تبلیغات
هفت رخ فرخ ایران - مطالب مهر 1391
یکشنبه 30 مهر 1391

کبدی

   نوشته شده توسط: سیاوش    نوع مطلب :بازی‌های ایرانی ،

کَبَدی یا زو یک بازی و ورزش است که در ایران و هند وپاکستان رواج دارد. سال ۱۳۸۱ برای نخستین بار مسابقات قهرمانی این بازی برای مردان در سطح آسیا برگزار شد.

کَبَدی که مخفف کی بودی در اصطلاح فارسی است، فلسفه ایی دارد که به نبردها و جنگهای قدیم برمی گردد که سلاحی در کار نبود و مردم ایران زمین برای دفاع از خود سعی می کردند با توجه به اقتضای زمان و مکانی که در آن می زیستند خود را برابر حملات دشمنان آماده کنند.

ورزش

مهاجمان دوتیم در حالی که به طور مرتب کلمه «کبدی کبدی» را تکرار می کنند با انجام حرکات حمله و دفاع و جابه جایی سعی می کنند با لمس یا گرفتن یار تیم مقابل بتوانند به بالاترین امتیاز دست یابند. تعویض در این بازی محدودیت ندارد. در صورت تساوی دو تیم در وقت قانونی، پنج حمله از سوی دو تیم انجام می شود و اگر باز هم مساوی شدند، حمله یک به یک پیگیری می شود.

در طول بازی باید کلمه کبدی با صدای بلند و واضح از سوی بازیکن مهاجم تکرار شود. بطوری که قطع کردن کلمه (کبدی کبدی) یا نفس گیری در بازی به معنی قطع کردن محسوب می شود و مهاجم باید تا زمان برگشت به زمین خود آن را بگوید. نحوه کسب امتیاز هم بدین صورت است که اگر مهاجم با حریف یا حریف با مهاجم تماس پیدا کند و مهاجم به زمین خود برگردد، امتیاز کسب می شود. ولی اگر حریفان مهاجم رانگه دارند و در زمین خود متوقف کنند و اجازه رسیدن مهاجم به زمین خودش را ندهند مهاجم یک امتیاز از دست می دهد.

بازی کبدی دارای خطوطی در زمین و قوانینی خاص است که در طول بازی باید رعایت شود. تیم ها به نوبت " مهاجم" را در طول خط مانع نیمه زمین ارسال نموده و تیمی که بیشترین امتیاز را در پایان بازی بدست آورده باشد برنده اعلام میشود. لازمه این ورزش واکنش سریع، ظرفیت ایده آل مربوط به جهاز تنقسی، هماهنگی عضلات و قابلیت بازتابی بازیکنان می باشد.

ورزش کبدی اصالتاً یک رشته هندی الاصل می‌باشد ودر بازیهای المپیک سال ۱۹۳۶ به عنوان یک رشته نمایشی در المپیک برلین به نمایش درآمد. همچنین رشته کبدی در بازیهای آسیایی چین ۱۹۹۰ گنجانده شد واز همان زمان به عنوان یکی از رشته‌های رسمی بازیهای آسیایی در برنامه بازی‌ها وجود داشته‌است.

ایران

این بازی در گیلان شیرین دودو و در خراسان، گلستان و مازندران و گلپایگان زو و در خوزستان بازی اش تی تی ودر سیستان کبدی نامیده می‌شود.

تشکیلات این رشته ورزشی از سال ۱۳۷۵ با عنوان انجمن کبدی (فدراسیون ورزشهای همگانی) شروع به فعالیت نمود و برای اولین بار در سال ۱۳۸۱ در مسابقات قهرمانی آسیا-مردان-شرکت و به مقام سوم این دوره از مسابقات نائل آمدودرسال ۸۲ موفق به کسب مقام اول آسیا در رده جوانان وبزرگسالان ودرسال ۸۳ با کسب نایب قهرمانی جهان مدالهای پرارزشی رابه ارمغان آوردوباتوجه به ضرورت وصلاحدید مسئولان محترم سازمان تربیت بدنی در تاریخ ۸/۴/۸۴ باتشکیل مجمع عمومی تحت عنوان فدراسیون کبدی جمهوری اسلامی ایران عملاً شروع به فعالیت نمود.

در سال ۱۳۸۹ تیم ملی ایران در بازیهای المپیک آسیایی نیز مقام دوم آسیا را کسب نمود.

ورزش کبدی در آسیا

کبدی از مسابقات آسیایی سال ۱۹۸۲ به صورت نمایشی وپس از آن جزء مسابقات رسمی بازیهای آسیایی قرار گرفت.

ورزش کبدی همچنین درهند و پاکستان نیز طرفداران زیادی دارد.

قوانین و مقررات ورزش کبدی

  1. هر تیم شامل ۱۲ بازیکن (۷نفربازیکن اصلی و ۵ نفربازیکن ذخیره) می‌باشد.

کبدی سالنی ۷ بازیکن (۵ بازیکن اصلی و ۲ ذخیره) کبدی ساحلی ۶ نفره (۴ بازیکن اصلی و ۲ ذخیره)

  1. تعویض دربازی درمواقع تایم اوت پزشکی (وقت استراحت) مجاز می‌باشد و محدودیت تعویض وجود ندارد.
  2. وقت بازی ۲ وقت ۲۰ دقیقه می‌باشد ودرصورت تساوی دوتیم درپایان وقت قانونی پنج حمله از سوی دو تیم واگر باز هم مساوی شدند حمله یک به یک پیگیری می‌شود. تا تیم برنده مشخص گردد.
  3. وقت استراحت بین دو نیمه، ۵ دقیقه می‌باشد.

بازی زو

بازی زو همان ورزش کبدی است که از زمان‌های قدیم در ایران وجود داشته ولی بیشتر به صورت بازی کودکان بود تا ورزش رسمی روش بازی به این صورت است که افراد به ۲ گروه تقسیم می‌شوند. به ترتیب در هر ۲ گروه انتخاب شده و با گفتن کلمه زوووووووو می‌روند و یکی از افراد گروه مقابل را می‌گیرد.

ابتدا افراد به دو گروه هفت نفره تقسیم می‌شوند و یک گروه گرگ و دیگری بره می‌شود. آن گاه یکی از گرگ‌ها می‌گوید زووو و به یکی از بره‌ها دست می‌زند اگر بره‌ها گرگ را تا زمانی که صدای زویش بند بیاید بتوانند نگه دارند آن گرگ یکی از بره‌ها می‌شود.


یکشنبه 30 مهر 1391

تخته نرد

   نوشته شده توسط: سیاوش    

نرد یا نردشیر (یا نیو اردشیر) بازی‌ای بر روی تخته‌است که در میان ایرانیان، ترکیه‌ای‌ها، و مردمان اروپای شرقی رایج‌تر است. در این بازی طرفین، مهره‌های خود را بر اساس اعدادی که دو عدد تاس تعیین می‌کنند در جهت حرکت عقربه‌های ساعت یا خلاف آن حرکت می‌دهند و درآخر از تخته خارج می‌سازند، بازیکنی برنده خواهد بود که زودتر مهره‌های خود را خارج نماید

.

تاریخچه

نخستین بار این بازی در شهر سوخته زابل (شهری در سیستان و بلوچستان) انجام می‌شده که بقایای آن در گورستان شماره ۷۶۱ با ۶۰ مهره پیدا شده‌است. بر اساس یک نوشتهٔ پهلوی بنام چترنگ نامک یا شطرنج نامه، این بازی را بزرگمهر در پاسخ به بازی شطرنج که پادشاه هندوستان برای انوشیروان می‌فرستد، ابداع می‌کند و نام آن را به افتخار اردشیر بابکان، بنیانگذار سلسله ساسانی، نیواردشیر می‌گذارد. بنا به متن کتاب شطرنج‌نامه (یا گزارش شطرنج و نهش نیو اردشیر)، در ابداع آن از نمادهای متعددی که عموماً مربوط به باورهای زرتشتی است استفاده می‌نماید. مثل تخته بازی به زمین، سیاهی و سپیدی مهره‌ها به شب و روز و تعداد مهره‌ها (که سی عدد است) به سی روز ماههای تقویم زرتشتی، گردش گردانه‌ها (تاس‌ها) به چرخش افلاک و ستارگان و گردش مهره‌ها به حرکت مردمان تشبیه شده‌است که به فرمان چرخش آسمان و سیاره‌ها قرار دارند. همچنین چیدن مهره‌ها در آغاز کار به آفرینش و زدن مهره‌ها به برخورد و کشتار انسانها و دوباره نشستن آنها به زایش و بیرون رفتن آنها از صفحه بازی به مرگ تشبیه گردیده‌است. نمادپردازی حتی در شرح شماره تاس‌ها نیز دیده می‌شود که ۱ نشان اهورامزدا؛ ۲ نشان دو مینو(انگره مینو و سپنتا مینو)؛ ۳ نشان اندیشه، گفتار و کردار نیک؛ ۴ نشان عنصرهای چهارگانه خلقت یعنی آب، باد، خاک، آتش؛ ۵ نشان پنج روشنی خورشید، ماه، ستاره، آتش، آذرخش و ۶ به شش گاهنبار مانند شده‌است.در تلمود نیز به این بازی اشاره شده‌است. در یونانی به آن کوبیا می‌گویند.در حال حاضر پایتخت ساخت تخته نرد در ایران، شهر سنندج می‌باشد.

روش بازی کردن

=== آغاز بازی === ابتدا، هر بازیکن یک تاس پرت می‌کند. بازیکنی که عدد بیشتری بیاورد بازی را آغاز می‌کند. در صورت مساوی شدن، دوباره تاس را پرتاب می‌کنند. وقتی که نوبت بازیکنی فرا می‌رسد، دو تاس را پرتاب می‌کند و حرکت می‌کند و سپس نوبت بازیکن دیگر می‌شود. عدد روی تاسها نشان می‌دهد که مهره‌ها چه تعداد خانه باید حرکت داده شوند. مهره‌ها روبه جلو و با قانون‌های زیر حرکت داده می‌شوند: * مهره با توجه به عدد روی تاس به خانهٔ باز(خانه‌ای که از دو مهره یا تعداد بیشتری از مهره‌های حریف پر نشده باشد) می‌تواند جابجا شود. * عددهای روی دو تاس تشکیل حرکت‌های جداگانه می‌دهد. به عنوان مثال، اگر یک بازیکن عدد تاسش ۵ و ۳ باشد، او می‌تواند یک مهره را پنج خانه و مهره دیگری را سه خانه جلوتر در خانه باز قرار دهد. یا می‌تواند یک مهره را هشت خانه به جلو ببرد و در یک خانه باز قرار دهد(تنها در صورتی که نقطه میانی سه و پنج همزمان بسته نباشند). خانه بسته خانه‌ای است که دو مهره یا مهره‌های بیشتری از حریف آن خانه را پر کرده باشد. * بازیکنی که تاسش دو عدد برابر میاورد، اصطلاحا جفت آورده و معادل آوردن چهار تا از آن عدد است. مثلا اگر تاس ۶ و ۶ بیاورد، بازیکن دارای چهار "شش" برای استفاده‌است، و می‌تواند هر ترکیبی از مهره‌ها را حرکت دهد. * بازیکن باید تا زمانی که حرکت قانونی با عدد روی تاسها دارد، حرکت کند و نمی‌تواند از عددی که آورده صرف نظر کند. مثلا اگر جفت ۳ آورده و فقط سه تای آنها را می‌تواند بازی کند، باید آن سه را بازی کند. * بازیکن همواره باید بیشترین تعداد حرکت را که می‌تواند بازی کند، به این معنی که اگر فرضا بازیکن تاسش ۴ و ۵ بیاید به این صورت که اگر مهره‌ای خاص را ۴ خانه حرکت دهد دیگر امکانی برای بازی کردن تاس ۵ نداشته باشد اما اگر مهره‌ای دیگر را ۴ خانه حرکت دهد امکان بازی کردن تاس ۵ نیز برایش مهیا شود اجبارا باید حالتی را که امکان بازی کردن هر دو تاس را به او می‌دهد بازی کند حتی اگر آشکارا به ضررش باشد.

زدن و خوردن

خانه اشغال شده توسط یک مهره، تک نامیده می‌شود. اگر حریف روی مهره تک بیاید، آن مهره را می‌زند و جای آن قرار می‌گیرد و مهره خورده شده روی "بار" قرار می‌گیرد.

تا زمانی که یک بازیکن یک یا چند مهره بر روی بار دارد، باید نخست آنها را وارد بازی کند. هنگامی که نوبت اوست، با توجه به عدد روی تاسش، مهره بیرون را در خانه بازی از ناحیه خودی حریف قرار می‌دهد. به عنوان مثال، اگر یک بازیکن یک مهره در بار دارد، و تاسش ۴ و ۶ دارد، می‌تواند مهره اش را بر روی هر دو خانه چهار یا شش ناحیه خودی حریف قرار دهد به شرطی که آن خانه‌ها باز باشند. اگر هیچ خانه‌ای باز نباشد، بازیکن نوبت خود را از دست می‌دهد. ولی باید تا آنجا که می‌تواند مهره‌هایش را وارد کند و بقیه را برای نوبت بعدیش بگذارد. پس از آنکه آخرین مهره خورده شده وارد بازی شد، بازیکن به بازی عادی خود ادامه می‌دهد و اگر از تاسش چیزی باقیمانده باشد، آن را بازی می‌کند.

خارج کردن

زمانی که تمام مهره‌ها را در ناحیه خودی (۶خانه سمت راست تخته) جمع کردید، حالا نوبت به آن رسیده‌است که مهره‌های خود را از بازی خارج کنید و برای خارج کردن مهره از بازی، شما باید تاس‌ها را بیندازید و به ازای هر شماره تاس، یک مهره از بازی خارج کنید. مثلا اگر شما ۵و۲ بیاورید، باید یک مهره از خانه شماره ۵ و یک مهره از خانه شماره ۲ خارج کنید و اگر در خانه‌های ۵و۲ هیچ مهره‌ای نبود باید با دیگر مهره‌ها این تاسهای ۵و۲ را بازی کنید مثلا برای تاس ۵ یک مهره از خانه ۶ به خانه یک ببرید و برای تاس دو یک مهره از خانه‌های دیگر حرکت دهید.

  • قانون: اگر تاس انداختید و در خانه مورد نظر هیج مهره‌ای نبود با شرط اینکه در خانه‌های قبلش هم هیچ مهره‌ای نباشد، شما می‌توانید این مهره را از نزدیکترین خانه قبل از عدد تاس بردارید. مثلا تمام مهره‌های شما در خانه‌های ۱،۲،۳ جمع است و شما تاس می‌اندازید. اگر تاس شما مثلا ۴و۶ باشد شما می‌توانید دو مهره از خانه ۳ خارج کنید اما اگر در خانه ۵ شما مهره باشد شما نمی‌توانید با تاس ۴ مهره از بازی خارج کنید و باید این تاس را بازی کنید.

حال اگر تاس جفت بیارید شما می‌توانید چهار مهره از خانه عدد تاس خارج کنید. مثلا اگر جفت ۳ بیارید در صورتی که چهار مهره در خوانه ۳باشد می‌توانید هر چهار مهره را خارج کنید. اگر کمتر از چهار مهره در خانه ۳ باشد، می‌توانید تعداد تاس ۳ باقی مانده را از خانه ۲ بردارید.

مارس

درصورتیکه قبل از اینکه حریف‌تان بتواند اولین مهره خود را از بازی خارج کند، تمام مهره‌هایتان را از بازی خارج کنید، حریف شما مارس شده و امتیازی که بدست میاورید ۲ است. در حالیکه اگر مارس نشود، امتیازی که می‌گیرید ۱ است.

مارس اکبر

در صورتی که شما بتوانید تمام مهره‌های خود را از بازی خارج کنید و حریف‌تان هنوز هیچ مهره‌ای را خارج نکرده باشد و حداقل یک مهره در خانهٔ خودی شما داشته باشد اصطلاحا می‌گویند حریف مارس اکبر شده و در این‌صورت به شخص برنده ۳ امتیاز تعلق می‌گیرد. معادل مارس شدن در زبان انگلیسی Gammon و معادل مارس اکبر در زبان انگلیسی Backgammon است. ممکن است در جمع‌های دوستانه از مارس اکبر با نام سگ مارس نیز یاد شود که البته مودبانه نیست و در مقابل هر حریفی نمی‌توان این عبارت را به کار برد.

Backgammon DoublingCube.jpg

 

داو دادن اختیاری است. هر وقت هر کدام از دو بازیکن فکر کنند که برنده هستند، می‌توانند از حریف بخواهند که باخت را بپذیرد یا امتیاز نتیجهٔ بازی دو برابر شود. قبل از آن بازیکنان مجبور بودند تا آخر بازی کنند و ممکن بود در این بین شانس دخالت زیادی در بازی توسط بازی می‌کرد. حال آنکه با داو دادن این شانس کشته می‌شد و بازیکنی که به واسطهٔ بازی ضعیف عقب بود تسلیم می‌شود.

  • کیوب، cube (تاس داو)

کیوب یا تاس داو به تاسی می‌گویند که برای عمل داو دادن به کار می‌رود و یک مقدار از تاسهای بازی بزرگتر است و بر روی آن شماره‌های ۲، ۴، ۸، ۱۶، ۳۲ و ۶۴ درج شده‌است.

در طول بازی هر بازیکن که فکر می‌کند شایسته پیروزی است می‌تواند داو دهد و تنها می‌تواند یکبار و قبل از تاس ریختن این چالش را برای حریفش به وجود بیاورد. بعد از اینکه داو از سوی هر یک از بازیکن‌ها پیشنهاد شد، حریف حق دارد که آن را قبول یا رد کند. اگر داو رد شود یعنی حریف شکست را قبول کرده و ست بعدی بازی شروع می‌شود. ولی اگر داو را قبول کرد بازی ادامه پیدا می‌کند و امتیاز بازی در عدد کیوب ضرب می‌شود و در این هنگام تاس داو طرف بازیکنی می‌رود که داو را قبول کرده و عدد شماره ۲ کیوب رو قرار می‌گیرد. همچنین اختیار داو دوباره با اوست. بازیکنی که پیشنهاد داو را داده دیگر با کیوب کاری نخواهد داشت. بازی ادامه پیدا می‌کند تا زمانی که بازیکنی که داو را قبول کرده احساس کند اینبار او شایستگی پیروز شدن را دارد و بر روی داو حریف داو می‌دهد و اینبار کیوب روی عدد ۴ می‌رود. باز هم حریف حق انتخاب دارد که کیوب را بگیرد یا رد کند. اگر رد کند ۲ امتیاز واگذار کرده. واگر قبول کند امتیاز بازی روی عدد ۴ می‌رود و نتیجه هر ست در عدد کیوب ضرب خواهد شد. یعنی اگر شما مارس شدید و کیوب روی ۴ باشد شما ۸ امتیاز دادید و اگر یک دست معمولی باختید و کیوب روی ۲ باشد ۲ امتیاز به حریف خواهید داد و یا اگر مارس اکبر شده باشید و کیوب روی ۱۶ بوده باشد ۴۸ امتیاز داده‌اید.


یکشنبه 30 مهر 1391

چوگان

   نوشته شده توسط: سیاوش    نوع مطلب :بازی‌های ایرانی ،

 

چوگان از ورزشهای کهن ایرانی است که امروزه به ورزشی جهانی تبدیل شده است. این رشته به دلیل رواج در میان پادشاهان و بزرگان به بازی شاهان معروف است. نام چوگان از نام چوبی که در آن استفاده می‌شود برگرفته شده‌است. این بازی در ابتدا عنوانی نظامی و جنگی داشت و سوارکاران ایرانی در آن استعداد اسب‌های جنگی خود را به نمایش می‌گذاشتند.

امروزه بیش از ۷۷ کشور مسابقات و برنامه‌های ویژهٔ چوگان برگزار می کنند. چوگان همچنین از جمله ورزش‌هایی است که از سال ۱۹۰۰ (میلادی) تا سال ۱۹۳۹ (میلادی) به عنوان یک ورزش درمسابقات جهانی المپیک بازی شده و هم اکنون نیز از سوی کمیته بین‌المللی المپیک به عنوان یکی از ورزش‌های جهانی شناخته شده است اما این ورزش در زادگاه خود ایران چندان مورد اقبال عمومی نیست.

 

یک اثر نگارگری که بازی چوگان را نمایش می‌دهد.

این بازی از حدود ۶۰۰ قبل از میلاد در ایران شکل گرفت و در دوره هخامنشیان بازی می‌شده است. چوگان به هنگام کشور گشایی داریوش اول در هند، در آن سرزمین رواج یافت. همچنین در دوره ساسانیان بخشی از فرهنگ بازی‌های این دوره بوده است.

رودکی اولین شاعری است که پس از اسلام از چوگان صحبت می‌کند و فردوسی نیز به کرات از آن نام می‌برد. فردوسی قصهٔ چوگان بازی سیاوش و افراسیاب را به نظم درمی‌آورد و در جای دیگری می‌گوید:

همه کودکان را به میدان فرست برای دیدن گوی و چوگان فرست

سعدی، حافظ، ناصرخسرو و مولانا هم به چوگان اشاره کرده‌اند.

مغولان پس از حمله به ایران و در زمانی که با فرهنگ و هنر ایران آشنا می‌شوند چوگان بازی را نیز یاد گرفته و در سراسر امپراطوری وسیع خود رواج می‌دهند. می‌توان گفت که گرایش کشورهای شرق آسیا به چوگان به همین دلیل است. از این دوره به‌عنوان جدّی‌ترین برهه خروج چوگان از ایران یاد می‌شود.

چوگان در دوره صفویه به شکوفایی رسید.

اسناد تاریخی نشان داده اند که شاه عباس چوگان باز بوده است و حتی پیش از اینکه به اصفهان بیاید در قزوین که پایتخت ایران بوده چوگان بازی می‌کرده است. همچنین میدان نقش جهان اصفهان برای چوگان بازی بنا نهاده شده بود. اروپاییان در زمان صفویان و در زمان استعمار خود در هند، با این بازی آشنا شدند و افسران انگلیسی نیز به طور حرفه‌ای چوگان را در باشگاه کلکته آموخته و با خود با انگلیس بردند. بعدها نیز ورزش‌هایی از قبیل گلف و هاکی پدید آوردند که دسته‌های استفاده شده در این بازی‌ها به همان چوب چوگان برمی‌گردد. در سال ۱۸۶۰ (میلادی) چوگان در انگلیس متداول می‌شود. سپس از این کشور بازی به آمریکای جنوبی می‌رود و به شدت رواج می‌یابد چنانکه اکنون چوگان در آمریکای جنوبی از همه جای دنیا بیشتر بازی می‌شود و طرفداران بسیاری نیز دارد.

این ورزش در ایران پس از صفویان کم کم رو به فراموشی رفت. البته در زمان پهلوی، در ارتباط با اروپاییان، چوگان دوباره مورد توجه قرار گرفت، ولی مانند گذشته رواج نیافت. امروزه سعی می‌شود توجه بیشتری به این ورزش نشان داده شود. همچنین اقداماتی برای تاُسیس زمین‌هایی سرپوشیده برای زنان انجام شده‌است.

چوگان بازی بی‌انگیزه‌ای نبوده است و کاملا یک بازی استراتژیک است که آمادگی سوار و اسب را با هم نیاز داشته است. سوار و اسب در بازی چوگان مشق رزم میکرده اند. اسب وقتی مقابل مانعی قرار می‌گیرد، فرار می‌کند اما اسب چوگان به سمت مانع رفته و خود را در شرایطی قرار می‌دهد که سوار، چوگان بزند. اسبی که خود با شرایط چوگان باز در میدان تطبیق می‌دهد براحتی در میدان جنگ نیز حضور می‌یابد.

طول و عرض زمین چوگان به ترتیب ۲۷۴ و ۱۴۵ متر است (البته در کشور ایالات متحده آمریکا و آرژانتین این ابعاد کمی از استاندارد رایج بزرگ‌تر می‌باشد). طول دروازه نیز ۷ متر می‌باشد.

یک بازی چوگان به ۶ دوره زمانی (چوکه) که هر کدام ۷ دقیقه می‌باشد تقسیم می‌شود. البته این استاندارد مربوط به کشور انگلستان می‌باشد ولی در آرژانتین و آمریکا این مدت زمانی به هشت قسمت تقسیم شده و بین هر چوکه استراحتی معادل۳ دقیقه و بین دو نیمه ۵ دقیقه در نظر گرفته می‌شود.

Polo 01.jpg
در هر تیم چهار نفر بازی می‌کنند. نفر اول یک مهاجم است و کار او حمله و نیز کمک به مدافع است. نفر دوم نیز مهاجم است، ولی وظیفه او در دفاع مهم‌تر است. نفر سوم که معمولاً بهترین بازیکن تیم است، وظیفه دارد تا حرکات دفاعی را به ضد حمله تبدیل کند. نفر چهارم نیز مدافع است و وظیفه دارد توپ را از دروازه دور کند. از آن جایی که چوگان بازی‌ای با روند سریع است، امکان دارد بازی کنان یک تیم در قسمت‌های مختلفی از زمین قرار گیرند که مربوط به وظیفه بازیکن دیگر باشد. در این حالت باید وظایف آن بازیکن را انجام دهند تا به جای خود بازگردند.

هدف این بازی فرستادن توپ در دروازهٔ حریف می‌باشد. هنگامی که توپ از پشت دروازه خارج می‌شود، پرتاب توپ به تیم مورد حمله قرار گرفته تعلق می‌گیرد، مگر این که خود این تیم باعث خارج شدن آن شده باشد. در این صورت به تیم مقابل یک پرتاب آزاد (از ۸۴ متری محل خروج) تعلق می‌گیرد. پس از هر گل، دو تیم زمین خود را تعویض می‌کنند و داور توپ را در مرکز زمین قرار می‌دهد. در صورتی که دو تیم برابر شوند، وقت اضافی به آن‌ها تعلق می‌گیرد و اولین تیمی که گل بزند برنده اعلام می‌شود. هنگامی که بازیکنی به سمت جهتی که توپ در آن پرتاب شده‌است می‌تازد، تقدم با اوست در صورتی که (و تنها در این صورت) که توپ در سمت راست او باشد. در این صورت هیچ بازکنی اجازه ندارد راه او را سد کند، مگر آن که در فاصلهٔ معقولی قرار گیرد که هیچ جای خطر نباشد.

 

قطع مسیر سوارکاری که در طول مسیر خود در حال زدن توپ است و با این کار، انداختن جان او در مخاطره.

  1. ضربه زدن از جهت مخالف (از سمت چپ).
  2. سوارکاری و یا زدن ضربه به شکلی که برای سایر سوارکارها خطرناک باشد.
یک نگارگری که بازی چوگان را نمایش می‌دهد.
  1. احتساب یک گل برای تیم مقابل درصورت برخورد خطرناک و یا خطای عمد در نزدیکی دروازه.
  2. زدن یک ضربه آزاد از فاصله ۲۷ متری در جهت مخالف دروازه، و قرار گرفتن مدافعین در پشت خط دروازه. مدافعین تنها زمانی اجازهٔ دخالت دارند که ضربه زده شود.
  3. زدن یک ضربه آزاد از فاصله ۳۶ متری با همان شرایط.
  4. زدن یک ضربه آزاد از فاصله ۵۴ متری به طوری که هیچ مدافعی تا فاصله ۲۷ متری نقطه زدن توپ قرارداشته باشد.
  5. زدن یک ضربه آزاد از وسط زمین (بدون وجود قانونی مانند آفساید و... مانند فوتبال).
  6. زدن یک ضربه آزاد از محل وقوع خطا. در این شرایط هیچ مدافعی نباید تا فاصله ۲۷ متری از نقطه زدن ضربه قرار داشته باشد.
  7. کورنر مانند فوتبال وجود ندارد ولی حرکتی مشابه به شکل زیر انجام می‌گیرد: یک ضربه آزاد از فاصله ۵۴ متری دروازه به این شرط که مدافعین در فاصله ۲۷ متری از زدن ضربه قرارداشته باشند.

بازی چوگان توسط دو سر داور و یک داور قضاوت می‌شود. سرداوران برای اینکه در کم و کیف بازی قرار داشته باشند سوار بر اسب می‌باشند. در صورت توافق بین کاپیتان‌های دو تیم می‌توان قضاوت را به دو سرداور واگذار کرد ولی در صورت عدم توافق بین آن دو، تصمیم گیری حکم قطعی به عهده داور سوم است.

در ابتدای شروع مسابقه، هر دو تیم در میانه زمین و پشت خط میانی صف آرایی کرده و چیدمان مخصوص به خود را می‌گیرند. سپس داور توپ را از فاصله ۶/۴ متری به میان آنها پرتاب می‌کند و بازی با تصاحب توپ از طرف یکی از دو تیم شروع می‌شود.

توقف مسابقه چوگان در شرایط معمولی فقط در زمان پایان یک چوکه، جهت استراحت و تعویض اسب‌ها صورت می‌گیرد، ولی اگر در میان یک چوکه یکی از اتفاقات زیر رخ دهد داور می‌تواند دستور توقف بازی را صادر نماید:

  • زمین خوردن یکی از اسبها در حین مسابقه.
  • مصدوم شدن یک اسب بر اثر سانحه و یا اتفاقی غیر منتظره برای یکی از اسب‌ها (در صورت زمین خوردن سوار کار از اسب به طوری که اتفاق جدی برای سوارکار رخ نداده باشد، بازی همچنان ادامه خواهد داشت.)

زمانی یک امتیاز برای تیمی ثبت می‌شود که توپ از خط دروازه آشکارا بگذرد و داور صحت آن را تصدیق نماید. در صورتی که توپ به قسمت فوقانی دروازه برخورد کند ثبت امتیاز مشروط به تاُیید داور است.

در ورزش چوگان معمولاً از اسبهای کوتاه قد استفاده می‌شود، بدین منظور پونی‌ها از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند. در یک بازی معمولاً از یک اسب حداکثر در دو چوکه استفاده می‌شود،

  • بانداژ برای حفاظت چهار ساق اسب به منظور عدم برخورد ضربات توپ و یا چوب چوگان به ساق‌ها.
  • انتخاب افسار (دهنه، لگام) مناسب جهت کنترل هرچه بهتر اسب در حین مسابقه.
  • کلاه ایمنی مخصوص چوگان
  • دستکش
  • شلاق چوگان که اندازه آن تقریباً معادل ۱۰۶ سانتیمتر می‌باشد و علت آن نیز سهولت استفاده از آن حین مسابقه‌است.
  • چکمه سوارکاری بدون بند
  • زانوبند

چوب چوگان دارای طولی معادل ۱۲۹ سانتیمتر می‌باشد که انتهای آن به صورت استوانه‌ای است. معمولاً برای ساخت آن از چوب بامبو یا چوب‌های سبک و مقاومی همچون چوب درخت خرمالو استفاده می‌شود. قطر توپ حدود نیز ۲۵/۸ سانتیمتر است و در حدود ۱۴۱-۱۲۷ گرم وزن دارد، جنس توپ از چوب بید و یا بامبو می‌باشد. البته در بازی‌های تمرینی از نوع پلاستیکی و فومی آن هم استفاده می‌شود.


چهارشنبه 5 مهر 1391

طنز

   نوشته شده توسط: سیاوش    نوع مطلب :تاریخ معاصر ،

به روایت خاطرات اسدالله علم

سر شام شاهنشاه فرمودند بانک مرکزی گزارش می دهد ۲۲% رشد اقتصادی در سه ماهه اول سال بالا رفته است. از من تصدیق خواستند. فرمودند آیا واقعاً تعجب نمی‌کنی؟ عرض کردم تعجب نمی‌کنم، باور هم نمی‌کنم. این گزارش کاملاً جابه جا شده است. فرمودند پس چند درصد؟ گفتم ۲۲%.

دیشب وقتی رفتم بخوابم فالی از حافظ در خصوص پیدا شدن پسر بهبهانیان گرفتم، غزلی آمد که واقعاً عجیب است. یعنی گفت فردا پیدا می شود. و امروز که فردا باشد پیدا شد:

در طواف شمع می گفت این سخن پروانه ای
سر پیچ سبقت مگیر جانا مگر دیوانه ای

شهربانی ، او را که در میدان تجریش غش کرده بود پیدا می کند اول جیبش را می‌زند و با وجود مدارک شناسایی او را به امین‌آباد منتقل می کند.

امسال عید نوروز مصادف با محرم است. شب در منزل ملکه مادر، سر شام مطلب مطرح شد. شاهنشاه از من پرسیدند نظر تو چیست؟ من عرض کردم محرم حقیقی چنانکه تحقیق شده مصادف با شهریور بوده است. علاوه بر اینها مراسم ملی را که نمی شود محض خاطر عوام زیر پا گذاشت. ملکه مادر، در اینجا به من فحش دادند. شاهنشاه فرمودند درست می گویی این یک must هست باید مراسم سلام منعقد شود.

سر شام رفتم، مطلب مهمی نبود. صحبت در مورد اعلیحضرت شاهنشاه فقید بود که خیلی احساساتی بوده و حتی برای بچه های خودشان گریه می کرده است. این حکایات را والاحضرت شاهدخت شمس تعریف می کردند که یک وقتی من عصبانی شدم و رفتم پیش بابا گفتم، من می خواهم زنده نباشم و بمیرم. ایشان شروع به گریه کرد و گفت چرا تو بمیری کاش اشرف بمیرد. خلاصه تا صبح، من بمیرم تو بمیری بود.

من خوب نیست از خودم حرف بزنم، ولی در جریانات خرداد ٤۲ که من نخست‌وزیر بودم و همه دوستانم مرا از انقلاب تهران و ولایات می ترساندند واقعاٌ همه جا منقلب بود، در روز انقلاب تهران می گفتم، تا روزی که هستم و می توانم می زنم، روزی هم که نبودم که نیستم! چرا قبلاً از ترس تسلیم شوم؟ به شاهنشاه هم همین را عرض کردم. عرض کردم، اگر پیش بروم، جاده ها صاف می شود و اگر شکست خوردم، شاهنشاه مرا به عنوان خائن دار بزنید ولی بعد فکر دیگری بفرمایید.خوشبختانه خدا خواست و کار پیش رفت. یک شب که نمی دانم در اروپا بود و یا امریکا، در پیشگاه شاه خیلی خصوصی بسیار خوش بودیم، به من فرمودند تو هم در روزهای خرداد ۱۳٤۲ در عالم نادانی به ما خدمت گرانبهایی انجام دادی! عرض کردم از مراحم شاهانه سپاسگزارم، ولی باید عرض کنم در عالم نادانی نبود، با آگاهی کامل (Enconnassance de cause) بود.

صبح بر سر مزار شهدای ۲۸ مرداد و سپهبد زاهدی گل گذاشتم. عجب این بود که بر سر مقبره زاهدی، ضامن کودتای ۲۸ مرداد ساقط کننده مصدق، مگس هم پر نمی زد. یا للعجب از این مردم ابن الوقت.

ظهر پیش مادر زنم بودم. ملاقات صبحی را بعد از ظهر انجام دادم و با دختر خانم سوئدی به قدر نیم ساعت خداحافظی کردم. ناهار مستر ملیش، رئیس فراکسیون پارلمانی حزب کارگر در مجلس انگلستان مهمان من بود. بسیار آدم با نمک و حرامزاده ای بود.

از اخبار مهم داخلی یک عروس در خانواده بود. دختر همشیره خانم مجدداً عروسی کرد.

پریروز در لندن قمار کردم. از آزادی که دارم لذت می برم. به مطالعه آفاق و انفس مشغول هستم و درختهای قشنگ را تماشا می کنم، اما باید بگویم دیگر به من کیفی نمی دهد، زیرا مردم در سطح مادی خیلی پایین هستند، یعنی در مادیات غوطه ورند و از معنویات هیچ خبری نیست.

امروز مصادف با روز کودتای شاهنشاه فقید است و به این جهت به آرمگاه رفتم و گل‌فشانی کردم.

شاهنشاه در جزیره کیش و در کنار آبهای نیلگون خلیج فارس استراحت می فرمایند. باید گفت ایران در ساحل کیش آرمیده است. من منتظرم خبری عرض کنم و باز دنبال کار بروم. سگ شاهنشاه در آب با سگ من بازی می کند، مایه مباهات من و سگم است شعری به خاطرم خطور می کند اشک امانم نمی دهد:

سحر آمدم به کویت به شکار رفته بودی
تو که سگ نبرده بودی به چه کار رفته بودی

دختر خواست عریضه بدهد (از شاگردان مدارس) ، زیر چرخ موتورسیکلتهای اسکورت افتاد. موضوع عریضه اش هم تقاضای خرید خانه ارزان قیمت بود. شاهنشاه متأثر شدند البته ظاهرشان نشان نمی داد قلباً متأثر شده بودند.

سرکار فریده خانم مادرزن شاه ، باز هم تقاضای یک اتومبیل مرسدس بنز بزرگ و عالی دیگر کرده بودند که البته دربار برای ایشان (اضافه بر سه اتومبیل عالی که دارند) بخرد، به عرض رساندم. سرکار فریده خانم درویش هستند و به دنیا اعتنایی ندارند.

صبح شرفیاب شدم. شاهنشاه را قدری متفکر دیدم. خوشحال نبودند انگشتان شاهنشاه دائماً روی میز به میز می کوبد. وقتی می خواهند تصمیم شدید بگیرند با انگشت سبابه محکم روی میز می زنند، وقتی ناراحتی دارند با همه انگشتان دائماً روی میز می زنند، وقتی زیاد ناراحتی دارند موهای ابروی مبارک را می کنند!

راجع به تغییر تاریخ شمسی گزارش نهایی را عرض کردم که تاریخ شاهنشاهی بشود. شاهنشاه به این کار علاقه دارند، زیرا که خود، مرد تاریخ و محوّل تاریخ است و می خواهد که مبدأ تاریخ هم بشود. و حق هم با اوست.

برگرفته از سایت جوان وتاریخ           http://www.yandory.com/

 

 


ادامه مطلب