تبلیغات
هفت رخ فرخ ایران - مطالب مشاهیر زنان
یکشنبه 19 آذر 1391

مشاهیر زنان

   نوشته شده توسط: سیاوش    نوع مطلب :مشاهیر زنان ،

مستوره کردستانی

(اولین تاریخ‌نگار زن در ایران و خاورمیانه و نزدیک)

ماه شوکت خانم، در سال 1220ق در سنندج به دنیا آمد. وی دختر ابوالحسن بیگ پسر محمدآقا ناظر کردستانی و برادرزاده میرزا عبدالله رونق، صاحب تذکره حدیقه امان‌اللهی بود. خانواده‌اش معروف به قادری و جدش ناظر صندوقخانه والیان اردلان بود.

مستوره کردستانی در جوانی به عقد ازدواج خسروخان والی اردلان درآمد. وی به علت استعداد و ذوق سرشاری که برای فراگیری علوم داشت، در عصری که بیشتر زنان از حداقل سواد نیز بی بهره بودند، به فراگیری مقدمات علوم ادبی و دینی پرداخت و هر زمان دامنه آن را نیز افزایش می‌داد. او خطاط زبردستی نیز بود و انواع خطوط را می‌نوشت. مستوره صاحب اشعاری لطیف و دلنشین به فارسی است که مقداری اندک از آن به جا مانده.

وی علاوه بر سرایش شعر، کتابی نیز در عقاید و تعلیمات اسلامی نگاشته ولی آنچه بیشتر سبب شهرت او شده تألیف اثر تاریخی او موسوم به تاریخ اردلان است. این کتاب در زمینه تحقیقات کردشناسی دارای اهمیت زیادی است و همچنین در حوزه ایرانشناسی نیز جایگاه ویژه‌ای را به خود اختصاص داده است. مستوره کردستانی تا آخرین روزهای زندگیش سرگرم نوشتن این اثر بود. وی در سال 1264ق وفات یافت.

 

شاهچراغ

تاشی خاتون (طاشی خاتون)، بانی آستانه شاهچراغ (ع) همسر امیرجلال‌الدین مسعود شاه اینجو. وی از زنان خیّر و نیکوکار شیراز در قرن هشتم هجری بود. او با علماء و شعرای فارس در ارتباط بود و از ایشان نیز حمایت می‌کرد. بنای مقبره امامزاده احمد بن موسی بن جعفر (ع) مشهور به شاهچراغ، که به مرور ایام در حال تخریب بود، بنابه دستور و حمایت او، مرمت شده، قبه‌ای هم بر آن ساخت که همچنان باقی است.

وی همچنین مدرسه‌ای در جنب بقعه ایجاد نمود و در آن از عده‌ای از علماء و عرفا دعوت نمود که به تدریس و بحث و فحص مشغول باشند. تاشی خاتون چندین قریه در میمند فارس را برای مخارج مدرسه وقف نموده که از درآمد آنها از مسافرین و زوار نیز پذیرایی می‌شد. تاشی خاتون در سال 750ق وفات یافت و بنابه وصیت خود در بقعه‌ای مجاور شاهچراغ دفن شد که در حال حاضر اثری از آن موجود نمی‌باشد.

گفته می‌شود که تاشی خاتون طبع روانی در شعر نیز داشت و اشعاری از وی به جا مانده است. این چند بیت به او نسبت داده می‌شود.

درده به من ای ساقی زان می دو سه پیمانه            کز سوز درون گویم شعری دو سه مستانه

خواهم که در این مستی خود نیز روم از یاد              غیر از تو نماند کس نه خویش و نه بیگانه

از عشق رخ جانان گشته است جهان حیران        مستانه سخن گوید این عاشق دیوانه

 

1. انجمن همت خواتین

یکی از اولین انجمنهای اجتماعی زنان که در حوالی زمان انقلاب مشروطیت در ایران تشکیل یافت. هدف از تأسیس آن، چنانکه مؤسسین و مؤثرین آن تصریح نموده‌اند: حفظ استقلال کشور از طریق تقویت صنایع داخلی بوده است. از افراد مؤسس و مؤثر آن خانم نورالدجی (مفتشه کل مدارس دخترانه)، خانم مریم عمید (مدیر شکوفه) و جمعی از مدیران مدارس دخترانه بودند.

از روشهای انجمن برای حمایت از صنایع داخلی، تحریم صنایع خارجی و تشویق خانمها و افراد خانواده به استفاده از کالاهای داخلی و نیز اشاعه صنایع دستی در مدارس دخترانه بود. ایشان در نشستهای خود که در بعضی از مطبوعات از جمله شکوفه منعکس می‌شد، توصیه می‌نمودند که بهترین راه برای تشویق صنایع وطنی و در نتیجه استقلال کشور از نظر اقتصادی و آنگاه سیاسی، تحریم منسوجات خارجی و استفاده رؤسای کشور از منسوجات وطنی و در نتیجه اشاعه آن در میان دیگر آحاد مردم خواهد بود. اندیشه انجمن در تهران و بعضی شهرهای بزرگ از جمله اصفهان با استقبال خوبی روبه رو شد. جلسات انجمن با ترتیب سخنرانیهایی در مورد لزوم حفظ استقلال اقتصادی و بی نیازی به دول دیگر از این طریق، توأم بود. این انجمن علاوه بر این کار به تبلیغ و حتی سفارش برای برخی از کارگاههای منسوجات داخلی دست می‌زد. انجمن و اهداف آن مانند بسیاری دیگر از این حرکتها با موج خردکننده صنایع خارجی و رواج آن در کشورهای مصرف کننده، از پا درآمد و بی اثر ماند.

2. نهضت تحریم تنباکو

زینب پاشا (بی‌بی شاه زینب ـ زینب باجی ـ ده باشی زینب) سردسته زنان شرکت‌کننده در نهضت تحریم تنباکو و گشودن انبارهای محتکران تبریز در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه و اوایل سلطنت مظفرالدین شاه قاجار. وی دختر شیخ سلیمان بود که در یکی از محلات حاشیه‌ای تبریز به دنبا آمده، زندگی می‌کرد.

او در زمره زنان مبارز تبریزی بود که در نهضت تنباکو نقش داشت. به هنگامی که به دستور روحانی و مجتهد بزرگ شهر میرزاجواد مجتهد، بازار تبریز تعطیل شد و مأمورین دولتی با تهدید و ارعاب تلاش برای بازگشایی بازار داشتند، زینب پاشا به همراه عده‌ای زن مسلح که گوشه‌های چادر خود را به کمر بسته بودند در آنجا ظاهر شدند و بازاریان را تشویق به تعطیلی بازار نمودند.

او در سالهای بعد نیز در کار کشف انبارهای مالکان و محتکران و گشودن آن به روی مردم و خانواده‌های فقیر، فعالیت می‌نمود. از جمله باز کردن انبار میرزا عبدالرحیم قائم‌مقام پیشکار آذربایجان نقل می‌شود که زینب پاشا در جریان درگیری با عساکر عثمانی که در حین مسافرتش به عتبات روی داد، شرکت داشت و بعد از آن دیگر اطلاعی از او در دست نیست. زینب پاشا در چهره یک زن شجاع و حق‌طلب در ادبیات شفاهی آذربایجان راه یافت و هنوز نیز هر زنی که به نوعی رشادت از خود نشان می‌دهد، می‌گویند مثل زینب پاشا است. در قحطیهای بعدی نیز مردم به محتکران می‌گفته‌اند : « فقط زینب پاشا از پس شما نامردان برمی‌آید».

پس از کشته شدن نخستین مجاهد مشروطیت (سیدعبدالحمید) زنان تهران در کوچه و خیابانها ریختند و شورشیان را علیه حکومت تشویق کردند.

 

برگرفته از موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران /http://iichs.org


سه شنبه 29 آذر 1390

مشاهیر زنان

   نوشته شده توسط: سورنا    نوع مطلب :مشاهیر زنان ،

بی بی منجِّمه

 

یکی از زنان نامدار ستاره‌شناسی ایران، بی بی منجمه سمنانی است. او دختر کمال‌الدین سمنانی رئیس شافعیه نیشابور و منجم‌باشی سلطان محمد خوارزمشاه و از طرف مادر به فقیه بزرگ خراسان امام محمد بن یحیی منتسب است.1 تاریخ تولد بی بی به درستی مشخص نیست ولی به نظر می رسد در اواخر قرن ششم متولد شده است. بی بی در خانواده ای فرهیخته رشد کرد و همچون پدرش در علم نجوم تبحر یافت و در رده دانشمندان زمان قرارگرفت، در دربار پادشاهانی چون سلطان جلال الدین خوارزمشاه و علاءالدین کیقباد از جایگاه ویژه برخوردار شد. او به دلیل استعداد و توانایی اش به دربار خوارزمشاهیان راه یافت و چون احکامش با قضا و قدرجور درآمد از مقربان درگاه سلطان خوارزم شد و به بی بی منجمه شهرت یافت. بی بی در بسیاری از نبردها در مقابل مغولان پا به پای دیگر جنگجویان می جنگید و در رزم آوری نیز شهره بود و در تواریخ آمده است که او مدتها دوشادوش جلال الدین خوارزمشاه در میدان نبرد با مغولان حضور داشته است.2

 

همسر بی بی، مجدالدین محمد از سادات گورسرخ گرگان 3 بود. او هم در کنار بی بی در دربار خوارزمشاهی زندگی می کرد و از بزرگان دربار به حساب می آمد. در اوج شهرت بی بی، کمال‌الدین کامیار، ازطرف سلطان سلاجقه روم "علاءالدین کیقباد"عازم دربار خوارزمشاهیان شد، قرب آن خانم را نزد سلطان جلال‌الدین خوارزمشاه دید و در بازگشت از علم وعزت بی بی نزد علاء الدین کیقباد گفت. اما موقعیت بی بی در دربار سلطان جلال‌الدین رو به تزلزل گذاشته و باحسادت درباریان رو به رو بود. 4 پس از چندی سلطان جلال‌الدین در نبردی با مغولان کشته شد، نقل است: که بی بی دریکی از پیشگوییهایش سلطان جلال‌الدین را از خیانت برادرش غیاث الدین آگاه کرده بود، ولی سلطان به حرف او وقعی نگذاشت و در برابر مغولان به خدعه برادر شکست خورد.

 

با مرگ سلطان، بی بی و همسرش که پشتیبان خود را از دست داده بودند به شام گریختند و به دربار ملک اشرف مظفرالدین موسی ایوبی راه یافتند .5 سلطان سلجوقی که از ماجرا آگاه شد سفیری نزد بی بی فرستاد، او را با احترام بسیار به قونیه دعوت کرد و در دربار خود جایگاه بالایی برای او درنظر گرفت. هنگام جنگ بین شامیان و سلاجقه روم، بی بی از روی علم نجوم پیروز میدان را، سلطان علاء الدین کیقباد اعلام کرد و طبق پیشگویی او جنگ به پایان رسید. پس از پیروزی، سلطان کیقباد اعتقادش به او دو چندان شد و خلعت سلطانی را بر بی بی خاتون پوشانید. او طبق خواسته بی بی مقام ریاست دارالانشاء و لقب "ترجمان" را به همسرش مجدالدین محمد داد که تا آخر عمر در این مقام به سلطان خدمت کرد. بی بی پسری به نام حسین داشت که به امیرناصرالدین ملقب بود که همچون پدر دردستگاه سلطان خدمت می کرد. او که به علت شهرت مادرش به "ابن بی بی" مشهوراست یکی از مورخان و نویسندگان مهم قرن هفتم است، کتاب تاریخ او درمورد سلاجقه روم با نام "الاوامرالعلانیه فی الامور العلانیه " است.6 بی بی منجمه در تاریخ 679ه ق درگذشت.7

  

ظرف چینی دورۀ سلچوقی طرح زنی معاصر بی بی منجمه

 

نمونه ای از صور فلکی

 

_________________________

 

1. ابن بی بی، تاریخ سلاجقه روم، تصحیح محمدجواد مشکور، تهران، 1350، ص هجده.

2. عبدالرفیع حقیقت، تاریخ سمنان، سمنان، فرمانداری کل سمنان،1352، ص 573.  

3. گورسرخ امامزاده ای است در گرگان که سادات آن محل به این نام معروف هستند.  

4. عبدالرفیع حقیقت، همان.  

5. ابن بی بی، همان.  

6. همانجا.

7. دانشنامه جهان اسلام، زیرنظر غلامعلی حداد عادل، تهران، بنیاد دایرة المعارف اسلامی،1375،ج5، ص72.

 

برگرفته از موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران  /http://iichs.org