تبلیغات
هفت رخ فرخ ایران - مطالب تاریخ ایران پیش از آریایی ها
چهارشنبه 25 فروردین 1395

ایران پس از عصر یخبندان

   نوشته شده توسط: سیاوش    نوع مطلب :تاریخ ایران پیش از آریایی ها ،


زمانی که هنوز بیشتر اروپا در عصر یخبندان به سر می برد و از توده های یخ پوشیده شده بود، فلات ایران شروع به عبور از دوره باران کرد.                       در این دوره حتی کوزه منقوش مربوط به ایران قبل از تاریخدره های مرتفع ایران نیز در زیر آب قرار گرفتند. بخش مرکزی فلات ایران که امروزه بیابان نمکزار بزرگی است، در آن زمان دریاچه ای وسیع یا دریایی داخلی بوده که رودهای بسیاری از کوه های بلند به سوی آن سرازیر می شده اند. بقایای ماهیان و صدف ها نه تنها در این بیابان بلکه در دره های مرتفع نیز به دست آمده.

بعد از آن در عهدی که آن را می توان بین 10000 تا 15000 سال قبل تخمین زد، بار دیگر تغییراتی تدریجی در آب و هوای ایران به وجود آمد. به این ترتیب که عهد بارانی از بین رفت و باران کم شد و عهدی که به اصطلاح آن را عهد خشک می نامند و هنوز هم ادامه دارد جانشین آن شد.

با آغاز دوره بی آبی دره ها هم شروع به خشک شدن کردند. دریاچه عظیم مرکزی نیز کوچک شد. این درحالی است که رودها در سواحل آن گل و لای حاصلخیزی به جا گذاشته بودند. در نتیجه این منطقه از مراتع و مرغزارهای انبوه پوشیده شد. جانورانی که در کوه ها زندگی می کردند و انسان پیش از تاریخ غذایش را از آنها تأمین می کرد به سمت چمنزارهایی که تازه به وجود آمده بودند فرود آمدند و انسان هم آنها را تعقیب کرد و در دشت ساکن شد. در این زمان انسان که برای تهیه خوراک خود به شکار می پرداخت از حیله بیش از قدرت استفاده می کرد. براساس حفاری هایی که در کوه های بختیاری در شمال شوشتر انجام شد مشخص شد انسان این دوران طرز استفاده از چکش و تبر را می دانست و به وسیله صیقل دادن از ناهنجاری های ابزارش می کاست. همچنین در این زمان دیگر ابزار استخوانی از قبیل درفش که از استخوان حیوانات ساخته می شد خیلی کمتر از مصنوعات سنگی رایج بود. انسان نوعی ظرف ناهموار سفالی هم مورد استفاده قرار می داد که به طور ناقصی پخته شده بود.

در این عهد، انسان پیش از تاریخ ایران در سوراخ هایی که در کناره های پردرخت کوه ها حفر می کرد و شاخه های درختان سقف آن را تشکیل می داد زندگی می کرد یا این که از غارها یا پناهگاه های سنگی ای که اغلبشان بستر زیرزمینی رودهای قدیمی بودند به عنوان محل زندگی استفاده می کرد. سپس یاد گرفت آلونک هایی از شاخه های درختان درست کند. اما بعد به زودی چینه های مخروبه محقری روی بقایای خانه های قدیمی تر ساخت.

وقایع هزاره پنجم قبل از میلاد

از عهدی که تاریخ آن را می توان حدود هزاره پنجم قبل از میلاد قرار داد پیشرفتی در تمدن ساکنان فلات ایران به وجود آمد. این تمدن از وضع طبیعی زمین، آب و هوا، تماس با ملت های همسایه و همچنین هجوم و مهاجرت تأثیر می گرفت. اما باز هم بسیاری از رویدادهای آن زمان ناشناخته باقی مانده است. انسان این دوران همچنان که به شکار ادامه می داده، فعالیت های کشاورزی را هم گسترش داده و بعد توانسته به ذخیره آذوقه هم بپردازد. چرا که استخوان های گاو و گوسفند اهلی در بقایای این عهد یافت شده. در این زمان پیشرفتی در فن کوزه گری صورت گرفت و ظروف نقش دار ساخته شد. تعداد زیادی حلقه های دوک که از گل رس پخته یا سنگ ساخته شده هم نشانه آن است که این انسان ها مراحل ابتدایی صنعت نساجی را می دانستند. البته باز هم ابزار کار آنها همه از سنگ بوده. به عنوان مثال تیغه کارد را از سنگ چخماق می ساختند و تیغه داس و تبر صیقلی شده و نیز ابزار تراش دادن از جنس سنگ داشته اند.

