تبلیغات
هفت رخ فرخ ایران - بابک خرمدین
پنجشنبه 15 اسفند 1392

بابک خرمدین

   نوشته شده توسط: سیاوش    نوع مطلب :تاریخ ایران پس از اسلام ،

بابک خرمدین

بابک خرمدین

لطفا این داستان را طوری بخوانید که انگار در محلکه اعدام بابک خردمین هستید

آنوقت میفهمید که پدران ما برای اینکه ایران ما،ایران بماند چه ها کشیده اند

جاوید یاد و نام سربازان راه میهن از هفت هزار سال پیش تا شهدای دفاع مقدس و تمام سربازانی که هم اکنون هم برای ایران جانفشانی می کنند

جاوید باد راه ،یاد و نامشان

روز قبل از اعدام،خلیفه با بزرگان دربارش مشورت کرد که چگونه بابک را درشهر بگرداند و به مردم نشان بدهد تا همه بتوانند وی را ببینند.

بنا بر نظر یکی از درباریان قرار برآن شد که وی را سوار بر پیلی کرده در شهر بگردانند.

پیل را با حنا رنگ کردند و نقش و نگار برآن زدند؛ و بابک را در رختی زنانه و بسیارزننده و تحقیرکننده برآن نشاندند و درشهر به گردش درآوردند.

پس ازآن مراسم اعدام بابک با سروصدای بسیار زیاد با حضور شخص خلیفه برفراز سکوی مخصوصی که برای این کار دربیرون شهر تهیه شده بود، برگزار شد.

برای آنکه همه‌ی مردم بشنوند ….

که اکنون دژخیم به بابک نزدیک میشود و دقایقی دیگر بابک اعدام خواهد شد، چندین جارچی در اطراف و اکناف با صدای بلند بانگ میزدند نَوَد نَوَد این اسمِ دژخیم بود و همه اورا میشناختند .
ابن الجوزی مینویسد که وقتی بابک را برای اعدام بردند خلیفه درکنارش نشست و به او گفت: تو که اینهمه استواری نشان میدادی اکنون خواهیم دید که طاقتت دربرابر مرگ چند است!

بابک گفت: خواهید دید.

چون یک دست بابک را به شمشیر زدند، بابک با خونی که از بازویش فوران میکرد صورتش را رنگین کرد. خلیفه ازاوپرسید: چرا چنین کردی؟ بابک گفت: وقتی دستهایم را قطع کنند خونهای بدنم خارج میشود و چهره‌ام زرد میشود، و تو خواهی پنداشت که رنگ رویم از ترسِ مرگ زرد شده است.. چهره‌ام را خونین کردم تا زردیش دیده نشود .

به این ترتیب دستها و پاهای بابک را بریدند . چون بابک برزمین درغلتید، خلیفه دستور داد شکمش را بدرد… پس از ساعاتی که این حالت بربابک گذشت، دستور داد سرش را از تن جدا کند.
پس ازآن چوبه‌ی داری در میدان شهر سامرا افراشتند و لاشه‌ی بابک را بردار زدند، و سرش را خلیفه به خراسان فرستاد .

آخرین گفتار بابک ( به نوشته کتاب حماسه بابک اثر نادعلی همدانی ) :   

                     
تو ای معتصم خیال مکن که با کشتن من فریاد استقلال طلبی ایرانیان را خاموش خواهی کرد . نه ! این حماقت است اگر فکر کنی چون افشین وطن فروش را با زر خریده ای میتوانی ایرانیان را اسیر کنی . من مبارزه ای را آغاز کرده ام که ادامه خواهد داشت .من لرزه ای بر ارکان حکومت عرب انداخته ام که دیر یا زود آن را سرنگون خواهد نمود . تو اکنون که مرا تکه تکه میکنی هزاران بابک در شمال و شرق و غرب ایران ظهور خواهد کرد و قدرت پوشالی شما پاسداران جهل و ستم را از میان بر خواهد داشت ! این را بدان که ایرانی هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت و سلطه بیگانگان را تحمل نخواهد کرد .                                   

من درسی به جوانان ایران داده ام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد . من مردانگی و درس مبارزه را به جوانان ایران آموختم و هم اکنون که جلاد تو شمشیرش را برای بریدن دست و پاهای من تیز میکند صدها ایرانی با خون بجوش آمده آماده طغیان هستند .مازیار هنوز مبارزه میکند و صدها بابک و مازیار دیگر آماده اند تا مردانه برخیزند و میهن گرامی را از دست متجاوزان و یوغ اعراب بدوی و مردم فریب برهانند . اما تو ای افشین . . . در انتظار روزی باش که همین معتصمی را که امروز مانند سگانی در برابرش زانو میزنی و وطن ات را برای او فروختی در همین تالار و روی همین سفره سرت را از بدن جدا کند .                             

مردی که به مادر خود ( میهن ) خیانت کند در نزد دیگران جایی نخواهد داشت و هیچکس به فرد خود فروخته اعتماد نخواهد کرد . و بدینسان نخست دست چپ بابک بریده شد و سپس دست راست او و بعد پاهایش و در نهایت دو خنجر در میان دنده هایش فرو رفت و آخرین سخنی که بابک با فریادی بلند بر زبان آورد این بود :

” پاینده ایران “

روز اعدام بابک خرمدین و تکه تکه کردن بدنش در تاریخ ۲ صفر سال ۲۲۳ هجری قمری انجام گرفت که مسعودی در کتاب مشهور مروج الذهب این تاریخ را برای ایرانیان بسیار مهم دانسته است اعدام بابک چنان واقعه‌ی مهمی تلقی شد که محل اعدامش تا چند قرن دیگر بنام خشبه‌ی بابک یعنی چوبه‌ی دار بابک در شهرِ سامرا که در زمان اعدام بابک پایتخت دولت عباسی بود شهرت همگانی داشت و یکی از نقاط مهم و دیدنی شهر تلقی میشد

برادر بابک یعنی آذین را نیز خلیفه به بغداد فرستاد و به نایبش در بغداد دستور نوشت که اورا مثل بابک اعدام کند.

طبری مینویسد که وقتی دژخیمْ دستها و پاهای برادر بابک را می‌بُرید، او نه واکنشی از خودش بروز میداد و نه فریادی برمی‌آورد. جسد این مرد را نیز در بغداد بردار کردند.

معتصم خلیفه عباسی، چنانکه نظام الملک در سیاست نامه خود می نویسد به شکرانه آنکه سه سردار مبارز ایرانی، بابک ، مازیار وافشین رو که هر سه آنها به حیله اسیر شده بودند به دار آویخته بود،مجلس ضیافتی ترتیب داده بود که در طول آن ۳ بار پیاپی مجلس را ترک گفت و هربار ساعتی بعد برمی گشت.

در بار سوم در پاسخ حاضران که جویای علت این غیبت ها شده بودند فاش کرد که در هر بار به یکی از دختران پدر کشته این سه سردار تجاوز کرده است، و حاضران با او از این بابت به نماز ایستادند و خداوند را شکر گفتند. (تولدی دیگر-شجاع الدین شفا).

http://parsiandej.ir/


jerrieCardino.jimdo.com
چهارشنبه 3 خرداد 1396 ساعت 08 و 15 دقیقه و 23 ثانیه
Woah! I'm really loving the template/theme of this site.
It's simple, yet effective. A lot of times it's challenging to
get that "perfect balance" between usability and appearance.
I must say you've done a awesome job with this. Additionally, the blog
loads super quick for me on Safari. Superb Blog!
Moises
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 ساعت 23 و 45 دقیقه و 29 ثانیه
I think the admin of this web site is in fact working hard in favor
of his site, for the reason that here every data is quality based material.
http://decisiveunifica25.Hazblog.com
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 ساعت 12 و 12 دقیقه و 58 ثانیه
Thanks for finally talking about >هفت رخ فرخ
ایران - بابک خرمدین <Liked it!
BHW
دوشنبه 21 فروردین 1396 ساعت 17 و 54 دقیقه و 27 ثانیه
Pretty portion of content. I simply stumbled upon your web site and
in accession capital to say that I get actually loved account your weblog posts.
Any way I'll be subscribing for your feeds or even I achievement you
get admission to constantly fast.
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 ساعت 13 و 14 دقیقه و 45 ثانیه
My partner and I stumbled over here coming from a different web address and thought
I should check things out. I like what I see so i am just following you.
Look forward to looking at your web page for a second time.
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 ساعت 11 و 59 دقیقه و 54 ثانیه
Pretty nice post. I just stumbled upon your weblog and wished to
say that I have truly enjoyed browsing your blog posts.
In any case I will be subscribing to your feed and I hope you write again soon!
BHW
دوشنبه 21 فروردین 1396 ساعت 04 و 03 دقیقه و 30 ثانیه
Hello, i think that i saw you visited my website so i
came to “return the favor”.I am attempting to find things to enhance my site!I suppose its ok to use a few of your ideas!!
BHW
سه شنبه 15 فروردین 1396 ساعت 15 و 46 دقیقه و 36 ثانیه
Hey I know this is off topic but I was wondering if you knew of any
widgets I could add to my blog that automatically tweet my newest twitter updates.
I've been looking for a plug-in like this for quite some
time and was hoping maybe you would have some experience
with something like this. Please let me know if you
run into anything. I truly enjoy reading your blog and I look forward to your new updates.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر