل ابتدایی صنعت نساجی را می دانستند. البته باز هم ابزار کار آنها همه از سنگ بوده. به عنوان مثال تیغه کارد را از سنگ چخماق می ساختند و تیغه داس و تبر صیقلی شده و نیز ابزار تراش دادن از جنس سنگ داشته اند.</p><p dir="RTL">در اواخر این عهد نخستین اشیای کوچک مسی ساخته شد. به این ترتیب انسان های آن دوران نخستین فلزی را که می توانستند مورد استفاده قرار دهند شناختند که همان مس بود. منتها هنوز طرز ذوب کردن آن را نمی دانستند.</p><p dir="RTL">اهلی کردن نخستین حیوانات شاید با انگیزه داشتن چهارپایانی برای قربانی کردن بوده اما نقش بسیار زیادی در توسعه تمدن داشته. حیوان اهلی می توانسته خوراک و پوشاک انسان را تأمین کند و همچنین برای کار یا حمل و نقل مورد استفاده او قرار گیرد. با اهلی کردن جانوران دیگر بشر برای تهیه خوراک روزانه خود مجبور نبود به شکار کردن بپردازد. وی همچنین توانست تولید کننده شود. به این ترتیب انسان وارد نخستین مرحله در راه توسعه تجارت یعنی ایجاد مواد اضافی شد و توانست آنها را با مواد دیگر مبادله کند. البته تجارت از قبل به وجود آمده بود که آثار آن نه تنها در ایران بلکه در سایر نقاط جهان هم وجود دارد. درنهایت انسان این دوره به کشاورز روستایی تبدیل شد که یکی از بزرگ ترین تحولات جامعه بشری بوده و نتایج آن تا امروز نیز ادامه دارد.</p><p dir="RTL"><em>وقایع هزاره چهارم پیش از میلاد</em></p><p dir="RTL"> با این تحولات در هزاره چهارم قبل از میلاد در ایران خانه ها وسیع تر شد و درهایی برای آنها در نظر گرفته شد البته درها کوتاه بودند و از 80 تا 90 سانت بالاتر نمی رفتند. پنجره هم رایج شد که معمولاً رو به کوچه باز می شد. قطعات سفالی بزرگی در دیوار کار می گذاشتند که خانه را از رطوبت حفظ می کرد. چینه جایش را به خشت گلی داد که تازه اختراع شده بود. سپس آجر جای این خشت را گرفت. ابتدا آجر بیضی شکل مورد استفاده قرار می گرفت اما بعد کنار گذاشته شد و آجر صاف و مستطیل شکل که با خاک نرم ساخته می شد و هنوز هم مورد استفاده قرار می گیرد جای آن را گرفت. امتیازی که آجر بر چینه داشت این بود که به دیوار نظم بیشتری می داد. همچنین انسان این دوران با رنگ قرمز دیوار اتاق ها را رنگ می کرد. رنگ سفید هم در این عصر پدید آمد. رنگ وسیله تزیین داخلی به شمار می رفت. دیوارها را برای به خاطر نور و سایه با فرورفتگی و برجستگی می ساختند و پی آنها گاهی بر سنگ های خشک قرار می گرفت. محله های دهکده نیز کوچه های تنگ و پیچ در پیچ بودند.</p><p dir="RTL">در این دوران فلز به تدریج برای ساختن ابزار مورد استفاده قرار گرفت درحالی که سنگ هنوز ارزش اولیه خود را حفظ کرده بود. مس را هنوز چکش کاری می کردند ولی ذوب نمی کردند. علاوه بر استخوان های جانوران اهلی، استخوان های نوعی سگ تازی و اسبی از نوع برزژوالسکی نیز به دست آمده. این اسب، چهارپای کوچک تنومندی بوده و به نظر می رسد حد واسط بین گورخر و اسب جدید باشد. به کارگیری این چهارپایان مشکل مسافرت و حمل و نقل را حل کرد و از سوی دیگر کشت در مزارع را آسان تر کرد. دهکده ها به سرعت ترقی کردند. بشر از مدتی قبل تر خیش را مورد استفاده قرار می داد و با توسعه فعالیت در عرصه کشاورزی بیش از پیش اجتماعی شد. وی به این ترتیب برای ساخت خانه، هموار کردن زمین و آبیاری از کمک همسایگان بهره می برد.</p><p dir="RTL">در این دوره پیشرفتی قطعی در صنعت کوزه گری ایجاد شد و آن اختراع چرخ و کوره آجرپزی بود. همچنین در این زمان فلات ایران زادگاه اصلی ظروف نقش دار شد. این واقعه نخستین بار در 4000 قبل از میلاد به وسیله کوزه گر ماقبل تاریخ ایرانی صورت گرفت.</p><p dir="RTL">در این زمان تجارت بیش از پیش گسترش پیدا کرد، بده بستان کالا رایج شد و بشر هرچه را که تولید می کرد می توانست در تجارت به عنوان پول رایج به کار برد. در این دوران جو و گندم که بومی ایران است از ایران به مصر و سپس به اروپا وارد شد. همان طور که ارزن از هند به جاهای دیگر رفت.</p><p dir="RTL">همان طور که تجارت توسعه می یافت انسان لازم می دید بارها و یا محتویات خمره ها تضمین و مراقبت شوند تا یک کالا دست نخوره تسلیم خریدار شود. درنتیجه برای تشخیص مالکیت مهر به وجود آمد. اولین مهرها به این شکل بودند که روی کلوخه ای از گل رس علامت گذاری انجام می شد و این مهر در دهانه خمره قرار داده می شد و یا با طنابی به آن بسته می شد. در این مرحله از تمدن فلات ایران، پیشرفت قابل ملاحظه ای در تمام رشته های فعالیت های بشری رخ داد. اختراع خط در اواخر 4000 قبل از میلاد انجام شد.</p><p dir="RTL"><em>وقایع هزاره سوم پیش از میلاد</em></p><p dir="RTL"> چنان که گفته شد اختراع خط در اواخر 4000 قبل از میلاد انجام شد. اندکی بعد در طول آخرین قرن های مربوط به 3000 قبل از میلاد تمدنی در شوش به وجود آمد که به شدت زیر نفوذ تمدن بین النهرین قرار داشت ولی در عین حال خط مخصوص به خود را داشت. این خط عیلامی مقدم نامیده می شود. در هزاره سوم قبل از میلاد سراسر ساحل جنوبی خلیج فارس به محل مبارزه ای دایم بر ضد نفوذ قوی و مداوم فرهنگ بین النهرین تبدیل شد. نقاط دیگر ایران هم تحت تأثیر فرهنگ های مختلف قرار داشتند. در این زمان ایران شاهراهی برای انتقال افکار بود. همچنین در این هزاره پادشاهی های بزرگ بین النهرین در حیات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود پیشرفت زیادی حاصل کردند. نتیجه این پیشرفت توجه به ایران بود که هم همسایه آنها بود و هم ثروت معدنی زیادی داشت. درنتیجه درگیری ها و لشکرکشی های متعدد دو جانبه از ویژگی های این دوره محسوب می شود.</p><p dir="RTL">برجسته ترین حادثه در در هزاره دوم قبل از میلاد ظهور عناصری از فرهنگ هندواروپایی در ایران است.</p><p dir="RTL">از این زمان به بعد ایران وارد عصر تاریخی می شود.</p><p dir="RTL"><span dir="LTR"><span dir="RTL"><em><span dir="RTL"><span dir="RTL"><span dir="RTL"><span dir="RTL">برداشتی آزاد از کتاب ایران از آغاز تا اسلام، تألیف پرفسور رمان گریشمن، ترجمه دکتر محمد معین، تصحیح دکتر میترا مهرآباد</span></span></span></span></em></span></span></p> text/html 2016-04-13T08:36:25+01:00 persipasargad.mihanblog.com سیاوش چرا کوروش پایه گذار اولین اعلامیه حقوق بشر است؟ http://persipasargad.mihanblog.com/post/138 <span style="line-height: 1.3em;">یکی از مهم ترین وقایع در تاریخ قدیم, فتح بابل توسط کوروش کبیر, پادشاه </span><a style="line-height: 1.3em;" href="http://020.ir/">پارسی </a>ا<span style="line-height: 1.3em;">ست.<img width="188" height="191" title="کوروش کبیر" align="right" style="border: 0px currentColor; border-image: none; margin-right: 10px; margin-left: 10px; float: left;" alt="کوروش کبیر" src="http://020.ir/images/stories/iran/iranhistory/cyrus.jpg" border="0"></span><p>در 4 اکتبر سال 539 قبل از میلاد, ارتش ایران وارد شهر بابل شد که پایتخت دولت بابل بود (در عراق مرکزی). این یک لشکرکشی بدون خونریزی بود و هیچ اسیری گرفته نشد. بعداً در 9 نوامبر, کوروش پادشاه ایران از شهر بازدید کرد. تاریخ بابل چنین می گوید که کوروش با استقبال و تبریک مردم مواجه شد. مردم به علامت احترام و صلح sulmu یک گذرگاه از شاخه های سبز مقابل او گستردند. کوروش از همه بابلی ها در صلح استقبال کرد و صلح را به شهر آنها آورد.</p><p>در این حادثه بزرگ, کوروش بیانیه ای صادر کرد که روی یک <strong>استوانه</strong> سفالی حکاکی شد و به عنوان استوانه کتیبه کوروش شناخته می شود. این استوانه در سال 1879 توسط هرمز رسام در بابل کشف شد و امروزه در موزه بریتانیا نگهداری می شود. بسیاری از مورخان آن را به عنوان اولین اعلامیه حقوق بشر ارزیابی می کنند.</p><p>شرح وقایع بابل, به اضافه اولین بخش <strong>کتیبه کوروش</strong>, نشان می دهد که گرفتاری های سیاسی مذهبی, مردم <strong>بابل</strong> را عصبانی کرده بود و به این دلیل آنها از لشکر نظامی کوروش دعوت کردند و این لشکرکشی هم نوری بر زندگی آنها تاباند. براساس اسناد و مدارک,&nbsp; شاه بابل, نبونید, جشن سال جدید را مسخره کرد و نبو (Nebo) (یکی از خدایان) به داخل شهر آورده نشد و بل ((Bell خدای دیگر در خلال جشن برده نشد.</p><div style="text-align: center;"><img title="باغ های بابل" alt="باغ های بابل" src="http://020.ir/images/stories/iran/iranhistory/hanginggardensbabylonian.jpg" border="0"></div><p align="center"><strong>باغ های بابل </strong></p><p>همچنین, پرستش مردوک, شاه خدایان, به زشتی تغییر داده شد و <strong>نبونید</strong> ساکنان را با ستم غیرقابل باوری شکنجه و آزار داد و به نیروی کار زور می گفت. اماکن مقدس همه ساکنان بابل در خرابه ها بودند و ساکنان سومر و آکد مثل مرده متحرک شده بودند.</p><p>مردوک, شاه خدایان, یک حاکم نیکوکار را بررسی و جست و جو کرد, در نهایت کردارهای خوب کوروش و عقیده نیکویش به نظرش آمد و به او فرمان داد تا برعلیه شهر بابل پیشروی کند. ساکنان عصبانی آکد شورش کردند اما به وسیله نبونید قتل عام شدند. کسی که به محض بازگشتش به بابل دستگیر شد اما با احترام با او رفتار شد. موقعی که نبونید در سال بعد مرد, کوروش در عذاداری ملی که برای او اعلام شده بود, شرکت کرد. سپس خدایان آکد [با اجازه کوروش] به شهرهای مقدس شان برگردانده شدند. همه ساکنان سومر و آکد, شامل شاهزادگان و حاکمان, از کوروش به عنوان سروری که آنها را از حالت یک مرده متحرک بیرون آورده بود استقبال کردند. همه کسانی که زیان دیده بودند و مصیبت کشیده بودند نام او را بسیار با احترام می بردند.</p><p><strong>اعلامیه کوروش</strong></p><p><img title="استوانه حقوق بشر کوروش" align="left" alt="استوانه حقوق بشر کوروش" src="http://020.ir/images/stories/iran/iranhistory/cylindercyrus.jpg" border="0">منم کوروش, شاه جهان, شاه بزرگ, شاه بابل, شاه سومر و آکد, شاه چهار گوشه جهان. پسر کمبوجیه... .</p><p>آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم, همه مردم گام های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم. مردوک خدای بزرگ دل های پاک مردم بابل را متوجه من کرد... زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.</p><p>ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلی بابل و جایگاه های مقدسش قلب مرا تکان داد... من برای صلح کوشیدم.</p><p>من برده داری را برانداختم, به بدبختی آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچ کس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند.</p><p>مردوک خدای بزرگ از کردار من خشنود شد... او برکت و مهربانی اش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم...</p><div style="text-align: center;"><img width="341" height="255" title="مردم بابل" alt="مردم بابل" src="http://020.ir/images/stories/iran/iranhistory/babylon.gif" border="0"></div><p align="center"><em>مردم بابل</em></p><p>من همه شهرهایی را که ویران شده بود را از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه هایی که بسته شده بودند را بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه ها را به جاهای خود بازگرداندم.</p><p>همه مردمانی که پراکنده و آواره شده بودند را به جایگاه های خود برگرداندم و خانه های آنان را آباد کردم. همه مردم را به همبستگی فراخواندم. همچنین پیکره خدایان سومر و آکد را که نبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود, به خشنودی&nbsp;<font size="2">مردوک</font> خدای بزرگ و به شادی و خرمی به نیایشگاه های خودشان بازگردانم. بشود که دل ها شاد گردد.</p><p>بشود, خدایانی که آنان را به جایگاه های مقدس نخستین شان بازگرداندم, هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم زندگانی بلند خواستار باشند. بشود که سخنان پر برکت و نیکخواهانه برایم بیابند. بشود که آنان به خدای من مردوک بگویند:"به کوروش شاه, پادشاهی که تو را گرامی می دارد و پسرش کمبوجیه, جایگاهی در سرای سپند ارزانی دار."</p><p>من برای همه مردم جامعه ای آرام فراهم ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم."</p><p><br></p> text/html 2016-04-13T08:27:32+01:00 persipasargad.mihanblog.com سیاوش اصول دین زرتشتی، اولین دین یکتاپرستی ایرانیان http://persipasargad.mihanblog.com/post/137 <p> <img width="201" height="186" title="زرتشت پیامبر" align="left" alt="زرتشت پیامبر" src="http://020.ir/images/stories/iran/iranhistory/Zarathustra.jpg" border="0"></p><p>در دین زرتشت خدای یگانه چه نام دارد؟</p><p>در دین <a href="http://www.020.ir/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/%D8%B3%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D8%B2%D8%B1%D8%AA%D8%B4%D8%AA" rel="alternate">زرتشت </a>خدای یگانه به نام مزدا اهورا (سرور دانا) شناخته می شود. در گات ها (سروده های زرتشت) گاهی مزدا و اهورا هر یک به تنهایی نیز به کار می روند. در کتیبه هخامنشی به نام اورمزد یا هرمزد هم برمی خوریم.</p><p dir="rtl">پیش از ظهور زرتشت ایرانیان و هندی ها گروهی از خدایان <a href="http://www.020.ir/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=390:2008-10-24-05-14-37&amp;catid=61:2008-11-07-11-54-44&amp;Itemid=35">آریایی </a>را می پرستیدند. این خدایان قوای طبیعت بودند. اما زرتشت تمام این خدایان را رد کرد. از نظر زرتشت "تمام عظمت و جبروت مختص اهورامزدا است و او آفریننده یکتا و خدای توانا است".</p><p dir="rtl">آیا از نظر زرتشت اهریمن در مقابل اهورامزدا است؟</p><p dir="rtl">برخلاف تصور برخی، از نظر زرتشت اهریمن در مقابل اهورامزدا قرار ندارد. آنها از دین زرتشت چنین تصور می کنند که اهورامزدا خالق خوبی و اهریمن خالق شر است. در حالی که براساس نظرات زرتشت، اهورامزدا یگانه آفریدگار جهان مادی و سرچشمه همه نیکی ها و خوبی ها است و در مقابل او آفریدگار شر وجود ندارد و"انگره مینو" که همان خرد خبیث است (نام او به تدریج به اهریمن تبدیل شده) و زشتی های جهان به خاطر اوست در مقابل اهورامزدا نیست. بلکه انگره مینو در مقابل "سپنتامینو" است که "خرد مقدس" است.</p><p dir="rtl">اهورامزدا، انگره مینو (اهریمن) و سپنتامینو، هرکدام چه اثری بر جهان دارند؟</p><p dir="rtl">از نظر زرتشت جهان مادی آمیزه ای از بدی در مقابل خوبی، سیاهی در مقابل سفیدی و تاریکی در مقابل روشنی است. ذات مقدس اهورامزدا عاری از این است که انسان را در طول زندگی دچار گرفتاری و زجر و ناخوشی و آزار کند و از او جز سود و نیکی چیزی سر نمی زند. هرچه زشتی در جهان است به خرد خبیث منسوب است. سپنتامینو که خرد مقدس یا قوای نیکی است از آن اهورامزدا است و در مقابل آن انگره مینو یا خرد خبیث و قوای زشتی قرار دارد. جهان هم در واقع محل زد و خورد میان قوای خوبی و بدی است.</p><p dir="rtl">در چنین جهانی وظیفه انسان چیست؟</p><p dir="rtl">از نظر زرتشت جهان عبارت است از نبرد جاودانی خوبی و بدی. آرزوی هر کسی هم باید این باشد که دیو بدی مغلوب شود و راستی و خوبی پیروز شود. وظیفه انسان در این دنیا این است که بکوشد از بهشت و بخشایش اهورامزدا بی بهره نماند و بکوشد که به لشکر دروغ شکست وارد شود.</p><p dir="rtl">زرتشت در قطعه هشتم یسنا 30 می گوید:"کشور جاودانی (بهشت) از آن کسی خواهد بود که در زندگانی خویش با دروغ بجنگد و آن را در بند نموده به دست راستی بسپرد".</p><p dir="rtl">اساس دین زرتشت چیست؟</p><p dir="rtl">"هومت و هوخت و هوورشت" یعنی پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک از خصوصیات دین زرتشت است.</p><p dir="rtl">نظر زرتشت درباره زندگی دنیوی چیست؟</p><p dir="rtl">زرتشت به زندگی دنیوی بی اعتنا نیست. در قطعه 11 یسنا 34 می گوید:"آری ای مزدا از پاداش گرانبهای تو در همین جهان کسی بهره مند شود که در کار و کوشش است و چهارپایان و ستوران را می پروراند". زرتشت عقیده دارد که نباید تسلیم عفریت خشکی شد. باید فرشته زمین را یاری کرد. کوشش دایمی برزیگران (کشاورزان) سبب پیروزی فرشته زمین می شود. زرتشت به آبادکردن زمین و کشت و زرع اهمیت زیادی می دهد و از بیابان نوردی و چادرنشینی روگردان است. او می خواهد که مردم به زراعت بپردازند و گاو و گوسفند بپرورانند. چراکه تمدن با زندگی ایلی و صحراگردی نمی سازد.</p><p dir="rtl">براساس تعالیم زرتشت پاداش ایزدی چه در این جهان و چه در سرای مینوی تنها در مقابل تسبیح و ستایش و نماز داده نمی شود. بلکه باید کار هم کرد. کاری که برای خود و دیگران آبادی به همراه بیاورد. همچنین نمازگزاردن و در زندگانی کار و کوشش کردن هم کافی نیست. بلکه اندیشه هم باید پاک باشد و هیچ وقت خیال زشت از مغز آدم نگذرد. در واقع اندیشه نیک سرچشمه همه خوبی های دنیا است.</p><p dir="rtl">نظر زرتشت درباره قیامت، صراط و بهشت و دوزخ و برزخ چیست؟</p><p dir="rtl">براساس آیین زرتشت خود زرتشت موظف است تا زمان رستاخیز پندار و گفتار و کردار مردم را در گنجینه اعمال نگهداری کند. در روز حساب هم آن چه بدی و خوبی در طول زندگانی انسان از او سر زده سنجیده می شود. اگر در ترازوی اعمال کفه خوبی سنگین تر شد، این به معنی پیروزی راستی و شکست دروغ است. خود زرتشت نیز داور محکمه اهورامزدا است.</p><p dir="rtl">پس از آن هنگام گذشتن از "پل چنوات" است که این پل روی رودی از فلز گداخته برافراشته شده. نیکوکاران&nbsp; خوش و&nbsp; خرم از روی این پل می گذرند و به کشور جاودانی و بارگاه اهورامزدا وارد می شوند و به پاداش وعده داده شده می رسند و آن چه که در جهان خاکی آرزوی داشتن آن را داشتند به آنها بخشیده می شود. اما اگر در روز اماره (حساب) بدی شخص بیشتر باشد، انسان گناهکار هنگام عبور از پل چنوات در رود عمیق فلز گداخته سرنگون می شود و به کوخ دیو و کلبه دروغ می رود. اگر بدی و خوبی فرد یکسال شود نه از بخشایش بهره مند می شود و نه از شکنجه جهنم در آزار می شود. بلکه جای او سرایی است به نام برزخ است که در پهلوی به آن "همستکان" نام داده اند که به معنی "جاودان آرام" و "همواره یکسان" است. این جا جای کسانی است که در طول زندگانی خویش در تردید زندگی می کردند.</p><p dir="rtl">لازم به تذکر است در آیین زرتشت خوردن مسکرات و قربانی کردن نیز حرام است.</p><p class="MsoNormal" style="text-align: right; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl">براساس مقدمه ابراهیم پورداود برای کتاب گات ها- انتشارات اساطیر</p> text/html 2016-04-13T08:04:57+01:00 persipasargad.mihanblog.com سیاوش سرگذشت زرتشت http://persipasargad.mihanblog.com/post/136 <p> &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<img src="http://kherada.com/Picture/151c9c3a-caf5-47d1-9462-78950e039f4c.jpg">&nbsp;&nbsp;&nbsp; </p><p>زرتشت اولین و آخرین پیامبر اقوام هند و اروپایی و <a href="http://020.ir/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/%D8%A2%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86%D8%AF%D8%9F" rel="alternate">آریایی نژادها</a>&nbsp;و ایرانیان است. </p><p>پیش از او مردم ایران قوای طبیعت مانند آفتاب و ماه و ستارگان و خاک و آتش و آب و باد را می پرستیدند.&nbsp; </p><p>اما زرتشت انسان ها را به پرستش خدای یگانه فراخواند </p><p>و پس از سال ها تلاش عده زیادی به دین او گرویدند.</p><p>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;موسی هم اولین کسی است که در میان اقوام سامی دین یکتاپرستی آورد.</p><p>&nbsp;هردوی این پیامبران بسیار قدیمی هستند و ظاهراً هرگز نیز از یکدیگر خبر نداشته اند. </p><p>بعدها اصول زیادی از آیین زرتشتی داخل دین یهود شد و پس از آن در&nbsp; ادیان دیگر نیز نفوذ کرد.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </p><p><br></p><p>معنی نام زرتشت چیست؟</p><p>ظاهراً زرتشت دهقانزاده ای بوده که ریشه آریایی داشته است. اصل نام زرتشت احتمالاً «تراتشتر» بوده که کلمه آریایی قدیمی است. معناهای زیادی برای نام زرتشت ذکر کرده اند که از جمله "دارای زرد شتران" یا "صاحب کهن شتران" است.</p><p>تاریخ تولد زرتشت چه زمانی بوده؟</p><p>تاریخ تولد زرتشت مجهول است. بعضی روایات حاکی از این است که او در 660 پیش از میلاد زندگی می کرده. ولی دلایل محکم تر نشان می دهد که زمان ظهور او در حدود 1000 قبل از میلاد بوده است.</p><p>زرتشت در کجا متولد شده؟</p><p>محل تولد زرتشت نامشخص است. برخی تولد او را در ناحیه ماد (آذربایجان) و تخت سلیمان کنونی و یا ارومیه می دانند و به همین دلیل دریاچه ارومیه را مقدس می شمرند. برخی می گویند که در بلخ (بلخ اینک جزو کشور افغانستان است) که در شرق ایران بوده متولد شده و عده ای نیز محل ولادت او را ری که نزدیک تهران است می دانند. ولی ظاهراً او در غرب ایران به دنیا آمده و در شرق ایران به کار دعوت پرداخته است.</p><p>در واقع زرتشت به مشرق پناه برده است. چراکه کار دعوت به دین در وطنش از پیش نمی رفته و یا شاید هم دشمنانش او را دنبال می کرده اند. بنابراین او با چند نفر از یارانش برای فرار از آزار و اذیت به شرق ایران رفته.</p><p>زرتشت پیش از پیامبری چه ویژگی هایی داشت؟</p><p>زرتشت از همان آغاز عمر به مهربانی و سرشت لطیف معروف شد. در هنگام بروز قحطسالی که در ایام جوانیش اتفاق افتاد، نسبت به سالخوردگان احترام و مهربانی و نسبت به جانوران محبت و شفقت داشت. زرتشت وقتی به سن 20 سالگی رسید، پدر و مادر و همسرش را رها کرد و برای یافتن پاسخ پرسش هایی که اعماق ضمیرش را به خود مشغول کرده بود در اطراف جهان سرگردان شد و به هرکجا می توانست رفت و با هرکسی سخن گفت.</p><p>زرتشت دورانی که به پرسش هایش می اندیشید را چگونه گذراند؟</p><p>در منابع یونانی آمده که زرتشت هفت سال را در غاری درون کوهی به خاموشی مطلق سپری کرده. گفته می شود این غار در نزدیکی دریاچه ارومیه و در بالای کوه سبلان قرار داشته. کوه سبلان همچنان هم زیارتگاه و محل توجه است. شهرت زرتشت به روم هم رسیده بوده است. به این ترتیب که در روم گفته می شد که مردی مرتاض 20 سال تمام را در بیابان ها گذرانده و جز پنیر چیزی نخورده.</p><p>زرتشت در چه سنی و چگونه مبعوث شد و پس از آن چه کرد؟</p><p>وقتی زرتشت به سن 30 سالگی رسید به مکاشفاتی رسید. معجزات و کرامات زیادی برای زرتشت نقل می کنند. از جمله می گویند نخستین بار که به زرتشت کشف و شهود دست داد نزدیک وطن خود بود که شبحی بلند قد که قدش نه برابر انسان عادی بود در برابرش ظاهر شد. فرشته با او به گفت و شنود پرداخت و به او فرمان داد که روانش را پاک کند، آن گاه صعود کرده و در پیشگاه اهورامزدا (خدای حکیم) حاضر شود. او هم به این فرمان عمل کرد و خداوند که پیرامونش فرشتگان بودند به او نظر کرد. او ده سال را به پرستش مزدا مشغول بود و مردم زمانه اش او را آزار می دادند و به او ستم می کردند. پس از این مکاشفه شروع به تعلیم مردم کرد. در ابتدا کسی به سخنان او گوش نمی داد. او چند بار ناامید شد و روان پلید "انگره مینو" او را وسوسه کرد که عبادت مزدا را کنار بگذارد. لکن زرتشت در عقایدش پایدار بود.</p><p>اولین کسانی که دعوت زرتشت را پذیرفتند چه کسانی بودند؟</p><p>اولین کسی که آیین زرتشت را پذیرفت پسر عمویش "میدینیمائونها" بود. سپس در یکی از سرزمین های شرقی ایران به دربار پادشاهی به نام ویشتاسب یا گشتاسب راه یافت. او مدت دو سال سعی بسیار کرد تا این پادشاه را به دین خود در آورد.</p><p>در ابتدا پادشاه تحت تأثیر کارپان ها (مغان) قرار داشت که در اوستا کاهنانی حریص و دنیادوست معرفی شده اند. آنان به روش باستانی حیوانات را قربانی می کردند و به سحر و جادو اشتغال داشتند. کارپان ها به ضدیت با زرتشت پرداختند که موجب شد زرتشت دستگیر و زندانی شود. اما بعد از دو سال زرتشت معجزه ای انجام داد و اسب سیاه محبوب ویشتاسب که به بیماری ای کشنده مبتلا شده بود را درمان کرد. همسر ویشتاسب یعنی "هوتائوسا" هم از زرتشت حمایت کرد تا بالأخره شاه به دین زرتشت درآمد.</p><p>ظاهراً زرتشت در سن 42 سالگی گشتاسب را پیرو خود کرده است. این که گشتاسب یا ویشتاسب که بوده مشخص نیست. برخی عقیده دارند که وی پدر داریوش پادشاه هخامنشی بوده. ولی بسیاری نیز این نظر را رد می کنند. گرویدن شاه به زرتشت از روی خلوص بود و ویشتاسب تمام نیرویش را برای نشر دعوت زرتشت به کار گرفت. درباریان و امرا هم به دنبال شاه به زرتشت گرویدند.</p><p>20 سال باقی مانده عمر زرتشت چگونه گذشت؟</p><p>از 20 سال باقیمانده عمر زرتشت حکایت های زیادی وجود دارد. او تمام این دوران را به نشر دین اهورامزدا در میان ایرانیان گذراند. همچنین درگیر دو جنگ با دشمنانش شد. این دشمنان تورانی ها بودند. تورانی ها به سرزمین گشتاسب لشکرکشی کردند. دلیل لشگرکشی تورانیان به رهبری ارجاسب بر ضد گشتاسب این بود که گشتاسب به دین مزدیسنا گرویده بود.</p><p>در جنگ اول اسفندیار پسر گشتاسب رشادت های زیادی کرد که شرح آن در شاهنامه نیز آمده است. ایرانیان در این جنگ پیروز شدند. جنگ دوم زمانی رخ داد که زرتشت به سن 77 سالگی رسیده بود. در این پیکار هم سپاه گشتاسب پیروز شد. اما زرتشت عاقبت در این جنگ کشته شد. نویسندگان اوستا گفته اند که وقتی تورانیان شهر بلخ را گرفتند یکی از آنان ناگهان به سمت زرتشت حمله کرد و او را در یک آتشکده و در برابر محراب آتش، در حالی که به عبادت مشغول بود به قتل رساند. ظاهراً زرتشت 24 سال پیش از سلطنت هخامنشیان و به قدرت رسیدن کوروش بزرگ در گذشته است.</p><p>از زرتشت چه چیزی به یادگار مانده است؟</p><p>اوستا کتاب مقدس زرتشتیان است. مهمترین قسمت اوستای موجود در زمان ما یسنا است که شامل گاتها یعنی سروده های خاص زرتشت است. قسمت های دیگر اوستا به موثقی گات ها نیست. چون در قرون بعد نوشته شده.</p><p>چرا درباره زرتشت اطلاعات بسیار کمی وجود دارد؟</p><p>دلیل آن که درباره زندگی زرتشت ابهامات زیادی وجود دارد این است که اولاً او در زمان های بسیار قدیم زندگی می کرده که حتی از تاریخ باستان هم فراتر می رفته.</p><p>دیگر آن که ایران به خاطر حمله اسکندر و سلوکی ها که می کوشیدند تمدن یونانی را گسترش دهند صدمات زیادی دید. از مهمترین این صدمات این بود که بسیاری از کتاب های مذهبی و آثار ملی ایران به وسیله آنها از بین رفت. حتی اوستایی که در قصر سلطنتی هخامنشیان بود نیز به فرمان اسکندر سوزانده شد. 475 سال بعد یعنی پس از دوره اشکانیان و در زمان زمامداری اردشیر بابکان دین زرتشت یک بار دیگر رونق گرفت و کتاب های پراکنده مذهبی جمع آوری شد. ولی با هجوم اعراب یک بار دیگر همه یافته ها با سوزاندن کتاب ها نابود شد. چند صد سال بعد هم با تهاجم مغول ها همان چیزهای اندکی که مانده بود هم نابود شد.</p><p>منابع: تاریخ جامع ادیان- نوشته جان بی. ناس، ترجمه علی اصغر حکمت- شرکت انتشارات علمی و فرهنگی</p><p>گات ها- دو گزارش از ابراهیم پورداود- انتشارات شابک</p> text/html 2015-06-12T07:03:40+01:00 persipasargad.mihanblog.com سیاوش زیور آلات در ایران باستان http://persipasargad.mihanblog.com/post/135 <p style="text-align: justify;"><strong>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </strong><img title="تاریخچه استفاده از زیور آلات,قدیمی ترین زیورآلات" alt="تاریخچه استفاده از زیور آلات,قدیمی ترین زیورآلات" src="http://www.beytoote.com/images/stories/economic/hhe874.jpg"></p><p style="text-align: justify;"><strong>زیور آلات در ایران باستان</strong><br>زیورآلات&nbsp; ایران باستان امروز در نقاط بسیاری از&nbsp; دنیا چشم بینندگان را خیره می کند اما شما چقدر از تاریخچه آنها خبر دارید<br>آثار هنری بسیار ارزشمند و گرانبهائی كه امروزه موزه های معتبر داخلی و خارجی و مجموعه های خصوصی كلكسیونر های معروف دنیا را در سراسر جهان زینت بخشیده است، بیان گر این حقیقت می باشد كه طلاسازان و جواهرسازان ایرانی در ادوار مختلف تاریخی چه پیش از اسلام و چه بعد از آن در ساختن اشیاء تزئینی و زیور آلات گرانبها، از مهارت خارق العاده ای برخوردار بوده اند و امروزه هر بیننده ای كه آنها را در موزه های معروف بین المللی مشاهده می نماید، خلاقیت و توانمندی حیرت برانگیز سازندگان ایرانی این اشیاء را تحسین می كند.</p><p style="text-align: justify;"><span style="color: rgb(128, 0, 128);"><strong><span style="font-size: 8pt;">مجسمه مشهور بز بال دار، جام طلای افسانه زندگی، جام طلای مارلیك و ده ها اثر تاریخی دیگر اصیل ترین اسناد تاریخ فرهنگی و هنری صنعت گران ایرانی در گذرگاه زمان و كارنامه درخشان پیشینیان ما به شمار می روند.</span></strong></span><br>انسان کهن در ابتدا برای زینت و آراستگی خود از نشانه هایی كه از طبیعت الگو برداری كرده بود كمك می گرفت. اعتقاد بر این است كه در ابتدا مردان خود را می آراستند و با رنگ كردن بدن و یا مجروح كردن خود به شكل های متفاوت جلب توجه می كردند. مجروح كردن بدن در مردان برای تزیین یك امر عادی بوده و گاهی میزان جراحت ها باعث مرگ می شده است. شكافتن پوست و رنگ كردن آن، خالكوبی و... هنوز هم در بین مردان رایج تر از زنان است.<br>لباس در ابتدا برای تزیین استفاده می شد، به جای نقوشی كه برای یك عمر بر بدن نقش بسته بود با استفاده از تن پوش های رنگی، تنوع پیدا كرده و شكل های متفاوتی به آن می دادند.<br>در بین آراستنی ها هر چه اهمیت پیدا می كرد شكلی به آن داده شده و در قسمت های مختلف بدن مورد استفاده قرار می گرفت. از استخوان حیواناتی كه صید می شدند و تأمین كننده غذا بودند تا گیاهان و سنگ ها و... در تزیین بدن استفاده می شد.<br>تحقیقات باستان شناسی حاكی از آن است كه نخستین زیورهای مورد استفاده بشر دندان ها و پنجه های حیواناتی بوده كه صید می كرده است. این قطعه های كشف شده با یك رشته لیف طبیعی به هم متصل می شدند و تشكیل مجموعه ای بدیع را می دادند كه بسیار زیبا جلوه می كردند.</p><p style="text-align: justify;">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<a title="تاریخچه استفاده از زیور آلات,قدیمی ترین زیورآلات" href="http://www.beytoote.com/art/negah-gozashte/ornaments2-ancient-iran.html" target="_blank"><img title="تاریخچه استفاده از زیور آلات,قدیمی ترین زیورآلات" alt="تاریخچه استفاده از زیور آلات,قدیمی ترین زیورآلات" src="http://www.beytoote.com/images/stories/economic/hhe873.jpg"></a>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </p><p style="text-align: justify;"><span style="color: rgb(128, 0, 128);"><strong><span style="font-size: 8pt;">قدیمی ترین زیورآلاتی كه توسط انسان مورد استفاده قرار می گرفته صدفهایی است كه به صورت مصنوعی در آنها سوراخ هایی ایجاد شده است و در غارواقع در شرق مراكش یافت شده است. تاریخ دقیق این صدف ها هنوز مشخص نیست؛ اما به گفته باستان شناسان این صدف های سوراخ شده احتمالا مربوط به 110 هزار سال قبل است.</span></strong></span><br>پیش از این قدیمی ترین زیورآلات انسان كه به دست آمده بود 82 هزار سال قدمت داشته است. این در حالی است كه قدیمی ترین زیورآلاتی كه تاریخ دقیق آنها تعیین شده است مربوط به 41 صدف سوراخ شده با قدمت 72 هزار سال هستند.<br>هزاران سال زندگی با سنگ و شكل دادن قطعات سنگی به انسان آموخته بود مقاومت سنگها متفاوت است. شاید سرسختی در انواع سنگ ها بیشتر توجه انسان را به خود جلب می كرد و به دلیل این نگرش انسان به طبیعت، همراه داشتن این قطعات سرسخت را یاوری برای مقاومت خود در برابر ناملایمات طبیعت می دانست. با شناخت تفاوت در مقاومت و پایداری و حرارت دادن این قطعات فلزات كشف شدند و در این میان شناخت فلزات كمك بزرگی برای تغییر رویه زندگی بشر داشت.<br>با پیدایش زیورهای فلزی و به كارگیری طلا، نقره و سنگ های قیمتی، این زیورها بیشتر در ساخت گردنبندها و تاج های سلطنتی، دستبند ها، ادوات جنگی پادشاهان، لباس ها و نیم تاج های زنانه برای بزرگان مورد استفاده قرار گرفت.<br>فرهنگ و تمدن ماد را می توان پیشگام سبك های هنری دانست، با تشكیل امپراطوری هخامنشی، روند نزدیكی فرهنگ ها و تمدن های شرق باستان به نقطه عطف خود رسید<br>همانند روزگار معاصر طلا، جواهرات و زیورآلات مختلف در روزگاران گذشته بیشتر به منظور كسب حیثیت و اعتبار اجتماعی، ارضای نیازهای روحی و غریزی، تزیین اندام های مختلف بدن و انجام مراسم مذهبی مورد استفاده قرار می گرفته است.<br>از بررسی نقاشی هایی كه قدمت آنها به ده ها هزار سال قبل می رسد و انسان های نخستین بر روی دیوارهای غارها ترسیم كرده اند معلوم می شود كه آنها زیورآلات را به كار می برده اند، زیرا در این نقاشی ها افراد با اشیائی مانند گردنبند و دستبند آراسته شده اند.<br>در ایران باستان لباس یک ایرانی متشخص، مزیّن به گردن بند و بازوبند بوده و فرد، دشنه ای نیز در زیر لباس به همراه داشته است. مردها گردن بندی برگردن داشتند که عموماً از جنس فلز بوده است. دست بندهایی نیز استفاده می شد، مثلاً با نقش دو شیر در حال بلعیدن دو قوچ، یا دو پرنده شکاری اما ساخت زیورآلات در ایران از دوره مادها و از هزاره دوم پیش از میلاد مرسوم و متداول بوده است.</p> text/html 2015-06-12T07:00:22+01:00 persipasargad.mihanblog.com سیاوش چرا ایرانیان باستان آناهیتا را می‌پرستیدند؟ http://persipasargad.mihanblog.com/post/134 <p> &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<img title="آناهیتا,ایران باستان,آب" style="width: 302px; height: 201px;" alt="آناهیتا,ایران باستان,آب" src="http://www.beytoote.com/images/stories/economic/hhe1619-1.jpg">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</p><p>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;ایران از نظر جغرافیایی و آب و هوایی در منطقه‌ای واقع شده است که خشک بوده و همیشه با مشکل کم‌آبی و خشکسالی روبه رو شده است. سدهای قدیمی و آثار باقی مانده از شبکه‌های آبیاری و قنات‌ها، نشان می‌دهد که مردم ایران زمین همواره در صدد مقابله با بی‌آبی بوده‌اند. مشکل کمبود آب و وجود بیابان‌های خشک موجب حرمت گذاشتن مردم به آب شد، این اعتقاد تا همین امروز ادامه دارد.</p><p style="text-align: justify;">&nbsp;</p><p style="text-align: justify;">ایرانیان، آب را مظهر روشنایی و نماد پاکی می‌دانند و کاربرد این اعتقاد را ما در آداب و رسوم مردم هم می‌بینیم. چنانچه، هنگام سفر رفتن مسافران، به دنبال آن‌ها، آب می‌پاشند. این علاقه‌مندی به آب حتی در خانه‌های ایرانیان هم دیده می‌شود. در ایران قدیم همه‌ی خانه‌ها حوض‌های داشتند که غالبا با کاشی‌های آبی فیروزه‌ای پوشیده شده بودند. از حوض و استخر در باغ‌ها و خانه‌های ایرانی عموما به عنوان ذخیره‌ای برای آب دادن به گیاهان و حیاط و ایوان‌ استفاده می‌کردند.</p><p style="text-align: justify;">&nbsp;</p><p style="text-align: justify;">مرحوم پیرنیا در مورد شکل حوض‌ها نوشته است: این حوض‌ها در شکل‌های شش ضلعی، دوازده ضلعی، مستطیل با تناسب طلایی بوده‌اند و در بعضی شهرها مثل شیراز حوض‌ها را گرد می‌ساختند. علاوه بر این حوضخانه‌ها، بویژه در شهری بیابانی مانند کاشان در ارتباط انسان با آب و تلطیف شرایط سخت طبیعی، نقشی شایان توجه ایفا می‌کردند.</p><p style="text-align: justify;"><br><span style="color: rgb(128, 0, 128);"><strong>چرا ایرانیان باستان آناهیتا را می‌پرستیدند؟</strong></span><br>در معماری ایرانی علاوه بر اینکه فضاهای معماری مانند خانه و مسجد و حسینیه و بازار هریک به نحوی با آب ارتباط داشته است. برخی عناصر معماری نیز اختصاصاً برای نگهداری و توزیع و مصرف آب به وجود ‌آمده است که ذوق و هنر ایرانی تجلی زیبا و دلپذیر و پرمعنای خویش را در آن به نمایش بگذارد. از جمله مهمترین این عناصر می‌توان به آب انبارها، آسیاب‌ها، سقاخانه‌ها، پل‌ها و قنات‌ها اشاره کرد.</p><p style="text-align: justify;"><br>سقاخانه‌ها همواره نماد و یادآور عزت و هویت و آزادگی و عدالت‌خواهی وایثار، جوانمردی، و مروت ایرانیان بوده است و هویت دینی و فرهنگی و ملی و حماسی یک ملت را در خود دارد. سقاخانه‌ها معمولا در مرکز محلات و در جوار حسینیه‌ها و تکایا و در مسیر گذرهای اصلی تشنگان را سیراب می‌کردند و تاریخ حماسی و ارزش‌هایی جاودان را در خاطره‌ها زنده می‌کردند.</p><p style="text-align: justify;"><br><span style="color: rgb(128, 0, 128);"><strong>گرمابه‌های ایرانی در زمان اردشیر</strong></span><br>آب انبار یکی دیگر از جلوه‌های اهمیت دادن مردم ما به آب است. نقش حیاتی آب انبارها در بافت شهرها، بویژه در شهرهای حاشیه‌ی کویر و منطقه‌های کم آب ایران و تکامل طرح و شیوه‌ی ساختمان و بعد هنری و تزییناتی آن‌ها در دوران اسلامی قابل توجه است. به گونه‌ای که می‌توان برخی از نمونه‌های این پدیده معماری را از لحاظ ارزش‌های هنری، فرهنگی، فنی و تاریخی همسنگ برخی مساجد بزرگ، کوشک‌ها، مقابر و دیگر آثار هنری معماری ایران اسلامی معرفی کرد.</p><p style="text-align: justify;"><br>گرمابه‌ها که نمونه‌هایی از آن‌ها، 1500 تا 2000 سال قدمت دارند هم نمایانگر جایگاه آب در فرهنگ ملی ما و میل مردم ما به پاکیزگی است. گرمابه‌های ایرانی، ساختمان‌هایی گرم با ظرفی بزرگ به نام (آبزن) بوده‌اند. و چون مردم ایران آب را مقدس می‌شمردند و نمی‌خواستند آن را آلوده کنند، آب استفاده شده را بعد از استحمام روی زمین و یا به آسمان میپاشیدند و آن را وارد آب پاک نمی‌کردند. آبزن از زمان‌های کهن در ایران زمین وجود داشته است، چنانچه در نقل‌هایی که از اردشیر بابکان می‌شود مشخص است که در زمان او هم از از آبزن استفاده شده است.</p><p style="text-align: justify;"><br>کاریز یا قنات، یکی از روش‌های ابداعی ایرانیانان برای بدست آوردن آب محسوب می‌شود. قنات با کندن چاه‌های متعددی از دامنه‌ی کوهستان تا دشت و متصل کردن آن‌ها به یکدیگر به وجود می‌آید و از این طریق آب به صورت دایمی جریان پیدا می‌کند. یکی از کارکردهای قنات این بوده است که آب را زیر زمین جاری کند چون که آب در جریان روی زمین با تابش مستقیم آفتاب ممکن بود بخار شود. پس از زلزله‌ی بم باستان‌شناسان، قدیمی‌ترین شبکه‌ی قنات جهان را با قدمتی بیش از دو هزار سال در آن منطقه کشف کرده‌اند.</p><p style="text-align: justify;"><br>&nbsp;</p> text/html 2015-06-12T06:54:58+01:00 persipasargad.mihanblog.com سیاوش تاریخچه و مفهوم فروهر نشان ملی ایرانیان http://persipasargad.mihanblog.com/post/133 <p> &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <img title="نشان فروهر نماد ملی و باستانی ایرانیان" style="width: 480px; height: 308px;" alt="فروهر,نشان فروهر،نماد فروهر" src="http://www.beytoote.com/images/stories/economic/faravahar-symbol-gh013.jpg"></p><p class="MsoNormal" style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL"><span style="color: rgb(255, 0, 255);">نشان فروهر چیست؟</span></p><p class="MsoNormal" style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL">تقریبا همه ی ما نام <strong>"فروهر"</strong> به گوشمان خورده، حتی خیلی از ما نشان فروهر را به گردن انداخته، از تندیس و یا تصویر آن در منزل یا محل کار خود استفاده میکنیم، اما اطلاعات زیادی درباره ی تاریخچه ی فروهر نداشته و حتی نمیدانیم این نشان، نماد چیست. فقط همین اندازه میدانیم که این نشان، یک نشان ملی است، و متعلق به ایران باستان و زرتشتیان است.</p><p class="MsoNormal" style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL"><span style="color: rgb(255, 0, 255);">چکیده ی تاریخچه ی فروهر</span></p><p class="MsoNormal" style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL"><strong>"فروهر"</strong> یا "نماد فرکیانی" و یا نام اصلی آن "فره وهر" (Farahvahar) در اصل نام آریایی "روح" در زبان عربی است. بیش از چهار هزار و پانصد سال پیش، زمانی که تقریبا تمام اقوام کره ی زمین سرگرم بت پرستی بودند و تمام وجود انسان را فقط و فقط همین کالبد خاکی و فانی میدانستند، درست در همین زمان، آریاییان باستان اعتقاد داشتند انسان غیر از کالبد خاکی دارای روح بوده و پس از مرگ، این روح از بدن فانی جدا شده و به جای دیگری رفته و به زندگی اش ادامه میدهد، زرتشتیان این منزلگاه پس از مرگ روح را "اختران" می نامیدند.</p><p class="MsoNormal" style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL">نامی که آریایی ها برای آنچه که ما امروز بدان روح میگوییم انتخاب کرده بودند "فره وهر" بود، و قدمت ساخت نشان "فروهر" به بیش از چهار هزار سال پیش بازمی گردد و جالب اینجاست که اعتقاد آریاییان به وجود "فروهر" (روح) به پیش از زایش زرتشت بزرگوار باز میگردد و این خود جای بس افتخار است.</p><p class="MsoNormal" style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL">&nbsp; نگاره های شاهنشاهان هخامنشی در کاخهای پرسپولیس و سنگ نگاره های شاهنشاهان ساسانی همه حکایت از آن دارد.</p><p class="MsoNormal" style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL">به عقیده ی زرتشتیان، "فروهرها" هر ساله در ماه فروردین به زمین آمده و برکات آسمانی با خود می آوردند، و روز سیزدهم فروردین دوباره به آسمان برمیگشتند، پس آریایی ها شب آخرین چهارشنبه ی سال را به بالای تپه ها رفته و با روشن کردن آتش مراسم باشکوهی را برگزار میکردند و به استقبال "فره وهرها" میرفتند (چهارشنبه سوری)، سپس در روز سیزدهم فروردین برای بدرقه ی فروهرها به دشتها رفته و جشن برپا میکردند (سیزده بدر).</p><p class="MsoNormal" style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL">اکنون که بطور خلاصه دانستیم "فروهر" چیست، به توضیحات اندکی در مورد مفهوم این نشان زرتشتی میپردازیم.</p><p class="MsoNormal" style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL"><span style="color: rgb(255, 0, 255);">مفهوم نشان فروهر</span></p><p class="MsoNormal" style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL">نکته بسیار شگفت انگیز درباره ی این نشان ملی ما ایرانیان آن است که ذره ذره ی این نشان دارای مفهوم و دانشی نهفته است. اینک به تشریح آرم فروهر می پردازیم:</p><p class="MsoNormal" style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL"><span style="color: rgb(51, 51, 153);">چهره ی پیرمرد</span></p><p class="MsoNormal" style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL">قرار دادن چهره یک پیرمرد سالخورده در آرم فروهر اشاره به شخص نیکوکار و یکتا پرستی دارد که رفتار و ظاهر مرتب و پسندیده اش سرمشق و الگوی دیگر مردمان بوده است و دیگران تجربیات وی را ارج می نهادند. بنابراین قرار دادن چهره ی یک پیرمرد به عنوان سر نگاره نشان از خرد و تجربه ی پیرمرد دارد.</p><p class="MsoNormal" style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL"><span style="color: rgb(51, 51, 153);">دست راست پیرمرد در نشان فروهر</span></p><p class="MsoNormal" style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL">دست راست نگاره به سوی آسمان دراز شده است که اشاره به ستایش و پرستش "دادار هستی اهورا مزدا" خدای واحد ایرانیان دارد، که زرتشت در 4000 سال پیش آن را به جهان هدیه نمود، و عجیب آنجاست که پیش از زرتشت، آریاییان به وجود "فروهر" (روح) و "اهورا مزدا" (خدا) اعتقاد داشته اند.</p><p class="MsoNormal" style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL"><span style="color: rgb(51, 51, 153);">حلقه ای که در دست چپ پیرمرد است</span></p><p class="MsoNormal" style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL">در دست چپ فروهر چنبره ای (حلقه ای) وجود دارد که نشان از عهد و پیمانی است که بین انسان و اهورامزدا بسته میشود و انسان باید خدای واحد را ستایش کند و همیشه در همه امور وی را ناظر بر کارهای خود بداند.</p><p class="MsoNormal" style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL">مورخین حلقه های ازدواجی که بین جوانان رد و بدل می شود را برگرفته شده از همین چنبره فروهر میدانند و آن را یک سنت ایرانی میدانند که به جهان صادر شده است. زیرا زن و شوهر نیز با دادن چنبره (حلقه) به یکدیگر پیمانی را با هم امضا نموده اند که همیشه به یکدیگر وفادار بمانند.</p><p class="MsoNormal" style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL"><span style="color: rgb(51, 51, 153);">بالهای نشان فروهر</span></p><p class="MsoNormal" style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL">بالهای کشیده شده در دو طرف نگاره اشاره به تندیس پرواز به سوی پیشرفت و ترقی در میان انسانهاست و در نهایت امر رسیدن به اهورا مزدا دادار هستی خدای واحد ایرانیان است.</p><p class="MsoNormal" style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL"><span style="color: rgb(51, 51, 153);">سه ردیف پر بر روی بالهای فروهر</span></p><p class="MsoNormal" style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL">سه قسمتی که روی بالها به صورت طبقه بندی شده قرار گرفته است اشاره به سه دستور جاودانه پیر خرد و دانش جهان "اشو زرتشت" دارد که بعدها به نشان اضافه شد که بی شک میتوان گفت تا میلیونها سال دیگر تا جهان در جهان باقی باشد این سه فرمان پابرجاست و همیشه الگو و راهنمای مردمان جهان است.</p><p class="MsoNormal" style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL">این سه فرمان که روی بالهای نماد اهورامزدا نقش بسته شده همان کردار نیک، گفتار نیک و پندار نیک ایرانیان است. بالهای "فروهر" برای پرواز، پیشرفت و تعالی انسان به سوی اهورامزدا از این سه ردیف پر تشکیل شده و بالهای انسان تنها با حمایت این سه ردیف پر (کردارنیک، گفتارنیک، پندارنیک) توانایی پرواز و پیشرفت را دارد.</p><p class="MsoNormal" style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL"><span style="color: rgb(51, 51, 153);">حلقه ای که کمر پیرمرد را دربرگرفته است</span></p><p class="MsoNormal" style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL">در میان کمر پیرمرد ایرانی در آرم فروهر یک چنبره (حلقه) بزرگ دیده می شود که اشاره به "دایره روزگار" و جهان هستی دارد که انسان در این میان قرار گرفته است و مردمان موظف شده اند در میان این چنبره روزگار روشی را برای زندگی برگزینند که پس از مرگ روحشان شاد و قرین رحمت و آمرزش الهی قرار بگیرد.</p><p class="MsoNormal" style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL"><span style="color: rgb(51, 51, 153);">دو سر حلقه که به پایین آویزان گشته است</span></p><p class="MsoNormal" style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL">در نماد فروهر دو رشته از چنبره (حلقه) به راست (خیر) و چپ (شر) کشیده شده است که نشان از دو عنصر باستانی ایران دارد. یکی سوی راست و دیگری سوی چپ. نخست " سپنته مینو" که همان نیروی الهی اهورامزدا است و دیگری "انگره مینو" که نشان از نیروی شر و اهریمنی است.</p><p class="MsoNormal" style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL">انسان در میان دو نیروی خیر و شر قرار گرفته است که با کوچکترین لرزشی به تباهی کشیده می شود و نابود خواهد شد. پس اگر از کردار نیک، گفتار نیک، پندار نیک پیروی کند همیشه نیروی سپنته مینو در کنار وی خواهد بود و او به کمال خواهد رسید و هم در این دنیا نیک زندگی خواهد کرد و هم در دنیای پسین روحش شاد و آمرزیده خواهد بود.</p><p class="MsoNormal" style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL"><span style="color: rgb(51, 51, 153);">قسمت دم که سه ردیف پر دارد</span></p><p class="MsoNormal" style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL">قسمت دم نشان فروهر نیز همانند قسمت بالها به سه ردیف پر تقسیم شده. انتهای لباس پیرمرد سالخورده باستانی ایران به صورت سه طبقه بنا گذاشته شده است که اشاره به کردار نیک، گفتار نیک و پندار نیک دارد.</p><p class="MsoNormal" style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL">پس تنها و زیباترین راه و روش نیک زندگی کردن و به کمال رسیدن از دید "اشو زرتشت" همین سه فرمان است که دیده می شود امروز جهان تنها راه و روش انسان بودن را که همان پندارهای زرتشت بوده است، برای خود برگزیده است و خرافات و عقاید پوچ را به دور ریخته است.</p><p class="MsoNormal" style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL"><span style="color: rgb(153, 153, 153);">منبع: 1doost.com</span></p><p><br></p> text/html 2015-06-12T06:51:35+01:00 persipasargad.mihanblog.com سیاوش ایرانیان باستان چگونه ازدواج می کردند http://persipasargad.mihanblog.com/post/132 <p> &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<img title="ازدواج,ازدواج در ایران باستان,چگونگی ازدواج در ایران باستان" style="width: 200px; height: 233px;" alt="ازدواج,ازدواج در ایران باستان,چگونگی ازدواج در ایران باستان" src="http://www.beytoote.com/images/stories/economic/hhe1811.jpg">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </p><p>خانواده که امروز نیز از مقدس‌ترین نهادهای اجتماعی به شمار می‌رود، همواره در این سرزمین از اهمیت والایی برخوردار بوده است. تا بدان ‌جا که در اعتقادات ایرانی تشکیل خانواده به صورت تکلیفی دینی در آمده است.<br>در آن زمان که زن‌ربایی و حتی خرید زن در میان بسیاری از ملل و اقوام هند و اروپایی معمول و متداول بود، ازدواج ایرانی در سایه نظم و نسقی که آیین زرتشت آورده بود، نتیجه عقد بود.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </p><p style="text-align: justify;">وجود ایزد بانوانی چون آناهیتا و اشی و نقش آنان در تفکرات ایرانی اهمیت خانواده را بیشتر می‌نمایاند.<br>آناهیتا با صفات نیرومندی، زیبایی و خردمندی، به صورت ایزد بانوی عشق و باروری نیز در می‌آید، زیرا چشمه حیات از وجود او می‌جوشد و بدین گونه «مادر خدا»‌ نیز می‌شود. و اشی نماد توانگری و بخشش، ایزد بانویی است که پیشرفت و آسایش به خانه‌ها می‌برد و خرد و خواسته می‌بخشد.</p><p style="text-align: justify;">&nbsp;</p><p style="text-align: justify;">به نظر ایرانیان، ازدواج نتیجه تراضی زن و مرد بود و این ازدواج در آن واحد معنی مذهبی و اجتماعی داشت. زندگی زناشویی و خانواده از لحاظ اجتماعی نیز از اهمیت والایی برخوردار بود تا بدان‌جا که در زمان ساسانیان، شاهنشاهان، به عنوان نمایندگان راستین اهورامزدا در روی زمین از ازدواج مردم حمایت می‌کردند.<br>دولت هر سال برای عده زیادی از دوشیزگان نیازمند جهاز فراهم می‌آورد و دختران بی‌صاحب و بی‌جهاز را به خرج خود شوهر می‌داد و در انجام دادن این گونه نیکوکاری‌ها خسرو انوشیروان سرآمد دیگر پادشاهان ساسانی بود.</p><p style="text-align: justify;"><br>ایرانیان آن‌چنان به خانواده اهمیت می‌دادند که از مشاغلی که مستلزم تجرد بود یا از زندگی حادثه جویانه که مردان را مدتی دراز از کانون خانواده دور نگه می‌داشت، مانند دریانوردی و بازرگانی، خوش‌شان نمی‌آمد.حتی سربازان ایرانی همه زن داشتند و دلبسته اجاق‌های خانوادگی خود بودند و هر سال، جز چند ماهی خدمت به شاه مملکت دینی به گردن نداشتند. خانواده از چنان بنیان محکمی‌ برخوردار بود که حتی بچه‌دار نشدن و نازایی زن دلیلی بر برهم خوردن پیمان زناشویی نبود. زرتشتیان در این گونه موارد به راحتی بچه‌ای را به فرزندی می‌پذیرفتند.</p><p style="text-align: justify;">&nbsp;</p><p style="text-align: justify;"><strong>اقسام ازدواج در ایران باستان</strong> <br>در مورد انواع پیوند زناشویی در ایران باستان گفتنی است که زن و مرد به 5 صورت و تحت عناوین پادشاه زن- چاکر زن- ایوک زن- ستر زن- خودسر زن پیوند زناشویی می‌بستند که هر یک جداگانه به شرح زیر است:<br><span style="color: rgb(185, 9, 80);"><strong>1- پادشاه زن :</strong></span> این نوع ازدواج به حالتی گفته می‌شد که دختری پس از رسیدن به سن بلوغ با موافقت پدر و مادر خود با پسری ازدواج می‌کرد و پادشاه زن از کاملترین حقوق و مزایای زناشویی برخوردار بود و کلا" همه دخترانی که برای نخستین بار و با رضایت پدر و مادر ازدواج می‌کردند، پیوند زناشویی آنان تحت عنوان پادشاه زن ثبت می‌شد..</p><p style="text-align: justify;"><br><span style="color: rgb(185, 9, 80);"><strong>2- چاکر زن :</strong></span> این نوع ازدواج به حالتی اطلاق می‌شد که زنی بیوه به عقد و ازدواج با مرد دیگری در می‌آمد. این زن با زندگی در خانه شوهر دوم خود حقوق و مزایای پادشاه زن را در سراسر زندگی مشترک دارا بود، ولی پس از مرگ آیین کفن و دفن و سایر مراسم مذهبی اش تا سی روزه توسط شوهر دوم یا بستگانش برگزار می‌شد. ولی هزینه های مراسم بعد از سی روزه به عهده بستگان شوهر اولش بود، چون معتقد بودند در دنیای دیگر این زن از آن نخستین شوهر خود خواهد بود و به همین علت پیوند دوم او تحت عنوان چاکر زن یاد می‌شد.<br>حال برای برخی ناآگاهان پیوند زناشویی از نوع چاکر زن را اختیار کردن زن صیغه ای توسط پدران ما در گذشته قلمداد کرده و پادشاه زن را زن عقدی بیان می‌کنند که صحت ندارد.</p> text/html 2015-06-12T06:48:52+01:00 persipasargad.mihanblog.com سیاوش وقایع عصر حجر در ایران http://persipasargad.mihanblog.com/post/131 <p> انسان ها از اواخر دوران پارینه سنگی قدیم در فلات ایران ساکن شده اند. دوره پارینه سنگی قدیم از حدود 200000 تا 2500000 سال قبل را در بر می گیرد. شواهد حضور انسان در این دوران با انجام کشفیات در غار دربندرشی گیلان به دست آمده که تاریخ سکونت در ایران را به 200000 سال قبل می رساند. انسان‌های اواخر دوره پارینه ‌سنگی قدیم ایران از غار دربند برای سکونت کوتاه‌ مدت استفاده می‌کردند و سنگ‌ های آذرین و چخماق را برای ساخت ابزارهای سنگی همچون خراشنده و درفش مورد استفاده قرار می دادند.</p><p>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<img title="عصر حجر, ایران در عصر حجر, وقایع عصر حجر در ایران" style="width: 300px; height: 200px;" alt="عصر حجر, ایران در عصر حجر, وقایع عصر حجر در ایران" src="http://www.beytoote.com/images/stories/economic/hhe1847.jpg"></p><div align="left"></div><p>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</p><p style="text-align: justify;">غارهایی که انسان‌های پارینه سنگی 200 تا 300 هزار سال پیش انتخاب می‌کردند درب ورودی خاصی داشت و رو به شرق قرار داشت تا هم از گرمای آفتاب استفاده کنند و هم در فصل زمستان آثار یخبندان به داخل غار نفوذ پیدا نکند.<br>شواهدی که حاکی از حضور انسان در فلات ایران در دوره پارینه سنگی میانه است مربوط به چند غار و پناهگاه صخره ای، بیشتر در کوه های زاگرس در غرب ایران است. دوره پارینه سنگی میانه با عصر موستری (دوره صنایع ساخت ابزار سنگی در 100000 سال قبل از میلاد) همزمان است.</p><p style="text-align: justify;">&nbsp;</p><p style="text-align: justify;">سطح اقتصادی و اجتماعی مرتبط با صنعت موستری نسبتاً کوچک است. در این دوران انسان های ساکن ایران با سفر از جایی به جایی دیگر به شکار می پرداختند و به صورت گروه های جمع آوری غذا حرکت می کردند. در این دوران به طور کلی هنوز چشم انداز برای سکونت بسیار اندک بود. به دنبال عصر موستری صنعت سنگ چخماق پالئوتیک جدیدتر به وجود می آید که ممکن است از 36000 قبل از میلاد شروع شده باشد.</p><p style="text-align: justify;">&nbsp;</p><p style="text-align: justify;"><span style="color: rgb(128, 0, 0);"><strong>عصر نوسنگی&nbsp; یا دوره روستای اولیه</strong></span><br>عصر نوسنگی با رشد کشاورزی و آبیاری همراه است. چراکه در عصر نوسنگی دما و بارندگی برای کشاورزی مناسب می شود. عصر نوسنگی در ایران از حدود 8000 سال پیش از میلاد آغاز شد و حدود 5500 سال پیش از میلاد به پایان رسید. مشخصه این عصر در ایران رشد سکونت گاه های کوچکی است که در آنها 50-100 نفر ساکن می شوند. این افراد یا در خانه های ساخته شده از آجر نپخته و یا چادر و یا سرپناه هایی از علف زندگی می کردند. حفاری های بیشتری برای شناخت تفاوت طبقات، شکل معابد و دیگر سازه های خاص آن زمان مورد نیاز است.</p><p style="text-align: justify;">&nbsp;</p><p style="text-align: justify;">دوره نوسنگی اولیه (8000-7300 قبل از میلاد) زمان شروع استفاده از سفال بوده است. انسان ها در این دوران استفاده از خاک رس برای ساخت سفال را شروع کردند و این در نتیجه آشنا شدن آنها با کشاورزی و توسعه روستاها بوده است.</p><p style="text-align: justify;">ابزار دوره نوسنگی بیشتر از جنس سنگ چخماق، چوب و یا بافت های گیاهی بوده. اشکالی از گوسفند، گاو، سگ، خوک و انسان ها که از خاک رس درست می شده اند هم کشف شده اند. دستبندها و آویزها هم اغلب به وسیله ساکنان روستاها مورد استفاده قرار می گرفته است.</p><p style="text-align: justify;">&nbsp;</p><p style="text-align: justify;">در این دوران ابزاری برای برداشت محصولات کشاورزی، قصابی، چرم کاری و دیگر چیزها از سنگ چخماق ساخته شد. در حالی که سنگ های آسیاب، هاون و دسته هاون از سنگ آهک ساخته می شد. مس خالص بومی فلات مرکزی ایران هم برای ساخت مهره و سنجاق چکش کاری شد مورد استفاده قرار گرفت.<br><span style="color: rgb(128, 128, 128);">منبع : www.020.ir</span></p> text/html 2014-03-12T15:09:27+01:00 persipasargad.mihanblog.com سیاوش ایرانیان باستان و فناوری نانو http://persipasargad.mihanblog.com/post/130 <p style="text-align: justify;" dir="rtl"><br></p><p style="text-align: justify;" dir="rtl">مدیر مرکز مشاوره و توسعه نانوتکنولو‍ژی ایتالیا گفت:‌ بر اساس بررسی های به&nbsp;عمل آمده ایرانیان باستان در زمان هخامنشینان اولین کسانی بودند که به فناوری نانو&nbsp;دست یافتند.</p><p style="text-align: justify;" dir="rtl">به گزارش خبرنگار مهر در اصفهان، ایمان مرادی در همایش&nbsp;تازه های نانو در عرصه تولید و تجارت بین الملل افزود: بر اساس آخرین بررسی هایی که&nbsp;انجام داده به این نتیجه رسیده ایم که ایرانیان باستان در حدود دو هزار و 530 سال&nbsp;پیش توانستد به فناوری نانو دست یابند این در حالی است که پیش از این بیان شده بود در رم باستان حدود یک&nbsp;هزار و 600سال پیش این فنآوری مورد استفاده قرار گرفته است.</p><p style="text-align: justify;" dir="rtl">مدیر مرکز مشاوره و توسعه نانوتکنولو‍ژی ایتالیا در خصوص بررسی های که اخیرا به&nbsp;نتیجه رسیده است به اولین سکه ای که در تاریخ ضرب شده است اشاره کرد و افزود: این&nbsp;سکه با نام "دریک" در امپراطوری ایران ضرب و با 95 درصد طلا و پنج درصد نقره بود که&nbsp;دولت و امپراطوری ایران اجازه ضرب این سکه را مشروط بر این که درصد طلا و نقره آن&nbsp;تغییر نکند، به دیگر کشورها داد.&nbsp;مرادی اظهار داشت: از سوی دیگر با بررسی کتاب های تاریخی به این نتیجه می رسیم که&nbsp;در ایران طلایی وجود داشته است با نام "زر سرخ" که سکه با آن ضرب می شد و ضرب این&nbsp;سکه نیز باید به طور قطع همان ویژگی 95 درصد طلا و پنج درصد نقره را داشته باشد،&nbsp;این در حالیست که این طلا نمی تواند سرخ باشد مگر اینکه آنها برای انجام این امر از&nbsp;فناوری نانو استفاده می کردند.&nbsp;وی تصریح کرد: اولین کسانی که این فناوری را انجام داده اند از شهر نیشابور بوده&nbsp;اند و به دلیل اینکه رنگ سرخ مقدس بود برای ایرانیان این طلا از ارزش زیادی&nbsp;برخوردار شد.&nbsp;&nbsp;</p><p style="text-align: justify;" dir="rtl">همچنین پژوهشگران سازمان انرژی اتمی ایران و محققان ایتالیا با کشف نانو ذرات نقره و مس در لعاب کاشی‌های قرن چهارم و هفتم، به کاربرد تکنو لوژی نانو در کاشی‌های زرین‌فام و اثرات کروماتیکی آن پی بردند. مطالعات آزمایشگاهی پژوهشگران روی نمونه‌هایی از کاشی‌های زرین‌فام ایرانی منجر به کشف کاربرد تکنولوژی نانو در ترکیبات موجود در لعاب تزئینی این کاشی‌ها شد.</p><p style="text-align: justify;" dir="rtl">همچنین تیم مشترک پژوهشگران سازمان انرژی اتمی ایران و محققان ایتالیا با کشف نانو ذرات نقره و مس در لعاب کاشی‌های قرن چهارم و هفتم، به کاربرد تکنولوژی نانو در کاشی‌های زرین‌فام و اثرات کروماتیکی آن پی بردند.&nbsp;&nbsp;در جریان مطالعات آزمایشگاهی گسترده‌ای که توسط تیمی از پژوهشگران سازمان انرژی اتمی کشور و پژوهشگران ایتالیایی روی نمونه‌هایی از کاشی‌های زرین‌فام ایرانی صورت گرفت، این محققان موفق به کشف کاربرد تکنولوژی نانو درترکیبات موجود در لعاب تزئینی این کاشی‌ها شدند. مهندس پروین اولیایی، عضو هیات علمی سازمان انرژی اتمی و از اعضای هیات پژوهشی فعال در این تیم تحقیقاتی گفت:</p><p style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;«در جریان شرکت در یک کارگاه علمی- بین‌المللی که در دانشگاه پروژ‌ای ایتالیا برگزار شد، متوجه علاقه محققان و محافل علمی جهان به این کاشی و شناخت ترکیبات موجود در لعاب آن شدیم. از این رو پس از بازگشت به کشور، این موضوع به طور مستقل توسط یک تیم چهار نفره در سازمان انرژی اتمی ایران مورد مطالعه و بررسی‌های آزمایشگاهی قرار گرفت.»</p><p style="text-align: justify;" dir="rtl">وی درباره آزمایش‌های انجام شده روی لعاب این کاشی‌ها گفت: «با دستیابی به تکه‌هایی از این کاشی، نمونه‌هایی از آن در آزمایشگاه واندوگرافت با روش&nbsp;Pixe&nbsp;مورد آنالیز عنصری قرار گرفت.»&nbsp;<br>در این روش نمونه‌هایی از کاشی در معرض تشعشات پروتون قرار گرفته و از طریق تابش پروتون‌هایی با انرژی 2 مگا الکترون، آنالیز عنصری انجام و عناصر تشکیل دهنده این لعاب‌ها، مشخص می‌شود.</p><p style="text-align: justify;" dir="rtl">مهندس «اولیایی» در ادامه به همکاری پژوهشگران ایتالیایی در این برنامه تحقیقاتی اشاره کرد و افزود: «با توجه به عدم دسترسی به دستگاه سیتکروترون (دستگاه‌های شتاب دهنده ذرات اتم) در ایران، نمونه‌های مورد بررسی به دانشگاه پروژای ایتالیا ارسال شد و در حضور محققان ایرانی، با روش طیف‌نگاری&nbsp;EXASS&nbsp;مورد آزمایشات دقیق قرار گرفت.»</p><p style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</p><p style="text-align: justify;" dir="rtl">به گفته اولیایی طبق&nbsp;آزمایش‌های انجام شده توسط پژوهشگران ایتالیایی، علاوه بر تایید نتایج به دست آمده توسط محققان ایرانی، اثبات شد که تلائلو طلایی در کاشی‌های زرین‌فام، به دلیل استفاده از نانو ذرات نقره و تلائلو سرخ، مربوط به نانو&nbsp;ذرات مس در لعاب کاشی است، که در نهایت سبب پیدایش اثرات&nbsp;کروماتیکی مختلف در این سفال‌ها شده است.</p><p style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;مهندس اولیایی یادآور شد که هنوز به درستی روشن نیست که ایرانیان چگونه این تکنیک را اجرا می‌کرده‌اند اما کشف خواص برخی&nbsp;مواد در مقیاس نانومتری و استفاده هوشیارانه از آن در تزئینات کاشی قطعی و کاملا بدیهی است.</p> text/html 2014-03-11T13:49:09+01:00 persipasargad.mihanblog.com سیاوش شهر زیر زمینی نوش آباد http://persipasargad.mihanblog.com/post/128 <p style="text-align: justify;">&nbsp;<strong>اویی</strong></p><p style="text-align: justify;" dir="RTL">در‌ ساختار کهن نگاریی چاله سی شهر نوش آباد از بخش‌های شهرستان آران و بیدگل شهری در زیرزمین به نام "اویی" هست که برای همه بازدیدکنندگان شگفت انگیز است.آنچه به نام شهر زیرزمینی نامور است، به راستی ساختارهای فشرده ، پیچیده و گسترده چون دالانهای باریک تودرتو و اتاقهایی با گوشه‌های کوچک است. گردآورد اویی در زیر بافت دیرین و کهن شهر پاگرفته و تا رویه کنونی شهر نیز گسترده شده است. شناسایی این سازه ها به گونه خودبخود و به دست فری که خواست حفر چاه در سرای خود داشت روی داده و برای راه‌یابی به&nbsp; آن، از برای پیدا نشدن درآیگاه بنیادین از آب انباری که نزدیک این شهر زیر زمینی است بهرمندی می شود.</p><p style="text-align: center;" dir="RTL"><img style="width: 500px; height: 300px;" alt="ورودی آب انبار" src="http://bayanbox.ir/id/3279694291844461676?view">&nbsp;&nbsp;</p><p style="text-align: center;" dir="RTL">ورودی آب انبار</p><p style="text-align: center;" dir="RTL"><img style="width: 500px; height: 300px;" alt="سقف آب انبار" src="http://bayanbox.ir/id/2267307824272916138?view"></p><p style="text-align: center;" dir="RTL">سقف آب انبار</p><p style="text-align: justify;" dir="RTL">این گردآور که به روش دست‌کن زیر بافت شهر نوش آباد به روش انباشته ای از چهاردیواری ‌ها، راهروها، چاه‌هاو آبراه های بسیاری در 3 رده برپا شده است بر دیواره‌های آن آثار برخورد لبه چیز تیز دیده می‌شود و با‌ آگاهی ‌به ‌‌‌سختی نهاد زمین این بخش ، باستان‌شناسان این پنداره را گفته‌اند که ابزارهایی که برای کاویدن بکار بسته می‌شده، باید از ژادینی(جنسی) به سانِ الماس برخوردار بوده باشد.<br>گستردگی این شهر از برای پیوستگی میان کوچه ها و پاس‌بانی از جان و دارایی مردم در هنگام آشوبزدگی بوده و در دو رویه ترازی(افقی)‌و ستونی(عمودی) گسترش یافته است. به جز از درآیگاه بنیادین بُلندای همه بخشهای اویی به درازا سرشتین یک آدم و میان 170 تا 180 سانتیمتر است.بر رویه دیوارها و در بازه‌های اندک، جای "پیه سوز" به چشم می خورد که دوری این جایگاه ها از بام 20 سانت می باشد.</p><p style="text-align: justify;" dir="RTL">در دهانه هر چاهک تعدادی قلوه سنگ و یک تخته سنگ به اندازه دریچه چاهک&nbsp;دیده می شود که در مواقع احساس خطر یا ورود هوای آلوده یا دود به طبقات&nbsp;با تخته سنگ دریچه را مسدود&nbsp; کرده و یا اگر دشمن قصد ورود به فضاها را داشته با سنگ‌ها که حکم وسایل و ابزار دفاعی را داشته بر سر مهاجمین می‌کوبیدند.اگر دشمن آتش روشن می کرد آنها با تخته سنگی که در کنار هانه هر چاه آماده بود درب آن را می بستند،در مواقع عادی عادی بعد از عبور از هر چاه دهانه آنرا با سنگی آسیاب شکل که در وسط آن سوراخی تعبیه شده بود می بستند که هم دشمن گول بخورد و هم از آن سوراخ اکسیژن وارد شود.ساختار این راهرو ها به شکل <span dir="LTR">L </span>&nbsp;مانند ساخته شده که هنگام وارد شدن به راهرو آگر آشنایی به آن نداشته باشید گمان میکنید که بن بست است و این هم یکی از راهکار های فریب دشمن بوده.</p><p><font size="2"><a href="http://ahouraa.ir/">تارنمای تخصصی تاریخ ایران</a></font></p><p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">&nbsp;<a href="http://ahouraa.ir/">http://ahouraa.ir</a></font><br></p> text/html 2014-03-11T07:57:53+01:00 persipasargad.mihanblog.com سیاوش اسفندگان(سپندارمذگان) http://persipasargad.mihanblog.com/post/129 <p style="text-align: center;"><a href="http://bayanbox.ir/id/6160269610598957798?view" target="_blank"><img style="width: 348px; height: 492px;" alt="" src="http://bayanbox.ir/id/6160269610598957798?view"></a></p><p><strong>اسفندگان(سپندارمذگان)</strong></p><div><div><p style="text-align: center;"><em><strong>سال‌ها&nbsp;دل&nbsp;طلب&nbsp;جام&nbsp;جم&nbsp;از&nbsp;ما&nbsp;می‌کرد</strong></em></p></div><div><p style="text-align: center;"><em><strong>وان چه&nbsp;خود&nbsp;داشت&nbsp;ز&nbsp;بیگانه&nbsp;تمنا&nbsp;می‌کرد</strong></em></p></div></div><div><div><p style="text-align: center;"><em><strong>گوهری کز&nbsp;صدف کون و مکان بیرون است</strong></em></p></div><div><p style="text-align: center;"><em><strong>طلب&nbsp;از&nbsp;گمشدگان لب دریا&nbsp;می‌کرد</strong></em></p><p style="padding: 0px; text-align: right; line-height: 30px; margin-top: 0px; margin-bottom: 0px;">&nbsp;</p></div></div><p style="text-align: center;">&nbsp;</p><blockquote><p dir="RTL">&nbsp;</p><p dir="RTL"><strong><em>اینک زمین را می‌ستاییم؛</em></strong></p><p dir="RTL"><strong><em>زمینی که ما را در بر گرفته است<span dir="LTR">.</span></em></strong></p><p dir="RTL"><strong><em>ای اَ هوره‌مَزدا<span dir="LTR"> !</span></em></strong></p><p dir="RTL"><strong><em>زنان را می&shy;ستاییم<span dir="LTR">.</span></em></strong></p><p dir="RTL"><strong><em>زنانی را که از آن ِتو به شمار آیند</em></strong></p><p dir="RTL"><strong><em>و از بهترین اَشَه برخوردارند، می‌ستاییم<span dir="LTR">.</span></em></strong></p><p dir="RTL"><strong><em>اوستا - یسنا ۳۸ - بند </em>۱</strong></p></blockquote><p style="text-align: justify;" dir="RTL">&nbsp;</p><p style="text-align: justify;">این جشن نشان از ارزش و جایگاه زن در فرهنگ کهن ایران است. این جشن دیدگاه روشن ایرانیان باستان به زن در زمانی است که او در جهان از جایگاهی برخوردار نبود و به او تنها همچو برده نگاه می کردند.این جشن نمایانگر ارزش والای زن در برابر با مردان و برابر با آنان همچون یک انسان‌می باشد ، نه یک کالا و یا دست آویز گرایش جنسی و بسیار خواهی دَد منشانه . این گونه بود که گروه مردمانی&nbsp; توانستند سده های دراز، جهان را شیفته و گیرای فرهنگ فرهیخته و زیبای خود کنند.</p><p style="text-align: justify;">امروزه نیز زرتشتیان همچنان گذشته این روز را به نام روز زن و روز مادر جشن می گیرند.</p><p style="text-align: justify;"><strong>ریشه واژه</strong></p><p style="text-align: justify;">نام این روز به اوستایی&nbsp; "سپنته ارمئیتی" یا "سپنته ارمتی" است، که واژه ارمئیتی/ارمتی به چم (معنی) فروتنی و فداکاری و پیشوند "سپنته" آن به چم سپند (مقدس) در پارسی است. به این روز در پهلوی "سپندارمذ" گویند.</p><p style="text-align: justify;"><strong>سپندارمذ کیست؟</strong></p><p style="text-align: justify;">سپندارمذ پنجمین امشاسپند در اوستا است و در گاهان از او چون پرورش دهنده آفریدگان یاد می شود و مردم در‌راستای او است که پارسایی می یابند. او ایزد بانوی زمین است و زمین نماد شیدایی است چون با فروتنی، فداکاری و گذشت به همه مهر می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود می پروراند و آرامش می دهد. از همین روی در فرهنگ کهن ایران، سپندارمذ را نماد زمین و گرامی داشت مهر و شیدایی می پنداشتند، چون این دو در کنار هم رنگ پیدا می کردند.امشاسپند سپندارمذ، نگهبان و ایزدبانوی زمین ِسرسبز و نشانی از باروری و زایش است. جشن سپندارمذگان یا اسپندگان، روز گرامیداشت زنان در ایران باستان بوده و این روز به نام «مرد‌گیران» یا «مژدگیران» یا «مزدگیران» (ارمغان گرفتن از مردان) نیز در ادب‌ سار(ادبیات) پارسی به کار رفته است.</p><p style="text-align: justify;"><strong>انگیزه جشن سپندارمذگان</strong></p><p style="text-align: justify;">همسانی زن و مرد در ایران باستان یکی از آیین سپند و جدایی ناپذیر فرهنگ ایران بود. زنان ایران باستان پادشاه، فرمُدار (وزیر)، مهساز (مهندس)‌و سرکرده سپاه می شدند برای نمونه می توان به آرتمیس ، آتوسا ، آذر دخت و ... نام بر. به هر روی این همسانی تنها به کارنامه امپراتوری گذشته ایران بسنده نمی شود ‌و ریشه های کهن فرهنگی داشت. در اوستا، زن از جایگاه بلند و ارجمندی برخوردار است.</p><p style="text-align: justify;"><strong>&nbsp;برای نمونه در اوستا می خوانیم:</strong></p><blockquote><p style="text-align: justify;" dir="RTL">&nbsp;&nbsp;&nbsp; دختران در گزینش همسر آزادند و پدر و مادر نمی توانند دخترانشان را وادار به پیوند با کسی که او دوستش نمی دارد بکنند.</p></blockquote><blockquote><p style="text-align: justify;" dir="RTL">&nbsp;یسنا 53 بند 3: «و تو ای پورو چیست، ای جوان‌ترین دختر زرتشت از کیادان(خاندان) هچت اسپ، من که پدر تو هستم، (جاماسپ) را که یاور دین مزداست از روی راستی و منش پاک به همسری تو برگزیده ام، اینک برو با خردت رایزنی کن و اگر او پسندید، با دل‌دادگی پاک در خویشکاری سپنتای(:مقدس) زناشویی بکوش»</p></blockquote><blockquote><p style="text-align: justify;" dir="RTL">&nbsp; پورو چیست پس از گفتگو با جاماسپ و اندیشیدن ژرف و شناخت، پیوند را می پذیرد و میگوید<em><span dir="LTR">:</span></em></p></blockquote><blockquote><p>&nbsp;یسنا 53 بند 4: «ای پدر، پس از ژرف اندیشی، من جاماسپ را پسندیدم و دوست دارم و با ته دل به او مهر خواهم ورزید و او را همچون شوهر آینده خود مانند پدر و بزرگ تر و راهنمای خود میپذیرم. بشود که مزدا اهورا بخشش نیک اندیشی را همیشه بهره ما سازد.»</p></blockquote><blockquote><p style="text-align: justify;" dir="RTL"><em>سپس اشو زرتشت در جشن اروسی(:عروسی) پوروچیست برای باشندگان به ویژه نو همسران چنین اندرز داد</em><em><span dir="LTR">:</span></em></p></blockquote><blockquote><p style="text-align: justify;" dir="RTL">یسنا 53 بند 5: « ای نو اروسان و دامادان روی سخنم با شماست، به اندرزم گوش دهید و گفتارم را به یاد بسپارید و با‌غیرت‌در پی زندگانی پاک منشی برآیید. هر یک از شما باید در کردار نیک و مهرورزی بر دیگری پیش دستی جوید تا این زندگانی سپند زناشویی را با شادی و خرمی به پایان رسانید.»</p></blockquote><p>این داستان روشن کننده برابری زن و مرد در کهن نگاری چندین هزاره ایران کهن است. خواست بانوان چه تا آن هنگام که در خانه پدری بوده اند چه پس از زناشویی ارجمندی بود و آنان آزاد بودند تا خود راه خود را برگزینند. از همین روی چون در آیین کهن ایران، زن از جایگاه والایی برخوردار بود، ایرانیان باستان این روز را برای بزرگداشت زن، سپندارمذ، ایزد بانوی زمین برگزیدند و جشن سپندارمذگان را هر سال برگزار می کردند. در زمانی که پیرامون ایران زن را برده میدانستند و یا زنده به گور میکردند , و اندک ارزشی برای زن بشمار نمی آوردند.</p><p><font size="2"><a href="http://ahouraa.ir/">تارنمای تخصصی تاریخ ایران</a></font></p><p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">&nbsp;<a href="http://ahouraa.ir/">http://ahouraa.ir</a></font><br></p> text/html 2014-03-10T07:39:35+01:00 persipasargad.mihanblog.com سیاوش چرا سیزده را بعضی از مردم نحس می دانند؟ http://persipasargad.mihanblog.com/post/127 <p style="text-align: justify;"><strong>تاریخچه سیزده بدر</strong></p><p style="text-align: justify;"><strong>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</strong><img width="1" height="395" style="width: 640px; height: 377px;" src="http://www.google.com/url?sa=i&amp;source=images&amp;cd=&amp;docid=FSfz8vgmlyKI0M&amp;tbnid=_kzffk_8qanGZM:&amp;ved=0CAUQjBw&amp;url=http%3A%2F%2Fmultimedia.mehrnews.com%2Foriginal%2F2011%2F06%2F662173.jpg&amp;ei=eW0dU5qJEYTasgaQi4HADQ&amp;psig=AFQjCNFHsbnQDTic6yhEgDbpaowwZu7FgA&amp;ust=1394523897328042"><strong>&nbsp;&nbsp; </strong></p><p style="text-align: justify;">همانطور که پیشینه ی جشن <a title="نوروز" href="http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2.html">نوروز</a> را از زمان جمشید میدانند درباره ی سیزده به در هم روایت هست که :</p><p style="text-align: justify;">جمشید شاه پیشدادی روز سیزده <a title="نوروز" href="http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2.html">نوروز</a> را در صحرای سبز و خرم خیمه و خرگاه بر پا می کند و بارعام می دهد و چندین سال متوالی این کار را انجام می دهد که در نتیجه این مراسم در <a title="ایران" href="http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86.html">ایران</a> زمین به صورت سنت و آیین درمی آید و <a title="ایران" href="http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86.html">ایران</a>یان از آن پس سیزده بدر را بیرون ازخانه در کنار چشمه سارها و دامن طبیعت برگزار می کردند اما برای بررسی دیرینگی جشن سیزده به در از روی منابع مکتوب ، تمامی منابع مربوط به دوران قاجار می باشند و گزارش به برگزاری سیزده به در در فروردین یا صفر داده اند ، از همین رو برخی پژوهشگران پنداشته اند که این جشن بیش از یکی دو سده دیرینگی ندارد. اما با دقت بیشتر در می یابیم که شواهدی برای دیرینگی این جشن وجود دارد دکتر غیاث آبادی پژوهشگرتاریخ وفرهنگ <a title="ایران" href="http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86.html">ایران</a> باستان و باستان ستاره شناس در این باره به گسترش بسیار، تنوع و گوناگونی شیوه های برگزاری این جشن اشاره می کند که بر پایه ی قواعد مردم شناسی و فرهنگ عامه ، هر چقدر دامنه ی گسترش باوری فراخ تر و شیوه های برگزاری آن متفاوت تر باشد ، نشان دهنده ی دیرینگی بیشتر آن است.</p><p style="text-align: justify;">همچنین مراسم مشابه ای که به موجب کتیبه های سومری و بابلی از آن آگاهی داریم، آیین های سال نو در سومر با نام « زگموگ » و در بابل با نام « آکیتو» دوازده روز به درازا می کشیده و در روز سیزدهم جشنی در آغوش طبیعت برگزار می شده.</p><p style="text-align: justify;">بدین ترتیب تصور می شود که سیزده بدر دارای سابقه ای دست کم چهار هزار ساله است.</p><p style="text-align: justify;">دكتر مهرداد بهار در مورد عدد سیزده و روز سیزده بدر نكات جالبی بیان می‌دارد كه از وی نقل قول می‌كنیم. ا و می‌گوید:</p><p style="text-align: justify;">"گاهی از خود می‌پرسیم چرا <a title="نوروز" href="http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2.html">نوروز</a> دوازده روز است و سبب وجود سیزدهم عید چیست؟ چرا كار كردن و پرداختن به امور جاری در این روز نحس است؟ باید گفت زیر تأثیر نجوم بین‌النهرینی ، اساطیر نجومی در ایران شكل می‌گیرد كه بنا بر آن هر یك از دوازده اختر كه خود بر یكی از برج‌های دوازده‌گانه حاكم است ، هزار سال بر جهان حكومت خواهد كرد. از این رو عمر جهان دوازده هزار سال است و در پایان دوازده هزار سال ، آسمان و زمین در هم خواهد شد. محتملاً ، این اسطوره خود نیز ریشه‌ای بابلی دارد و ظاهراً باور بر آن بوده است كه در اصل ، پس از دوازده هزار سال ، آشفتگی آغازین باز می‌گردد. به گمان انسان اعصار كهن آن چه در كیهان بزرگ (هستی) رخ می‌داد ، در كیهان ُخرد (در جهان انسانی) نیز رخ می‌داد ؛ این عقیده ریشه از همانجا دارد كه گفتیم انسان كه تنها قادر به شناخت نسبی خود بود ، جهان را قیاس از خویش می‌گرفت و گمان می‌كرد كیهان بزرگ همچون اوست. با این باور بود ، كه سال دوازده ماهه را را توجیه می‌كردند. طبعا ً عوامل نجومی دیگری چون گردش ماه در این امر و پدید آمدن سا ل دوازده ماهه مؤثر بوده است ، اما توجیه اساطیری سال دوازده ماهه بر اساس عمر دوازده هزارساله‌ی هستی ، بهترین توجیهی به نظر می‌رسید كه در چار چوب اعتقادات كهن می‌گنجید. جشن‌های دوازده روزه‌ی آغاز سال نیز با این سا ل دوازده ماهه و دوره‌ی دوازده هزار ساله‌ی عمر جهان مربوط است. انسان آنچه را در این دوازده روز پیش می‌آمد ، سرنوشت سال خود می‌انگاشت و گمان می‌كرد اگر روز‌های <a title="نوروز" href="http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2.html">نوروز</a>ی به اندوه بگذرد ، همه‌ی سا ل به اندوه خواهد گذشت. بسیاری از این باورها هنوز برجاست ، مختصر آن كه دوازده روز آغاز سال نماد و مظهر همه‌ی سال بود.</p><h2 style="text-align: justify;">چرا سیزه را بعضی از مردم نحس می دانند؟</h2><p style="text-align: justify;">نخست باید به این موضوع توجه داشت که در فرهنگ <a title="ایران" href="http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86.html">ایران</a> هیچ یک از روزهای سال نحس شمرده نشده ، بلکه چنانچه میدانیم هر یک از روزهای هفته و ماه نام هایی زیبا و در ارتباط با یکی از مظاهر طبیعت یا ایزدان و <span style="background-color: rgb(255, 255, 0);">امشاسپندان</span> داشته و دارند ، و روز سیزدهم هر ماه خورشیدی در گاه شماری <a title="ایران" href="http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86.html">ایران</a>ی تیر روز (در زبان اوستایی و پهلوی تشتر یا تیشتر) نام دارد که از آن ِ ایزد تیشتر ، ایزد پدید آورنده ی باران می باشد و نیاکان فرهیخته ی ما از روی خجستگی ، این روز را برای جشن انتخاب کرده اند.</p><p style="text-align: justify;">همچنین هیچ دانشمندی یا هیچ یک از متون کهن از این روز به بدی یاد نکرده بلکه در بیشتر مقالات مکتوب و کتابها ، از سیزدهم <a title="نوروز" href="http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2.html">نوروز</a> با عنوان روزی فرخنده و خجسته نام برده اند.</p><p style="text-align: justify;">برای مثال کتاب « آثار الباقیه » جدولی برای سعد و نحس بودن روز ها دارد که در آن جدول در مقابل روز سیزدهم <a title="نوروز" href="http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2.html">نوروز</a> کلمه ی «سعد» به معنی نیک و فرخنده آورده شده است ، اما پس از حمله ی تازیان و ورود اسلام به <a title="ایران" href="http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86.html">ایران</a> از این رو که اعراب هفت روز در هر ماه را نحس میدانستند و سیزدهم هم جز این روزها بوده ، روز سیزدهم فروردین را هم به اشتباه نحس خواندند.</p><p style="text-align: justify;">بعضی از محققین معتقدند که پس از ورود اسلام به <a title="ایران" href="http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86.html">ایران</a> بعضی از دشمنان حضرت علی (ع) وقتی متوجه محبوبیت ایشان نزد <a title="ایران" href="http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86.html">ایران</a>یان شدند شروع به شایعه پراکنی در مورد نحس بودن عدد سیزده بین مردم کردن که شاید بتوانند به اهداف شیطانی خود برسند ولی هرگز نباید فراموش کنیم که تمام وجود حضرت علی (ع) سرشار از حکمت و رمز و راز الهی برای هدایت ما انسانها می باشد و سالروز تولد آن بزرگوار در سیزدهم رجب نیز نشانه آلهی دیگریست بر اینکه هرگز عدد سیزده نمی تواند نحس باشد.</p><p style="text-align: justify;">از سویی دیگر در زمان حکومت صفویان این بار فرهنگ اروپایی وارد <a title="ایران" href="http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86.html">ایران</a> شد که شوربختانه آنان نیز عدد 13 را نحس میدانستند ، و هنوز هم با پیشرفت های علمی و تکنولوژیکی عمیقاً به این موضوع اعتقاد دارند. سیزده را غربی‌ها به دلیل این كه یهودای خائن قصد لو دادن حضرت عیسی(ع) را داشت و سیزدهمین نفر از گروه حواریون بود، نحس می‌دانستند. چنانكه تورات در سفر خروج باب 11 و 12 ، در روز سیزده‌ی فروردین (= روز سیزدهم سال نو مصری) از برخورد ستاره‌ی دنباله داری با زمین گزارش می‌دهد كه در فضای زمین درخشیده ، بطوری كه در افق ایران هم دیده شده است. بر اثر این برخورد زمین لرزه‌ی سهمناكی روی داده ، آتش فشان‌ها به آتش فشانی پرداخته ، كاخ‌ها ویران گشته و بسیاری از مردم جان خود را از دست داده‌اند.</p><p style="text-align: justify;">از دیگر رسم‌های شوخی آمیز روز سیزده كه مشخص نیست نخست از كجا آغاز شده ، دروغ روز سیزده است. چنان كه اروپاییان نیز روز اول آوریل كه به روز سیزده‌ی فروردین ما بسیار نزدیك است ، (هر چهار سا ل یك بار سیزده‌ی فروردین و اول آوریل برابر می‌شوند) این رسم را دارند. بطوریكه روز اول آ وریل سال رادیو فرانسه در اخبار ساعت هفت صبح اعلام نمود كه امروز برج ایفل خراب خواهد شد. با شنیدن این خبر عده‌ی زیادی حیران و هیجان زده به محل برج رفتند و در آنجا با اعلامیه‌ی دروغ اول آوریل روبرو شدند.</p><p style="text-align: justify;">که البته تنها به این ختم نمی شود و مثالهای بسیار دیگری مانند دیدن گربه ی سیاه، رد شدن از زیر نردبام یا گذاشتن کلید روی میز و بسیاری موارد خرافی دیگر وجود دارند در فرهنگ نمادها نیز سیزده را عددی می‌دانند كه خود را از نظم هستی جدا كرده و آهنگ طبیعی جهان را دنبال نمی‌كند. به همین دلیل است كه بسیاری از شركت‌های هواپیمایی – از جمله شركت هواپیمایی "هما" در ایران – ردیف سیزده را ندارد. و همچنین در شماره گذاری خانه‌ها از نصب پلاك (13) خوداری می‌كنند و به جای آن(1+ 12) می‌نویسند.</p><p style="text-align: justify;">تنها چیزی که در فرهنک <a title="ایران" href="http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86.html">ایران</a>ی در مورد عدد سیزده وجود دارد و دکترغیاث آبادی به آن اشاره کرده است «بد قلق» بودن عدد13 به خاطر خاصیت بخش ناپذیری آن است اما وقتی درباره ی نیکویی و فرخندگی این روز بیشتر دقت می کنیم منابع معقول و مستند به سوابق تاریخی زیادی را می یابیم همانطور که گفته شد سیزدهم فرودین ماه که تیر روز نام دارد و متعلق به فرشته یا امشاسپند یا ایزد مقدس و بزرگواری در آیین زرتشتی است که در متون پهلوی و در اوستا تیشتر نام دارد و جشن بزرگ تیر روز از تیر ماه که</p><p style="text-align: justify;">جشن تیرگان است به نام او می باشد فرودین ماه نیز که هنگام جشن و سرور و شادمانی و زمان فرود آمدن فروهرها است و تیر روز از این ماه نخستین تیر روز از سال می باشد در میان <a title="ایران" href="http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86.html">ایران</a>یان باستان بسیار گرامی بوده و پس از دوازده روز جشن که یاد آور دوازده ماه سال است ، روز سیزدهم را پایان رسمی دوره ی <a title="نوروز" href="http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2.html">نوروز</a> می دانستند و با رفتن به کنار جویبارها و باغ و صحرا و شادی کردن در واقع جشن <a title="نوروز" href="http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2.html">نوروز</a> را با شادی به پایان می رساندند و به قول امروزی ها حسن ختامی بود بر بزرگترین جشن سال.</p><h2 style="text-align: justify;">رسومات سیزده بدر یا روز طبیعت</h2><p style="text-align: justify;">گره زدن سبزه در روز سیزده بدر از جمله رسومی بود که تقریبا تمام زنان و دختران، به خصوص دختران دم بخت و خانه مانده را در بر میگرفت و به این شکل انجام میشد که باید دو ساقه سبزه را به هم هفت گره بزنند و نیت بکنند تا حاجتشان روا شود. به همین دلیل در اولین فرصت به میان سبزه ها رفته، دو ساقه آنرا در دست میگرفتند و با خواندن اشعاری، نیت خود را بر زبان می آوردند. در ابتدا واجب بود بگویند "سبزی تو از من- زردی من از تو" و بعد مناسب با حاجت خود اشعاری را زمزمه میکردند که مشهورترین آنها این بود "سیزده بدر/ سال دگر/ خونه شوور/ بچه به بغل" خلاصه، با هر گره نیتی کرده و بزرگترین دلهره آنها این بود که مبادا ساقه نازک سبزه پاره شود و حاجتشان روا نشود.</p><p style="text-align: justify;">بسیاری از مراسمی كه در جشن سیزده در ایران برگزاز می‌شود ، معانی اساطیری و تمثیلی دارد. شادی و خنده به معنای فرو ریختن پلیدی و اندیشه‌های تیره ؛ مهربانی و روبوسی ، نماد آشتی و استحكام دوستی و پاكیزگی از دشمنی و عداوت ؛ به آب افكندن سبزه‌های هفت سین به آب رونده نماد فدیه به ایزد بانوی آب (آناهیتا) ؛ خوردن غذا در دشت نماد فدیه‌ی گوسفند بریان ؛ گره زدن سبزه برای باز شدن بخت ، تمثیلی از پیوند زن و مرد و ادامه‌ی نسل است.</p><p style="text-align: justify;">از رسم‌های دیگر جشن سیزده بدر كه در گذشته بسیار معمول بوده ، شركت در مسابقات بُرد و باختی به ویژه اسب دوانی است كه یاد آور نبرد ایزد باران با دیو خشكسالی است.</p><p style="text-align: justify;">سیزده بدر، روز رهایی از چنگال اهریمن و روز پیوستن به اهوراست. در این روز خجسته بایستی پنجره‌ها را گشود و چشم‌ها را شست . ؛ چرا كه انسان‌ها همراه با زمین و زمان و در و دشت و فرشتگان، به ستایش خدای یكتا می‌پردازند و بهاران را جشن می‌گیرند. سیزده‌بدرِ روزی برای طلب باران فراوان در سال پیش رو، برای گرامیداشت و پاكیزگی طبیعت و مظاهر آن، و زیست‌بوم مقدس <a title="ایران" href="http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86.html">ایران</a>یان است. مواظب باشیم روز ویرانی و تباهی طبیعت نگردد.</p><p style="text-align: justify;">شادی در <a title="ایران" href="http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86.html">ایران</a> امری خدایی و اهورایی بوده كه معنای آن «سرزندگی حاصل از صفای باطن و روشنایی روح، از راه ارتباط با مبدأ آفرینش» بوده و هرگز به معنی از خود بی‌خود شدن و فراموش كردن جهان و آنچه در اوست نبوده است. شادمانی سیزده بدر، تعظیم به خداوند جهان آفرین است كه نه تنها ربطی به نحسی ندارد، بلكه حكایت از زندگی و فرخندگی دارد.</p> text/html 2014-03-06T08:34:34+01:00 persipasargad.mihanblog.com سیاوش نام و ویژگی امشاسپندان در تخت جمشید http://persipasargad.mihanblog.com/post/125 <div class="title_headerdesc"><div id="box"><h1 title="content header: نام و ویژگی امشاسپندان در تخت جمشید"><p style="text-align: center;"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2"><img style="width: 400px; height: 286px;" alt="" src="http://bayanbox.ir/id/2124567510715289251?preview"></font></p><p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">امشاسپندان&nbsp;یا&nbsp;اَمِشَه سپَنتَه&nbsp;جمع امشاسپند است که امشاسفند، اموسپند و امهوسپند نیز گفته‌اند. امشاسپندان از صفات پاک&nbsp;اهورامزدا&nbsp;هستند. در هیچ جای&nbsp;گات‌ها&nbsp;به واژهٔ امشاسپند بر نمی‌خوریم ولی از همهٔ آنها کراراً به صورت مجردات و صفات اهورامزدا یاد شده‌است. این از خصایص&nbsp;دین زرتشتی&nbsp;است که هر یک از صفات خداوند، یکی از ایزدان نگهبان جنس بشر است.این واژه به معنی جاودانان پاک یا مقدسان بی‌مرگ یا نامیرایان فزونی‌بخش است که از دو جز&nbsp;اَمِشَه&nbsp;به معنی جاودانی و بی‌مرگ و&nbsp;سپنته&nbsp;به معنی پاک و مقدس و فزونی‌بخش تشکیل شده‌است. در&nbsp;زبان اوستایی&nbsp;نام آنها بصورت امِشَه سپِنتَه آمده است. متون&nbsp;پهلوی&nbsp;نام آنهارا امشاسپندان ثبت کرده‌است.</font></p><p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2"></font></p><p style="text-align: center;"><a href="http://bayanbox.ir/id/269409773527573120?view" target="_blank"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2"><img style="width: 200px; height: 325px;" alt="" src="http://bayanbox.ir/id/269409773527573120?preview"></font></a></p><p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">وهومن&nbsp;یا وهمن (بهمن) منش پاک ِاندیشه پاک نام یکی (نخستین) از&nbsp;امشاسپندان&nbsp;می‌باشد. بهمن در&nbsp;اوستا&nbsp;«وهومنه»، در&nbsp;پهلوی&nbsp;«وهومن» و در&nbsp;فارسی&nbsp;«وهمن» یا «بهمن» است. این واژه مرکب است از دو جزء «وهو» به معنی خوب و نیک، و «منه» از ریشه من که در پهلوی «منشن» و «منیتن» از آن آمده است و در فارسی&nbsp;منش&nbsp;شده است. این ریشه در اوستا و&nbsp;فرس هخامنشی&nbsp;به معنی اندیشیدن و شناختن و به یاد آوردن و دریافتن است. پس بهمن یعنی&nbsp;به‌منش، نیک‌اندیش و نیک‌نهاد.</font></p><p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">در&nbsp;مزدیسنا،&nbsp;زندگانی&nbsp;عبارت است از طی مدارج سعادت و کمال در این جهان و از پرتو آن به ساحت قدس&nbsp;پروردگار&nbsp;پیوستن در جهان دیگر. (هفت مرحله روحانی&nbsp;- پیروی و کمک خواستن از&nbsp;امشاسپندان)</font></p><p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">بهمن، مظهر اندیشه نیک و خرد و دانایی خداوند است. بهمن همان&nbsp;ایزد بزرگ&nbsp;است که روان&nbsp;اشو زرتشت&nbsp;را به پیشگاه&nbsp;مزدا&nbsp;اهورا&nbsp;راهنمایی کرد. وهومن به انسان منش نیک آموزش می‌دهد.</font></p><p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">گل یاسمن سفید،&nbsp;رنگ سفید،&nbsp;خروس سفید، نشانه‌های جسمانی (زمینی) وهومن می‌باشد.</font></p><p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">همین طور نشریه ای با این نام در دهه هفتاد در ایران منتشر می شد که صاحب امتیاز این نشریه افلاطون ضیافت ،ناشر این مجله"انتشارات روزبه"،سردبیر آن روزبه فراهانی پور بود.این نشریه هر شش ماه یکبار منتشر می شد و به مسایل فرهنگی،اجتماعی و ایرانشناسی می پرداخت.</font></p><p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">نخستین شمارهء نشریه در سال 1370 و آخرین شماره در سال 1377 در تهران انتشار یافت.</font></p><p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">&nbsp;</font></p><p style="text-align: center;"><a href="http://bayanbox.ir/id/1869577526045268525?view" target="_blank"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2"><img style="width: 200px; height: 330px;" alt="" src="http://bayanbox.ir/id/1869577526045268525?preview"></font></a></p><p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">اردیبهشت&nbsp;یا&nbsp;ارته وهیشته&nbsp;یا&nbsp;اشه وهیشته&nbsp;در اسطوره‌های زرتشتی و ایرانی دومین&nbsp;امشاسپند&nbsp;است. او زیباترین نماد از نظام جهانی قانون ایزدی و نظم اخلاقی در هردو جهان است. این امشاسپند نه تنها نظم در جهان را برقرار می‌سازد، بلکه نگاهبان نظم دنیای مینوی و دوزخ نیز هست. نماینده جهانی او آتش است.</font></p><p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">امشاسپند اردیبهشت، از نظر اهمیت و احترام٬ دومین&nbsp;امشاسپند&nbsp;پس از&nbsp;امشاسپند بهمن&nbsp;است. این موجود در اصل همان&nbsp;آرتا&nbsp;یا&nbsp;ریتای&nbsp;هندی&nbsp;است، که در زمانهای بعد&nbsp;آشاواهیشست&nbsp;نام گرفت که به معنای&nbsp;آشای برتر&nbsp;یا بهترین اشه یا برترین ارته (راستی) می باشد.</font></p><p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">این امشاسپند پاسدار و نگهبان&nbsp;آتش&nbsp;و یا عناصری که در عین حال بازگو کنندهٔ طبیعت آتش هستند، می‌باشد. او یکی از امشاسپندان مذکر است. او ضامنِ پایداری&nbsp;نظم&nbsp;جهان است، چه نظم&nbsp;اخلاقی&nbsp;و چه نظم&nbsp;فیزیکی&nbsp;(نظم مادی).</font></p><p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">دشمن و رقیب اصلی اردیبهشت، دنیای&nbsp;دیوها&nbsp;و پلیدی‌ها می‌باشد.</font></p><p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">در&nbsp;ایران باستان&nbsp;نقش بزرگی به آتش و در نتیجه به امشاسپند مربوط بدان محول شده است. وی از جمله وظیفهٔ پاسداری از میثاق‌ها را بر عهده دارد. آتش از طرفی، وسیله‌ای مؤثر برای مبارزه با دیوان و شیاطین است و بعنوان والاترین عنصر تقدیس، شهرت کامل دارد.</font></p><p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">به خاطر احترام به همین امشاسپند و توجه به آتش،&nbsp;ایرانیان&nbsp;در چشم همسایگان خویش قومی آتش پرست جلوه می‌کردند.&nbsp;حتی تا زمان سلطهٔ&nbsp;اسلام&nbsp;نیز در شهرهای ایرانی که اقامتگاه تعداد قابل توجهی از پیروان آئین&nbsp;مزدایی&nbsp;بود،&nbsp;آتشکده های متعددی وجود داشت.</font></p><p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">در&nbsp;مزدیسنا&nbsp;زندگانی عبارت است از طی مدارج سعادت و کمال در این جهان واز پرتو آن به ساحت قدس&nbsp;پروردگار&nbsp;پیوستن در جهان دیگر. (هفت مرحله روحانی- پیروی و کمک خواستن از&nbsp;امشاسپندان) اشا و هیشت (اردی بهشت) راستی ودرستی نام یکی دیگراز (دومین) امشاسپندان می‌باشد. در اوستا اشا و هیشت، در پهلوی ارت وهیشت و در فارسی اردی بهشت است. جزء اولی کلمه " اشا از دسته واژه‌هایی است که معنی آن بسیار گسترده است: راستی و درستی، تقدس، قانون و آیین ایزدی، پاکی. جزء دیگر این واژه که «وهیشت» باشد&nbsp;صفت برترین&nbsp;است یعنی بهترین. پس معنی آن بهترین راستی ودرستی است.</font></p><p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">در عالم روحانی نماینده صفت راستی و درستی وپاکی و تقدس مزدا اهورا است و در عالم مادی نگهبانی آتش. «قانون اشا: قانون راستی و هنجار هستی در هر دو بخش گیتی و مینو» گل مرزنگوش مخصوص اوست.</font></p><p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">اردیبهشت زیباترین امشاسپند و نمادی است از نظام جهانی، قانون ایزدی و نظم اخلاقی در این جهان. سخن درست گفته شده، آیین خوب برگزار شده، گندم به سامان رشد کرده و مفاهیمی از این نوع، نشانه‌ای از اردیبهشت دارند. او نیایشها را زیر نظر دارد. آنانکه اردیبهشت را خوشحال نکنند از بهشت محرومند. این امشاسپند نه تنها نظم را در روی زمین برقرار می‌سازد، بلکه حتی نگران نظم دنیوی و دوزخ نیز هست و مراقبت می‌کند که دیوان و بدکاران را بیش از آنچه سزایشان است تنبیه نکنند. نماینده این جهانی او آتش است. از اوقات روز، وقت نیمروز (رپیتون یا رپیثوین) به او تعلق دارد. یاران او&nbsp;ایزدان&nbsp;سروش، آذر، رپیتون٬ بهرام و نریوسنگ هستند. این&nbsp;امشاسپند&nbsp;مذکر است.</font></p><p><font size="2"><a href="http://ahouraa.ir/">تارنمای تخصصی تاریخ ایران</a></font></p><p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">&nbsp;<a href="http://ahouraa.ir">http://ahouraa.ir</a></font><br></p></h1></div></div> text/html 2014-03-06T08:31:21+01:00 persipasargad.mihanblog.com سیاوش بابک خرمدین http://persipasargad.mihanblog.com/post/124 <div class="post-meta clearfix"><p class="post-author author vcard"><br></p></div><div class="entry-content clearfix"><div class="wp-caption aligncenter" style="width: 417px;"><p class="wp-caption-text">بابک خرمدین</p></div><blockquote><p style="text-align: center;"><span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><a href="http://parsiandej.ir/webhaa/ahura/%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DA%A9-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%AF%DB%8C%D9%86.jpg"><font color="#070708"><img width="407" height="288" class=" " alt="بابک خرمدین" src="http://parsiandej.ir/webhaa/ahura/%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DA%A9-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%AF%DB%8C%D9%86.jpg"></font></a></span></p><p style="text-align: center;"><span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">لطفا این داستان را طوری بخوانید که انگار در محلکه اعدام بابک خردمین هستید</span></p><p style="text-align: center;"><span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">آنوقت میفهمید که پدران ما برای اینکه ایران ما،ایران بماند چه ها کشیده اند</span></p><p style="text-align: center;"><span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">جاوید یاد و نام سربازان راه میهن از هفت هزار سال پیش تا شهدای دفاع مقدس و تمام سربازانی که هم اکنون هم برای ایران جانفشانی می کنند</span></p><p style="text-align: center;"><span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;">جاوید باد راه ،یاد و نامشان</span></p></blockquote><p style="text-align: center;"><strong><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">روز قبل از اعدام،خلیفه با بزرگان دربارش مشورت کرد که چگونه <a href="http://parsiandej.ir/"><font color="#070708">بابک</font></a> را درشهر بگرداند و به مردم نشان بدهد تا همه بتوانند وی را ببینند.</span></strong></p><p style="text-align: center;"><strong><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">بنا بر نظر یکی از درباریان قرار برآن شد که وی را سوار بر پیلی کرده در شهر بگردانند.</span></strong></p><p style="text-align: center;"><strong><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">پیل را با حنا رنگ کردند و نقش و نگار برآن زدند؛ و بابک را در رختی زنانه و بسیارزننده و تحقیرکننده برآن نشاندند و درشهر به گردش درآوردند.</span></strong></p><p style="text-align: center;"><strong><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">پس ازآن مراسم اعدام بابک با سروصدای بسیار زیاد با حضور شخص خلیفه برفراز سکوی مخصوصی که برای این کار دربیرون شهر تهیه شده بود، برگزار شد.</span></strong></p><p style="text-align: center;"><strong><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">برای آنکه همه‌ی مردم بشنوند ….</span></strong></p><p style="text-align: center;"><strong><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">که اکنون دژخیم به <a href="http://parsiandej.ir/"><font color="#070708">بابک</font></a> نزدیک میشود و دقایقی دیگر بابک اعدام خواهد شد، چندین جارچی در اطراف و اکناف با صدای بلند بانگ میزدند نَوَد نَوَد این اسمِ دژخیم بود و همه اورا میشناختند .</span></strong><br><strong><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">ابن الجوزی مینویسد که وقتی <a href="http://parsiandej.ir/"><font color="#070708">بابک</font></a> را برای اعدام بردند خلیفه درکنارش نشست و به او گفت: تو که اینهمه استواری نشان میدادی اکنون خواهیم دید که طاقتت دربرابر مرگ چند است!</span></strong></p><p style="text-align: center;"><strong><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">بابک گفت: خواهید دید.</span></strong></p><p style="text-align: center;"><span id="more-7232"></span></p><p style="text-align: center;"><strong><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">چون یک دست بابک را به شمشیر زدند، بابک با خونی که از بازویش فوران میکرد صورتش را رنگین کرد. خلیفه ازاوپرسید: چرا چنین کردی؟ بابک گفت: وقتی دستهایم را قطع کنند خونهای بدنم خارج میشود و چهره‌ام زرد میشود، و تو خواهی پنداشت که رنگ رویم از ترسِ مرگ زرد شده است.. چهره‌ام را خونین کردم تا زردیش دیده نشود .</span></strong></p><p style="text-align: center;"><strong><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">به این ترتیب دستها و پاهای بابک را بریدند . چون بابک برزمین درغلتید، خلیفه دستور داد شکمش را بدرد… پس از ساعاتی که این حالت بربابک گذشت، دستور داد سرش را از تن جدا کند.</span></strong><br><strong><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">پس ازآن چوبه‌ی داری در میدان شهر سامرا افراشتند و لاشه‌ی بابک را بردار زدند، و سرش را خلیفه به خراسان فرستاد .</span></strong></p><p style="text-align: center;" dir="rtl"><strong><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">آ</span><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">خرین گفتار بابک ( به نوشته کتاب حماسه بابک اثر نادعلی همدانی ) :&nbsp;&nbsp;&nbsp;</span></strong></p><blockquote><p style="text-align: center;" dir="rtl"><strong><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</span></strong><br><strong><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">تو ای معتصم خیال مکن که با کشتن من فریاد استقلال طلبی ایرانیان را خاموش خواهی کرد . نه ! این حماقت است اگر فکر کنی چون افشین وطن فروش را با زر خریده ای میتوانی ایرانیان را اسیر کنی . من مبارزه ای را آغاز کرده ام که ادامه خواهد داشت .من لرزه ای بر ارکان حکومت عرب انداخته ام که دیر یا زود آن را سرنگون خواهد نمود . تو اکنون که مرا تکه تکه میکنی هزاران بابک در شمال و شرق و غرب ایران ظهور خواهد کرد و قدرت پوشالی شما پاسداران جهل و ستم را از میان بر خواهد داشت ! این را بدان که ایرانی هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت و سلطه بیگانگان را تحمل نخواهد کرد .&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</span></strong></p><p><strong><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">من درسی به جوانان ایران داده ام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد . من مردانگی و درس مبارزه را به جوانان ایران آموختم و هم اکنون که جلاد تو شمشیرش را برای بریدن دست و پاهای من تیز میکند صدها ایرانی با خون بجوش آمده آماده طغیان هستند .مازیار هنوز مبارزه میکند و صدها بابک و مازیار دیگر آماده اند تا مردانه برخیزند و میهن گرامی را از دست متجاوزان و یوغ اعراب بدوی و مردم فریب برهانند . اما تو ای افشین . . . در انتظار روزی باش که همین معتصمی را که امروز مانند سگانی در برابرش زانو میزنی و وطن ات را برای او فروختی در همین تالار و روی همین سفره سرت را از بدن جدا کند .&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</span></strong></p><p><strong><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">مردی که به مادر خود ( میهن ) خیانت کند در نزد دیگران جایی نخواهد داشت و هیچکس به فرد خود فروخته اعتماد نخواهد کرد . و بدینسان نخست دست چپ بابک بریده شد و سپس دست راست او و بعد پاهایش و در نهایت دو خنجر در میان دنده هایش فرو رفت و&nbsp;</span></strong><strong><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">آخرین سخنی که بابک با فریادی بلند بر زبان آورد این بود :</span></strong></p><p style="text-align: center;" dir="rtl"><strong><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">” پاینده ایران “</span></strong></p></blockquote><p style="text-align: center;"><strong><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">روز اعدام بابک خرمدین و تکه تکه کردن بدنش در تاریخ ۲ صفر سال ۲۲۳ هجری قمری انجام گرفت که مسعودی در کتاب مشهور مروج الذهب این تاریخ را برای ایرانیان بسیار مهم دانسته است اعدام بابک چنان واقعه‌ی مهمی تلقی شد که محل اعدامش تا چند قرن دیگر بنام خشبه‌ی بابک یعنی چوبه‌ی دار بابک در شهرِ سامرا که در زمان اعدام بابک پایتخت دولت عباسی بود شهرت همگانی داشت و یکی از نقاط مهم و دیدنی شهر تلقی میشد</span></strong></p><p style="text-align: center;"><strong><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">برادر بابک یعنی آذین را نیز خلیفه به بغداد فرستاد و به نایبش در بغداد دستور نوشت که اورا مثل بابک اعدام کند.</span></strong></p><p style="text-align: center;"><strong><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">طبری مینویسد که وقتی دژخیمْ دستها و پاهای برادر بابک را می‌بُرید، او نه واکنشی از خودش بروز میداد و نه فریادی برمی‌آورد. جسد این مرد را نیز در بغداد بردار کردند.</span></strong></p><p style="text-align: center;"><strong><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">معتصم خلیفه عباسی، چنانکه نظام الملک در سیاست نامه خود می نویسد به شکرانه آنکه سه سردار مبارز ایرانی، بابک ، مازیار وافشین رو که هر سه آنها به حیله اسیر شده بودند به دار آویخته بود،مجلس ضیافتی ترتیب داده بود که در طول آن ۳ بار پیاپی مجلس را ترک گفت و هربار ساعتی بعد برمی گشت.</span></strong></p><p style="text-align: center;"><strong><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">در بار سوم در پاسخ حاضران که جویای علت این غیبت ها شده بودند فاش کرد که در هر بار به یکی از دختران پدر کشته این سه سردار تجاوز کرده است، و حاضران با او از این بابت به نماز ایستادند و خداوند را شکر گفتند. (تولدی دیگر-شجاع الدین شفا).</span></strong></p><p style="text-align: center;"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"><span style="color: rgb(128, 0, 0);"><a href="http://parsiandej.ir/"><strong>http://parsiandej.ir/</strong></a></span></span></span></p></div> text/html 2014-03-06T08:16:50+01:00 persipasargad.mihanblog.com سیاوش جنگ‌های خسرو پرویز با روم http://persipasargad.mihanblog.com/post/123 <p align="right"> <br></p><p align="right" class="post-author author vcard">&nbsp;</p><p align="right" class="post-author author vcard">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<img width="300" height="405" title="جنگ‌های خسرو پرویز با روم" class="size-full wp-image-1237 wp-caption aligncenter" style="width: 330px; height: 412px;" alt="جنگ‌های خسرو پرویز با روم" src="http://parsiandej.ir/ahura/2012/05/436964_VAH0aGCG-FILEminimizer.jpg">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </p><p align="right" class="entry-content clearfix" dir="rtl"><div align="right" class="entry-content clearfix"><div class="wp-caption aligncenter" id="attachment_1237" style="width: 310px;"><font color="#070708"></font><p class="wp-caption-text"><br></p><p align="right" class="wp-caption-text">جنگ‌های خسرو پرویز با روم</p></div></div><p align="right" class="entry-content clearfix" dir="rtl"><p align="right" class="entry-content clearfix" style="text-align: center;"><strong><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">این جنگ‌ها از سال ۶۰۲ تا ۶۲۷ میلادی، تقریباً بمدت بیست سال، امتداد داشت. کیفیات آن از این قرار بود که تا وقتی موریکیوس امپراتور روم بود، روابط مابین دو دربار، کاملاً صمیمانه بود ولی در سال ۶۰۲ میلادی موریکیوس بدست فوکاس امپراتور بعدی بیزانس کشته شد.</span></strong></p><p align="right" class="entry-content clearfix" style="text-align: center;"><strong><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">خسرو پرویز فوکاس را برسمیت نشناخت. جنگ مابین دولتین شروع شد. خسرو با لشکری وارد بین النهرین شد و قلعه دارا را محاصره کرد و بعد از سه ماه آنرا گرفت. پس از آن قشون ایران از فرات گذشته و سایر شهرهای رومی را گرفته تا نزدیکی بیروت امروزی تاخت. از طرف دیگر ایران از طرف ارمنستان حمله کرده و در آسیای صغیر بقدری پیش رفت که اهالی قسطنطنیه مضطرب شدند. اوضاع دولت روم در این زمان قرین هرج و مرج بود. فوکاس که تخت سلطنت را غصب کرده بود، نتوانست در مقابل فتوحات خسرو کاری بکند.</span></strong></p><p align="right" class="entry-content clearfix" style="text-align: center;" dir="rtl"><strong><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"><br></span></strong></p><p align="right" class="entry-content clearfix" style="text-align: center;"><strong><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"><span id="more-1236"></span></span></strong></p><p align="right" class="entry-content clearfix" style="text-align: center;"><strong><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">فشار ایرانی‌ها باعث وحشت و اضطراب در ممالک روم شرقی شده، بحرانی تولید کرد که در نتیجه آن هراکلیوس که در تاریخ ایران به هرقل معروف است، از کارتاژ با کشتی‌هایی به قسطنطنیه آمد و در سال ۶۱۰ میلادی با همراهی مردم زمام امور را بدست گرفت.</span></strong></p><p align="right" class="entry-content clearfix" style="text-align: center;"><strong><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">از طرف دیگر خسرو به جهانگیری خود ادامه داده و در سال ۶۱۱ میلادی به شامات تاخت و دمشق را گرفته، غارت کرد.</span></strong></p><p align="right" class="entry-content clearfix" style="text-align: center;"><strong><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">در سال ۶۱۴ میلادی سپاه ایران عازم اورشلیم شدند و توانستند بیت المقدس را تسخیر کنند. کلیساها و معابد شهر، از جمله مزار مقدس عیسی مسیح با خاک یکسان شد و قطعه‌ای از صلیبی که گفته می‌شود مسیح با آن به صلیب کشیده‌شده و بنام صلیب راستین شناخته می‌شود، همچون غنیمتی فوق‌العاده گرانبها به تیسفون فرستاده‌شد.</span></strong></p><p align="right" class="entry-content clearfix" style="text-align: center;"><strong><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">خسرو به این فتوحات خود اکتفا نکرده، شهربراز را که یکی از سرداران نامی ایران بود با قشونی بطرف مصر فرستاد و او از کویری که مابین شامات و مصر حائل است گذشته وارد مصر شد و در سال ۶۱۶ میلادی اسکندریه را که شهری نامی و تجارتی بود، گرفت. <span style="color: rgb(128, 0, 0);">این فتح سردار ایران، اثر بزرگی در عالم آن روزی کرد زیرا مدت نه قرن بود که مملکت مصر از تصرف ایران خارج شده و شاهان ساسانی همواره در این صدد بودند که حدود ایران را بحدود زمان هخامنشی برسانند.</span></span></strong></p><p align="right" class="entry-content clearfix" style="text-align: center;"><strong><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">از طرف دیگر در سال ۶۱۷ میلادی، شاهین سردار نامی دیگر ایران از کاپادوکیه گذشته ممالک آسیای صغیر را یک بیک گرفت و به کالسدون (کوی قاضی‌کوی در استانبول امروزی) نزدیکی قسطنطنیه رسید. هراکلیوس در این زمان با سردار ایرانی ملاقاتی کرده، سفیری نزد خسرو پرویز برای مذاکرات صلح فرستاده شد ولی مذاکرات بجایی نرسید. خسرو نه تنها برای مذاکرات صلح حاضر نشد بلکه سفیر را در حبس انداخته، تهدید به قتل کرد. پس از آن کالسدون بزودی توسط قشون ایران تسخیر شد و <span style="color: rgb(128, 0, 0);">ایران تقریباً به حدود زمان هخامنشی رسید.</span></span></strong></p><p align="right" class="entry-content clearfix" style="text-align: center;"><strong><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"><span style="color: rgb(128, 0, 0);"><a href="http://parsiandej.ir/">http://parsiandej.ir/</a></span></span></strong></p> text/html 2014-03-05T11:50:35+01:00 persipasargad.mihanblog.com سیاوش باستان شناسی تخت جمشید http://persipasargad.mihanblog.com/post/120 <p style="text-align: justify;">بنا به " لنتز" داریوش بزرگ جایگاه و جهات کوشک تخت جمشید را بنا به محاسبات نجومی ساخته و محور تابش خورشید به هنگام دمیدن در روزهای معینی از سال با محورهای عرضی و طولی تخت جمشید رابطه می‌یابد.</p><p style="text-align: justify;">ارتباط بین محورهای اصلی بنا و جهت تابش خورشید تنها منحصر به مجموعه تخت جمشید نبوده و در بناهایی چون آتشکده آذرگشسب (واقع در شیز آذربایجان) نیز دیده می‌شود. مقایسه نگاره‌های ماهواره‌ای، همسویی محورهای اصلی آتشکده آذرگشسب را با کوشک تخت جمشید به خوبی نشان می‌دهد (نگاره‌های 1 و 3).</p><p style="text-align: justify;">نگاره‌ی 1- (الف) نگاره‌ی ماهواره ای کوه رحمت (کوه مهر) و موقعیت مجموعه تخت جمشید نسبت به آن. جهات اصلی مجموعه با پیکان مشخص شده است؛ ب) نقشه توپوگرافی کوه مهر (کوه رحمت) و مجموعه تخت جمشید، بر گرفته از کتاب مجموعه آثار معماری سنتی ایران (سازمان جغرافیایی کشور).</p><p style="text-align: center;"><img title="تبیان زنجان" alt="تبیان زنجان" src="http://www.tebyan-zn.ir/images/6792c838-8385-4f78-9918-4eeaa6f4e6ef.jpg"></p><p style="text-align: center;"><img title="تبیان زنجان" alt="تبیان زنجان" src="http://www.tebyan-zn.ir/images/6792c838-8385-4f78-9918-4eeaa6f4e6ef.jpg"></p><p style="text-align: center;"><br></p><p style="text-align: justify;">نگاره‌ی 3- تصویر ماهواره‌ای آتشکده آذرگشسب واقع در شیز آذربایجان، جهات اصلی مجموعه با پیکان مشخص شده است.</p><p style="text-align: justify;">داریوش بزرگ در حدود سال 518 پیش از میلاد دامنه‌ی کوه رحمت را برای ساخت تخت جمشید برگزید؛ این کوه تا حدود 200 سال پیش به اسم " کوه شاهی" و گویا پیش از آن هم به نام " کوه مهر" خوانده می‌شد. بیشتر ساختارهای تخت جمشید در زمان داریوش بزرگ و پسرش خشایارشا بنا گردید.</p><p style="text-align: justify;">کهن‌ترین منبعی که این محل را تخت جمشید خوانده " عجایب نامه" است که حدود 590 هجری قمری مطابق با 1384 میلادی توسط "محمد بن محمود همدانی" نوشته شده است. نخستین اروپایی که آثار تخت جمشید را دیده "جُزفا باربارو" ونیزی است (1474 میلادی) .</p><p style="text-align: justify;">&nbsp;ولی از میان اروپاییان " سر توماس هربرت"جهان‌گرد و تاریخ‌نگار انگلیسی که در سال 1627 میلادی به ایران سفر کرده و نام تخت جمشید را از زبان مردم شنیده، آن را در یادداشت‌های خود ثبت کرده است و پس از آن پژوهشگران دیگری از جمله "پوپ" ، "گیرشمن"، " هرتزفلد " از این محل بازدید و در باره‌ی تمامی اجزای این بنا از جمله نگاره‌های آن اظهار نظر کرده‌اند که در نوشته پیش رو از آنها سخن گفته خواهد شد.</p><p style="text-align: justify;">&nbsp;پیش از هر چیز یادآور می‌شود که مطالب مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته در این نوشتار برای رمز گشایی نگاره‌هایی است که بیانگر به نگاره درآوردن خردورزی دینی پادشاهان هخامنشی و سیر و سلوک معنوی آنها است، باورهایی که که شالوده‌ی خردمندانه‌ی بنای تخت جمشید بر آن استوار بوده است.</p><p style="text-align: justify;">هخامنشیان از قبیله‌ی اصیل زاده پاسارگاده بودند و به کشاورزی اشتغال داشته‌اند. نیای دوردست <a title="کوروش" href="http://www.tebyan-zn.ir/tags/%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4.html">کوروش</a> یعنی هخامنش با شخصیت و چهره‌ای اسطوره‌ای (چون توسط عقابی پرورش یافته) خاستگاه دودمان هخامنشی پنداشته می‌شود. مدارک و شواهد گوناگونی در دست است که نشان می‌دهد هخامنشیان (به خصوص داریوش کبیر و خشایارشا) زرتشتی بوده‌اند و داریوش پیرو اصلاحات زرتشتی بوده است. برای نمونه:</p><p style="text-align: justify;">در کتاب "شاهکارهای هنر ایران" تألیف "پوپ" (اقتباس دکتر "ناتل خانلری") آمده است: "شاهنشاهی هخامنشی (دولت آزادگان) به دقیق‌ترین معنی این کلمه بود، بزرگواری، صفای باطن، راستی، حسن انتظام، احساس مسئولیت و لطف در روابط اجتماعی با دینی شریف، صفات برجسته‌ی دوران هخامنشی بود و همه‌ی آنها در هنر این دوره تجلی کرده است.</p><p style="text-align: justify;">&nbsp;صفات خاص این دوره با قدرت سیاسی و شور مذهبی آن در معماری شهر بزرگ تخت جمشید که شاید دل انگیزترین ویرانه‌ی دنیا باشد تجسم یافته. این بنا به فرمان داریوش کبیر آغاز شد و پس از 150 سال نیز ساختمان آن به پایان نرسید. تخت جمشید هیچگاه مقر سلطنتی دائم نبوده و غرض اصلی از این ساختمان آن بوده که مرکز معنوی و سیاسی کشور و کاخ عظیم و با شکوهی برای مراسم نوروز باشد ... در زمان <a title="کوروش" href="http://www.tebyan-zn.ir/tags/%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4.html">کوروش</a> و داریوش ایران دین زرتشت را پذیرفت و نخستین شاهنشاهی جهان تأسیس شد.</p><p style="text-align: justify;">در کتاب فرهنگ فارسی معین درباره‌ی زرتشت و جهانبینی او چنین آمده: "زرتشت پیامبر ایران باستان از خانواده ی سِپِیتَمَه (sepeytamah)، زمان او را غالب خاورشناسان قرن های 7و6 قبل از میلاد می دانند، وی معاصر گشتاسب بود و آن شهریار دین او را پذیرفت. بعضی سرودها (گات‌ها) که در دست است از خود اوست. دینی که زرتشت موجد آن است را زرتشتی گویند.</p><p style="text-align: justify;">&nbsp;در این آیین اهورامزدا (ahouramazda) خدای بزرگ است. هفت <a title="امشاسپند " href="http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d8%a7%d9%85%d8%b4%d8%a7%d8%b3%d9%be%d9%86%d8%af-.html">امشاسپند </a>(amshaaspand) و گروه بسیاری از ایزدان (فرشتگان) مجری اراده‌ی اویند. اهریمن (ahriman) روان خبیث است و کُماریکان (komarikan) و گروهی از دیوان یار اهریمن‌اند.</p><p style="text-align: justify;">سه رکن مهم دین زرتشت پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک است. اعتقاد به جهان دیگر و پل چینود یا سراط و میزان داوری و بهشت و دوزخ در این آیین آشکار است و انسان باید در راه پیروزی نیکی بر بدی بکوشد."</p><p>- گرد آوری: گروه دانش وتکنولوژی سایت تبیان زنجان</p><p>http://www.tebyan-zn.ir/science_technology.</p><p><br></p> text/html 2014-03-05T06:38:08+01:00 persipasargad.mihanblog.com سیاوش نام و ویژگی امشاسپندان در تخت جمشید http://persipasargad.mihanblog.com/post/126 <p style="text-align: justify;">همانگونه که در مقاله قبل اشاره شده <span style="background-color: rgb(255, 255, 0);">امشاسپندان</span> مهین‌فرشتگانی هستند که کارگذار اراده‌ی خدای بزرگ" اهورامزدا" بوده و در این جهان علاوه بر تجلی صفات اهورایی، نگاهبانی از عناصر گرانبهای هستی را به عهده دارند. نام و ویژگی این <span style="background-color: rgb(255, 255, 0);">امشاسپندان</span> به شرح زیر است:</p><h3 style="text-align: justify;">امشاسپند اردیبهشت:</h3><p style="text-align: justify;">&nbsp;نماینده‌ی پاکی و سپنتایی (تقدس) و قانون ایزدی اهورامزداست و در جهان خاکی نگهبانی آتش به او سپرده شده است. دومین ماه سال و سومین روز از هر ماه به نام این امشاسپند خوانده می‌شود. در اوستا به صورت " اَشَوَهیشتَه Ashavahishta" به معنی بهترین راستی و نظام قانونمندِ کیهانی است. دیو مقابل او اَندر رقیب این ایزد است.</p><h3 style="text-align: justify;">امشاسپند بهمن:</h3><p style="text-align: justify;">&nbsp;در جهان مینوی نماینده‌ی منش نیک اهورامزداست و در جهان خاکی چهارپایان سودمند سپرده به اوست. دومین روز از هر ماه و نیز یازدهمین ماه از سال به نام این امشاسپند است .دیو مخالف او اکومِن می‌باشد.</p><h3 style="text-align: justify;">امشاسپند شهریور:</h3><p style="text-align: justify;">&nbsp;به معنی کشور برگزیده یا <a title="پادشاهی " href="http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d9%be%d8%a7%d8%af%d8%b4%d8%a7%d9%87%db%8c-.html">پادشاهی </a>برگزیده ( کشور آسمانی اهورامزدا) است. شهریور نماینده‌ی <a title="پادشاهی " href="http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d9%be%d8%a7%d8%af%d8%b4%d8%a7%d9%87%db%8c-.html">پادشاهی </a>و توانایی مینوی آفریدگار است و در این گیتی نگهبانی فلزات با این امشاسپند است. چهارمین روز از هر ماه و ششمین ماه از سال بدین نام خوانده می‌شود. دیو مخالف او ساوول رقیب این ایزد است.</p><h3 style="text-align: justify;">امشاسپند سپندارمذ (اسفند) (Sepandaarmaz):</h3><p style="text-align: justify;">نماینده‌ی بردباری‌، شکیبایی و سازش اهورامزداست و در این جهان نگهبانی زمین به او سپرده شده. پنجمین روز هر ماه و دوازدهمین ماه از سال سپندارمذ نام دارد. دیو مخالف او ناگهیس یا تَرومَد(ش) و رقیب این ایزد است.</p><h3 style="text-align: justify;">امشاسپند خرداد:</h3><p style="text-align: justify;">&nbsp;که غالبا با امشاسپند امرداد یکجا در اوستا آمده، نماینده‌ی رسایی و کمال اهورامزداست و در این گیتی به نگهبانی آب گماشته شده است. ششمین روز از هر ماه خرداد نام دارد و سومین ماه سال هم به همین نام خوانده می‌شود. دیو مخالف و رقیب او تَریز است.</p><h3 style="text-align: justify;">امشاسپند امرداد:</h3><p style="text-align: justify;">نماینده‌ی بی‌مرگی و جاودانگی یا مظهر ذات زوال ناپذیر اهورامزداست. در جهان خاکی نگهبانی گیاهان و رستنی‌ها به او سپرده شده است. نام هفتمین روز از هر ماه و پنجمین ماه از دوازده ماه سال نیز امرداد است. نام دیوِ رقیب او زَریر است. (نگا. بندهش، مهرداد بهار)</p><p style="text-align: justify;">اهورامزدا در رأس شش امشاسپند یاد شده قرار دارد که همگی با هم هفت امشاسپند را می‌سازند. <span style="background-color: rgb(255, 255, 0);">امشاسپندان</span> حضور خداوند در ارواح راستکاران را تضمین می‌کنند.</p><p style="text-align: justify;">دیگر عناصر سازنده‌ی دین زردشت که آثاری از آنها را در تخت‌جمشید می‌توان یافت عبارتند از:</p><h3 style="text-align: justify;">فَرَه‌وَشی (Farah vashi) (در زبان اوستایی) یا فرَوَهر(Fravahr) (در زبان پهلوی):</h3><p style="text-align: justify;">نیرویی نهانی است که پس از درگذشت آدمی با روان و دین (وجدان) از تن جدا گشته به سوی جهان مینوی می‌گراید. در اوستا آمده فره‌وشی نیرویی است که اهورامزدا از برای نگهداری آفریدگان نیک ایزدی از آسمان فرو فرستاده و نیرویی است که سراسر آفرینش نیک از پرتو آن پایدار است. بازگشت فره‌وشی به سوی اهورامزدا، کانون روشنایی بی‌پایان است.</p><h3 style="text-align: justify;">سروش:</h3><p style="text-align: justify;">در وصف ایزد سروش در اوستا آمده است که او نخستین آفریده‌ی اهورامزداست که او را می‌ستاید و گات‌ها را بر می‌خواند و شاخه‌ی َبرسَم (barsam) می‌گستراند و نیایش را پیشکش اهورامزدا می‌کند. او از همراهان ایزد بهمن است. منظور از سروش شنیدن فرمانهای خداوند یا فرمانبرداری از اهورامزداست.</p><h3 style="text-align: justify;">بَرسَم:</h3><p style="text-align: justify;">&nbsp;نمودار تمام درختان و نباتات و رستنی‌ها می‌باشد که خدا آفریده است. َبرسَم شاخه‌ی کوچک درخت است که معمولا از انار و مورد بریده می‌شود و با شستشو و خواندن دعا با کارد مخصوص که آن را َبرسَم چین گویند بریده می‌شود.</p><p style="text-align: justify;">در هنگام به جا آوردن مراسم دعای َبرسَم با بندی که از برگ خرما بافته می‌شود َبرسَم‌ها را به هم می‌بندند. در اوستا این واژه به صورت بَرَسمَن آمده است.</p><p style="text-align: justify;">در بُندَهِش bon-dahesh (به معنای آفرینش آغازین) داستان آفرینش و آفریده‌های عالم که به زبان پهلوی نوشته شده، به هر امشاسپندی گلی منسوب شده و به نظر نگارنده گلهایی که در سنگ‌نگاره‌های تخت جمشید دیده می‌شود آنها را نمادپردازی می‌کنند.</p><p style="text-align: justify;">امشاسپند اهورامزدا با گل مورد، بهمن با گل یاسمن سپید، اردیبهشت با مرزنگوش، شهریور با ریحان، سپندارمذ با فَرَنجمُشک (بادرنجبویه)، خرداد با سوسن، امرداد با زنبق و رشن (همکار امرداد) با نسترن.</p><p style="text-align: justify;">گلها و گیاهانی که در سنگ‌نگاره‌های تخت‌جمشید دیده می‌شوند، همان‌طور که خواهیم دید همگی نمادپردازی <span style="background-color: rgb(255, 255, 0);">امشاسپندان</span> و دیگر عناصر تعیین‌کننده‌ی دین زردشت است. این نکته‌ بسیار مهمی است که از سوی تمامی ایران‌شناسان نادیده گرفته شده است و به اشتباه از آنها به عنوان گیاه دیگری یاد می‌شود که در زیر آمده است:</p><p style="text-align: justify;">از َبرسَم دست شاه ( داریوش) به عنوان لوتوس (نیلوفر آبی) یاد شده است.</p><p style="text-align: justify;">گل‌های اطراف فره‌وشی ( فروهر) درخت نخل معرفی شده است.</p><p style="text-align: justify;">تزئینات گردن گاو را غنچه ی لوتوس و گل دوازده پر نامیده‌اند.</p><p style="text-align: justify;">استناد به محبوبیت آناهیتا ایزد بانوی آب و اهمیت او، سبب معرفی لوتوس و حضورش در هنر و <a title="معماری" href="http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d9%85%d8%b9%d9%85%d8%a7%d8%b1%db%8c.html">معماری</a> ایران شده و به عنوان نماد این ایزد در نگاره‌های تخت جمشید آمده است.</p><p style="text-align: justify;">گل‌هایی که شاه و ولیعهد به دست گرفته‌اند، به دلیل شکوفه‌ای که میان دو غنچه قرار گرفته، و آرایش ساقه‌ی آنها مصری پنداشته شده‌اند.</p> text/html 2014-03-04T05:14:11+01:00 persipasargad.mihanblog.com سیاوش شاه درفرهنگ هخامنشی http://persipasargad.mihanblog.com/post/121 <p dir="rtl"><h3 style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"><img width="352" height="288" title="شاه درفرهنگ هخامنشی" class="size-full wp-image-1240 wp-caption aligncenter" alt="شاه درفرهنگ هخامنشی" src="http://parsiandej.ir/ahura/2012/05/436964_48JTxb6A-FILEminimizer.jpg"></span></h3><h3 style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"><strong><a href="http://parsiandej.ir/"><span style="color: rgb(0, 0, 255);">شاه&nbsp; </span></a></strong></span></h3><h3 style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"><strong>این نام که از سه هزار سال پیش در زبانهای ایرانی رواج دارد ، از پارسی باستان گرفته شده است که پس ازتحولات تاریخی بسیار به صورت « شاه » در آمده است . چون پس از اتحاد ماد و پارس بدست کوروش بزرگ، (۵۵۰ ق . م ) اصطلاح شاهنشاه بکار رفت . این بدان جهت بود که مردم آریایی و غیر آریایی فلات ایران و پیرامون آن به کشور هخامنشی پیوستند و خصوصا پادشاهان و شهریاران آنها نیز برتری کوروش را پذیرفتند . شاهنشاه در پارسی باستان خشایه ثیه یعنی شاه شاهان آمده است.</strong></span></h3><p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"><img title="تبیان زنجان" alt="تبیان زنجان" src="http://www.tebyan-zn.ir/images/2c622601-d66d-49a5-ab60-5183a28094c0.jpg"></span></p><p style="text-align: center;"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"><strong><span id="more-1239"></span></strong></span></p><h3 style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"><strong>لباس ویژه شاهنشاه</strong></span></h3><h3 style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"><strong>شاهنشاه درهنگام صلح جامعه ای بلند از دیبای ارغوانی که آستینهای فراخ داشت&nbsp;برتن میکرد و در زیر آن پیراهن بلندی&nbsp;می پوشید که تا زانو می رسید و مغزی سفید داشت و کمر بندی روی آن می بست . کفش شاه نیز ، زرین و پاشنه دارونوک تیز بود . </strong></span></h3><h3 style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"><strong><span style="color: rgb(128, 0, 0);">یونانیــان تـاج شاهنشاهیان هخــامنشی راتیار و یا گیسداریس خوانده اند</span> . شاه ، ریش دراز و موهای مجعد داشت و بر تخت زرین می نشست و عصای زرین به دست می گرفت . فرمانها و نامه های سلطنتی به مهر شاه می رسید و نسخه ای از آن در دفاتر شاهی نگهداری می شد . کشورداری داریوش پس از اینکه بر اوضاع کشور ایران مسلط شد، ایران را به سی و سه خشتره یا استان تقسیم کرد و ادارة آنها را به افرادی که مورد اعتماد شاهنشاه بودند واگذار نمود. </strong></span></h3><h3 style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"><strong>&nbsp;</strong></span></h3><h3 style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"><strong>از زمان جانشینان خشایارشاه که دولت هخامنشی روی به ضعف نهاد استانداران یک نوع خود مختاری پیدا کرده حتی ریاست سپاه محلی را که بر عهدة سرداری به نام کارانا بود نیز بدست گرفتند. اختیارات شاهان یا امیران محلی با قوت یا ضعف حکومت مرکزی تغییر می کرد. ضرب سکه طلا از مختصات شاهنشاه بود . اما استانداران می توانستند گاهی سکه هایی از نقره یا مس بزنند . دراوایل دورة هخامنشی سالی دوبار بازرسان شاهنشاهی که چشم و گوش شاه خوانده می شدند به استانها گسیل می گشت.</strong></span></h3><h3 style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"><br></span></h3> text/html 2013-09-27T08:47:11+01:00 persipasargad.mihanblog.com سیاوش درشکه کرایه قسمت 2 http://persipasargad.mihanblog.com/post/119 <P style="TEXT-INDENT: 0cm; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal align=justify><SPAN style="FONT-FAMILY: ; FONT-SIZE: 10pt" lang=FA><FONT face=Tahoma><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: blue; FONT-SIZE: 10pt">تصادف درویش خان با مظفرالدین شاه</SPAN></FONT></SPAN></P> <P style="TEXT-INDENT: 0cm; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal align=justify><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">در پاییز سال 1305، میان اتومبیل مظفرالدین شاه و درشکه درویش‌خان نوازنده <SUP><SPAN style="COLOR: red">2</SPAN></SUP>، در خیابان سپه تصادفی روی داد و منجر به این شد که، وی را برای همیشه خاموش کرد</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>. </SPAN></P> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">شوفر فرنگی مظفرالدین شاه، بر اثر بی‌احتیاطی، درویش‌خان را به سکوت ابدی محکوم نمود. پس از این واقعه سرتیپ درگاهی، آیین‌‌نامه‌ای به نام نظامنامه درشکه‌های عمومی تهیه و تنظیم کرد و نخستین نظامنامه عبور و مرور تدوین شد. در این سال گواهینامه‌ها نیز درجه‌بندی شد و سه نوع گواهینامه صادر گردید</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">رئیس‌الوزراء نیز، بعد از آن دستور داد، که در اداره پلیس نظمیه، شعبه‌ای به نام «وسایط نقلیه» تاسیس شود. و مقر آن در خیابان باب‌همایون باشد. ایجاد این تشکیلات در تهران، همه در مقابل خونبهای مردی، همچون درویش‌خان بود</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">بعد از این واقعه نامنتظر بود که، تعداد پاسبانها افزایش یافت و سرانجام پاسبانها در چهارراهها، با بازوبند سفید و چراغ‌ راهنمایی بر دوش دیده شدند که با دست، رنگ چراغها را تغییر می‌دادند. مرگ این نوازنده بزرگ هشداری بود، برای تغییر وضع قوانین رانندگی تا دیگر مردم، شاهد حوادث دلخراش نباشند</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: blue; FONT-SIZE: 10pt">چراغ راهنمایی و رانندگی</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">اولین چراغهای راهنمایی و رانندگی، در سالهای دهه ۳۰، در تقاطع‌های سپه ـ ولی عصر، پل امیر بهادر، باغ ملی دروازه شمیران، گمرک و امریه نصب گردید. ولی قبل از نصب این چراغها، چراغهای راهنمایی به صورت کوله پشتی بودند، که دارای دو چراغ قرمز، سبز و کلیدی در جهت خاموش و روشن کردن آنها بود، که کوله پشتی در پشت مامور قرار می گرفت، و کلید آن روی سینه سمت چپ قرار داشت. این چراغها کار می‌‌کرد و مامور با پشت کردن به طرف رانندگان اتومبیل، آنان را متوقف و یا دستور حرکت به آنان می‌داد. بالاخره در سالهای ۳۹ و ۴۰، چهارراه دارای چراغ اتوماتیک گردید</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr></SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: blue; FONT-SIZE: 10pt">کاروانسرا</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">شاید، در همه کتابهایی که درباره تاریخ و جغرافیای ایران نوشته شده، و در همه سفرنامه‌های جهانگردان، از توجه ایرانیان به‌ راه و ساختمانهای پیوسته به آن، و همچنین راهداری و پست منظم، از روزگاران بسیار کهن، سخن رفته باشد. و نیز وجود واژه‌هایی چون ساباط <SUP><SPAN style="COLOR: red">3</SPAN></SUP> و رباط <SUP><SPAN style="COLOR: red">4</SPAN></SUP> و برید <SUP><SPAN style="COLOR: red">5</SPAN></SUP>، در زبانهای زنده ومرده جهان که از گویشهای کهن ایرانی گرفته شده، موید این نظر است که، پهناوری سرزمین و دوری شهرها و آبادیهای ایران، و کشورهای همسایه، ایرانی را، ناچار می‌کرده است که راههای پاکیزه و امن داشته باشد، و منزل به منزل و آبادی به آبادی آسایشگاه بسازد و نیز، برای اینکه کاروانها در بیابان راه خود را بیابند، برجها و میلها <SUP><SPAN style="COLOR: red">6</SPAN></SUP> برافرازد که از دور مانند برج دریایی، رهسپاران را راهنمایی کند</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">در میان نام ساختمانهایی که بیرون از شهر، و در کنار جاده‌ها به گوش می‌خورد. نام کهن «کربات» یا «کارباط» <SUP><SPAN style="COLOR: red">7</SPAN></SUP> که باکرا و کاروان پیوستگی تمام دارد، این واقعیت را می‌رساند که کاروانهای ایرانی و غیر ایرانی، حتی در دشتهای دراز و پهناور، بی‌سر و سامان نبوده‌اند و به آسانی و آسودگی، کالا و مسافر را از خاور به باختر و از شمال به جنوب می‌برده‌اند</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">هفتمین سفر قم (ناصرالدین‌ شاه)، نیز بدین ترتیب انجام یافت که شاه در ماه شوال 1309 قمری، که مصادف با دومین ماه از فصل بهار بود، تصمیم گرفت به سیاحت در ولایات مرکزی ایران بپردازد و این سفر را از طریق قم آغاز کند. چنانچه پس از عبور و اطراق در حضرت عبدالعظیم، کهریزک، حسن‌آباد، علی‌آباد، حوض‌ سلطان و کوشک نصرت در روز جمعه 23 شوال به قم وارد شد و سه روز در آنجا اقامت نموده و به سیاحت پرداخت</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">در زمان ناصرالدین‌ شاه، توسط میرزا علی‌اصغر امین‌السلطان، جاده‌های جدید در فاصله میان تهران ـ قم احداث گردید</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">لذا، این شهر از دیرباز، هم به دلیل جاذبه زیارتی و هم به دلیل موقعیت جغرافیایی آن، که در مسیر شهرهای باستانی شیراز و اصفهان قرار داشته، نه‌تنها میعادگاه زایران شیعه بوده ، بلکه محل عبور و سیاحت سیاحان فرنگی نیز بوده است</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">هر گونه پرداختی در روزگار پیشین و قاجار مستلزم تهیه قرارداد بوده است. سند زیر هم نمونه‌ای است که در آن به پرداخت وجه کرایه حمل ونقل اشاره رفته است. در حقیقت، اولین نمونه پرداخت وجهی است که امروزه به عنوان بلیط می‌شناسیم</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: blue; FONT-SIZE: 10pt">باج</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">باجراه مرکب از واژه باج و راه است. باج از ریشه اوستایی گرفته شده است و به معنای خراج و گمرک است</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">باج در واقع مالیاتی بوده، که برای عبور از راه، پرداخت می‌شده است. به طور نمونه: معمولاً به راهداریهای خروجی تهران، در تقاطع اصفهان و یا ساوه، قم باید پرداخت می‌شده که امروزه باج راه را با عنوان عوارض می‌شناسیم</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: blue; FONT-SIZE: 10pt">اجاره درشکه</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">سند حاضر، متعلق به موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، قبض رسیدی است از میرزا آقاسی نام، در سوم جمادی‌الثانی 1331ق.، برای عضدالملک. این رسید محض اجاره یک دستگاه درشکه، درمسیر تهران به قم، به ازای پرداخت کرایه و وصول آن صادر شده است</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>. </SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">به موجب این نوشته، اینجانب میرزا آقاسی، یک دستگاه درشکه چهار اسبه خوب کرایه دادم به گماشتگان جناب مستطاب اجل اکرم آقای عضدالملک، دامت شوکته، از طهران الی قم در مبلغ سی و پنج تومان و هفده دینار وجه رایج، و تمام و کمال کرایه‌ام در طهران دریافت گردیده، قرار شده که دو نفر مسافر سوار درشکه شده و پانزده من تبریز هم اسباب مسافرین باشد، و باج راه و غیره تمام به‌عهده اینجانب است، دخلی به مسافرین ندارد. و ان شاءالله دو شب خوابیده مسافرین را به قم برسانیم. به تاریخ 3 جمادی‌الثانی 1331 (اثر مهر بیضی که ناخواناست)</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl> <TABLE border=0 cellSpacing=1 cellPadding=1 width=330 align=center> <TBODY> <TR> <TD> <P align=center><IMG alt="" src="http://www.iichs.org/docimages/A_Doroshkeh_1.jpg"></P></TD></TR> <TR> <TD> <P align=center><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: blue; FONT-SIZE: 10pt"><SPAN style="FONT-FAMILY: " dir=rtl lang=FA>[</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: " dir=rtl lang=AR-SA>19351ق]</SPAN></SPAN></P></TD></TR> <TR> <TD> <P align=center></P></TD></TR></TBODY></TABLE></DIV></SPAN> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt"><A href="http://www.iichs.org/index.asp?id=1977&amp;doc_cat=1" target=_self>صفحه 1</A></SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">1. پس از کاغذ اخبار دومین نشریه فارسی ‌زبان، که به دستور میرزا تقی‌خان امیرکبیر در تهران در دوران ناصرالدین شاه قاجار منتشر شد</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">2. غلامحسین درویش معروف به «درویش ‌خان» از هنرمندان نامی و استادان موسیقی ایرانی در دوره قاجار</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">3. پوشش رهگذر؛ سقف میان دو راه که زیر آن راه بود</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">4. کاروانسرا؛ جایی که در کنار راه جهت استراحت و سکنی و منزلگاه قافله و کاروان سازند و مشتمل بر اطاقها و طویله و جز آن باشد</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">5. پیک؛ آنکه او را به شتاب جایی فرستند</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">6. نشان راه</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">7. خانه کاروان است و پیش از اسلام به جای کاروانسرا به ‌کار می‌رفته و مانند رباط دارای اتاق و حوض و پایاب است و گاهی فقط دو یا سه اتاق دارد</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">منابع</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>:</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">تکمیل ‌همایون، ناصر. <SPAN style="COLOR: blue">تاریخ اجتماعی و فرهنگی تهران</SPAN>، ج1: از آغاز تا دارالخلافه ناصری. تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، 1377</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">تکمیل ‌همایون، ناصر. <SPAN style="COLOR: blue">تاریخ اجتماعی و فرهنگی تهران</SPAN>، ج2: دارالخلافه ناصری. تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، 1377</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">حسینی، عباس. <SPAN style="COLOR: blue">این اتولی که من میگم: تاریخچه اتومبیل در ایران</SPAN>. تهران: نامک، 1389</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">دهخدا، علی‌اکبر. <SPAN style="COLOR: blue">لغتنامه</SPAN>: ج 4. تهران: دانشگاه تهران، 1342-1373</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">دهخدا، علی‌اکبر. <SPAN style="COLOR: blue">لغتنامه</SPAN>: ج 7. تهران: دانشگاه تهران، 1342-1373</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">ذاکرزاده، حسین. <SPAN style="COLOR: blue">سرگذشت طهران</SPAN>. تهران: انتشارات قلم</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">شهبازی، داریوش. <SPAN style="COLOR: blue">برگهایی از تاریخ تهران</SPAN>. تهران: نشر ثالث، 1390</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">مومنی، مصطفی. <SPAN style="COLOR: blue">تهران؛ جغرافیا، تاریخ، فرهنگ</SPAN>. تهران: نشر کتاب مرجع، 1389</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">ناصرالدین قاجار، شاه ایران. <SPAN style="COLOR: blue">سفرهای ناصرالدین‌شاه به قم</SPAN> (1266-1309ه.ق). به ‌کوشش فاطمه قاضیها، تهران: سازمان اسناد ملی ایران، 1381</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">نیل‌قاز، مریم. <SPAN style="COLOR: blue">وظایف بلدیه در طهران</SPAN>. پیام بهارستان: دوره اول، سال اول، ش 4 (تابستان 1388).</SPAN></DIV></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl>&nbsp;</DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl>&nbsp;</DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl> <P style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><?XML:NAMESPACE PREFIX = O /><O:P><FONT size=5><FONT color=#000000>برگرفته از </FONT><FONT color=#000099>موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران</FONT></FONT></O:P></SPAN></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><O:P><FONT size=5><FONT color=#000099></FONT></FONT></O:P></SPAN></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><O:P></O:P></SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><FONT color=#800080><FONT size=5><U>/</U></FONT><A href="http://iichs.org/"><FONT color=#c97e00 size=5>http://iichs.org</FONT></A></FONT><A href="http://iichs.org//"></A></SPAN></SPAN></SPAN></P></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl>&nbsp;</DIV> text/html 2013-09-27T08:45:27+01:00 persipasargad.mihanblog.com سیاوش درشکه کرایه http://persipasargad.mihanblog.com/post/118 <P style="TEXT-INDENT: 0cm; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal align=justify><SPAN style="FONT-FAMILY: ; FONT-SIZE: 10pt" lang=FA><FONT face=Tahoma><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt"></SPAN></FONT></SPAN>&nbsp;</P> <P style="TEXT-INDENT: 0cm; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal align=left><SPAN style="FONT-FAMILY: ; FONT-SIZE: 10pt" lang=FA><FONT face=Tahoma><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt"><SPAN style="COLOR: blue; FONT-SIZE: 11pt" lang=FA><FONT face="Times New Roman"><SPAN style="FONT-FAMILY: " dir=rtl lang=AR-SA new="" times=""><STRONG>معصومه عمادی</STRONG></SPAN></FONT></SPAN></SPAN></FONT></SPAN></P> <P style="TEXT-INDENT: 0cm; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal align=justify><SPAN style="FONT-FAMILY: ; FONT-SIZE: 10pt" lang=FA><FONT face=Tahoma><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">انسان، برای جابه‌جا شدن نیازمند وسایلی بود، که بتواند به راحتی از آن استفاده کند. این کار در ابتدا تنها با چهارپایان عملی بود. و افراد به فراخور وضع مالیشان، از انواع چهارپایان استفاده می‌کردند</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></FONT></SPAN></P> <P style="TEXT-INDENT: 0cm; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal align=justify></P> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">برای استفاده در شهرها و محلات، بر پشت چهار پا سوار شده، و به محل مورد نظرشان می‌رفتند. ولی چون در مسافرتها، ساعتها و بلکه روزها در راه بودند، و خصوصاً اینکه سوارکاری برای زنان و بچه‌ها، طی ساعات طولانی بسیار مشکل بوده، در نتیجه از صندوقهایی استفاده کردند که به آن «پالگی» می‌گفتند. آن را در دو طرف حیوانات می‌بستند و غالباً مورد استفاده زنان بود و به صورت چمباتمه چندین ساعت در آن می‌نشستند. و یا به صورت کجاوه بر روی شتر، قرار می‌دادند. گاهی دارای سقف بسته بود که به آن «هودج» گفته می‌شد و برای پیمودن مسیرهای طولانی بوده است</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">تخت روان نیز، اطاقک کوچکی بوده، که بر روی دو تیرک چوبی قرار می‌دادند و مسافر در داخل تخت روان نشسته، آنگاه دو سر تیرهای چوبی را به دو قلاب که بر پشت دو چهار پا، مانند اسب، قرار داشته متصل می‌کردند و سپس با حرکت حیوانات تخت روان هم جابه‌جا می‌شده است</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">اولین کالسکه، بنا بر منابع تاریخی، در دوران صفویه به وسیله یکی از بازرگانان روسی، به شاه‌عباس دوم، به عنوان سوغات هدیه شد که استفاده چندانی از آن به عمل نیامد</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">اویل قرن 19 میلادی، جرج سوم پادشاه انگلستان، کالسکه‌ای به رسم هدیه، برای فتحعلی ‌شاه قاجار، فرستاد که به علت نبود جاده یا خیابان مناسب در تهران، شاه نتوانست از آن استفاده کند</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">کالسکه، اطاقکی است که بر روی چهار چرخ سوار می‌شده، و به قدر نشستن چهار نفر بوده است. این وسیله توسط چهار اسب کشیده می‌شد. کالسکه، هم داخل و هم خارج شهر مورد استفاده قرار می‌گرفته است</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">در سال 1267ق، در روزنامه وقایع‌ اتفاقیه <SUP><SPAN style="COLOR: red">1</SPAN></SUP>، اعلانی به چاپ رسیده: «چون درین اوقات قرارشده است که روز به‌روز کالسکه‌ها در شهر طهران زیاد بشود و باید راه عبور و مرور و کالسکه هموار و خوب باشد لهذا قرار شده است که کوچه‌های ارگ پادشاهی را کلاً سنگفرش نمایند به طوری که هم عبور اسب و کالسکه به آسانی بشود و هم پیاده به استراحت بگذرد وسط کوچه‌ها را به جهت عبور پیادگان مانند سکو قدری بالا آورده با سنگهای بزرگ مرتفع فرش می‌نمایند...».