در اواخر این عهد نخستین اشیای کوچک مسی ساخته شد. به این ترتیب انسان های آن دوران نخستین فلزی را که می توانستند مورد استفاده قرار دهند شناختند که همان مس بود. منتها هنوز طرز ذوب کردن آن را نمی دانستند.

اهلی کردن نخستین حیوانات شاید با انگیزه داشتن چهارپایانی برای قربانی کردن بوده اما نقش بسیار زیادی در توسعه تمدن داشته. حیوان اهلی می توانسته خوراک و پوشاک انسان را تأمین کند و همچنین برای کار یا حمل و نقل مورد استفاده او قرار گیرد. با اهلی کردن جانوران دیگر بشر برای تهیه خوراک روزانه خود مجبور نبود به شکار کردن بپردازد. وی همچنین توانست تولید کننده شود. به این ترتیب انسان وارد نخستین مرحله در راه توسعه تجارت یعنی ایجاد مواد اضافی شد و توانست آنها را با مواد دیگر مبادله کند. البته تجارت از قبل به وجود آمده بود که آثار آن نه تنها در ایران بلکه در سایر نقاط جهان هم وجود دارد. درنهایت انسان این دوره به کشاورز روستایی تبدیل شد که یکی از بزرگ ترین تحولات جامعه بشری بوده و نتایج آن تا امروز نیز ادامه دارد.

وقایع هزاره چهارم پیش از میلاد

با این تحولات در هزاره چهارم قبل از میلاد در ایران خانه ها وسیع تر شد و درهایی برای آنها در نظر گرفته شد البته درها کوتاه بودند و از 80 تا 90 سانت بالاتر نمی رفتند. پنجره هم رایج شد که معمولاً رو به کوچه باز می شد. قطعات سفالی بزرگی در دیوار کار می گذاشتند که خانه را از رطوبت حفظ می کرد. چینه جایش را به خشت گلی داد که تازه اختراع شده بود. سپس آجر جای این خشت را گرفت. ابتدا آجر بیضی شکل مورد استفاده قرار می گرفت اما بعد کنار گذاشته شد و آجر صاف و مستطیل شکل که با خاک نرم ساخته می شد و هنوز هم مورد استفاده قرار می گیرد جای آن را گرفت. امتیازی که آجر بر چینه داشت این بود که به دیوار نظم بیشتری می داد. همچنین انسان این دوران با رنگ قرمز دیوار اتاق ها را رنگ می کرد. رنگ سفید هم در این عصر پدید آمد. رنگ وسیله تزیین داخلی به شمار می رفت. دیوارها را برای به خاطر نور و سایه با فرورفتگی و برجستگی می ساختند و پی آنها گاهی بر سنگ های خشک قرار می گرفت. محله های دهکده نیز کوچه های تنگ و پیچ در پیچ بودند.

در این دوران فلز به تدریج برای ساختن ابزار مورد استفاده قرار گرفت درحالی که سنگ هنوز ارزش اولیه خود را حفظ کرده بود. مس را هنوز چکش کاری می کردند ولی ذوب نمی کردند. علاوه بر استخوان های جانوران اهلی، استخوان های نوعی سگ تازی و اسبی از نوع برزژوالسکی نیز به دست آمده. این اسب، چهارپای کوچک تنومندی بوده و به نظر می رسد حد واسط بین گورخر و اسب جدید باشد. به کارگیری این چهارپایان مشکل مسافرت و حمل و نقل را حل کرد و از سوی دیگر کشت در مزارع را آسان تر کرد. دهکده ها به سرعت ترقی کردند. بشر از مدتی قبل تر خیش را مورد استفاده قرار می داد و با توسعه فعالیت در عرصه کشاورزی بیش از پیش اجتماعی شد. وی به این ترتیب برای ساخت خانه، هموار کردن زمین و آبیاری از کمک همسایگان بهره می برد.

در این دوره پیشرفتی قطعی در صنعت کوزه گری ایجاد شد و آن اختراع چرخ و کوره آجرپزی بود. همچنین در این زمان فلات ایران زادگاه اصلی ظروف نقش دار شد. این واقعه نخستین بار در 4000 قبل از میلاد به وسیله کوزه گر ماقبل تاریخ ایرانی صورت گرفت.

در این زمان تجارت بیش از پیش گسترش پیدا کرد، بده بستان کالا رایج شد و بشر هرچه را که تولید می کرد می توانست در تجارت به عنوان پول رایج به کار برد. در این دوران جو و گندم که بومی ایران است از ایران به مصر و سپس به اروپا وارد شد. همان طور که ارزن از هند به جاهای دیگر رفت.

همان طور که تجارت توسعه می یافت انسان لازم می دید بارها و یا محتویات خمره ها تضمین و مراقبت شوند تا یک کالا دست نخوره تسلیم خریدار شود. درنتیجه برای تشخیص مالکیت مهر به وجود آمد. اولین مهرها به این شکل بودند که روی کلوخه ای از گل رس علامت گذاری انجام می شد و این مهر در دهانه خمره قرار داده می شد و یا با طنابی به آن بسته می شد. در این مرحله از تمدن فلات ایران، پیشرفت قابل ملاحظه ای در تمام رشته های فعالیت های بشری رخ داد. اختراع خط در اواخر 4000 قبل از میلاد انجام شد.

وقایع هزاره سوم پیش از میلاد

چنان که گفته شد اختراع خط در اواخر 4000 قبل از میلاد انجام شد. اندکی بعد در طول آخرین قرن های مربوط به 3000 قبل از میلاد تمدنی در شوش به وجود آمد که به شدت زیر نفوذ تمدن بین النهرین قرار داشت ولی در عین حال خط مخصوص به خود را داشت. این خط عیلامی مقدم نامیده می شود. در هزاره سوم قبل از میلاد سراسر ساحل جنوبی خلیج فارس به محل مبارزه ای دایم بر ضد نفوذ قوی و مداوم فرهنگ بین النهرین تبدیل شد. نقاط دیگر ایران هم تحت تأثیر فرهنگ های مختلف قرار داشتند. در این زمان ایران شاهراهی برای انتقال افکار بود. همچنین در این هزاره پادشاهی های بزرگ بین النهرین در حیات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود پیشرفت زیادی حاصل کردند. نتیجه این پیشرفت توجه به ایران بود که هم همسایه آنها بود و هم ثروت معدنی زیادی داشت. درنتیجه درگیری ها و لشکرکشی های متعدد دو جانبه از ویژگی های این دوره محسوب می شود.

برجسته ترین حادثه در در هزاره دوم قبل از میلاد ظهور عناصری از فرهنگ هندواروپایی در ایران است.

از این زمان به بعد ایران وارد عصر تاریخی می شود.

برداشتی آزاد از کتاب ایران از آغاز تا اسلام، تألیف پرفسور رمان گریشمن، ترجمه دکتر محمد معین، تصحیح دکتر میترا مهرآباد


جمعه 5 مهر 1392

پیشدادیان

   نوشته شده توسط: سیاوش    نوع مطلب :تاریخ ایران پیش از آریایی ها ،

 
نوذر پسر منوچهر
 
نسخه خطی شاهنامه: کشتن افراسیاب نوذر پسر منوچهر را

نوذر، پسر منوچهر، یکی از شاهان پیشدادی در شاهنامه است. به دلیل بیدادگری و بی‌تدبیری او ایران دچار وضعیت بحرانی شد. پشنگ پادشاه توران از وضعیت بحرانی ایران با خبر شده و پسر خود افراسیاب را به جنگ با ایرانیان فرستاد. در جنگی که در گرفت نوذر به دست افراسیاب اسیر شد. مدتی بعد افراسیاب او را به کین پهلوانان تورانی که به دست زال و قارن کشته شدند به قتل رساند.

نوذر دو پسر به نامهای توس و گستهم داشت که به تشخیص بزرگان ایران هیچیک به شاهی نرسیدند.

کشور داری نوذر

نوذر پس از اینکه بر تخت سلطنت نشست روش عتدال را پیشه نمود ولی در‌ اواخر حکومت بسیار خودسر و بیرحم شد و فرّهٔ ایزدی از سیمایش پر کشید و چهره‌اش تیره شد. منوچهر هنگام مرگ آیندهٔ کشور پیش بینی می‌نمود و به همین سبب می‌دانست که ایرانیان به تنهایی از پس دشمنی چون توران بر نخواهند آمد و کشور رو به ویرانی خواهد رفت. لذا به نوذر توصیه کرد که در هنگام بحران فقط از سام نریمان کمک بطلبد و به جز او به هیچ کس اعتماد ننماید. یک توصیهٔ دیگر هم که جنبهٔ تاریخی دارد به نوذر نمود و گفت که پس از من پیامبری بنام موسی تولّد یا ظهور خواهد نمود که باید از ایشان حمایت کنی


ادامه مطلب

جمعه 5 مهر 1392

پیشدادیان

   نوشته شده توسط: سیاوش    نوع مطلب :تاریخ ایران پیش از آریایی ها ،

فریدون

 یکی از شخصیت‌های اساطیری ایران است. او پادشاه پیشدادی بود که بر پایه شاهنامه فردوسی پسر آبتین و از تبار جمشید بود و با یاری کاوه آهنگر بر ضحاک ستمگر چیره شد و او را در کوه دماوند زندانی کرد. سپس خود پادشاه جهان گشت.

فریدون در پایان خسروانی جهان را میان سه پسرش سلم، تور و ایرج بخشید. او ایران را به ایرج داد ولی سلم و تور نیرنگ کردند و ایرج را به کشتند. فریدون پس از آگاهی از این رخداد ایران را به منوچهر، نوه ایرج داد.

شرح حال

فریدون در اوستا قهرمانی است که شخصیتی نیمه‌خدایی دارد و لقب او اژدهاکُش است. او پسر آبتین (اثفیان) است، نفر دومی است که هوم را برابر آیین می‌فشارد و این موهبت بدو می‌رسد که پسری چون فریدون داشته باشد. دولت شاه سمرقندی نشست گاه شاهنشاهی فریدون را در آمل گزارش کرده است و آورده است که آرام گاه فریدون را به صورت برج بلندی در شهر باستانی آمل زیارت کرده است . فردوسی نیز پایتخت شاهنشاهی فریدون را در خوالی آمل در شهر تمیشه گزارش کرد :

از آمل گذر سوی تمیشه کرد نشست اندر آن نامور بیشه کرد

در شاهنامه، فریدون از نژاد جمشید و کرد معرفی شده است:

کنون کرد از آن تخمه دارد نژاد کز آباد ناید برش یاد

و پدرش از قربانیان ضحاک. مادرش فَرانک او را به دور از چشم ضحاک به یاری گاو ناموری به نام برمایه («بَرمایه» یا «پُرمایه») در بیشه‌ای پرورش می‌دهد. تا هنگامی که کاوه با مردمان به نزد فریدون می‌روند و وی را به رزم با ضحاک می‌کشانند. او چرم‌پارهٔ کاوه را با پرنیان و زر و گوهر می‌آراید و آن را درفش کاویانی نام می‌نهد و به کین‌خواهی بر می‌خیزد. برادران فریدون به فرمان او پیشه‌وران را وا می‌دارند که گرزی برای او فراهم آورند که بالای سر آن گاوی باشد. چون گرز گاوسر آماده می‌شود، فریدون به سوی کاخ ضحاک می‌رود. فرستاده‌ی ایزدی راز گشودن جادوهای ضحاک را به فریدون می‌اموزد. در فرجام فریدون به کاخ وارد می‌شود و از شبستان صحاک که خوبرویان در آنجا گرفتار هستند شهرنواز و آرنواز، دختران جمشید را رهایی می بخشد. در فرجام هنگامی با ضحاک روبرو می‌شود، گرز گاوسر را بر سر او می‌کوبد و چون پیک ایزدی او را از کشتن ضحاک باز می‌دارد، با بندی که از چرم شیر فراهم می‌کند دست و پای ضحاک را می‌بندد و در غاری در دماوند او را زندانی می‌کند. سپس فریدون بر تخت می‌نشیند و خسروانی می‌کند. برخی جشن مهرگان را یادبودی از به تخت نشستن فریدون می‌دانند همسران و پسران فریدون: فریدون شهنواز و ارنواز را به همسری برمی گزیند و سه پسر حاصل این ازدواج هاست . سلم و تور از یک مادر و ایرج از مادری دیگر .

در بین جشنهای مردم منطقه بندپی بابل و منطقه سوادکوه جشنی وجود دارد به نام ۲۶عیدماه(به فتح ع و سکون ی) برابر ۲۸ تیرماه خورشیدی که جشن پیروزی فریدون بر ضحاک می‌باشد بدین گونه که نیروهای فریدون در ییلاق دمیلرز گرد هم آمده و در ییلاق نهراسب (نی راست) درفش کاویانی برافراشته گردیده و سپاهیان اسکان می‌یابند تا با لشکریان ضحاک که در کوه (روستای کنونی) فیل بند هستند، مقابله کنند، پس از پیروزی فریدون بر ضحاک با برافروختن مشعل نوید پیروزی از البرز کوه به منطقه جلگه‌ای اعلام مگردد که این آیین (برافروختن مشعل یا فانوس) تا سالهای نه چندان دور نیز انجام می شود. از آیین‌های این جشن نیز می‌توان به انجام مسابقات کشتی در آن روز، که نماد نبرد تن به تن فریدون و ضحاک می‌باشد، اشاره کرد.

فریدون پس از چیرگی بر ضحاک برای واپسین بار با دیوان روبه‌رو می‌شود، یا به دیگر سخن با غول‌ها به مبارزه بر می‌خیزد و پس از این مبارزه، همه چیز به اندازه‌های انسانی سوق داده می‌شود.

شخصیت

فریدون در ادبیات ایرانی با گونه ای جادوگری و پزشکی نیز پیوستگی دارد و مورد پذیرش مردم بوده هرچند که در متن‌های پهلوی جزء گناهکاران به شمار رفته و حتی آمده‌است که او نخست بی‌مرگ آفریده شده بود، ولی به دلیل دست یازیدن به گناه میرا شد پیروزی فریدون بر ضحاک او را به جایگاه پیروزمندترین مردمان (بعد از زرتشت) می‌رساند و مایه به دست آوردن بخشی ازفرهٔ جمشید را که گریخته؛ میشود

در باره او در شاهنامه آمده‌است:

فریدون فرخ فرشته نبود ز مشک و ز عنبر سرشته نبود
بداد و دهش یافت آن نیکوئی تو داد و دهش کن فریدون توئی

صورت‌های کهن‌تر یا گوناگون نام

صورت اوستایی فریدون، «ثْرَئیتَونَه» ( Θraētaona) و صورت پهلوی آن Frēdōn (نویسه‌گردانی: plytwn') است. در زبان پارسی صورت‌های آفریدون، فَریدون و اَفریدون نیز آمده‌است

تطابق فریدون و کوروش هخامنشی

در کتاب روح المعانی آمده‌است که ذوالقرنین، همان فریدون پنجمین پادشاه پیشدادی ایران زمین بوده، و پادشاهی دادگر و فرمانبردار خدا بوده است. جالب است بدانید که کوروش نیز همان فریدون شاهنامه است. آشکار ترین شباهتی که می توان بین کوروش و فریدون پیدا کرد مقابله آنها با شخص های تقریباً هم نام است. فریدون با آزدهاک(معرب: ضحاک) و کوروش با آستیاگ، مقابله می کند. همانطور که می بینید آزدهاک و آستیاگ شباهت زیادی با هم دارند.

در فارسنامه ابن بلخی هم گفته می شود:

گویند ضحاک اصل آن اژدهاق[آژدهاک] است... و ازبهر آن او را اژدهاق گفتندی که او جادو بود و به بابل پرورش یافته بود و جادویی به آموخته و روزی خویشتن را بر صورت اژدهائی بنمود.

دلایل فریدون بودن کوروش:

الف)شباهت داستان کودکی فریدون با کوروش

در شاهنامه فردوسی داستان زایش فریدون اینچنین گفته می شود:

چون روزگاری دراز از پادشاهی غاصبانه و جفاکارانه ی ضحاک(آژدهاک) بگذشت، فریدون از مادر زاده شد. در این هنگام ضحاک در خواب دید که مردی فریدون نام بر او شوریده بخواری و ذلت به بندش خواهد کشید. بهمین جهت خورد و خواب بر وی حرام شد، و در صدد یافتن فریدون برآمد.

آستیاک دختری به نام ماندانا داشت و شبی در خواب دید که از زهدان دخترش تاکی روییده و به سراسر آسیا سایه افکنده است. آستیاک قبل از این هم خواب دیده بود که پیشاب دخترش به سیلی تبدیل شده که پایتخت او و سپس سراسر آسیا را فرا گرفته است. پس از آنکه تعبیر خواب را از خواب گزاران پرسید قصد داشت نوزاد ماندانا که همان کوروش بود را از بین ببرد.

همان طور که مشاهده می شود، پادشاه قبل از فریدون و کوروش تحت تأثیر خوابی که می بینند به فکر نابودی فریدون و کوروش می افتند. اما شباهت ها در اینجا به پایان نمی رسد هم فریدون و هم کوروش از نابود شدن نجات می یابند.

ب)شباهت سپاکو و فرانک

بر اساس تواریخ هرودوت، بانویی به نام سپاکو(اسپاکو) کوروش را پرورش میدهد و بنا به گفته هرودوت سپاکو به معنای سگ است

نام مادر فریدون در شاهنامه فرانک است. از نام فرانک هم معنایی شبیه سپاکو می توان برداشت کرد. فرانک به معنی سیاهگوش است و در فرهنگ کهن ایران گربه سانان بزرگ را نیز از سگسانان به شمار می آوردند

بعید نیست که هرودوت با توجه به عدم آگاهی های لازم معنی سپاکو را درست درک نکرده باشد و در حقیقت سپاکو و فرانک، کاملا به یک معنا داشته باشند.

ج)قیام فریدون و قیام کوروش

شباهت بعدی که می توان شمرد قیام هر دوی این اشخاص علیه پادشاه پیشین است. فریدون با همراهی کاوه یک قیام به یادماندنی را علیه ضحاک(آژدهاک) در افسانه های ایرانی رقم می زند. از طرفی بر اساس گفته مورخان یونانی مانند هرودوت کوروش علیه آستیاگ به پا می خیزد.

 


ادامه مطلب

دوشنبه 20 خرداد 1392

پیشدادیان

   نوشته شده توسط: سیاوش    نوع مطلب :تاریخ ایران پیش از آریایی ها ،

ضَحاک

ضَحاک (اوستایی:اَژی دهاکه/AŽI DAHĀKA؛ ارمنی: اَدَهَک/Àdahak)[۱] از پادشاهان اسطورهای ایرانیان است. در شاهنامه پسر مرداس و فرمانروای دشت نیزه وران است. او پس از کشتن پدرش بر تخت می نشیند. ایرانیان که از ستم های جمشید پادشاه ایران زمین به ستوه آمده بودند به سراغ وی رفته و او را به شاهی می پذیرند. با بوسهٔ ابلیس، بر دوش ضحاک دو مار می‌روید. ابلیس به دست یاری او آمده و می‌گوید که باید در هر روز مغز سر دو جوان را به مارها خوراند تا گزندی به او نرسد.

و بدین‌سان روزگار فرمانروایی او هزار سال به درازا می‌کشد تا این که آهنگری به نام کاوه به پا می‌خیزد، چرم پارهٔ آهنگری‌اش، درفش کاویانی را بر می‌افرازد و مردم را به پشتیبانی فریدون و جنگ با ضحاک می‌خواند. فریدون ضحاک را در البرز کوه (دماوند) به بند می‌کشد.

در اوستا، (یسنا ۷ -۹؛ یشت‌ها ۳۳ - ۳۴:۵ ؛ ۱۴: ۴۰ ؛ ۲۷:۱۹)؛ ضحاک (در اوستا: اژی دهاک) اژدهایی سه سر است که ثریتونا (= فریدون) با او می‌جنگد. تنها در نوشته‌های پس از اوستا است که او را به شکل یکی از مردمان میبینیم.

ضحاک بر تخت شاهی

 

در فرهنگ واژه‌های اوستا (بهرامی، احسان. فرهنگ واژه‌های اوستا. نشر بلخ.۱۳۶۹) واژهٔ دَهَه کَهَ برابر با ویران‌گر، نابود سازنده و واژهٔ دَهاکَه برابر با گزیدن، نیش زدن، اژدها و واژهٔ اژی دهاک برابر با مار نیش زننده، زهاک (ضحاک) آمده‌است. در پی نوشت واژهٔ اژی دهاک در فرهنگ واژه‌های اوستا می‌خوانیم:

«در شاهنامه، فردوسی او را یک مردی شناسانده که دو مار به انگیزهٔ بوسهٔ اهریمن از شانه‌هایش درآمده بود و سالیان دراز در ایران به ستم کاری و کشتار جوانان ایران و سود جویی ازمغز آنان برای خورش مارها ی روی شانه‌هایش می‌پرداخت تا سر انجام با رستاخیز کاوه آهنگر و فریدون پور آبتین، زهاک دستگیر و در البرزکوه کوهی مستقر در بلخ افغانستان زندانی گردید. واژهٔ اژدها یک واژهٔ اسطوره‌ای است و آن باید کوه آتشفشان ویرانگر و نابود کننده باشد.» (فرهنگ واژه‌های اوستا، بهرامی، احسان. به یاری فریدون جنیدی. ص ۷۱۰)

در اوستا چگونگی نبردهای ضحاک با سه دشمنش، آتش (آتَر)، جم (یمه)، و فریدون (ثری ایدون) گزارش شده‌است.

در اوستا ضحاک با پاژنام (ضفت) ثری زَفَن برابر با سه پوزه و سه دهن و ثری کَمِرِذ برابر با سه کله یا سر نیز آمده‌است.

در اوستا، یشت ۱۹-۳۷ چنین می‌خوانیم:

(فریدون) که کشت

(مار) زهاک سه پوزهٔ سه سر را

با شش چشم و هزار گونه دریافت (ادراک)، آن دیو بسیار توانای دروغگو را.

بر پایه گزارش اوستا، ضحاک مردی سه سر، سه پوزه و شش چشم و دارای هزارگونه چالاکی و از مردم بابل است، سرزمینی که ایرانیان طایفه‌ای عرب نژاد از ساکنان آنجا را تازی می‌نامیدند؛ نامی که بعدها به همه اعراب دادند. در اوستا همچنین آمده‌است که ضحاک درسرزمین بوری بر چکاد (قله) کوهی برای اَرِدویسوَر اَناهیتا، فدیه و پیشکش بسیار کرد و از وی خواست که او را یاری دهد تا هر هفت کشور را از آدمی تهی سازد ولی او خواهش او را برنیاورد. در آبان یشت، کردهٔ ۸ چنین می‌خوانیم:

۲۹

«اَژی­دَهاکِ» سه پوزه در زمین «بَوری» صد اسب و هزار گاو و ده هزار گوسفند او را پیشکش آورد...

۳۰

و از وی خواستار شد:

ای اَرِدویسوَر اَناهیتا ! ای نیک ! ای تواناترین !

مرا این کامیابی ارزانی دار که من هفت کشور را از مردمان تهی کنم.

در اوستا زاده شدن فریدون ارمغانی است که به آبتین، پدر فریدون و در پی ساختن نوشابهٔ هوم برای دومین بار در جهان به دستش، به او داده شده‌است و همان گاه ارمغان پیروزی او بر اژی دهاک نیز داده شده‌است. در یسنا، هات ۹ چنین می‌خوانیم:

(۶)

ای هَوم ِ !

کدامین کس، دیگر باره در میان مردمان جهان استومند، از تو نوشابه برگرفت؟ کدام پاداش بدو داده شد و کدام بهروزی بدو رسید؟

(۷)

آنگاه هَوم ِ اَشَوَن دور دارنده مرگ، مرا پاسخ گفت:

دومین بار در میان مردمان جهان استومند، «آتبین» از من نوشابه برگرفت و این پاداش بدو داده شد و این بهروزی بدو رسید که او را پسری زاده شد:

«فریدون» از خاندان توانا...

(۸)

... آن که «اژی دهاک» را فرو کوفت؛ [ اژی دهاک ] سه پوزه سه کله شش چشم را، آن دارنده هزار [ گونه ] چالاکی را،

آن دیو بسیار زورمند دروج را، آن دروند آسیب رسان جهان را، آن زورمندترین دروجی را که اهریمن برای تباه کردن جهان اشه، به پتیارگی در جهان استومند بیافرید.

همچنین داستان خواستار شدن فریدون از اهورامزدا پیروزی بر ضحاک را، در آبان یشت، کردهٔ ۸ چنین می‌خوانیم:

(۳۳)

فریدون پسر آتبین از خاندان توانا، در سرزمین چهار گوشه­ی وَرِنَ، صد اسب و هزار گاو و ده هزار گوسفند او را پیشکش آورد...

(۳۴)

و از وی خواستار شد:

ای اَرِدویسوَر اَناهیتا ! ای نیک ! ای تواناترین !

مرا این کامیابی ارزانی دار که من بر «اَژی­دهاک» - [ اژی­دهاک ِ ] سه پوزه­ی سه کله­ی شش چشم، آن دارنده­ی هزار [ گونه ] چالاکی، آن دیو بسیار آرزومند ِدروج، آن دُروَند ِ آسیب رسان ِجهان و آن زورمندترین دروجی که اَهریمن برای تباه کردن جهان ِاَشَه، به پتیارگی در جهان اَستومَند بیافرید - پیروز شوم و هر دو همسرش «سَنگهَوک» و «اَرنَوَک» را - که برازنده­ی نگاهداری خاندان و شایسته­ی زایش و افزایش دودمانند - از وی بِرُبایم.

(۳۵)

اَرِدویسوَر اَناهیتا - که همیشه خواستار زَور نیاز کننده و به‌ایین پیشکش آورنده را کامروا کند - او را کامیابی بخشید.

ولی پس از چیرگی فریدون بر ضحاک، اهورمزدا فریدون را از کشتن ضحاک بازداشت و گفت: «اگر تو ضحاک را بکشی زمین از باشندگان موذی و زیان آور پر خواهد شد.» پس فریدون ضحاک را به بند کشید و در غاری به چکاد دماوند بیاویخت.

درپایان زمان، ضحاک زنجیر خود را خواهد گسست و یک سوم از مردم و ستوران را نابود خواهد کرد. آن گاه اهورامزدا گرشاسب را از زابلستان برمی‌انگیزد تا آن نابکار را از میان بردارد. گمان می‌رود که داستان این نجات از خاطره هجوم تازیان که پیش از به پادشاهی رسیدن مادها و هخامنشیان بارها به ایران حمله آوردند سرچشمه گرفته باشد. به گمانی دیگر، ممکن است این افسانه منشاء طبیعی داشته باشد، زیرا در روزگاران گذشته کوه البرز آتش فشانی فعال بود که هرچند یک بار به خروش درمی‌آمد و رودهای گدازه از آن بسان مارهایی دهشتناک و آتشین سرازیر می‌شدند. داستان به بند کشیده شدن ضحاک در البرز بلخ شاید هم زمان با فروکش کردن آتش فشانی‌های البرز پیدا شده باشد. همچنان که هراس همیشگی از بند گسستن دوباره ضحاک نیز نشانی از نگرانی پیرامون فعالیت دوباره این آتش فشان دارد.

سبب آنکه فریدون ضحاک را نمی‌کشد در سودکار نسک چنین آمده‌است که چون فریدون چند بار کوشش به کشتن او می‌کند و زهاک از پای در نمی‌آید، سرانجام اهورامزدا به او پیام می‌دهد که زهاک نباید کشته شود زیرا با کشته شدن او هزاران جانور موذی مانند مار و عقرب و خزنده‌های زهر آگین از بدنش در جهان پراکنده خواهند شد. پس بهتر آنکه فریدون او را در کوهی به بند کشد.

 


ادامه مطلب

دوشنبه 20 خرداد 1392

بیشاپور

   نوشته شده توسط: سیاوش    نوع مطلب :تاریخ ایران پیش از آریایی ها ،

بیشاپور یکی از شهرهای باستانی ایران در کازرون و در استان فارس است که در زمان ساسانیان ساخته شده‌است و امروزه تنها ویرانه‌هایی از آن برجای مانده‌است. بیشاپور با دویست هکتار وسعت، از شهرهای مهم آن زمان بوده‌است و اهمیت ارتباطی داشته‌است. این شهر از قدیمی ترین شهرهایی است که تاریخچه ساخت آن بصورت مکتوب در سنگ نوشته ای موجود است. بیشاپور در شمال غرب شهر کازرون قرار گرفته و از شهرهای خوش آب و هوا و دارای طراحی و مهندسی ویژه آن روزگار بوده‌است. در کتابهای تاریخی، نام این شهر با عنوانهای بیشاپور، بیشابور، به شاپور، بیشاور و «به اندیوشاپور» ضبط شده‌است. شهر بیشاپور مرکز ایالت و کوره اردشیرخوره بوده‌است . بیشاپور تا قرن هفتم هجری آباد و مسکونی بوده‌است و پس از آن ویران شده‌است. بیشاپور گنجینه‌ای از آثار ارزشمند ساسانی مانند معبد آناهیتا است.

بیشاپور به سال ۲۶۶ میلادی و به دستور شاپور اول پادشاه ساسانی ساخته شده‌است. پس از پیروزی شاپور بر والرین امپراتور روم، شاپور دستور داد در ناحیه‌ای خوش آب و هوا بر سر راه تخت جمشید به تیسفون شهری بنا کنند. این جاده در زمان هخامنشیان، شهرهای تخت جمشید و استخر را به شوش وصل می‌کرد. شاپور نام خود را بر این شهر نهاد. معماری از اهالی سوریه قدیم به نام آپاسای (اپاسای) برای ساخت شهر تازه انتخاب شد

ویرانه‌های بیشاپور

شهر بیشابور با روش مهندسی یونانیان که توسط هیپوداموس ابداع شده بود در زمینی مستطیل به گونه‌ای طراحی شد که چهار دروازه و دو خیابان آن، یکدیگر را قطع می‌کردند [۴]. یکی از خیابانها در جهت شمال به جنوب و دیگری شرق به غرب است و هر کدام در انتها به یکی از دروازه‌های شهر منتهی می‌شده‌اند. دروازه غربی، ورودی اصلی شهر بوده‌است.

شهر بیشاپور از دو بخش اصلی تشکیل شده‌است:

  1. منطقه عامه نشین شامل خانه‌های مسکونی، گرمابه، کاروانسرا و بازار.

بیشاپور توسط کوه، رودخانه، دیواره‌های قلعه و خندق محافظت می‌شده‌است.

بیشاپور در كنار دره چوگان واقع است. و فاصله آن تا شهر کازرون 15 کیلومتر است. بیشابور در کنار رود شاپور قرار گرفته‌است.

دیوار جنوبی معبد آناهیتا در شهر تاریخی بیشاپور

 

منطقه باستانی بیشاپور مشتمل بر سه بخش اصلی است:

  1. شهر بیشابور
  2. قلعه (دختر) با نقش برجسته‌های ساسانی.
  3. دره رودخانه بیشاپور

در این ناحیه آثار دیگری مانند قلعه دختر، قلعه پسر و نقش‌های تنگ چوگان قابل اشاره هستند.

برخی تک اثرهای به جای مانده از شهر باستانی بیشاپور عبارت‌اند از:

  • معبد آناهیتا
  • کاخ والرین
  • ایوان موزائیک
  • ستون‌های سنگ یادبود بیشاپور


تعداد کل صفحات: 4 1 2 3 4