تبلیغات
هفت رخ فرخ ایران - ستارخان
سه شنبه 29 آذر 1390

ستارخان

   نوشته شده توسط: سورنا    نوع مطلب :تاریخ معاصر ،

ستارخان سردار ملی (قسمت دوم) 

1. ستارخان 2. باقرخان، و جمعی از مجاهدین مشروطه خواه در تبریز

 

دوستداران تقی زاده برای چاره جویی درباره حکم آیات به شدت فعال می شوند و طی جلسه ای که در منزل سرداراسعد منعقد می شود به تقی زاده پیشنهاد می کنند که طی نامه ای به آیات نجف اعلام تبعیت از آنان نموده و وعده دهد که برای ادای توضیحات به خدمت آنان خواهد رسید. وی پاسخ می دهد که: من التماس نمی کنم. 1 تقی زاده می گوید که سیدعبدالله بهبهانی نیز چنین توصیه ای به وی داشته است. 2

 

 سند جالبی در مرکز اسناد مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران در همین باره وجود دارد که آن را می آوریم. این سند نشان دهنده حسن نیت سید عبدالله بهبهانی در حل امور است:

 

راپورت قابل ملاحظه

          پریروز عصر، وزیر جنگ خانه آقا سیدعبدالله بوده بعد از خلوت کردن، توسط از تقی زاده می کند و شرحی از مسلمانی و قانوندانی او می گوید و می گوید: سپهدار ، سردار ملی و سالار ملی را ، منزجر از او کرده که پشت سر تقی زاده بد می گویند و دشمن شده اند. همه صحبتهایشان از تقی زاده بوده. امروز دو ساعت به غروب آقا سیدعبدالله را خانه خودش دعوت می کند و می گویند تقی زاده هم بوده و خلوت کرده اند. 3

          فدوی حسن


در همین زمان ، جناح وابسته به تقی زاده ، فعالیت خود را افزایش داده و در روزنامه ایران نو ، شماره ٢١٥ و شرق شماره ٨٩، رجب ١٣٢٨ ه.ق؛ شدیداً به « دولت سپهدار » حمله کرده و جو جامعه را آشفته می نمایند. از سوی دیگر عدّه ای مصرّاً به دنبال انتشار حکم آیات نجف درخصوص تقی زاده بوده و نایب السلطنه را تحت فشار قرار می دهند. 4 سیدعبدالله بهبهانی نیز در تدارک تشکیل هیئت طراز اول در مجلس بود که بر، « مصوبات مجلس از لحاظ تطابق مصوبات با شرع مقدس»، نظارت داشته باشد. باقرخان و ستارخان نیز که اوضاع را بسیار بحرانی و نگران کننده یافته بودند طی نامه ای، ناراحتی خود را به این نحو به اطلاع نایب السلطنه می رسانند:

 

مقام منیع والاحضرت اقدس نیابت سلطنت عظمی دامت عظمته

          فداکاری و زحمات اهالی آذربایجان در قلع ریشه استبداد عموماً ، و این دو نفر فدائی ملت خصوصاً، گویا بر احدی پوشیده نباشد. قریب دو ماه است برحسب احضار وارد تهران شده آثار و علاماتی که فعلاً مشاهده می کنیم جز خرابی وطن عزیز و هدر رفتن زحمات همه ، نتیجه دیگری گرفته نشد. چند نفر هستند متفقاً به اغراض شخصی ، استقلال مملکت را متزلزل می دارند؛ در ضمن ، « چه مقصودی دارند؟!» ، به این فدائیان، مجهول است. اکنون جمعی از رؤسای هم مسلک که استقلال مملکت ومشروطیت را می خواهند حاضرند با این فدائیان ملت ، عرض می کنیم: این چند نفر خائن ملت که در عین بی شرفی شرف فدائیان مشروطیت را بردند و خرابی مملکت را می خواهند شب و روز به خیال پارتی بازی ادارات کابینه و انتظام ولایات مخل هستند ، در چه مذهب و چه خط سیر می کنند بر احدی پوشیده نیست. مخصوصاً این فدائیان ملت از طرف رؤسای هم مسلک جداً عرض و استدعا می کنیم وجود این چند نفر که اسباب اختلال شرف و ناموس و امنیت و انتظام و آسایش مردم هستند برای استقلال و حفظ مشروطیت مخل می باشند. بدواً به حضور مبارک عرضه می داریم و استدعا می نماییم حتماً باید این چند نفر از این مملکت تبعید بشوند والا از طرف چاکران   بر طرد و نفی این چند نفر اقدامی شده است و اگر نشود قطعاً مسئول خدا و خلق و وجدان و والاحضرت اقدس هستیم.

          الامرالاقدس الاعلی مطاع. 5

 

عین السلطنه در خصوص ستارخان و باقرخان می نویسد :« ستارخان و باقرخان. در چند جا با آنها مهمان بودم خیلی از این ترتیبات بد می گفتند».6


سپهدار تنکابنی نیز که در سوم رجب ١٣٢٨ ه. ق از ریاست وزرائی استعفاء می دهد درخصوص اوضاع بهم ریخته کشور می نویسد:

 

          امروز... بنده از ریاست وزرائی استعفا کردم... هرزگی خوانین بختیاری و سواره آنها در تهران و ولایات و مجاهدین آذربایجانی نمی گذارند کار ایران درست شود.7


در چنین شرایطی دوستان تقی زاده دست به اقدام خطرناکی زده و در شب نهم رجب ١٣٢٨ سید عبدالله بهبهانی را در منزل خود ترور نموده و به شهادت می رسانند. این عمل اخطار جدی ای به تمامی کسانی بود که در پی ترویج شریعت در کشور بودند و از سوی دیگر مهر تأییدی بود بر پیش بینی شیخ شهید درخصوص عاقبت سیدعبدالله بهبهانی و تمامی کسانی که هشدارهای ایشان را در دفع عناصر سکولار نادیده گرفته بودند. همان گونه که گفته شد سیدعبدالله برای منصرف کردن مرحوم شیخ از ادامه تحصن در حضرت عبدالعظیم خطاب به شیخ می گوید که بیایید به شهر برگردیم والا  شما را می کشند. شیخ شهید با اتکاء به بینش ژرف خود پاسخ می دهد « اگر من را بکشند شما را نیز می کشند». این پیش بینی در کمتر از یکسال تحقق یافت. 8


شریف کاشانی درخصوص واقعه شب نهم می نویسد:


... تا یک ساعت از شب رفته ، در آنجا [خانه مشیرالدوله] بودم. بعد آمدم منزل. دیدم تمام اهل خانه گریان و پریشان [هستند] . گفتم چه خبر است؟ گفتند: آقای آقا سیدعبدالله را شب کشتند... جسد محترمش روی تخته بود. ٩ تیر به جسدش زده بودند... صبح از اول آفتاب شروع به ازدحام مردم شد. قریب ده پانزده هزار نفر جمعیت در کوچه و درب خانه شهید و پشت بامهای بیرونی و اندرونی اجتماع داشته. از هیئت وزرای کابینه و وکلای مجلس و ناصرالملک و ستارخان و باقرخان... اول سر مقبره رفته بعد از فاتحه به مجلس ختم نشسته و اظهار تأسف می نمودند و لعن را به آمر و مأمور می کردند... خرده خرده مردم به جناب تقی زاده بدگویی می کردند و می کنند. 10

 

وی همچنین به نقل از سیدمحمد بهبهانی فرزند سیدعبدالله می نویسد:


... در ساعت دوازده شب گذشته دو نفر آمده مقابل آقا سلام کردند. آقا دست خود را مقابل روشنایی چراغ گرفته جواب سلام فرمودند. بدون معطلی و درنگ ، هر دو در مقام تیرباران شدند... به چابکی پایین رفته، فرار کردند. چون درشکه داشته در درشکه نشسته، روانه پای شمس العماره شدند. 11


شریف کاشانی با اذعان به اینکه از بیان تمامی حقیقت ترس دارد، از قول دو فردی که شاهد و مطلع از جریان ترور سیدعبدالله بودند می نویسد:


 ... می گفتند: عامل و زننده « رجب قفقازی » بوده پنج نفر از همراهان او از دموکراتهای ایرانی از تهرانی و قزوینی بوده اند... بعد از انجام خیال و مقصد خود، رجب و دو نفر دیگر به قراولخانه که درشکه در آنجا بود رفته، درشکه نشسته، رفته اند... در ضمن کلام ، محرکین آنها را هم گفتند که کی ها بوده است. تکلیف من بنده نیست بنگارد، چون ثمر ندارد، غیر از دشمنی آنها... 12

 

عین السلطنه سالور با اندکی اختلاف در این خصوص می نویسد:


شب نهم رجب چهار نفر مجاهد خانه آقا سیدعبدالله رفته آیت الله را با چهارده تیر گلوله خلاص کردند. بیرون آمده از سمت سقاخانه نوروزخان پیاده فرار می کنند. حسین خان دو ساعت از شب رفته در کوچه هر چهار نفر را دیده بود که دو نفر پلیس عقب آنها می رفتند، ولی جرأت دستگیری نداشتند. دکاکین بسته شد. در مسجد مروی آقایان علما ، اصناف بازار، یک پارتی از مجاهدین جمع بودند. قاتلین هم می گویند از پارتی تقی زاده است. بعضی گفتند خودش هم بوده. به واسطه اینکه از عتبات حکم تبعید او به توسط آقا سیدعبدالله آمده بود. 13

 

تقی زاده دخالت خود را در ترور سیدعبدالله تکذیب می کند و شرکت حیدرخان عمواوغلی را به طور ضمنی تأیید می نماید. وی معمولاً از سیدعبدالله به نیکی یاد کرده و او را بزرگ ترین رهبر مشروطه معرفی می نماید. 14 در این زمینه می توان گفت که اگر تقی زاده خود مشارکت در قتل سیدعبدالله نداشت، اما دخالت اتباع او در این امر محرز می باشد. تندرویهای تقی زاده و امثال او زمینه را برای افر اط کاریهایی از این دست کاملاً مهیا کرده بود.


عین السلطنه به نقل از نامه ای که افخم الدوله در شب نهم رجب البته بدون اطلاع از ترور سید عبدالله برای او نوشته، آورده است:


... تقی زاده را به حکم آخوند و به تدابیر آقا سیدعبدالله از مجلس خارج کردند. چند نفر دیگر هم گویا خواهند رفت. می گویند آخوند برای رسومات جدید که خلاف شرع است شرحی نوشته. در هر صورت پارتی بازیها سخت است. تا چه شود. 15

 

سپهدار اعظم که چند روز قبل از واقعه ترور سیدعبدالله از صدارت استعفا کرده بود ضمن اشاره به واقعه تأسف بار ترور سیدعبدالله درخصوص اوضاع تهران پس از ترور ایشان می نویسد:

 

          بازارها بسته مردم در مساجد جمع، قاتلین را می خواهند. من زرگنده هستم . دنبال من بدبخت آمدند. حال نداشتم نرفتم. امروز سردارها آمده اند مرا ببرند کابینه معلوم نشده وزیر ندارند. اوضاع شلوغ است. 16

 

وی همچنین در یادداشتهای خود در روز ١٩ رجب ١٣٢٨ می نویسد:


بیچاره سیدعبدالله را ١٥ روز قبل مقتول نمودند. رحمت الله علیه. خیلی اسباب خجالت عموم مشروطه خواهان و مسلمانی فراهم کردند لعنت الله... بر قاتلان آن مرحوم... خداوند اهل کند تقی زاده و اتباع او را که مایه بر هم زدن مشروطه و مشروطه خواهان ، اوست. در لباس... و استبداد مشروطه خواه است. 17

 

انتشار خبر ترور و شهادت سیدعبدالله اعتراضات عمومی را برانگیخت. ذکاءالملک، رئیس مجلس شورای ملی طی تلگرافی خبر شهادت آیت الله بهبهانی را به اطلاع انجمنهای ایالتی و ولایتی رسانده و برای اسکات مردم وعده می دهد که اقدامات لازم برای دستگیری و قصاص قاتلین به عمل خواهد آمد. 18


این وعده ها آتش خشم عمومی را فرو نمی نشاند و عموم طبقات و شهرها ، دولت ومجلس را تحت فشار قرارداده و مجازات قاتلین و اجرای حکم آیات نجف درباره تقی زاده را خواهان شدند.


عموم علما ، تجار ، اصناف طی تلگرافهایی به تاریخ ١١ و ١٤ رجب ١٣٢٨ به مجلس اعلام می دارند:


... حکم آیت الله خراسانی در تبعید مفسدین مدتی است صادر و بلااجراء ، حجة الاسلام به تحریک مفسدین مقتول ، عموم تجار ، اصناف تعطیل ، مساعدت در اجراء حکم و دستگیر نمودن قاتلین لازم. 19


ستارخان نیز در ١٢ رجب ١٣٢٨ طی نامه ای به عضدالملک می نویسد:


وقوع قضیه ناگوار شب ششم ٣ ماه که در حقیقت قلوب ایرانیان را افسرده ساخته و هم صدمه بزرگی بر امنیت مملکت وارد آورده خاصه این وضع که پیش آمده کسبه و تجار تعطیل کرده اند هر روز مبلغ خطیری از قوه معنوی مملکت می کاهد و علاوه اساس امنیت را به کلی متزلزل می سازد... 20

 

هیئت اتحادیه احرار نیز از طرف خود و عموم « هیئات اسلام دوست و استقلال خواه ایران »  یافتن و مجازات قاتلین و اجرای حکم معوق الاجراء حضرت آیت الله خراسانی را از نیابت سلطنت خواستار می شوند. 21


