تبلیغات
هفت رخ فرخ ایران - کشکول
دوشنبه 19 تیر 1391

کشکول

   نوشته شده توسط: سیاوش    

بسم الله الرحمن الرحیم

ستار سردار ملی

وقتی پاخیتانوف، كنسول روس به ستارخان پیشنهاد كرد كه بیرقِ كنسولخانه را به سردرِ خانه اش بزند تا در امانِ دولت روس باشد و از آن گذشته نویدِ سمت قراسورانی آذربایجان را به او داد؛ ستار جمله ای گفت كه در تاریخ ماند: « ژنرال كنسول، من می خواهم كه هفت دولت به زیر بیرقِ دولت ایران بیایند، من زیر بیرقِ بیگانه نرم».

کوی رندی

باقر خان سردار ملی با همه تلاشهایی كه در راه مشروطه كرد و با همه همدلیهایی كه با ستارخان سالار ملی داشت گاهی اوقات ناامید می شد و سبب این ناامیدی برخی رفتارهایی بود كه بعضاً از دولتمردان و سیاستمداران سر می زد. یك بار كه خیلی رنجیده خاطر شده بود و قصد داشت خود را از غوغای مشروطه كنار بكشد و گوشه خلوتی بگزیند تا عمر گرامی را به عافیت بگذارند جمعی از مردم پاپی اش شدند؛ كه آخر با این همه نیكنامی و توفیق در میدان مبارزه و نبرد حیف نیست خود را كنار بكشی؟

می گویند باقر خان پس از تأملی طولانی و سكوتی دردناك در پاسخ آنان می گوید: شما خودتان خوب می دانید كه رستم دستان با آن ید بیضا و با آن یال و كوپال و با آن "گرز گران" چه خدماتی به "علم و دانش" [؟]كرد! آخر سر، این مردم حق ناشناس عكسش را در حمام ها می كشند. حالا خدا می داند كه اجر و پاداش مرا چطور خواهند داد و عكس مرا در كجا خواهند كشید!

نگاهی به موسیقی

بسم الله الرحمن الرحیم

و لقد آتینا داود منا فضلاً یا جبال اوّ بی معه و الطیر و ألنّا له الحدید.۱

« و ما حظ و بهره داود را به فضل و كرم خود كاملاً افزودیم و امر كردیم كه ای كوهها و ای مرغان شما با تسبیح و نغمه های داود هماهنگ شوید، و آهن سخت را به دست او نرم گردانیدیم.»

بانگ گردشهای چرخ است اینكه خلق
می سرایندش به طنبور و به حلق
پس حكیمان گفته اند، این لحنها
از دوار چرخ بگرفتیم ما
ناله سرنا وتهدید دهل
چیزكی ماند بدان نا قور كل
مومنان گویند كآثار بهشت
نغز گردانید هر آواز زشت
ما همه اجزای آدم بوده ایم
در بهشت این لحنها بشنوده ایم
گرچه بر ما ریخت آب و گل شكی
یادمان آمد از آنها چیزكی

گویند وقتی خدای سبحان جسم آدم را بسرشت، روح ملكوتی در قالب زمینی آرام نمی گرفت و به وعده وصال نسیه راضی نمی شد، تا اینكه نوای اسرافیل خوشی ِ سماع در كام او ریخت و روح افلاكی در كالبد خاكی اندرشد و به سماع درآمد. در نظر حكما و عرفا موسیقی، پا كوفتن و چرخ زدن نیست (كه آنها بازی كودكانه می باشد) بلكه حركت موزونی است كه از انسان سر می زند تا با چرخ افلاك و گردش كرات هماهنگ شود. و این در زبان هنر و بیان عرفا سماع باشد كه آن شنیدن موسیقی هستی (یعنی نوای اسرافیل) است و هماهنگ شدن با آن.

قدما عقیده داشتند كه افلاك و كواكب را آوازهایی است متناسب با آواز سازها، لیكن این قسم آوازها لطیفتر و لذت آن بیشتر است ... وقتی هنرمند روحش لطیفتر شود و به سوی آسمان اوج بگیرد؛ آواز فلك را با گوش جان دریافته و آن را با سیمهای سازی و در پرده آوازی و در اندرون نایی بروز می دهد. و اگر غیر از این می بود، برای این سؤال پاسخی یافته نمی شد كه:

خشك سیم و خشك چوب و خشك پوست
از كجا می آید این آواز دوست

بنابراین از روی این عقیده گفته شده كه: آواز و نغمات آلات موسیقی همان بانك حركات افلاك است كه خواننده از حنجره و ساز آن را بیرون می دهد.

سر پنهانست اندر زیر و بم
فاش اگر گویم جهان بر هم زنم

موسیقی چیست؟ هنرمند كیست؟

موسیقی علمی است مانند علوم ریاضی، به مناسبت آنكه درك قواعد و قوانین آن ذوقی مخصوص، طبعی لطیف و روحی حساس طلب می كند كه به عالم افلاك توجه خاصی بنماید، در گذشته عالِم این فن، صاحب مرتبتی بلند و منزلتی شریف در انظار به شمار می آمد و غالباً به آن بیشتر توجه می نمودند.

استخدام موسیقی در لهو و لعب و دست درازی نااهلان و بی مایگان به آلات مختلف به تدریج این فن شریف را در نظرها خوار كرد و با مطربی و رامشگری در یك ردیف قرار داد، و متشرعین ناچار با احكامی به نهی آن اقدام نمودند.

در یك جمله می توان گفت: هر آنچه در این هستی با الحان موزون و نغمات دلنشین گوش جسم و روح جان را می نوازد و هر آنچه از مجموع آن حاصل می شود، موسیقی است كه از ریزش آب آبشار تا چك چك قطره از سنگ به گوش می رسد.

اولین جرقه های موسیقی در آدم (ع) پدید آمد. و آن زمانی بود كه دستور هبوط فرا رسید و آنها « گفتند ما ستم كردیم بر نفسهای خود و اگر ما را نبخشی از زیانكاران خواهیم بود.»۲ آدم بعد از هبوط با غم نان و خوف جان و وحشت تنهایی كه حاصل نافرمانیش بود، دست به گریبان بود و زبان حالی داشت. به خصوص ضمن از دست دادن نعمات باغ رضوان، مصاحبت همسر مهربان خود را نیز از دست داده بود. و ناچار بود در پی همسرش بیابانهای سوزان را در نوردد و در فراق حوا سرشك غم از دیده ببارد. القصه آدم به درگاه حضرت حق توبه و مناجات می كرد۳ و گاهی به ابلیس لعنت و نفرین می فرستاد و زار می گریست و چنین ناله سر می داد و زمزمه می كرد:

در این بیابان ز ناتوانی
فتادم از پا چنانكه دانی
نه داد خواهی كه گاه گاهی
ز من بپرسد غم چه داری

می توان تصور كرد كه در آن حال غم درد پدرمان چه بود، غم دوری یعنی غم هجران، درد فراق عزیزان پس زمزمه پدر چنین بود:

ما چو چنگیم و تو زخمه می زنی
زاری از ما نی تو زاری می كنی
ما چو ناییم و نوا در ما ز توست
ما چو كوهیم و صدا در ما ز توست
ما كه باشیم ار تو ما را جان جان
تا كه ما باشیم با تو در میان
ما عدمهاییم و هستیهای ما
تو وجود مطلق فانی نما

--------------------------------------------------------

۱ . قرآن كریم سوره سبأ آیه ۱۰

۲ . قالا ربنا ظلمنا انفسنا و ان لن تغفر لنا و ترحمنا لنكونن من الخاسرین ( سوره الاعراف آیه ۲۳).

۳ . داستان خلقت آدم و هبوط ، تلقین توبه و مناجات آدم را در سوره بقره آیه ۲۹-۳۹ و تفاسیر مربوطه مطالعه كنید.

برگرفته از سایت جوان وتاریخ                        http://www.yandory.com/


How can you heal an Achilles tendonitis fast?
یکشنبه 12 شهریور 1396 ساعت 01 و 13 دقیقه و 40 ثانیه
Good day! I know this is kinda off topic however I'd figured I'd ask.
Would you be interested in exchanging links or maybe guest writing a blog article or vice-versa?
My site addresses a lot of the same topics as yours and I believe we could greatly benefit from each other.
If you're interested feel free to send me an email. I look forward to hearing from you!
Excellent blog by the way!
Angelo
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 ساعت 16 و 08 دقیقه و 52 ثانیه
Wonderful beat ! I wish to apprentice even as you amend your
web site, how could i subscribe for a weblog web site? The account helped
me a applicable deal. I had been a little bit familiar of this your broadcast provided vibrant transparent concept
اروشا
سه شنبه 20 تیر 1391 ساعت 12 و 29 دقیقه و 36 ثانیه
سلاااااام
ممنون که درباره ی ستار خان گذاشتین
امیدوارم موفق باشین
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر