تبلیغات
هفت رخ فرخ ایران - ستارخان
سه شنبه 29 آذر 1390

ستارخان

   نوشته شده توسط: سورنا    نوع مطلب :تاریخ معاصر ،

ستارخان سردار ملی (قسمت سوم) 


ستارخان
4378-7
ستارخان و فرزند خردسال وی یدالله ستاری
"وقتی پاختیانوف، كنسول روس به ستارخان پیشنهاد كرد كه بیرقِ كنسولخانه را به سردرِ خانه اش بزند تا در امانِ دولت روس باشد و از آن گذشته نویدِ سمت قراسورانی آذربایجان را به او داد: ستار جمله ای گفت كه در تاریخ ماند: « ژنرال كنسول، من می خواهم كه هفت دولت به زیر بیرقِ دولت ایران بیایند، من زیر بیرقِ بیگانه نرم»."
 
 

سوسیال دموکراتها و سایر عناصر افراطی با تقلید کورکورانه از اروپاییها در برخورد با کلیسا و روحانیون مسیحی، تمام همّ خود را مصروف مبارزه با روحانیت و مقدسات مذهبی مردم نمودند. و به جای تکیه بر فرهنگ و سنتهای اسلامی و بومی ایرانی به ترویج سطح نازلی از فرهنگ غربی مبادرت نمودند. متأسفانه این افراط مردم ما را از تجربه ای گرانبها محروم کرد و کشور ما را گرفتار دیکتاتوری رضاخانی نمود.


در ١٨ رجب مستوفی الممالک به عنوان رئیس الوزراء کابینه خود را معرفی می کند. این کابینه که متشکل از اعتدالیون و انقلابیون بود خلع سلاح مجاهدین را در دستور کار خود قرار داده بود. حضور افرادی نظیر حسینقلی خان نواب ، ابراهیم حکیمی و فرمانفرما که از وابستگان به سیاست انگلستان بودند در کابینه و دفاع آنان از خلع سلاح مجاهدین البته مجاهدینی که علاقه ای به آنها نداشتند باتوجه به حمایت روس و انگلیس از خلع سلاح مجاهدین راستین ، بیانگر نوعی هماهنگی بین آنان با سیاستهای بیگانه می باشد. 1 مستوفی الممالک مناسبات حسنه ای با بختیاریها داشت و دست آنها را در کارها باز گذاشته بود.


در بیست و چهارم همین ماه تقی زاده از تهران خارج می شود و این در حالی بود که ستارخان، باقرخان، ضرغام السلطنه و عبدالحسین خان معزالسلطان طی نامه مهمی به نایب السلطنه عضدالملک اعلام می دارند:


خدمات و جان نثاری فدائیان در راه اجرای احکام شریعت مطهره و استقلال مملکت و استحکام اساس مشروطیت بر عموم اهل عالم خاصه بر حضرت اقدس معلوم و مکشوف است. پس از افتتاح دارالشورای کبرای ملی و تعیین کابینه وزراء مدتی هر یک به گوشه نشسته ناظر بودیم بلکه کارکنان ملت و دولت جبران خرابیهای گذشته را بفرمایند. بدبختانه برعکس انتظارات فدائیان نتیجه داده روز به روز بر اختلافات چنانکه مشهود است افزوده و خرابیها زیاد شده دسته های مختلفه تشکیل شده اغراض شخصی بعضی ها مانع از پیشرفت امورات گردیده رفته رفته کار به جاهای باریک می کشد و مغرضینی به اعمال آلات ناریه بنا را بر تهدید گذاشته اند. و این بر خاطر مبارک والاحضرت اقدس پوشیده نیست برای آن است [ که] از جلوگیری مماطله شده است و دشمن دست به عملیات گذاشت. تقریباً یک ماه قبل یک نفر را آشکارا کشتند جلوگیری نشد طرف جری گردیده دست به مقامات عالیه زدند و به قتل حجة الاسلام بهبهانی علی رؤس الاشهاد کمر بستند. جهت آن هم بر همه افراد هموطنان معلوم است تا امروز کردند ، آنچه نباید کرد. دیگر طاقت بر فدویان طاق شده و به هیچ وجه جای درنگ نیست. مکرر حضوراً درخواست دستگیری قتله را نمودیم. وعده فرمودند پس از تشکیل کابینه وزراء این امر مهم جاری خواهد شد. حال جای شکر است کابینه وزراء تشکیل شد و چند روز هم از تشکیل کابینه می گذرد و به هیچ وجه گویا اقدامی نشده. لازم آمد به وسیله این عریضه جداً از آستان مقدس استدعا نمائیم که به زودی اشخاصی را که طرف سوءظن ملت هستند و نسبت این عمل کفرآمیز نسبت به آنها داده می شود امر به اخراج فرمایند و هرگاه خدای ناکرده باز کار به وعده و وعید بگذرد چنانکه می گذرد و اقدام فوری نشود و هر که هر که را بکشد ، سزا و جزایی در میان نباشد ، گمان فدائیان آن است که یکسره رشته امورات مملکتی در هم تر و بر هم تر خواهد شد و جلوگیری از این مفاسد غیرممکن خواهد بود. از آنجا که با نیت پاک ، فدویت خالص به شخص والاحضرت اقدس داریم لازم دانستیم قبل از آنکه کار به جاهای باریک تر و هولناک تر بکشد به حضور والاحضرت اقدس راه علاج را عرض نمائیم . ٢١ رجب ١٣٢٨ طهران

          مهر: یا ستارالعیوب، باقر سالار ملی، هو ابراهیم بختیاری، عبدالحسین. 2


این نامه خشم سردار اسعد و بسیاری از هم مسلکان وی را برانگیخت و با بی اعتنایی دست اندرکاران هشدار سرداران نتیجه ای در برنداشت. یکشنبه ٢٥ رجب در کاروانسرای حاجی ملاعلی، فردی به نام رضااف به اتهام مشارکت در ترور سید عبدالله توسط مجاهدی ، به تیر موزر به قتل رسید. همان روز یک ساعت به غروب مانده علی محمدخان تربیت خواهرزاده تقی زاده و عبدالرزاق خان به دست اعتدالیون به تلافی قتل سیدعبدالله ترور می شوند. 3 این ترور توسط افراد معزالسلطان صورت گرفت. بنابر گزارش کسروی عوامل ترور قصد پناهندگی به ستارخان در پارک اتابک را داشتند که با مخالفت سردار روبه رو شدند. 4 در همین روزها دو نفر که ظاهراً به خیال قتل آخوندخراسانی به نجف رفته بودند دستگیر شده و به تهران اعزام می شوند. 5

 

 

نامه ستارخان و باقرخان و... در اعتراض به افراط برخی مشروطه خواهان [ 5123 ق]

 

 

عین السلطنه در آخر رجب گزارش می دهد:


خبر مجدد از تهران رسید که ستار و باقر ریخته اند به شهر و دعوی می کنند با جماعت فوکولیها... شلوغی تهران از اندازه بیرون است... میرزا احمد سررشته دار [ اقتدارالسلطنه] صحبت کرد که ما از تهران شبانه فرار کردیم و سپهدار پنهان است و ستارخان در تعاقب یفرم. 6

 

در ٢٨ رجب با وساطت نمایندگان مجلس بین سرداران و ارکان دولت موقتاً آرامش برقرار می گردد ، شرایط تفاهم فیمابین سرداران و ارکان دولت عبارت بود از:


١. عفو و اغماض از آنچه پیش از این در بین خودمان بوده و گذشته است.

2. مساعدت با دولت مشروطه در صورت لزوم در دفع مواد فساد و اطاعت صرف از قوانین موضوعه مملکت.

٣. تمکین از احکام دولتی از نزع اسلحه از دست کسانی که اجازه حمل اسلحه ندارند.

4. موافقت و یک جهتی فیمابین افراد سرداران و رؤسای ملی محمدولی سپهداراعظم، نجفقلی صمصمام السلطنه، علیقلی بختیاری سردار اسعد، باقر سالار ملی، عبدالحسین سردار محیی، ضرغام السلطنه، غلامحسین سردار محتشم، ستار سردار ملی. 7


در همین روز دستور اکید صادر می شود که افراد مسلح ، سلاح خود را به وزارت جنگ تحویل دهند. در شرایطی که خلع سلاح کامل جهت حفظ امنیت کشور کاملاً ضرورت داشت عملکرد بد مأمورین جمع آوری سلاح و گزینشی عمل کردن آنها موجب استنکاف مجاهدین آذربایجانی و دسته معزالسلطان از تحویل سلاح شده ، محرکین فتنه و فساد که به دنبال بهانه ای می گشتند تا در پی قتل سیدعبدالله زهرچشم نهایی را از کسانی که با آنان همراهی نداشتند را بگیرند مجاهدین را که در پارک اتابک  محل اقامت ستارخان پناه گرفته بودند محاصره می نمایند. حضور سربازان بختیاری و سربازان یپرم خان به دستور قوام السلطنه حکایت از عزم جزم فراماسون ها در سرکوبی انقلابیون اصیل داشت. کسروی در این زمینه می نویسد:

 

          مجاهدان نمی خواستند پی کار خود روند و بسیاری از کار خود به یکبار دورافتاده اگر هم می خواستند نمی توانستند و اینان ناگزیر به نافرمانی برخاستند. از سوی دیگر دولت نخواست این قانون را دادگرانه به کار بندد چون خود مستوفی رئیس الوزراء و بیشتر وزیران از دسته انقلابی بودند. چنانکه گفتیم این دسته کینه چهار تن سردار را (ستارخان، باقرخان، ضرغام السلطنه و معزالسلطان) در دل داشتند. و همچنین سردار اسعد که در همه کارها دست داشت از این چهار تن سخت خشمناک بود. به ویژه از ستارخان که از بس خشمناک بود زبان خود را نگه نمی توانست داشت. همچنین فرمانفرما از ستارخان دل آزردگی داشت. یفرم خان هم که این زمان هم رئیس شهربانی تهران و هم سردار سپاهها بود و نیروی بزرگی را در دست داشت او نیز با ستارخان و معزالسلطان از در دشمنی بود. 8

 

در اول شعبان ١٣٢٨ آتش جنگ بین طرفین شعله ور می شود. درب پارک اتابک به دستور یپرم سوزانده می شود و جنگ شدت می گیرد. اصرار نیروهای دولتی به جنگ و سرعت و شدت عمل آنها نشان دهنده آمادگی قبلی آنها برای سرکوب ستارخان و باقرخان و گرفتن انتقام از آنها به جهت مخالفت با منویات فر اماسون ها و تقی زاده بود. شریف کاشانی در این زمینه می نویسد:


... یفرم خان هم درب پارک را نفت زده ، آتش می زنند. بعد از چند دقیقه در سوخته ، سرباز و سوار و بختیاری وارد پارک شد، از قراری که گفته می شود، تلفات خیلی می شود. با اینکه از مجاهدین اصلاً اظهار حیاتی نمی کنند، ولی از طرف دولتیها به هرکس و هر جا فروگذار نکرده اند. بعد از کشتنها اغلب را دستگیر و بعضی فرار کرده. آن وقت، بنای تاراج را می گذارند. تمام در و پنجره ها را می شکنند، و مبل و فرش و چراغ و آئینه ها و میز و صندلیها را تاراج می نمایند ، این حرکات زیاده از حد مورد شماتت و ملامت و سرزنش خارجه و داخله می شود. ستارخان و باقرخان را هم می برند منزل صمصمام السلطنه... کلیه مردم از این قضیه اظهار نفرت می نمایند و بدگویی می کنند... زانوی ستارخان هم گلوله خورده ، در بستر خوابیده. 9

لازم به شرح است که سواران دولتی عمدتاً نیروهای بختیاری و ارامنه بودند که به ظاهر خلع سلاح شده بودند و بلافاصله به استخدام دولت درآمده و به عنوان عوامل سرکوبگر عمل کردند. به عبارت دیگر سوسیال دموکراتهای تهران افراد خود را در هیئتی قانونی مسلح نموده اصرار بر خلع سلاح دیگر نیروهای مسلح داشتند. 10

 

در دوم شعبان وزارت داخله طی اطلاعیه ای اعلام می دارد که در اجرای احکام آیات الله نجف مبنی بر خلع سلاح مجاهدین قوای دولتی عده ای متمرد را در باغ اتابک محاصره « و در ظرف سه ساعت متمردین کلاً مغلوب و سیصد و پنجاه نفر گرفتار و در نظمیه محبوس شدند.» 11و12 وکلای خراسان در مجلس نیز طی تلگرافی به انجمن ایالتی خراسان بدون اشاره به تعداد کشته ها عنوان می نمایند که « اشرار در منزل سردارملی جمع متأسفانه ایشان را مجبور نموده نگذاشتند از جزء اشرار خارج شود. دولت به قوه قهریه قانون خلع اسلحه اجراء سردار و سالارملی محترماً به منزل علیحده منتقل ، اشرار گرفتار.»  13


افخم الدوله طی نامه واقعه پارک را به قتل سیدعبدالله بهبهانی مربوط دانسته می نویسد:


اعتدالیون در مسجد جمع [ و با] سرداران ملی هم عهد و هم قسم شدند. که باید حکم آخوندخراسانی را مجری و انقلابیون را برطرف کرد. چون اقدامی از دولت نشد خود مرتکب شده رضایف و میرزا علی محمد خان را و غیره را کشتند. انقلابیون وسیله پیدا کرده به این اسم ترک اسلحه ، پدر اعتدالیون را درآوردند... سردارملی از قلم پا گلوله خورده پسرش کشته شده ، باقرخان زخمی ندارد. 14

 

این واقعه تأثیر نامطلوبی در جامعه از خود به جای می گذارد. تعداد کشته های واقعه پارک پنهان نگهداشته می شود. عین السلطنه درخصوص تعداد کشته ها می نویسد: «از قرار ١٥٠ نفر کشته شده اند به واسطه محصور بودن باغ یقین بدانید کشتار زیاد[ تر] از اینها شده است» 15 افخم الدوله در ٦ شعبان نیز درخصوص کشته شدگان می نویسد:

 

          عدد کشته درست معلوم نیست، از هشتصد و هزار تا سیصد و چهارصد می گویند. پنهان می دارند... عزالدوله نیز می نویسد ستار زخمی، باقرخان محبوس اند با جمعی مجاهد. فاتح یپرم و ارامنه و بختیاریها. علما در خانه نشسته و درِ خانه بسته، بازار هنوز باز نیست». 16

 

در روز واقعه، ظاهراً تعداد زیادی رهگذر و تماشاچی نیز که به داخل پارک پناهنده شده بودند بی هیچ گناهی کشته شدند. براساس یکی از اعلامیه های صادره « وقتی که درب پارک را آتش زده داخل باغ می شوند، کسبه تماشاچی فرار در سرداب کرده چراغها را خاموش کرده بودند. بختیاریهای بی رحم سرهای تفنگ خود را از پنجره های سرداب داخل کرده، هرکدام به قدر شقاوت و خباثت خود شلیک کرده» 17  ...


واقعه پارک اتابک به شدت موقعیت افراطیون را متزلزل ساخت تا جایی که:


فرمانفرما از وزارت داخله استعفا داد. کابینه هم متزلزل بود. یک نفر مجاهد دیگر نیست. کسی اسم مجاهد نمی آورد. سپهدار معزول و منکوب است... علناً مردم بد می گویند و فحش می دهند... مردم از این اوضاع منزجر و پشیمانند. ارمنی ها در فقره پارک اتابیک با یپرم بد شده اند که میان ما و مسلمانان را برهم زدی، او هم استعفا می کند... پای ستارخان سردارملی را بریدند قادر حرکت نیست. 18

 

در اینجا با ذکر دو روایت متناقض درباره واقعه پارک اتابک به این بحث پایان می دهیم. روایت اول از سپهسالار تنکابنی و دیگری از جعفرقلی خان سردار بهادر عضو لژ بیداری و فرزند علیقلی خان بختیاری سردار اسعد است که سراسر کذب و تحریف می باشد. سپهسالار در این باره می نویسد:


به تاریخ روز شنبه غره شعبان در این یک ماه رجب که کابینه وزرا تجدید شد وقایعات قریب اتفاق افتاد به تحریک مفسدین مرحوم حجة الاسلام آقاسید عبدالله مجتهد مقتول کردند، ملت شوریدند، بازارها بسته شد، چند روز بعد یک جمعی مجاهد به خونخواهی آقا سیدعبدالله، میرزا علی محمدخان که یکی از 19 با سید باقر نام به شرح ایضاً در خیابان مقتول نمودند، همان قسم بازارها بستند شهر شلوغ اطراف مغشوش، در این بین آقای یفرم خان ارمنی را به نظمیه و با سردار بهادر پسر حاج علیقلی خان سردار اسعد را به میان آوردند و این ها اسباب چینی کردند تا ستارخان سردار ملی و باقرخان سالار ملی که در پارک میرزا علی اصغر خان اتابک امین السلطان منزل داشتند. روز یکشنبه غره شعبان سنه ١٣٢٨ باغ را دوازده عراده توپ دوره کردند و مسلسل ماکزیم آوردند. شش هفت هزار نفر سرباز نظمیه ژاندارم در آنجا حاضر نمودند چهار ساعت جنگیدند. از اصناف و شهری بی اسلحه هم در آنجا بودند بیچاره های مظلوم التماسها کردند آخر تسلیم شدند. بی رحمانه بختیاری و ارمنی شب بعد از تسلیم به باغ ریختند توپ ماکزیم و تفنگ به قدر سیصد نفر که از مجاهدین و فاتحین و اصناف شهر بودند مقتول و شهید کردند و ملت مسلمان ایران را تا قیام قیامت لکه و بدنام کردند که فاتحین مشروطیت این قسم کشته و شهید و قتیل شوند ستارخان هم زخم گلوله اگرچه ناخوش هم بود، پس از این که او را در بسترش خوابیده دیدند (یک نفر ارمنی با شش لول یراق به او 20 ) گلوله زد سالارملی را کتک وافری زدند. بامزه بود ورود این دو نفر که روز ورودشان طاقهای نصرت برایشان بستند، کالسکه های سلطنتی برایشان بردند، چه احترامات سلطنتی در حق این دو نفر کردند و حالا به این روز سیاه نشانده اند این ملت خوش غیرت. به تاریخ صبح چهارشنبه ٤ شهر شعبان در زرگنده پس از نماز صبح نوشتم. من هم به حمدالله از کار کنار کشیده ام ولی دقیقه ای از دست مردم آسودگی ندارم و آزارم می نمایند. 21

 

 جعفرقلی خان سرداربهادر که خود از آتش بیاران معرکه بود آورده است:

 

          ورود طهران ستارخان و باقرخان مشهور که طهران آمده بودند مردم رفته آن بیچاره های ساده را آلت قرار داده بودند. در تمام کارهای دولت دخالت می کردند. تا اینکه دولت به تنگ آمد. علناً در خیابانها مردم را به قتل می رسانیدند. مرحوم آقا سیدعبدالله را در خانه خودش شب کشته وضع شهر خیلی بد شده بود. دولت امر به خلع اسلحه مجاهدین کرد. ستارخان و باقرخان حمایت کردند. در باغ اتابک منزل داشتند. دولت که عبارت کابینه آقای مستوفی الممالک باشد و مجلس امر دادند آنها را خلع سلاح کنیم. آقای سردار محتشم ، یپرم خان [و] بنده حمله آور شدیم به اطراف پارک. سه ساعت به غروب جنگ شروع شد. یک ساعت از شب گذشته ستارخان [و] باقرخان دستگیر [ شدند] . پای ستارخان زخمی شد. به منزل آقای صمصام السلطنه که همسایه باغ اتابک بود فرستادم. دوازده نفر از رؤسای بختیاری کشته و زخمی [شدند] . همین قدر هم مجاهد کشته. به قدر هشتصد نفر مجاهد محبوس و خلع اسلحه کردیم . بعد از چند روز ستارخان و باقرخان مرخص و آزاد شدند. 22


سردار بهادر هیچ اشاره ای به نقش سوسیال دموکراتها ، بختیاریها و ارامنه تابع یپرم خان در آشفتگی اوضاع نمی کند و اخبار را طوری منعکس می کند که گویی قتل سیدعبدالله بهبهانی و بسیاری از اغتشاشات توسط اتباع ستارخان صورت گرفته است.


به این ترتیب پس از ترور سیدعبدالله بهبهانی که در پی اجرای احکام اسلام بود ، بازوی نظامی نهضت مشروطه نیز که خود را مجری احکام آیات نجف می دانست و در وجود ستارخان تبلور یافته بود نیز از بین رفت. این امر باعث انزوای شریعت خواهان و مجاهدین راستین شد. بررسی نهضت مشروطیت و به ویژه فرجام آن درسهای زیادی برای نسل کنونی در بردارد.

 

 

 ______________________________________

 

1. احمد کسروی. تاریخ هیجده ساله آذربایجان. تهران، امیرکبیر، چاپ چهارم ،١٣٦٤، ص ١٣٣ .

2. مرکز اسناد مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران ، سند شماره ٥١٢٣- ق .

3. روزنامه خاطرات عین السلطنه سالور . ج ٤، ص ٣١٧٦ و واقعات اتفاقیه در روزگار . ج٢ ، ص ٥٤٨ .

4. احمد کسروی. تاریخ هیجده ساله آذربایجان. ص ١٣٣ .

5. روزنامه خاطرات عین السلطنه سالور. ج٤ ، ص ٣١٧٦ .

6. همان، ص ٣١٧٩ .

7. مرکز اسناد مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، سند شماره ٢٠٢٣٩ .

8. تاریخ هیجده ساله آذربایجان. صص ١٣٤-١٣٦ .

9. واقعات اتفاقیه در روزگار . ج٢ ، صص ٥٤٩-٥٥٠ .

10. تاریخ هیجده ساله آذربایجان. ص ١٣٦ .

11. مرکز اسناد مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، سند ٢٠٢٣٨ .

12. این ادعا در حالی اعلام می شد که که ماهها پس از حکم آیات نجف در مورد تقی زاده مدعیان تبعیت از حکم مراجع از افشا و اعلام آن حکم خودداری می کردند.

13. مرکز اسناد مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران ، سند ٢٠٢٣٥ .

14. روزنامه خاطرات عین السلطنه سالور . ج ٤، ص ٣١٨٥ .

15 . همان، ص ٣١٨٥ .

16. همان، همان صفحه.

17. واقعات اتفاقیه در روزگار . ج ٢، ص ٥٥١ .

18. روزنامه خاطرات عین السلطنه سالور . ج٤ ، ص ٣٢٠١ .

19. چند کلمه را در اینجا خود نویسنده بعداً خط کشیده است و خوانده نمی شود.

20. روی این چند کلمه داخل پرانتز را هم خط کشیده است ولی خوانده می شود.

21. یادداشتهای سپهسالار تنکابنی. صص ٢٨٦-٢٨٧ .

22. خاطرات سردار اسعد بختیاری (جعفرقلی خان امیربهادر). به کوشش ایرج افشار. اساطیر ،١٣٧٢، ص ١٣ .


What is leg length discrepancy?
دوشنبه 27 شهریور 1396 ساعت 04 و 26 دقیقه و 57 ثانیه
It's very effortless to find out any topic on web as compared
to books, as I found this paragraph at this site.
Meridith
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 ساعت 05 و 32 دقیقه و 20 ثانیه
It's very trouble-free to find out any topic
on web as compared to books, as I found this
post at this web page.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر