تبلیغات
هفت رخ فرخ ایران - مطالب ایران در دوران ملوک‌الطوایفی
چهارشنبه 11 آبان 1390

ملوک کرت

   نوشته شده توسط: سیاوش    نوع مطلب :ایران در دوران ملوک‌الطوایفی ،

         ملوک کرت 

ملوک آل کرت طبقه ای از ملوک ایران شرقی اند که از نیمه اول  قرن هفتم هجری تا اواخر قرن هشتم در آن محدوده سلطنت داشتنه اند وپایتخت آنان همیشه شهر هرات بوده و اگر چه در تاریخ سیاسی اسم ورسم چندانی از این سلسله بجا نمانده جمعی از آنان به سست پیمانی وبی وفایی شهرت یافته اند درادبیات ما نامی به خیراز خود  باقی گذاشته اند .

اول کسی که از این خاندان در تاریخ اسم ورسمی معتبرپیدا کرده ملک رکن الدین بن تاج الدین است که دختر سلطان غیاث الدین محمود غزنوی به همسری داشته واز طرف آن سلطان به حکومت قلعه ی خیسار از قلاع سرحدی بین هرات و غور منصوب بوده است.

ملک رکن الدین درآخرعمر دخترزاده ی خویش شمس الدین محمد بن ابی بکررا که خود یا پدر او به کرت شهرت داشته به جانشینی برگزید واین شمس الدین محمد کرت در حقیقت موسس آل کرت است.

 کوتوالی ملک رکن الدین برقلعه ی خیسار باشروع استیلای مغول مصادف بود باشروع استیلای مغول ملک رکن الدین صلاح خود راتبعیت از چنگیزخان مغول دانست وبرای آنکه وفاداری خود را کاملا به اثبات رسانده باشد نواده وجانشین خویش شمس الدین محمد کرت را به مصاحبت خان تاتارفرستاد وتا سال 643 که فوت کرد هم چنان مطیع مغول بود .

جانشین ملک رکن الدین یعنی شمس الدین محمد (643-676) اگر چه اوایل امر موردحسد  بعضی امرای مغول واقع شدوجغتای می خواست اورا به اتهام همدستی با مسلمین مغلوب محاکمه کند لیکن چون از خوشبختی اودر همان اوان جغتای مرد وشمس الدین به اردوی منگوقاآن رسید خان مغول به پاس سوابق ووفاداری او وخاندانش حکومت هرات وجام وباخرز وپوشنگ و غور وخیسار وفیروزکوه و غرجستان  ومرغاب و مروالرود وفارایاب تاکنار سیحون واسفزار وفراه و سیستان وکابل را تا کنار سند به او واگذاشت وملک شمس الدین ازحدود 648 حکمران مستقل ممالکی به این وسعت شد و در احدی که هلاجگو برای قلع اسماعیلیه به ایرا آمد بهشرحی که سابقا گذشت ملک شمس الدین از اولین کسانی بود کهبرای ادای خدمت به حضور هلاوو شتافت و او به دستور هلاگوناصرالدین عبدالرحیم محتشم قهستانی به اطاعت مغول درآورد وتا هلاگو حیات داشت همچنان به خدمت گزاری به مغول می زیست.

در عهد ایلخانی اباقا وهجوم یراق خان به خراسان ملک شمس الدین جانب یراق را گرفت اما چون یراق مغلوب شد ملک شمس الدین از ترس به قلعه خیسارپناه بردوتا674در آنجا متحصن بود .عاقبت  به دستیاری خواجه شمس الدین صاحب دیوان بخشوده شدو به همراهی خواجه هارون پسر صاحب دیوان به تبریز حضور ایلخان رفت. اما اباقا او را مورد نظرقرار نداد ووملک شمس الدین در تبریز مقیم بود تا در676  مسموم شد .

 


ادامه مطلب

جمعه 29 مهر 1390

هزاراسپیان

   نوشته شده توسط: سیاوش    نوع مطلب :ایران در دوران ملوک‌الطوایفی ،

     هزاراسپیان
گستره حکومت اتابکان لر
 

هزاراسپیان که به نام اتابکان لرستان نیز شناخته می‌شود[۱] نام سلسله‌ای کرد است که از ( ۵۵۰ تا ۸۲۷ هَ. ق.)، (۱۱۴۸ تا ۱۴۲۴) به نواحی لرستان کنونی و بخش‌هایی از استان خوزستان و چهارمحال و بختیاری حکومت کرده‌اند.اتابکان به دو دسته اتابکان لر بزرگ و اتابکان لر کوچک تقسیم می‌شود.پایتخت اتابکان لر بزرگ در شهر ایذه (ایدج) و پایتخت اتابکان لر کوچک در شهر خرم‌آباد بود.

سلسله اتابکان

سلسله هزاراسپیان مشهور است به حکومت اتابکان لر بزرگ از قرن ششم تا اوایل قرن یازدهم. پایتخت این امرا در شهر ایذه (ایذج) بود. بعضی از مورخین اتابکان لر کوچک را هم به عنوان سلسله هزاراسپیان نام برده‌اند که پایتخت این امرا خرم‌آباد بود.این دو سلسله مشهور به اتابکان لر بزرگ و اتابکان لر کوچک بیش از چهار سده بر نواحی وسیعی فرمان راندند.

حمدالله مستوفی اشاره به مهاجرت طوایف کرد از مناطق کنونی کردستان سوریه (جبل السماق) به مناطق لر بزرگ و لر کوچک می‌کند. حمدالله مستوفی در سال (۷۳۰ هجری قمری/۱۳۳۰ میلادی)، از ایل ممسنی و بختیاری نام می‌برد که همراه با ۲۴ طایفه دیگر کرد از کردستان سوریه، به مناطق کوه گیلویه و بختیاری و لرستان کنونی کوچ کردند.به گفته حمدالله مستوفی این رویداد در اوایل سده ششم هجری رخ داد.در کردستان عراق هنوز طوایف ممسنی وجود دارد.

« در صدهٔ پنجم (۵۰۰ هجری قمری) قریب صد خانه کرد، از جبل السماق شام (کردستان سوریه)، به سبب ترسی که از اقوام بزرگتر داشتند به لرستان آمدند و در حکومت محمد خورشید مستقر شدند. آنها رعیت بودند و بزرگ ایشان ابوالحسن فضلوی بود.او پسری به نام علی داشت. چون علی درگذشت، از علی پسری به نام محمد بماند، پس از مدتی محمد نیز درگذشت.ابوالحسن فضلوی پسری به نام ابوطاهر فضلوی داشت. ابوطاهر فضلوی جوانی شجاع بود. ابوطاهر با وعده صلح و و عده و فریب و شکیبایی توانست ملک لرستان به دست آورد و هنگامی که موقعیت خود را تحکیم داد، تصمیم گرفت اعلام استقلال کند و خود را اتابک خواند و شورش نمود. در صدهٔ پنجم پس از مدتی درگذشت و پنج پسر وی مسئولیت اداره ملک لرستان را به دست آوردند . پنچ پسر ابوطاهر فضلوی هزاراسپ و بهمن و عمادالدین پهلوان و نصرة الدین ایلواکوش و قزل بودند.  »

پیدایش اتابکان لر

حاکم اتابکان لر بدر نام داشت. بدر مدت طولانی حکومت کرد و به علتی نامعلوم درگذشت، حکومت به پسر زادهٔ او نصرالدین محمد بن هلال بن بدر رسید.او حاکمی عادل بود وی وزیر خود را محمد خورشید قرار داد .در آن زمان نیمی از سرزمین لرستان در تصرف شولان بود و حاکم آنها سیف الدین ماکان روزبهانی بود. شولان از عهد اکاسره حاکم آن سرزمین بودند و موسس ولایت شول نجم الدین اکبر بود و تا کنون قوم شول را نوادگان او می دانند. از کردستان سوریه اقوامی به لرستان مهاجرات کردند، رهبر این اقوام ابوالحسن فضلوی بود. روزی در خانهٔ خورشیدیان مهمانی بود در آن مهمانی به ابوالحسن سر گاوی دادند. او آن را به فال نیک پنداشت و به اتباع خود گفت ما سردار این قوم خواهیم شد. ابوالحسن فضلولی پسری به نام علی داشت. روزی علی با سگی به شکار رفت. تعدادی ناشناس با او درگیر شدند و او را به شدت مضروب کردند و در غاری انداختند. سگ علی پسر ابوالحسن فضولی به آنها حمله کرد و چند تن آنها را زخمی کرد و به خانه برگشت قوم علی هنگامی که سگ را خون آلود دیدند به جستجوی علی رفتند و وی را در غار پیدا کردند، به خانه آوردند و معالجه کردند.

در این وقت سلغریان در فارس حاکم بودند .اما هنوز اسم پادشاهی نداشتند .علی پس از چند روز درگذشت، از علی پسری به نام محمد نام ماند محمد جوانی دلاور بود. محمد مدتی حاکم بود و در این دوران با سلغریان روابط خوبی نداشت پس از مدتی او نیز در گذشت، محمد پسری به نام ابوطاهر داشت، جوانی شجاع بود.او هم با سلغریان روابط خوبی نداشت و سلغریان سپاهی را برای مقابله با او فرستادند.ابوطاهر پس از پیروزی بر سلغریان به فارس آمد. اتابک سنقر به او گفت از من چیزی بخواه، ابوطاهر گفت به من لشکری بدهید تا در لرستان به خدمت بگیرم. اتابک سنقر هم به او لشکری داد و همراه او به لرستان فرستاد.

نام‌گذاری به هزاراسپیان

اتابکان لر را ابتدا ابوطاهر تاسیس کرد اما از آنجا که فرزند ابوطاهر به نام هزاراسپ بسیار به اتابکان اقتدار بخشید و از طرف دیگر توانست تاییدی برای حکومتش از خلافای عباسی بگیرد در حقیقت تاسیس رسمی اتابکان لر به نام اوست، بنابراین بسیاری از منابع از اتابکان لر به نام هزار اسپیان هم یاد کرده اند.

حکومت هزاراسپ

هزاراسپ که قدرتمند و شجاع بود، قائم مقام پدر شد وی حاکمی عادل و دادگر بود. در عهد او ملک لرستان بسیار آباد و پررونق بود و به همین دلیل اقوام بسیاری از کردستان سوریه کنونی به ملک لرستان پیوستند: آسترکی، مما کویه، بختیاری، جوانکی بیدانیان، زاهدیان، علائی، کوتوند، بتوند، بوازکی، شوند، زاکی، جاکی، هارونی، اشکی، کوی لیراوی، ممویی، یحفومی، کمانکشی، مماسنی، ارملکی، توانی، کسدانی، مدیحه، اکورد، کولارد و دیگر قبایل که اطلاعات درستی در خصوص آنها در دست نیست. چون این جماعت به هزاراسپ و برادران پیوستند، قدرت حکومت هزاراسپ بسیار زیاد شد. باقی دشمنان را از شولان به وسیله جنگ بیرون کرد و آن منطقه را به حکومت خود ضمیمه کرد. و بازماندگان شکست خورده از هزاراسپ به فارس برگشتند.هزار اسف و برادران تمام لرستان و شولستان و کرد ارکان کهپایه لرستان و تا چهار فرسنگی اصفهان را جزء قلمرو حکومت خود درآوردند

ملک لرستان

ایران ملوک‌الطوایفی، اتابکان لرستان اوایل قرن هشتم هجرى

ملک لرستان در زمان مغول به دو قسمت تقسیم می شد، لر بزرگ و لر کوچک و بین منطقه لر بزرگ و شیراز (فارس) ناحیه لرنشین سومی نیز وجود داشت که آن را شولستان می‌گفتند. به جای شولستان، امروز ممسنی و به جای لر بزرگ کهکیلویه و بختیاری قرار دارد و لر کوچک را اکنون لرستان می گوییم و هر یک از دو قسمت لر بزرگ و لر کوچک قبل از استیلای مغول تا مدتی بعد از از بین رفتن حکومت ایلخانان دارای امرای نیمه مستقلی بودند که بعضی از آنها هم به مناسباتی مشهور شده‌اند و از آنها عده‌ای یا به علت دخالت در ادبیات فارسی و یا در زد و خورد با سلسله‌های دیگر در تاریخ صاحب نام و نشانی شده‌اند ولی ذکر طوایف لر بزرگ و امرای آن بیشتر در تاریخ آمده تا لر کوچک چون این طوایف بین فارس و عراق عجم و عراق عرب و شولستان ساکن بوده و با اتابکان فارس و خلفای بغداد ارتباط داشته‌اند. و از همه مهم تر منطقه سکونت آنها بر سر راه عراق عرب و دره‌های کارون و کرخه به فارس و سواحل دریا قرار داشته و غالب لشکرکشی‌ها و رفت و آمدهای مردم ایران جنوب غربی با غرب و عراق عرب بایستی از طریق سرزمین این طوایف صورت بگیرد، و همین اهمیت موقع جغرافیایی سرزمین لر بزرگ بالا می برده است.در صورتی که سرزمین لر کوچک تقریباً دور افتاده بوده و بر سر راه ارتباطی کمی واقع است.

اتابکان لر بزرگ

اتابکان لر بزرگ از سلسله هزاراسپیان است که به مناطق چهارمحال و بختیاری کنونی و بخش‌های از استان خوزستان حکومت کرده‌اند.مؤسس این سلسله ابوطاهر است که او را اتابک (ترکمنان) سلغریان برای جلگویری از سرکشی لر بزرگ در سال ۵۴۳ ق . به این ناحیه فرستاد. اباقاخان مغول بعدها حکومت خوزستان را نیز بضمیمه ٔ سرزمین اصلی لر بزرگ به ابوطاهر داد و یکی از آنها یعنی افراسیاب پس از مرگ ارغون خان اصفهان را محاصره کرد اما خیلی زود سرکوب شد.پایتخت این امرا در شهر ایذه بود.اتابکان لر بزرگ تا نیمه اول قرن نهم باقی بودند و آخرین حاکم آنان که غیاث الدین کاوس نام داشت به دست سلطان ابراهیم بن شاهرخ تیموری شکست خورد و سلسله ایشان انقراض یافت.

اتابکان لر کوچک

اتابکان لر کوچک سلسله کوچکی از هزاراسپیان هستند که در فاصلهٔ سال‌های ۵۸۰ تا ۱۰۰۶(ه.ق) در قسمت‌های شمالی و غربی لرستان ناحیه لر کوچک حکومت می‌کرده‌اند. امرای این سلسله از اعتاب شجاع‌الدین‌خورشید، مؤسس سلطنت لر کوچک بوده‌اند و آخری‌ن حاکم لر کوچک به دست شاه عباس یکم صفوی کشته و سلسله اتابکان لر کوچک منقرض گردید

گستره حکومتی

طوایف لر کوچک قبایلی بودند مخلوط از کردان آسیای صغیر و لران ایرانی که در حدود بین عراق عجم و عراق عرب ییلاق و قشلاق می‌کردند و خراج خود را به دیوان بغداد می‌دادند و به بسیار کم حکومتی مستقل داشتند. سرزمین لرستان به دو قسمت لر کوچک و لر بزرگ تقسیم می‌شود. در کتاب تاریخ مغول در صفحه ۴۴۲ و در کتاب مجمل التواریخ گلستانه در صفحه ۲۰۴ به این شرح در خصوص نواحی لر کوچک و بزرگ آمده‌است :

« لر کوچک همان است که حالیه هم آن را لرستان می‌گوییم و غرض از این قسمت اخیر که در آن ایام لر کوچک خواند می‌شده بیشتر ناحیه فیلی یعنی اطراف خرم‌آباد و اراضی پشت کوه بوده‌است . مراد از لرکوچک، ایلات لرستان حالیه و مراد از لر بزرگ، ایلات بختیاری دانسته شده‌است یعنی به خلاف تقسیم فوق.  »

[۹]

فهرست امرای اتابکان لر

فهرستی از اتابکان و امرای لر بزرگ و مدت حکومتشان در زیر آمده است. قابل ذکر است که اتابکان تا نیمه اول قرن نهم باقی بودند و آخرین آنها که غیاث الدین کاوس نام داشت به دست سلطان ابراهیم بن شاهرخ تیموری برافتاد و سلسله ایشان منقرض شد.

  • ابوطاهر در حدود ۵۵۰ هجری قمری
  • اتابک هزاراسپ بن ابی طاهر تا ۶۲۶.
  • عمادالدین پهلوان بن هزاراسب از ۶۲۶ تا ۶۴۲.
  • نصرةالدین کلجه پسر هزاراسب از ۶۴۲ تا ۶۴۹.
  • تکله پسر هزاراسب از ۶۴۹ تا ۶۵۶.
  • شمس الذین الب ارغو پسر هزار اسب از ۶۵۶ تا۶۷۲.
  • یوسف شاه بن الب ارغو از ۶۷۲ تا ۶۸۸.
  • افراسیاب بن یوسف شاه از ۶۸۸ تا ۶۹۵.
  • نصرةالدین احمدبن یوسف شاه از ۶۹۵ تا ۷۳۰.
  • یوسف شاه دوم بن نصرةالدین احمد از ۷۳۰ تا ۷۴۰.
  • افراسیاب دوم بن نصرةالدین احمد از ۷۴۰.
  • نورالوردبن سلیمان شاه بن اتابک احمد تا ۷۵۷.
  • اتابک پشنگبن سلغرشاه بن اتابک احمد از۷۵۷ تا ۷۹۲.
  • پیر احمدبن اتابک پشنگ از ۷۹۲ تا ۷۹۸.
  • ابوسعیدبن پیر احمد تا ۸۲۰.
  • شاه حسین بن ابی سعید از ۸۲۰ تا ۸۲۷.
  • غیاث الدین کاوس بن هوشنگ.[۱۰]

این امرا به هیچ وجه از امرای سلاجقه نبوده و از شاهزادگان سلجوقی نیز کسی را تحت حمایت و تربیت نداشته‌اند و عنوان اتابکان دربارهٔ آنها به عنوان لقب و در واقع به معنی امیر و ملک مستقل است نه مربی شاهزادگان سلجوقی.[۱۱] بسیاری از سنوات راجع به سلطنت سلسله اتابکان لرستان تحقیقی نیست. غیر از سلسله کم اهمیت اتابکان لرستان یک سلسله ٔ کوچک دیگری از اتابکان نیز در ناحیه لر کوچک حکومت می‌کرده و از اوایل قرن هفتم تا قرن دهم در آن ناحیه باقی بوده‌اند.


پنجشنبه 28 مهر 1390

آق‌قویونلو

   نوشته شده توسط: سیاوش    نوع مطلب :ایران در دوران ملوک‌الطوایفی ،

آق‌قویونلو

 
اراضی تحت حاکمیت آق‌قویونلوها ۱۴۷۸
پرچم آق‌قویونلو (رنگ‌ها پندار شده است)
 


آق قویونلو سلسله‌ای از ترکمن‌ها‌ی سنی بود که بر قسمت‌هایی از قفقاز، شرق ترکیه و شمال ایران از ۱۳۷۸ تا ۱۵۰۸ میلادی فرمان می‌راند. معنی لغوی آق قویونلو صاحبان گوسفندان سفید می‌باشد.

 ریشه و تبار

احتمال می‌رود که آق‌قویونلو تیره‌ای از ایل بایندر بوده باشد. بایندر در فهرست اصلی قبایل بیست و چهارگانه اوغوزها مندرج در تاریخ رشیدالدین آورده شده است. حال آنکه در کتاب ده ده قورقود نام یکی از حکام اوغوز است طهرانی، مورخ مشهور این سلسله، در کتاب دیار بکریه شجره‌نامه طور علی بیک را با ۵۱ نسل به اوغوزخان شخصیت افسانه‌ای ایل اوغوز می‌رساند که البته چندان قابل اعتماد نیست. به هر حال نام ایل بایندر در سده چهاردهم میلادی در آسیای صغیر سر زبانها افتاده است. این فرضیه وجود دارد که بایندریها در فتح آسیای صغیر به دست سلجوقیان شرکت داشته‌اند. ایل بایندر پس از سقوط آق‌قویونلوها در تریپولی، حلب و نیز در جنوب سیواس اسکان گزیدند

 تاریخچه

 در اواخر دوره ایلخانی در اواسط قرن چهاردهم میلادی، ایلات آق‌قویونلو بین چراگاه‌های قشلاقی ارمنستان در شرق بایبورت و مراتع ییلاقی در اطراف آمِد (دیاربکر) آمد و شد می‌کردند. درباره آغاز سیاسی آق‌قویونلوها اطلاعاتی در دست است. این امر بدون شک بر اثر تهاجمات مکرر آنان بر حاکمان امپراتوری ترابوزان (کامننونی‌ها) پس از ۱۳۴۰ بود که مورخان بیزانسی را واداشت تا درباره آنان بیشتر بنویسند. در این منابع از طور علی بیک (پهلوان) حاکم ترکان آمِد صبحت شده که پیشتر در زمره امیران غازان خان بود. هنگامی که ترکمانان تحت فرماندهی وی در سال ۱۳۴۹ در مقابل شهر ترابوزان ظاهر شدند، نتوانستند شهر را متصرف شوند. اما هنگامی که جان کامننوس جوان که هیچ نوع تجربه نظامی نداشت با عنوان آلکسیوس سوم بر تخت امپراتوری تکیه زد، متوجه خطری شد که او را تهدید می‌کند و لذا خواهر خود ماریا دسپینا را به عقد ازدواج فخرالدین قتلغ بیک فرزند علی بیک درآورد و خطر را از امپراتوری خود مرتفع ساخت


ادامه مطلب

پنجشنبه 28 مهر 1390

قراقویونلو

   نوشته شده توسط: سیاوش    نوع مطلب :ایران در دوران ملوک‌الطوایفی ،

ترکمانان قراقویونلو (۷۸۰ - ۸۷۴ ق /۱۳۷۸ - ۱۴۶۹م) سلسله‌ای از حکمرانان ترکمن بودند که برای مدت نزدیک به یک سده بر مناطقی از غرب و شمال غربی ایران فرمانروایی کردند.

واژه‌ای قراقویونلو ترکی و به معنی صاحبان گوسفندهای سیاه است. این واژه بسته به لهجه محلی گوینده، قره قویونلو هم تلفظ و نوشته می‌شود.

منطقه حکمرانی قره‌قویونلوها. رنگ آبی روشن نشان می‌دهد که بخش‌های از شرق عراق امروزی و منطقه کوچکی از ساحل جنوبی خلیج فارس در شبه جزیره عربستان برای مدت کمی تحت فرمانروایی آنان بوده‌است.

نام قراقویونلوها اولین بار در تاریخ در دوره قبل از سلسله صفویه مطرح گردیده‌است. قراقویونلوها که ترکمن بودند ابتدا دست نشاندگان سلسله مغولی جلایری‌ها در تبریز و بغداد بودند. اما در سال ۱۳۷۵ (میلادی) قرا یوسف رهبر قراقویونلوها در پی شورشی بر علیه جلایری‌ها استقلال خود را از جلایری‌ها اعلام کرد و کنترل آذربایجان، موصول و بغداد را بدست گرفت. تیموریان در حوالی ۱۴۰۰ قرا یوسف را شکست داده و قرایوسف به مصر متواری شد. وی پس از مدتی و در ۱۴۰۶ با کمک حاکمان وقت مصر، مملوکها، دوباره کنترل تبریز را بدست آورد. دولت شیعی قراقویونلو در بخش مهمی از سرزمین ایران شامل خوزستان، کرمان، فارس و هرات حضور داشت[۱] واپسین فرمانروای قره‌قویونلو جهانشاه قراقویونلو نام داشت که اوزون حسن از دودمان آق‌قویونلو او را شکست داد و وی را به همراه پسرش کشت.

مجسمه‌ای از زمان قره‌قویونلو

مسجد کبود در تبریز از بناهای ساخته شده در دوران قرافویونلوها می‌باشد.

در حال حاضر تیره‌هائی به همان اسم در میان بازماندگان ایلات شاهسون در استان مرکزی و قشقائیها در حوالی استان فارس وجود دارند. (بطور مثال ناصر خان قشقائی از تیره قراقویونلو بوده‌است.) قراقویونلوهای ساوه از طایفه ایل بغدادی می‌باشند و گفته می‌شود که در زمان نادرشاه به ایران انتقال داده شده‌اند. منبع یا منابعی که ارتباط این اقوام و گروهها را به قراقویونلوهای دوره قبل از صفویه ذکر کرده باشد در دسترس نیست. امااین فرضیه خیلی دور از حقیقت نیست. به‌ویژه که قراقویونلوها مدتی حاکمان بغداد نیز بوده‌اند.


فرمانروایان قراقویونلو

فرمانروا سال فرمانروایی
قرامحمد ۱۳۸۰-۱۳۸۹ (میلادی)
قرایوسف ۱۳۹۰-۱۴۲۰
قرااسکندر ۱۴۲۰-۱۴۳۵
جهانشاه (شاه جهان) ۱۴۳۵-۱۴۶۷

 


پنجشنبه 28 مهر 1390

کیاییان

   نوشته شده توسط: سیاوش    نوع مطلب :ایران در دوران ملوک‌الطوایفی ،

 کیاییان(آل کیا) دودمانی ایرانی در شمال ایران (گیلان و دیلمستان). از قرن هشتم هجری به بعد تا سال ۱۰۰۰ ق. حکومت کردند.

پس از حمله امیر تیمور گورکانی به شمال ایران و فتح آن، حکومت دودمان‌های محلی ایرانی در شمال ایران کاملا از بین رفت. در لشکرکشی تیموریان (در ۷۸۶ق.) به مازندران و رستمدار مرعشیان نیز از تیمور شکست خوردند. امیر تیمور در لشکر کشی دوم خود به رستمدار در سال ۷۹۴ق. به کلی بر رستمدار (نور) تسلط یافت.

پس از تیموریان، سید امیر کیای مَلاطی و نوادگان وی (از سادات کیایی) بر گیلان حکومت کردند و تا سال ۱۰۰۰ ق. خاندان کیاییان حکومت داشتند، مقر حکومت سلطان در لاهیجان بود.

  • سید امیر کیای مَلاطی، بنیانگذار حکومت خاندان کیاییان در گیلان. حکومت از (۷۶۳ـ۷۷۶) ق.
  • سید رضی کیا حکومت از (۷۲۹ـ۷۹۹) ق.
  • کارکیا سید محمد اول حکومت از (۸۲۹ ـ۸۳۷) ق.
  • کارکیا ناصر کیا حکومت از (۸۳۷ ـ۸۵۱) ق.
  • کارکیا سلطان محمد دوم حکومت از (: ۸۵۱ـ۸۸۳) ق.
  • کارکیا میرزاعلی

...

پس از سقوط کیاییان، صفویان حکومت کردند.


تعداد کل صفحات: 2 1 2