</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">در سال 1270‌ق معیرالممالک، ساخت کالسکه‌ای را به کشور اطریش سفارش داد، که برای تشریفات دربار مورد استفاده قرار گرفت. این همان کالسکه‌ای است که ناصرالدین شاه، با آن به حرم حضرت عبدالعظیم رفت، و بعد از ترور، وی را در آن نشانده، تا مردم نفهمند که او کشته شده، به این ترتیب وی را به تهران آوردند</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>. </SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">رضاشاه نیز، با همین کالسکه در تاریخ 15 آذر 1304‌، برای تاجگذاری به مجلس مؤسسان رفت. و در استقبال از ملکه الیزابت و فردریک نهم پادشاه دانمارک نیز از آن استفاده شد</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl> <TABLE border=0 cellSpacing=1 cellPadding=1 width=250 align=center> <TBODY> <TR> <TD> <P align=center><A href="http://www.iichs.org/magazine/bahar/17_revayat_3.jpg"><IMG border=0 alt="" src="http://www.iichs.org/magazine/bahar/17T_revayat_3.jpg"></A> </P></TD></TR> <TR> <TD> <DIV align=center><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: blue; FONT-SIZE: 9pt">اسكورت كالسكه رضاشاه </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: blue; FONT-SIZE: 9pt">به وسیله امرای ارتش</SPAN></DIV> <DIV dir=rtl align=center><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: blue; FONT-SIZE: 9pt">در خیابان علاءالد<FONT color=#0000ff>وله</FONT></SPAN></DIV></TD></TR> <TR> <TD> <P align=center></P></TD></TR></TBODY></TABLE></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">همانقدر که کالسکه مورد توجه قرار گرفت، راننده و مهتر اسبهای آن نیز، معروفیت خاصی پیدا کرد. زیرا، عنوان مقام کالسکه‌باشی، راننده مخصوص ناصرالدین ‌شاه، بسیار مهم بود. رجالی چون مهدیقلی ‌خان مجدالدوله، و عبدالله ‌میرزا دارایی و چند رجل دیگر، افتخار کالسکه‌رانی سلطان صاحبقران را داشتند</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">همچنین «بیات‌علی»، شخصی بود که نگهداری و تیمار اسبهای کالسکه‌خانه شاهی را بر عهده داشت و غیر از شستشوی اسبها و بازدید نعلها و آرایش آنها، مسول نظافت کالسکه شاهی، و روغن‌کاری چرخها و فنرهای کالسکه هم بود</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">در جنگ بین‌الملل اول، ایاب ذهاب و حمل و نقل اشیا، از طریق چهارپا، بعد درشکه و سپس کالسکه و گاری تبدیل شد، و کم‌کم مردم به آنها رغبت نشان دادند. گاری در قشون‌کشی روسها، به ایران شناخته شد و درشکه نیز، هدیه ایشان به افراد ذی‌نفوذشان بود، و کالسکه خاص سلاطین و رجال طبقه اول بوده است</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">گاری، وسیله‌ای سفت و بدون فنر، با چرخهای روکش آهنی، از تسمه‌ای کلفت که به جای لاستیکشان حساب می‌شدند، و می‌توانستند تا سه چهار خروار بار حمل بکنند. این گاریها در ابتدا تنها بار حمل می‌کردند، و بعدها به مسافرکشی پرداختند. مسافرانی که در اطاقکی محصور، با تکانهایی شدید محبوس می‌شدند</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">این گاریها، برخی تجاری و برخی مسافرکش بودند، و روزانه سی و شش کیلومتر طی طریق کرده و گاری پستی که در هر منزل اسب عوض می‌نمود چهار برابر گاری تجاری راه می‌پیمود</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">وزرا و حکام و رجال طبقه یک، کالسکه سوار بودند. و افراد متوسط، مسافرتهایشان را با گاری انجام می‌دادند، که به صورت رو باز و یا روبسته بود. گاریهای کندرو روزی شش فرسخ راه می‌رفتند و کف گاری را تا پنج خروار بار زده روی بارها هم تا بیست و چند مسافر می‌نشاندند. و گاریهای تندرو، که بار کمتری می‌زدند، دوازده مسافر برده و در تمام بیست و چهار ساعت طی طریق می‌کردند، و در هر شب و روز چهار منزل راه طی می‌‌کردند. اینها گاریهای تجارتی بودند</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">گاریهای پستی که چهار اسبه بودند، در هر منزلگاه اسبهای خسته را با اسبهای تازه‌نفس عوض می‌کردند. این گاریها توسط دو سورچی، به نوبت رانده می‌شد. این گاریها اغلب بار و بسته پستی حمل نموده و گاهی هم مسافر و بار متفرقه می‌گرفتند. و این وسایل در داخل کاروانسراها بارگیری می‌شدند</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr></SPAN>&nbsp;</DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr> <P style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><?XML:NAMESPACE PREFIX = O /><O:P><FONT size=5><FONT color=#000000>برگرفته از </FONT><FONT color=#000099>موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران</FONT></FONT></O:P></SPAN></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><O:P><FONT size=5><FONT color=#000099></FONT></FONT></O:P></SPAN></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><O:P></O:P></SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><FONT color=#800080><FONT size=5><U>/</U></FONT><A href="http://iichs.org/"><FONT color=#c97e00 size=5>http://iichs.org</FONT></A></FONT><A href="http://iichs.org//"></A></SPAN></SPAN></SPAN></P></SPAN></DIV> text/html 2013-09-27T08:39:08+01:00 persipasargad.mihanblog.com سیاوش یک رسید عهد قجری! ؛ (اردوی کجور) http://persipasargad.mihanblog.com/post/117 <TABLE class=tblMid border=0 cellSpacing=0 cellPadding=0 width="100%"> <TBODY> <TR> <TD dir=rtl class=tdHeader vAlign=middle></TD></TR> <TR> <TD style="PADDING-RIGHT: 5px" dir=rtl> <DIV align=left>&nbsp;</DIV> <DIV dir=rtl class=text align=justify><A href="http://iichs.org/index.asp?id=2008&amp;doc_cat=1"></A> <P style="TEXT-ALIGN: left; TEXT-INDENT: 0cm; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal align=right><STRONG><SPAN style="COLOR: blue; FONT-SIZE: 11pt" lang=FA><FONT face="Times New Roman"><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Times New Roman','serif'; COLOR: blue; FONT-SIZE: 11pt; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-ansi-language: FR; mso-fareast-language: EN-US" dir=rtl lang=AR-SA>حمیده نیازی</SPAN></FONT></SPAN></STRONG></P> <P style="TEXT-INDENT: 0cm; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal align=left><SPAN style="FONT-FAMILY: ; FONT-SIZE: 10pt" lang=FA><?XML:NAMESPACE PREFIX = O /><O:P></O:P></SPAN></P> <P style="TEXT-INDENT: 0cm; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal align=left></P> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; TEXT-INDENT: -42.75pt; MARGIN: 0cm 42.75pt 0pt 0cm; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: #0000cc; FONT-SIZE: 10pt">ناصرالدین شاه قاجار را به عنوان یکی از خوش گذران‌ترین پادشاهان تاریخ می‌شناسیم که در مدت سلطنت 50 ساله‌اش تا توانست به گشت و گذار و سفر پرداخت. اگر برایتان جالب است بدانید دخل و خرج این سفرها چگونه بود این هم یک سند از هزینه‌های صرف شده در یک اردوی عهد قجر!</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">‌سند زیر، که متعلق به مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران می‌باشد، نمونه‌‌ای از یک قبض یا، رسید در دوره قاجار است، که برای بخشی از مایحتاج و مخارج صرف شده در یک اردوی شاهانه از بارخانه یا، انبار صادر گردیده است.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">تاریخی که در سند قید گردیده، ماه مبارک رمضان سال 1289، مصادف با سال بیچی‌ئیل (میمون) را نشان می‌دهد. با توجه به این تاریخ، اردوی مذکور مربوط به سفر ناصرالدین شاه به منطقه کجور واقع در استان مازندران می‌باشد. </SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">ناصرالدین شاه اصولا به سفر و گشت و گذار بسیار علاقه‌مند بود و علاوه بر سه سفر به فرنگستان و یک سفر به عتبات عالیات، به بیشتر نقاط ایران از جمله خراسان (دو بار)، گیلان (دو بار)، مازندران، فارس، نواحی مرکزی و برخی جاهای دیگر سفر نمود و خاطرات خود را به رشته تحریر درآورده است. همچنین، او اولین پادشاه ایرانی است، که عازم فرنگ گردید.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl> <TABLE border=0 cellSpacing=1 cellPadding=1 width=470 align=center> <TBODY> <TR> <TD> <P align=center></P></TD></TR> <TR> <TD> <P align=center><IMG alt="" src="http://www.iichs.org/docimages/A_Kojoor_1.jpg"></P></TD></TR> <TR> <TD> <DIV align=center><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt"><SPAN style="FONT-FAMILY: " dir=rtl lang=AR-SA><FONT color=#0000ff>[2653 ـ 1ع]</FONT></SPAN></SPAN></DIV> <DIV align=center><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt"><SPAN style="FONT-FAMILY: " dir=rtl lang=AR-SA><FONT color=#0000ff>اردوی ناصری و پراکندگی چادرهای شاه و همراهان</FONT></SPAN> </SPAN></DIV></TD></TR></TBODY></TABLE></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">در متن سند به مواردی از قبیل: هزینه مواد خوراکی (چای، پیاز، غوره و...)، لوازم ضروری جهت بستن بارها، انعام و دستمزدها، کرایه حمل بار و کالسکه و... اشاره شده است. در آخر نیز، قبض یا رسید که توسط عباسقلی خان حاکم بلده بارفروش تهیه شده، و عضدالملک آن را مهر کرده است.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">علیرضا خان عضدالملک، فرزند موسی خان (برادر مهدعلیا) و دایی ناصرالدین شاه بوده است. علیرضا خان بعدها ریاست ایل قاجار را برعهده داشت و در عصر ناصری چند سالی حکمران مازندران بود. همچنین در دوره احمد شاه (خردسالی) نایب‌السلطنه او بوده است. عضدالملک در این سفر یکی از ملتزمین رکاب همایونی می‌باشد.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">در سند به شهرهایی همچون بلده و بارفروش اشاره شده، که این گروه بخشی از مایحتاج سفر خود را از آنجا تهیه کرده‌اند. بلده از توابع نور می‌باشد، و بارفروش نام شهر بابل امروزی است، که به نامهای مامطیران، مامطیر، بارفروش ده و بابل شناخته شده است. بابل در زمان فتحعلی شاه قاجار اهمیت قابل توجهی پیدا کرد، طوری که قبل از انقلاب اکتبر روسیه، از طریق بندر مشهدسر (بابلسر) با کشور روسیه ارتباط تجاری داشت و به یکی از مراکز مهم بازرگانی استان مازندران تبدیل شده بود. بابل امروزی شهری آباد و زیباست.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">در ادامه متن استنساخ شده سند مذکور ارائه می‌گردد.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: #632423; FONT-SIZE: 10pt">اخراجات</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: #632423; FONT-SIZE: 10pt">بارخانه جهت اردوی مبارک کجور و غیرها 1014 تومان و 1100 دینار.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: #632423; FONT-SIZE: 10pt">اخراجات بارخانه و وجه نقد جهت پیشکشی حضور مبارک 901 تومان و 4500 دینار.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: #632423; FONT-SIZE: 10pt">وجه نقد 822 تومان: نقدی 750 تومان (اشرفی پنجهزاری 1000 عدد مقرر 500 تومان، اشرفی دو هزاری 750 عدد مقرر 150 تومان)، ربعی سفید 50 تومان، شاهی سفید 50 تومان؛ از بابت صرف وجوه ضرابخانه 72 تومان.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: #632423; FONT-SIZE: 10pt">قیمت چای و غیره 82 تومان و 9500 دینار.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: #632423; FONT-SIZE: 10pt">73 تومان و 9500 دینار: چای 42 گردانکه مقرر ارسالی ساری 2 گردانکه، بارخانه 40 گردانکه، 25 تومان و 2000 دینار؛ شمع 3 شعله مقرر 15 تومان؛ مال جهت حمل بارخانه 26 عدد فی 1 تومان 2500 دینار، 32 تومان و 5000 دینار؛ نمد بارپیچ 3 تخته مقرر 7500 دینار.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: #632423; FONT-SIZE: 10pt">9 تومان: ریسمان جهت بستن بار 20 رشته مقرر 5000 دینار؛ پاسنگ و پیچ و غیره جهت قبه 1 تومان و 5000 دینار؛ پیاز و غوره و غیره 2 تومان؛ در وجه عبدالله خان 5 تومان.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: #632423; FONT-SIZE: 10pt">مخارج درشکه 92 تومان و 1600 دینار:</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: #632423; FONT-SIZE: 10pt">17 تومان و 1600 دینار: چرم چمدان 100 دینار فی 3 تومان، 2 تومان و 5500 دینار؛ اجرت نجار 1 تومان و 5000 دینار؛ قیمت قلاب و سگک و غیره 7000 دینار؛ گل‌میخ 125 عدد مقرر 3100 دینار؛ پیچ چرمه با مهره 10 عدد مقرر 1000 دینار؛ آچار آهنی 2 عدد مقرر 1000 دینار؛ حمام ولایتی 6500 دینار؛ کتان بارپیچ 1 تومان و 75000 دینار؛ رسن حاجی ترخانی 1000 دینار؛ آهن 12 عدد مقرر 3 تومان و 6000 دینار؛ نمد بارپیچ 16 عدد مقرر 3 تومان و 2000 دینار؛ ریسمان 1000 دینار؛ چوب تخته و غیره 2 تومان؛ اجرت سراج 3000 دینار؛ اجرت پیچ 1000 دینار؛ اجرت خیاط 1000 دینار.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: #632423; FONT-SIZE: 10pt">75 تومان: کرایه حمل کالسکه از بارفروش به دارالخلافه 60 تومان؛ انعام محمدبیک کالسکچی 15 تومان.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: #632423; FONT-SIZE: 10pt">قیمت برنج در وجه عالیجاه آقا محمدباقر آبدار شاهی و غیره 17 تومان و 5000 دینار: قیمت برنج 30 دینار مقرر 15 تومان؛ تدارک قاطر 2 تومان و 5000 دینار (پولکی 4 عدد مقرر 1 تومان و 4000 دینار؛ تنگ 4 عدد مقرر 2500 دینار؛ قاطمه 100 دینار مقرر 8500 دینار) منهای قیمت بار و غیرها 2 تومان الباقی 1012 تومان و 1100 دینار.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: #632423; FONT-SIZE: 10pt">[حاشیه]: سنه بیچی ئیل 1012 تومان و 1100 دینار، مبلغ یکهزار و دوازده تومان و یکهزار و یکصد دینار، 506 تومان و 505 دینار. عالیجاه عباسقلی خان حاکم بلده بارفروش از بابت مالیات هذه‌السنه بلده و غیره ابوابجمعی خود رساند. [مهر بادامی کوچک به سجع]: عضدالملک</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: #632423; FONT-SIZE: 10pt">تحریر فی الشهر الرمضان المبارک 1289.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: #632423; FONT-SIZE: 10pt">[حاشیه]: مبلغ متن صحیح است.</SPAN></DIV></DIV></TD></TR></TBODY></TABLE> <P><U><FONT color=#0066cc size=2>برای مشاهده سند به ادامه مطلب بروید.</FONT></U></P><U><FONT color=#0066cc size=2> <P style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><O:P><FONT size=5><FONT color=#000000>برگرفته از </FONT><FONT color=#000099>موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران</FONT></FONT></O:P></SPAN></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><O:P><FONT size=5><FONT color=#000099></FONT></FONT></O:P></SPAN></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><O:P></O:P></SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><FONT color=#800080><FONT size=5><U>/</U></FONT><A href="http://iichs.org/"><FONT color=#c97e00 size=5>http://iichs.org</FONT></A></FONT><A href="http://iichs.org//"></A></SPAN></SPAN></SPAN></P></FONT></U> <P>&nbsp;</P> text/html 2013-09-27T08:37:45+01:00 persipasargad.mihanblog.com سیاوش علاقه روسها برای تماشای تعزیه‌ در تکیه دولت http://persipasargad.mihanblog.com/post/116 <DIV dir=rtl class=text align=justify><A href="http://iichs.org/index.asp?id=2009&amp;doc_cat=1"></A> <DIV style="TEXT-ALIGN: left; TEXT-INDENT: 0cm; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal align=right><STRONG><SPAN style="COLOR: blue; FONT-SIZE: 11pt" lang=FA><FONT face="Times New Roman"><SPAN style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Times New Roman','serif'; COLOR: blue; FONT-SIZE: 11pt; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US" dir=rtl lang=AR-SA>طوبی مرتضوی</SPAN></FONT></SPAN></STRONG></DIV> <DIV><SPAN style="FONT-FAMILY: ; FONT-SIZE: 10pt" lang=FA><?XML:NAMESPACE PREFIX = O /><O:P></O:P></SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: ; FONT-SIZE: 10pt" lang=FA><FONT face=Tahoma><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt"></SPAN></FONT></SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-INDENT: 0cm; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal align=left></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; TEXT-INDENT: -26.1pt; MARGIN: 0cm 26.1pt 0pt 0cm; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: #0000cc; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr></SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: #0000cc; FONT-SIZE: 10pt"></SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: #0000cc; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr></SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: #0000cc; FONT-SIZE: 10pt">شاید برایتان جالب باشد بدانید که در عهد ناصرالدین شاه قاجار اعضای سفارت روسیه هم از طرفداران نشستن پای تعزیه و عزاداری امام حسین (ع) بوده‌اند. اسنادی از آن دوره بر جای مانده است که نشانه تقاضای اعضای این سفارت از شاه برای حضور در مراسم تعزیه و موافقت و شرط و شروط شاه قاجار است. </SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; TEXT-INDENT: -26.1pt; MARGIN: 0cm 26.1pt 0pt 0cm; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; TEXT-INDENT: -26.1pt; MARGIN: 0cm 26.1pt 0pt 0cm; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: #0000cc; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr></SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: #0000cc; FONT-SIZE: 10pt"></SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: #0000cc; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr></SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: #0000cc; FONT-SIZE: 10pt">برگزاری مراسم تعزیه یکی از با اصالت‌ترین هنرهای نمایشی است که با اعتقادات مذهبی مردم ما گره خورده و از دیرباز این نمایش سنتی ـ مذهبی طرفداران زیادی را در بین مردم مسلمان کشورمان داشته است. امروز این هنر نمایشی حتی در تمام دنیا به عنوان بخشی از هنر نمایشی سنتی مردم ما جا افتاده است. این هنر در کشورمان سابقه‌ای طولانی دارد و به روایت تاریخ فقط در سالهای اخیر نبوده که مورد توجه دیگر کشورهای جهان قرار گرفته است.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; TEXT-INDENT: -26.1pt; MARGIN: 0cm 26.1pt 0pt 0cm; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">عزاداری و تعزیه‌خوانی از دیرباز مورد توجه و استقبال مردم ایران بوده است. تعزیه‌خوانی در دوره‌ صفویان رونق پیدا کرد ولی تعزیه در دوره ناصرالدین شاه به اوج خود رسید تا آنجا که بسیاری این دوره را عصر طلایی تعزیه می‌نامند. برگزاری تعزیه در زمانهای گذشته در کاروانسراها، بازارها و گاهی در منازل بود و اما در دوره ناصرالدین شاه در تکایا و حسینیه‌ها به اجرا درآمد. در بیش از 300 مکان مشخص تعزیه اجرا می‌شد که معروفترین و مجلل‌ترین این تکایا، تکیه دولت بود</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr> .</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl> <TABLE border=0 cellSpacing=1 cellPadding=1 width=470 align=center> <TBODY> <TR> <TD> <P align=center></P></TD></TR> <TR> <TD> <P align=center><IMG alt="" src="http://www.iichs.org/docimages/A_Tikyedowlat_1.jpg"></P></TD></TR> <TR> <TD> <DIV align=center><SPAN style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: " dir=rtl lang=FA new=""><SPAN style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: " dir=rtl lang=AR-SA><FONT color=#0000ff size=2 face=Tahoma><SPAN style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: " dir=rtl lang=FA new="">[3787- 1ع]</SPAN></FONT></SPAN></SPAN></DIV> <DIV align=center><SPAN style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: " dir=rtl lang=FA new=""><SPAN style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: " dir=rtl lang=AR-SA><FONT size=2 face=Tahoma><FONT color=#0000ff><SPAN style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: " dir=rtl lang=AR-SA>حلقه زنانه دایره‌وار به دور سن نمایش. زنان به عنوان تماشاچی نقش مهمی در این رویداد داشتند، از معدود مواردی که زنان امکان حضور اجتماعی داشتند!</SPAN> </FONT></FONT></SPAN></SPAN></DIV></TD></TR></TBODY></TABLE></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: blue; FONT-SIZE: 10pt">علم شدن بنای تکیه دولت</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">علت ساخت تکیه دولت را این‌طور نوشته</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>‌</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">اند: معتبرترین و وسیعترین تکیه‌های تهران که تعزیه‌های دولتی در آن برگزار می‌شد تکیه حاج‌</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">میرزا آقاسی یا تکیه دولت قدیم بود که تکیه عباس‌آباد نامیده می‌شد به علت استقبال شدید مردم، خصوصا زنان از نمایشهای مذهبی، ازدحام حاصل از کوچکی فضای تکیه عباس‌آباد، کار تعزیه‌خوانی و شبیه‌گردانی مختل و نیاز به تکیه بزرگتری احساس می‌شد به این جهت، ناصرالدین شاه همزمان با دستور شروع بنای شمس‌العماره، امر به ساخت تکیه بزرگی در داخل ارگ سلطنتی صادر کرد</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">در جنوب غربی کاخ گلستان، کنار شمس‌العماره و روبه روی مسجد شاه سابق بنایی وجود دارد که به تکیه دولت معروف است این بنا درسال 1248 شمسی (1284 هجری قمری) به فرمان ناصرالدین شاه و با هزینه‌ای بالغ بر یک صدو پنجاه هزار تومان و در مدت 5 سال ساخته شد. عده‌ای منزل مسکونی امیرکبیر و عده‌ای دیگر علاوه بر آن، قسمتی از زندانخانه دولتی و سیاهچال که گرمابه‌ مخروبه‌ای بوده و انبارهای قدیمی را محل مورد استفاده برای احداث بنای تکیه دولت می‌دانند</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr> .</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">تکیه دولت از بلندترین بناهای پایتخت تا پیش از ساختن کاخها و ساختمانها در اواخر دوره قاجاریه بوده به طوری که از پنج فرسنگی شهر پیدا بود. بنای تکیه دولت به صورت منشوری هشت</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">‌ضلعی مدور، چهار طبقه و همه از آجر است که دور تا دور آن غرفه‌هایی طاق‌مانند ساخته شده که با قالیها و انواع پارچه و جار و چراغ و آینه و گلدان و بعضی ظروف دیگر زینت می‌کردند و چهل‌چراغها و قنادیل از سقف آن آویخته و می‌افروختند و به آن طاقنما می‌گفتند. عکس صاحب طاقنما یا یکی از پدرانش را بالای آن قرار می‌دادند. هر یک از این طاقنماها به امیر، وزیر و یا حکمرانی تعلق داشت. طاقنماهای طبقه اول تا سوم مخصوص اهل اندرون بود و خانمها در طبقه اول و دوم و خدمه در طبقه سوم قرار می‌گرفتند. ارتفاع تکیه دولت حدود 24 متر و با مساحت تقریبی 2824 متر مربع و گنجایش حدود 20 هزار نفر طراحی شده بود</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl> <TABLE border=0 cellSpacing=1 cellPadding=1 width=470 align=center> <TBODY> <TR> <TD> <P align=center></P></TD></TR> <TR> <TD> <P align=center><IMG alt="" src="http://www.iichs.org/docimages/A_Tikyedowlat_2.jpg"></P></TD></TR> <TR> <TD> <DIV align=center><FONT color=#0000ff size=2 face=Tahoma><SPAN style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: " dir=rtl lang=FA new="">[385- 1ع]</SPAN></FONT></DIV> <DIV align=center><FONT color=#0000ff size=2 face=Tahoma><SPAN style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: " dir=rtl lang=FA new="">عوامل تعزیه تکیه‌ دولت. معین‌البکا طومار به دست، یزیدخوان و شمرخوان، حسین‌خوان، عباس‌خوان الی آخر</SPAN> </FONT></DIV></TD></TR></TBODY></TABLE></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">تکیه دولت پس از مشروطیت رونق خود را از دست داده و به صورت مخروبه‌ای درآمد و بین سالهای 1325 و 1326 تخریب گردید که امروزه آن را در قالب بانک ملی شعبه بازار می‌بینیم</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr> .</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: blue; FONT-SIZE: 10pt">حکایت حضور روسها در تکیه دولت برای تماشای تعزیه </SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt">حضور اتباع بیگانه در تکیه دولت ممنوع بود ولی اگر اعضای سفارتها تمایلی به تماشای این مراسم داشتند بایستی با هماهنگی وزیر امور خارجه و خان سالار دربار و صدور فرمان شاه در این مراسم حضور می‌یافتند. سند زیر از مجموعه اسناد موسسه‌ مطالعات تاریخ معاصر ایران است که حاوی نامه‌ای است از میرزا حسین‌خان مشیرالدوله وزیر امور خارجه خطاب به شاه مبنی بر درخواست اجازه‌ حضور اعضای سفارت روسیه مانند سنه گذشته از مراسم تعزیه‌خوانی ایام محرم در تکیه دولت. مشیرالدوله از شاه درخواست می کند که به عضدالملک به عنوان خان سالار دربار و ناظر بر امور تکیه دولت مقرر کند که طاقنمایی را برای حضور آنها اختصاص دهند. شب یا روز بودنش را به صلاحدید شاه واگذار می‌کند و می‌نویسد: هر طور که شاه صلاح بدانند، امر کنند. در حاشیه نامه، شاه خطاب به مشیرالدوله می‌نویسد که همین دستخط را به عضدالملک بدهید، یک طاقنما، که اطراف آن را با زنبوری استتار کنند (زنبوری به پرده‌هایی گفته می‌شد که برای محفوظ نمودن بانوان دربار از دید نامحرمان، جلوی طاقنما می‌آویختند) محض جلوگیری از حرف و حدیثهای بعد از آن. شاه تاکید می‌کند که روز نباشد و شب برای تماشا به تکیه دولت بیایند.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: blue; FONT-SIZE: 10pt">سند درخواست روسها برای تماشای تعزیه</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: #632423; FONT-SIZE: 10pt">قربان خاک پای فلک‌آسای مبارک اقدس همایون شوم پارسال در ایام عاشورا [محرم] من‌غیر رسم به سفارت روس اجازه‌ تماشای تکیه مبارکه را مرحمت فرموده بودند، امسال که اینها تازه آمده‌اند، ضمنا همین استدعا را از خاک‌پای مرحمت اقتضای اقدس همایونی روحنا فداه دارند. چنان‌چه اراده علیه مبارکه علاقه گیرد، به جناب عضدالملک امر و مقرر فرمایند یک طاقنمایی را معین کنند، شب یا روز، هر وقت که صلاح باشد به آن‌ها اطلاع داده شود بیایند تکیه مبارکه را تماشا کنند، امر، امر اقدس جهانمطاع همایونی روحنا فداه است.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: #632423; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>]</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: #632423; FONT-SIZE: 10pt">حاشیه سمت راست بالا</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: #632423; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>[</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: #632423; FONT-SIZE: 10pt">مشیرالدوله، همین دستخط را به عضدالملک بدهید. یک طاقنما پارسال هم حاضر کردند؛ ولی شب بود، روز نمی‌شود. امسال هم شب قرار بدهند؛ زنبوری کشیده حاضر کنند، بیایند تماشا کنند. ولی، روز نباشد، شب باشد؛ بی زنبوری هم نباشد</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: #632423; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: #632423; FONT-SIZE: 10pt"></SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: black; FONT-SIZE: 10pt" dir=rtl>[سند 5125 ق] </SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: black; FONT-SIZE: 10pt" dir=rtl></SPAN>&nbsp;</DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: black; FONT-SIZE: 10pt" dir=rtl> <P style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><O:P><FONT size=5><FONT color=#000000>برگرفته از </FONT><FONT color=#000099>موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران</FONT></FONT></O:P></SPAN></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><O:P><FONT size=5><FONT color=#000099></FONT></FONT></O:P></SPAN></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><O:P></O:P></SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><FONT color=#800080><FONT size=5><U>/</U></FONT><A href="http://iichs.org/"><FONT color=#c97e00 size=5>http://iichs.org</FONT></A></FONT><A href="http://iichs.org//"></A></SPAN></SPAN></SPAN></P></SPAN></DIV></DIV> text/html 2013-09-27T08:33:28+01:00 persipasargad.mihanblog.com سیاوش ارتش در شهریور 1320 http://persipasargad.mihanblog.com/post/115 <P align=left><FONT size=2 face=Tahoma><FONT face="Times New Roman"><STRONG><SPAN style="COLOR: blue; FONT-SIZE: 11pt" lang=AR-SA>سید مصطفی تقوی</SPAN></STRONG><STRONG><SPAN style="COLOR: blue; FONT-SIZE: 11pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN></STRONG></FONT><STRONG><SPAN style="COLOR: blue; FONT-SIZE: 11pt" dir=ltr><?XML:NAMESPACE PREFIX = O /><O:P><FONT face="Times New Roman"></FONT></O:P></SPAN></STRONG></FONT></P> <P style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>در طول تاریخ، و به ویژه پس از تأسیس سلسله صفویه، با توجه به</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>تهدید استقلال و تمامیت ارضی كشور از سوی دولتهای همسایه، تقویت بنیه دفاعی كشور</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>مهمترین ركن تصمیم‌گیریها و سیاستگزاریهای دولتهای ایران بوده است. پس از شكست</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>ایران از روسیه در عهد فتحعلی شاه قاجار، نیاز به بازسازی قوای دفاعی هم از نظر</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>سازماندهی و ساختار و هم از نظر تأمین تجهیزات و تسلیحات جدید و پیشرفته، بیش از</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>پیش احساس گردید. چون برآورده شدن این نیاز و تشكیل ارتشی نیرومند با اهداف</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>استعماری قدرتهای همسایه ایران تضادی بنیادین داشت، بنابر این، هیچ كدام از سلاطین</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>قاجار و دولتهای آنها در برآورده ساختن این هدف توفیقی نیافتند. به همین علت، حتی</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>در نهضت مشروطه هم به رغم تأكید علمای نجف بر تشكیل یك ارتش نیرومند كه قادر به</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>دفاع از كیان كشور باشد، باز هم این هدف درگیرو دار كارشكنی‌های قدرتهای همسایه</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>برآورده نشد</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>. </SPAN></P> <P align=center><IMG alt="" src="http://www.iichs.org/docImages/A_artesh1320_1.jpg"> <IMG alt="" src="http://www.iichs.org/docImages/A_artesh1320_2.jpg"></P> <P style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>پس از آنكه در روسیه انقلاب بلشویكی رخ داد و بریتانیا هم به دلیل</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>مشكلات گوناگون داخلی و خارجی ناشی از جنگ جهانی اول، ناگزیر گردید نیروهای نظامی</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>خود را از ایران فرا بخواند، تشكیل نیرویی نظامی برای پر كردن این خلاء و حمایت از</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>حكومت كودتا و تأمین امنیت موردنظر بریتانیا در دستور كار قرار گرفت. بدینگونه است</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>كه رضاشاه اجازه، و به بیان دیگر، مأموریت یافت كه این نیروی نظامی را تشكیل و</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>سازماندهی نماید و خود را به عنوان مبتكر بزرگ و اصلی تأسیس ارتش نوین ایران وانمود</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>سازد. این ارتش در سركوبی ملت ایران و تحكیم حكومت كودتا و تعمیق اختناق و</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>دیكتاتوری موفقیت بسیاری داشت و رضاشاه در مرداد 1320، یعنی چند صباحی پیش از</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>متلاشی شدن ارتش و خروج خود از كشور می‌گفت: « قشون من عالی‌ترین قشونی است كه</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>امروز در دنیا می‌توان نشان داد». اما این پرسش مطرح می‌شود كه چرا همین ارتش در</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>شهریور 1320 قادر به كمترین مقاومت در برابر هجوم بیگانه و دفاع از كشور نبود؟</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr><O:P></O:P></SPAN></P> <P style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr><BR></SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>نگاهی به پاره‌ای از خاطرات سپهبد امیراحمدی، برای پاسخ به این پرسش و روشن</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>شدن ماهیت آن ارتش مفید به نظر می‌رسد. ایشان در خاطرات خود می‌نویسد كه در ماجرای</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>شهریور 20 به رضاشاه گفته بود كه « اعلیحضرت باید یكی از دو راه را انتخاب فرمائید</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>: </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>یكی آنكه اگر تصمیم به جنگ گرفته‌اند و می‌خواهند در تاریخ زندگی سیاسی اعلیحضرت</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>این نقطه ضعف نباشد كه در برابر دیگران سر تسلیم فرود آورده‌اند ستاد ارتش را به</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>همدان ببرند و با لشكرهای كرمانشاه و كردستان و لرستان و خوزستان در برابر نیروی</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>انگلیس بجنگند و مرا هم به آذربایجان بفرستند كه با قوای موجود تا آخرین نفر در</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>برابر قوای روس بجنگم. با اطمینان به اینكه غلبه با آنهاست و ما كشته می‌شویم</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>.... </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>در آینده وقتی كتاب خدمات درخشان بیست ساله اعلیحضرت را ورق بزنند، در ورق آخر این</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>است كه سر تسلیم در برابر بزرگترین نیروی نظامی جهان فرود نیاورد و ایستادگی كرد و</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>مردانه جان داد و نامی بزرگ در تاریخ به یادگار خواهید گذاشت... اگر مصلحت</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>نمی‌دانید كه به چنین كاری دست بزنید، شق دوم این است كه راه به آنها بدهید و...».</SPAN></P> <P style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr><SPAN style="mso-spacerun: yes"></SPAN><BR></SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>ایشان در بخش دیگری از خاطراتش با اشاره به وضع نابسامان ارتش در روزهای</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>شهریور 20 می‌نویسد به رضاشاه گفتم: « با ترتیبی كه من دیده‌ام، این پادگانها متفرق</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>خواهد شد و همین پنجاه هزار نفر نظامی اگر اداره نشوند، ممكن است خودشان شهر را</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>غارت كنند و اسباب هرج و مرج شوند». همو در جای دیگری عملكرد ارتش پس از آغاز حمله</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>متفقین را اینگونه توضیح می‌دهد: « در همه جا ارتش ایران، بدون استثناء، این عمل را</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>كرد كه فرماندهان قشون تا آنجا كه توانستند نقدینه و اشیاء سبك وزن قشون را با خود</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>برداشته و فرار كردند و سایر افسران و درجه‌داران و افراد هم اسلحه و مهمات و آذوقه</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>موجود را برداشته و به این و آن فروختند. و اگر در چند نقطه هم زد و خورد شد، قابل</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>بحث و نقل نیست». ایشان همچنین می‌نویسد كه در آن روزهای سرنوشت‌ساز، فرماندهان</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>عالی ارتش صورتجلسه‌ای تنظیم كردند « مبنی بر اینكه با قشونی كه از افراد نظام</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>وظیفه تشكیل شده نمی‌توان در برابر قشون منظم روس و انگلیس مقاومت كرد و ممكن است</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>خود افراد برخلاف اینكه با دشمن بجنگند، با دشمن همكاری كنند». سرانجام در جای</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>دیگری روحیه رضاشاه و ارتش را اینگونه به تصویر می‌كشد: «.... متوجه شدم كه</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>سربازخانه متلاشی شده و فرماندهان نالایق و ناصالح سربازها را لخت كرده و از</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>سربازخانه‌ها بیرون كرده‌اند.... . رضاشاه درنظر گرفته بود كه شبانه به جانب اصفهان</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>حركت كند، ولی افسران ارشد و امراء ارتش همینكه بوی جنگ شنیدند، هر یك از گوشه‌ای</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>فرار كردند. و رضاشاه در قصر سعدآباد درصدد حركت به اصفهان بود كه افسران با عجله</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>تمام به فرار می‌پرداختند. وقتی من اول شب به باشگاه افسران رفتم، عده‌ای از افسران</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>عالی رتبه را دیدم كه آخرین چاره را فرار می‌دانستند. من گفتم این مردم سالها از ما</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>نگهداری كردند و به ما احترام گذاشتند برای چنین روزی. و اكنون اگر شما هم فرار</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>كنید، لكه ننگی بر دامان تاریخ این مملكت خواهید گذاشت .... ساعت 12 شب كه به</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>باشگاه افسران آمدم، متأسفانه، آن عده افسری هم كه در باشگاه بودند خارج شده بودند</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>و بجز امیرموثق نخجوان كه با رنگ پریده در راهروهای باشگاه افسران قدم می‌زد، و</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>معلوم شد وسیله نقلیه‌اش را دیگران برده‌اند و پای فرار نداشته، افسرهای ارشد و</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>امرای ارتش همه فرار كرده و از تهران خارج شده بودند».</SPAN></P> <P style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr><SPAN style="mso-spacerun: yes"></SPAN><BR></SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>گفته‌های سپهبد</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>امیراحمدی به عنوان یكی از فرماندهان عالی ارتش آن روز و یك شاهد عینی وضع شاه و</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>ارتش در واقعه شهریور 1320، بیانگر واقعیت و حقیقت تلخی است كه ماهیت نظام سیاسی</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>حكومت پهلوی و قوای نظامی آن را به چالش می‌كشاند. البته چون امیراحمدی خود بخشی از</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>سیستم نظامی ـ سیاسی ناسالم و ناكارآمد رضاشاه بود، قادر به درك ماهیت آن نبود</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>. </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>اگرچه او خود در جای دیگری از همین خاطرات از قول سرهنگ شهاب می‌نویسد: « مملكت چه</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>و قشون چه؟ سرتاسر ایران یعنی املاك اختصاصی شاه و قشون نیز به منزله اسكورت شاه</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>می‌باشد». اما گویا نمی‌تواند علل واقعی درماندگی شاه و ارتش در آن ایام را دریابد</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>. <O:P></O:P></SPAN></P> <P style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr><BR></SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>پر واضح است، از كسی كه با طرح و دستور بریتانیا به سلطنت می‌رسد نمی‌توان</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>انتظار داشت كه همچون نادرشاه و شاه اسماعیل و دیگر سلاطین پیشین ایران، در هنگامه</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>خطر برای كشور تن به جانبازی و فداكاری دهد و با استقبال از شهادت در راه وطن نامی</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>بزرگ در تاریخ از خود برجای بگذارد. همچنین ارتشی كه برای تحكیم چنین شخصی و چنین</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>حكومتی سازماندهی شده باشد، نقشی بیش از سركوبی ملت و اسكورت كردن آن شاه نداشته و</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>در ایام بحران جز ننگ فرار و غارت مردم و اموال نظامی چیزی نصیب خود نخواهد كرد</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>. <O:P></O:P></SPAN></P> <P style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr><O:P></O:P></SPAN></P> <P style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>در طول تاریخ، همواره كسانی می‌توانستند در راه وطن از جان خود بگذرند و به</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>افتخار سربازی و شرف جانبازی نائل آیند و نامی بزرگ در تاریخ از خود برجای بگذارند</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>كه از ملت برخاسته و با آن پیوندی ناگسستنی داشته و بدان ایمان داشته‌اند. و این</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>همان چیزی بود كه متأسفانه نظام سیاسی و ارتش رضاشاه از آن بی بهره بود. راز</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>واماندگی و زبونی و تلاشی رژیم رضاشاه و ارتش آن در شهریور 1320 نیز در همین نهفته</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA>است</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr>. </SPAN></P> <P style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr></SPAN>&nbsp;</P> <P style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr></SPAN>&nbsp;</P><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr> <P style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><O:P><FONT size=5><FONT color=#000000>برگرفته از </FONT><FONT color=#000099>موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران</FONT></FONT></O:P></SPAN></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><O:P><FONT size=5><FONT color=#000099></FONT></FONT></O:P></SPAN></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir=rtl class=MsoNormal><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt" lang=AR-SA><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><O:P></O:P></SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA" lang=FA><FONT color=#800080><FONT size=5><U>/</U></FONT><A href="http://iichs.org/"><FONT color=#c97e00 size=5>http://iichs.org</FONT></A></FONT><A href="http://iichs.org//"></A></SPAN></SPAN></SPAN></P></SPAN> text/html 2013-09-27T08:22:54+01:00 persipasargad.mihanblog.com سیاوش پیشدادیان http://persipasargad.mihanblog.com/post/114 <DIV id=jump-to-nav class=mw-jump align=center sizset="false" sizcache0890690724096616="58 146 2" jQuery18308732338111383033="21">&nbsp;</DIV> <DIV class=mw-jump align=right sizset="false" sizcache0890690724096616="58 146 2" jQuery18308732338111383033="21"><SPAN><STRONG><FONT size=5>نوذر پسر منوچهر</FONT></STRONG></SPAN></DIV> <DIV dir=rtl lang=fa class="thumb tleft" sizset="false" sizcache0890690724096616="58 146 4"> <DIV style="WIDTH: 202px" class=thumbinner sizset="false" sizcache0890690724096616="58 146 4">&nbsp; <DIV class=thumbcaption sizset="false" sizcache0890690724096616="58 146 5"> <DIV class=magnify sizset="false" sizcache0890690724096616="58 146 5"><A class=internal title=بزرگ‌کردن href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:NowzarKilled.jpg"></A></DIV>نسخه خطی شاهنامه: کشتن افراسیاب نوذر پسر منوچهر را</DIV></DIV></DIV> <P dir=rtl lang=fa class="thumb tleft" align=center sizset="false" sizcache0890690724096616="58 146 4"><A class=image href="http://commons.wikimedia.org/wiki/File:NowzarKilled.jpg?uselang=fa"><IMG style="WIDTH: 354px; HEIGHT: 312px" class=thumbimage alt="" src="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/d/d3/NowzarKilled.jpg/200px-NowzarKilled.jpg" width=200 height=308 srcset="//upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/d/d3/NowzarKilled.jpg/300px-NowzarKilled.jpg 1.5x, //upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/d/d3/NowzarKilled.jpg/400px-NowzarKilled.jpg 2x"></A></P> <P dir=rtl lang=fa class=mw-content-rtl sizset="false" sizcache0890690724096616="58 146 6"><B>نوذر</B>، پسر <A title=منوچهر href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%86%D9%88%DA%86%D9%87%D8%B1">منوچهر</A>، یکی از <A title=پیشدادیان href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86">شاهان پیشدادی</A> در <I sizset="false" sizcache0890690724096616="58 146 8"><A title=شاهنامه href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87">شاهنامه</A></I> است. به دلیل بیدادگری و بی‌تدبیری او ایران دچار وضعیت بحرانی شد. <A title=پشنگ href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B4%D9%86%DA%AF">پشنگ</A> پادشاه <A title=توران href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86">توران</A> از وضعیت بحرانی ایران با خبر شده و پسر خود <A title="افراسیاب پسر پشنگ" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%A8_%D9%BE%D8%B3%D8%B1_%D9%BE%D8%B4%D9%86%DA%AF">افراسیاب</A> را به جنگ با ایرانیان فرستاد. در جنگی که در گرفت نوذر به دست افراسیاب اسیر شد. مدتی بعد افراسیاب او را به کین پهلوانان تورانی که به دست <A class=mw-redirect title="زال پسر سام" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D8%A7%D9%84_%D9%BE%D8%B3%D8%B1_%D8%B3%D8%A7%D9%85">زال</A> و <A title=قارن href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D8%A7%D8%B1%D9%86">قارن</A> کشته شدند به قتل رساند.</P> <P dir=rtl lang=fa class=mw-content-rtl sizset="false" sizcache0890690724096616="58 146 14">نوذر دو پسر به نامهای <A title="توس پسر نوذر" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D9%88%D8%B3_%D9%BE%D8%B3%D8%B1_%D9%86%D9%88%D8%B0%D8%B1">توس</A> و <A class=mw-redirect title="گستهم پسر نوذر" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D9%87%D9%85_%D9%BE%D8%B3%D8%B1_%D9%86%D9%88%D8%B0%D8%B1">گستهم</A> داشت که به تشخیص بزرگان ایران هیچیک به شاهی نرسیدند.</P> <DIV dir=rtl id=toc lang=fa class=toc sizset="false" sizcache0890690724096616="58 146 16"> <DIV id=toctitle sizset="false" sizcache0890690724096616="58 146 16"><SPAN id=.DA.A9.D8.B4.D9.88.D8.B1_.D8.AF.D8.A7.D8.B1.DB.8C_.D9.86.D9.88.D8.B0.D8.B1 class=mw-headline>کشور داری نوذر</SPAN></DIV></DIV> <P dir=rtl lang=fa class=mw-content-rtl sizset="false" sizcache0890690724096616="58 146 23">نوذر پس از اینکه بر تخت سلطنت نشست روش عتدال را پیشه نمود ولی در‌ اواخر حکومت بسیار خودسر و بیرحم شد و <A class=mw-redirect title="فرّهٔ ایزدی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%B1%D9%91%D9%87%D9%94_%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D8%AF%DB%8C">فرّهٔ ایزدی</A> از سیمایش پر کشید و چهره‌اش تیره شد. <A title=منوچهر href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%86%D9%88%DA%86%D9%87%D8%B1">منوچهر</A> هنگام مرگ آیندهٔ کشور پیش بینی می‌نمود و به همین سبب می‌دانست که ایرانیان به تنهایی از پس دشمنی چون <A title=توران href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86">توران</A> بر نخواهند آمد و کشور رو به ویرانی خواهد رفت. لذا به نوذر توصیه کرد که در هنگام بحران فقط از <A class=mw-redirect title="سام نریمان" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%A7%D9%85_%D9%86%D8%B1%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86">سام نریمان</A> کمک بطلبد و به جز او به هیچ کس اعتماد ننماید. یک توصیهٔ دیگر هم که جنبهٔ تاریخی دارد به نوذر نمود و گفت که پس از من پیامبری بنام <A title=موسی href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C">موسی</A> تولّد یا ظهور خواهد نمود که باید از ایشان حمایت کنی</P>