آشوب کلی در شهر روی می دهد، دکاکین تهران تا هفدهم رجب تعطیل، وزرای کابینه غیرمعلوم، و مردم مستأصل در مساجد تجمع نموده و دستگیری قاتلین را مطالبه می کردند. در همدان از اول رجب شورشی در اعتراض به مالیات نمک روی داده و مردم به مشروطه و مشروطه پرست فحش می دادند. 22 عدم اقدام جدی دولت و مجلس در جهت تحقق خواسته های مردم، علما و اصناف، جامعه را به سوی تشنج سوق می داد. در دوازدهم رجب ١٣٢٨ اعلان ژلاتینی دیگری به امضای فریاد وطن در اعتراض به اقدام سکولارها در به شهادت رساندن سید عبدالله بهبهانی منتشر شده و در آن درج می گردد:


خلق را تقلیدشان بر باد داد            ای دو صد لعنت بر این تقلید باد

عجب ترتیبات ناصحیحی مصدر خیال ایرانیان گردیده که تمام اعمال خود را از روی تقلید جاری می دارند، از ماکول و مشروب و ملبوس. ازکردار و اعمال و افعال و اقوال. از عمارات و زراعات و باغات، حتی آدم کشتن را هم به تقلید رفتار می کنند. شنیده اند ممالک خارجه روحانیین را تحقیر و توهین کرده، دستشان را از کارها کوتاه می کنند... 23

 

 

   

---------------------------------------------------------------------------------------

1. زندگانی طوفانی، خاطرات سیدحسن تقی زاده . به کوشش ایرج افشار. تهران، انتشارات علمی، ١٣٧٢، ص ٣٥٠ .

2. همان منبع ، ص ١٥٦ .

3. مرکز اسناد مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران ، سند شماره ٥١٦٩- ق .

4. مرکز اسناد مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران ، سند شماره ٣٩- ق .

5. مرکز اسناد مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران ، سند شماره ٤٦ و ٥١٤٥ .

6. روزنامه خاطرات عین السلطنه سالور. ص ٣١٧٢ .

7. یادداشتهای سپهسالار تنکابنی . گردآوری امیرعبدالصمد خلعتبری، به اهتمام محمود تفضلی. تهران، مؤسسه انتشارات نوین، 1362، ص ٢٨٣ .

8. مرحوم شیخ در ١٣ رجب ١٣٢٧ ه. ق به دستور دادگاه فر اماسون ها و به حکم یپرم خان ارمنی عضو لژ بیداری به شهادت رسید. سیدعبدالله بهبهانی نیز در ٩ رجب، ١٣٢٨ چهار روز قبل از سالگرد مرحوم شیخ به دست هم مسلکان تقی زاده در لژ بیداری و سایر دوستان ماسون اش به شهادت رسید.

9. واقعات اتفاقیه در روزگار . ج ،٢ صص ٥٤٠-٥٤١ .

10. همان منبع، ص ٥٤٢ .

١1. همان منبع، صص ٥٤١-٥٤٢ .

٢1. روزنامه خاطرات عین السلطنه سالور . ج 4،  ص ٣١٧٥ .

٣1. زندگانی طوفانی . صص ١٤٤-١٤٥ و ٦٤٤.

٤1. روزنامه خاطرات عین السلطنه سالور . ج  4 ، ص ٣١٦٠ .

15. همان منبع ، ص ٣١٦٢ .

16. یادداشتهای سپهسالار تنکابنی . صص ٢٨٥-٢٨٦ .

17. مرکز اسناد مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران ، سند شماره ٢٠٢٢٣ .

18. همان ، اسناد شماره ٢٠٢١٤ و ٢٠٢٢١ .

19. ظاهراً در نامه ستارخان اشتباهی رخ داده و سردار شب نهم را اشتباهاً شب ششم نوشته است .

20. مرکز اسناد مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران ، سند شماره ٢٤٥٨٨-ق .

21. همان ، سند شماره ٣٧٠-ق .

22. روزنامه خاطرات عین السلطنه سالور . ج ٤، ص ٣١٦٧ .

23. واقعات اتفاقیه در روزگار . ج ٢ ، ص 544 .


feet pain
یکشنبه 26 شهریور 1396 ساعت 02 و 46 دقیقه و 11 ثانیه
Very soon this web page will be famous amid all blogging and site-building
viewers, due to it's nice articles
Hong
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 ساعت 02 و 19 دقیقه و 03 ثانیه
Simply want to say your article is as amazing.
The clarity in your post is just spectacular and i
could assume you are an expert on this subject. Well with your permission let me to grab your feed to
keep updated with forthcoming post. Thanks a million and please keep up the rewarding work.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر