تبلیغات
هفت رخ فرخ ایران
یکشنبه 24 مهر 1390

منشور کوروش

   نوشته شده توسط: بردیا    

پرونده:Cyrus Cylinder 2.jpg

منشور کوروش هخامنشی، نخستین بیانیه جهانی حقوق بشر

منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ ... نوه کوروش، شاه بزرگ ... نبیره چیش پیش، شاه بزرگ...

آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گام های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم. مردوک خدای بزرگ دل های پاک مردم بابل را متوجه من کرد ... زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.

ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلی بابل و جایگاه های مقدسش قلب مرا تکان داد ... من برای صلح کوشیدم.

من برده داری را برانداختم، به بدبختی آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را ار هستی ساقط نکند.

مردوک خدای بزرگ از کردار من خشنود شد ... او برکت و مهربانی اش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم ...

من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نمایشگاه هایی که بسته شده بودند را بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه ها را به جاهای خود بازگرداندم.

همه مردمانی که پراکنده و آواره شده بودند را به جایگاه های خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم. همه مردم را به همبستگی فرا خواندم. همچنین پیکره خدایان سومر و اکد را که نبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودی مردوک خدای بزرگ و به شادی و خرمی به بیایشگاه های خودشان بازگرداندم. بشود که دل ها شاد گردد.

بشود، خدایانی که آنان را به جایگاه های مقدس نخستین شان بازگرداندم، هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم زندگانی بلند خواستار باشند. بشود که سخنان پر برکت و نیکخواهانه برایم بیابند. بشود که آنان به خدای من مردوک بگویند: " به کوروش شاه، شادشاهی که ترا گرامی می دارد و پسرش کمبوجیه، جایگاهی در سرای سپند ارزانی دار."

من برای همه مردم جامعه ای آرام فراهم ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم.

* برگرفته از کتاب منشور کوروش هخامنشی/ رضا مرادی غیاث آبادی


یکشنبه 19 آذر 1391

میرزا ابوالحسن خان شیرازی

   نوشته شده توسط: سیاوش    نوع مطلب :تاریخ معاصر ،

میرزا ابوالحسن خان شیرازی از رجال معروف اوایل دوره قاجار، خواهرزاده حاجی ابراهیم خان اعتمادالدوله شیرازی و پسر دوم میرزا محمدعلی در سال 1192ق در شیراز متولد شد.

در سال 1215ق فتحعلی شاه میرزا ابراهیم خان كلانتر شیرازی را كه از عوامل انگلستان بود از صدارت معزول و زندانی ساخت. در آن هنگام میرزا ابوالحسن خان، حاكم شوشتر بود و به دستور فتحعلی شاه به تهران احضار شد. شاه قصد نابودی وی را داشت ولی با وساطت عده ای از درباریان بخشیده شد و از مرگ نجات یافت و به اقامت اجباری در شیراز تن داد. 1

میرزا ابوالحسن خان با یاری انگلیسیها از شیراز گریخت و راهی بمبئی شد و چندی بعد كه فهمید فتحعلی شاه بازماندگان حاجی ابراهیم خان اعتمادالدوله را مورد تفقد قرار داده عازم شیراز شد و در تشكیلات حكومتی حسین علی میرزا فرمانفرما به منسب یساولی سرافراز شد. مشارالیه به سال 1224ق به فرمان فتحعلی شاه به عنوان سفیر ایران به همراه جیمز موریه منشی سفارت انگلسان و مؤلف كتاب حاجی بابای اصفهانی روانه لندن شد.

میرزا ابوالحسن خان ایلچی از همان ابتدا تحت تأثیر جنبه های مادی تمدن غرب قرار گرفت و با حیرت به سیر و سیاحت در آن دیار پرداخت و در نهایت كتاب حیرت نامه سفرا را كه از سر ذلت، ایرانیان را به تقلید از غرب در همه عرصه ها تشویق می كرد به عنوان تحفه سفر با خود به ایران آورد.

وی تحت تعلیمات مهماندار خود سرگور اوزلی به عضویت لژ فراماسونری انگلستان درآمد.2 سرگور اوزلی مأموریت داشت تا با همكاری ایلچی در ایران لژ فراماسونری تأسیس نماید. این دو برای دستیابی به مقاصد خود تعداد قابل توجهی از رجال ایران را وارد حلقه فراماسونری ساختند. میرزا ابوالحسن خان به مدت 35 سال یعنی تا پایان عمر از دولت انگلستان مقرری دریافت داشت. نامبرده پس از 8 ماه به اتفاق سرگور اوزلی كه به سمت وزیرمختار انگلیس در ایران انتخاب شده بود از لندن به ایران بازگشت و سالها در دوران حكومت فتحعلی شاه و محمد شاه به خدمت پرداخت.

مشارالیه در سال 1228ق كه عهدنامه گلستان پس از 10 سال جنگ بین ایران و روسیه منعقد شد، به نمایندگی از جانب ایران عهدنامه مذكور را با نمایندگان روسیه امضاء كرد و به امضای فتحعلی شاه نیز رسانید. سپس از سوی شاه ایران مأموریت یافت تا به پترزبورگ رفته و عهدنامه را به امضای امپراتور روسیه نیز برساند و درباره باز پس گرفتن قسمتی از خاك ایران كه روسیه متصرف شده بود با امپراتور مذاكره نماید. پس از انجام این مأموریت بار دیگر در سال 1233ق به سمت سفیر ایران در لندن انتخاب شد. وی ضمن تصدی مسئولیت سفارت انگلستان، همزمان سفارت عثمانی، اتریش و فرانسه را نیز عهده دار بود و پس از سه سال اقامت در اروپا به سال 1236ق به ایران بازگشت.

نخستین دوره وزارت میرزا ابوالحسن خان به عنوان وزیر دول خارجه از سال 1239ق تا 1250ق به طول انجامید و در همین دوران بار دیگر روابط ایران و روسیه رو به تیرگی گرایید و دوره دوم جنگهای ایران و روسیه در ذیحجه سال 1241ق آغاز شد. سال 1243ق میرزا ابوالحسن خان وزیر خارجه وقت جهت عقد قرارداد صلح با روسیه تزاری و خاتمه دادن به جنگ، به مذاكره پرداخت كه حاصل آن، عهدنامه تركمنچای بود.

یك سال پس از انعقاد قرارداد صلح، میرزا ابوالحسن خان از عزیمت به روسیه جهت عذرخواهی به دلیل قتل گریبایدوف سرباز زد و در نتیجه خسرومیرزا پسر هفتم عباس میرزا به همراهی هیئتی عازم آن دیار شد.

میرزا ابوالحسن خان در دوران حكومت محمد شاه از سال 1254ق تا 1262ق برای بار دوم به وزارت دول خارجه منصوب شد و سرانجام در سال 1262ق دیده از جهان فرو بست.

----------------------------------------------

1- مهدی بامداد، شرح حال رجال ایران در قرن 12، 13 و 14هجری، جلد1، ص 35.

2- اسماعیل رائین، فراموشخانه و فراماسونری در ایران، جلد 1، ص 316.

برگرفته از موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران

 

/http://iichs.org

 


یکشنبه 19 آذر 1391

ناصرالدین شاه

   نوشته شده توسط: سیاوش    نوع مطلب :تاریخ معاصر ،

ناصرالدین شاه چهارمین پادشاه قاجاریه فرزند محمد شاه و جهان خانم (مهد علیا) در ششم ماه صفر سال ۱۲۴۷ ه.ق به دنیا آمد. در تربیت ناصرالدین سعی بسیار شد و مسئولیت آموزش برخی از شاهزاده‌ها به میرزا عیسی قائم مقام فراهانی و فرزندش میرزا ابوالقاسم و پس از آن به میرزا تقی خان امیرکبیر واگذار گردید. ناصرالدین یکی از شاهزاده‌هایی بود که دانش خود را از امیرکبیر آموخت. در چهارده سالگی با گلین خانم دختر یکی از شاهزادگان قاجار پیمان زناشویی بست.1

در سال 1263 ه.ق رسماً حکومت آذربایجان به وی تفویض شد و عازم دارالسلطنه تبریز گردید. مدتی بعد پدرش محمد شاه درگذشت و تا رسیدن وی به تهران مادرش مهد علیا زمام امور را به دست گرفت. ناصرالدین با یاری و راهنمایی میرزا تقی خان امیرکبیر روانه پایتخت شد و بر تخت سلطنت نشست و میرزا تقی خان را به صدارت برگزید. نخستین سالهای سلطنت ناصرالدین شاه با شورشهای پی در پی در ولایات و ایالات کشور همراه بود. شورش سالارالدوله حاکم خراسان، فتنه باب و شورش آقاخان محلاتی از آن جمله‌اند. به تدریج عوامل شورشی سرکوب و کشور از ثباتی نسبی بهره‌مند گردید. در سایه این ثبات امیر کبیر دست به اصلاحات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی زد ولی درباریان با اقدامات وی از در مخالفت درآمدند و در سال 1268 ه.ق، شاه کم تجربه و خودکامه را به عزل و قتل وزیر خردمندش واداشتند.2

 

پس از قتل امیرکبیر میرزا آقاخان نوری سرسپرده انگلیسی به صدارت رسید و بی‌کفایتی او در اداره مملکت سبب شد تا اوضاع نابسامان و آشفته قبل از امیرکبیر بر این مرز و بوم سایه بگستراند و هرات از ایران جدا شود و به دست انگلیسیها بیفتد. در زمان ناصرالدین شاه علاوه بر افغانستان، بسیاری از سرزمینهای ایران واقع در شمال خراسان شامل مرو، خوارزم و خیوه توسط روسها به یغما رفت و در همان حال انگلستان نیز قسمتهایی از سیستان و بلوچستان را از ایران جدا ساخت. اقدامات و در حقیقت خیانتهای میرزا آقاخان نوری، ناصرالدین شاه را خشمگین کرد و حکم عزل وی را صادر نمود.3

پس از عزل آقاخان نوری شاه از انتخاب صدراعظم خودداری کرد و در صدد برآمد کابینه کوچکی مرکب از شش وزیر تشکیل دهد. گذشته از این اقدام ناصرالدین شاه تشکیلات دیگری به نام مجلس شورای دولتی به وجود آورد؛ حال آنکه نه کابینه و نه مجلس مذکور هیچ یک پاسخگوی نیازهای کشور نبود. بنابراین پس از حدود شش سال که دربار ایران بدون صدراعظم روزگار می‌گذرانید، شاه میرزا محمد خان سپهسالار را به عنوان صدراعظم برگزید. صدارت نامبرده دوامی نیافت و چون وی فردی نظامی بود به سبب اشتغال فراوان به امور سپاهیان از رسیدگی به امور کشور غفلت می‌ورزید. پس از وی شاه میرزا حسین خان سپهسالار قزوینی را به صدارت انتخاب کرد. یکی از وقایع دوران صدارت سپهسالار قزوینی اعطای امتیاز استخراج کلیه معادن ایران به یک یهودی انگلیسی به نام رویتر بود که با اعتراض گسترده مردم و روحانیون، دولت مجبور به لغو قرارداد فوق شد و سپهسالار قزوینی از صدارت معزول گردید. نامبرده در طول صدارتش موجبات دو سفر ناصرالدین شاه به اروپا را فراهم نمود.

دو صدراعظم بعدی ناصرالدین شاه میرزا یوسف مستوفی‌الممالک و میرزا علی‌اصغر امین‌السلطان بودند. سفر سوم ناصرالدین شاه به فرنگ در سال 1306 ه.ق به همت امین‌السلطان صورت گرفت.4 در همین سفر شاه امتیاز لاتاری را به میرزا ملکم خان وزیر مختار ایران داد و امتیاز انحصار توتون و تنباکو را به تالبوت انگلیسی واگذار کرد. البته پس از بازگشت ناصرالدین شاه از اروپا هر دو قرارداد مورد ایراد و انتقاد قرار گرفت و به دستور شاه امتیاز لاتاری لغو گردید، ولی در مورد انحصار توتون و تنباکو این قرارداد با مخالفت جمعی از روحانیون و مبارزانی همچون سید جمال‌الدین اسدآبادی رو به رو گشت. سید جمال‌الدین اسدآبادی با ارسال نامه‌ای به آیت الله میرزا محمدحسن شیرازی سبب شد تا این مرجع بزرگ با صدور فتوایی زمینه را برای مخالفت همگان فراهم سازد و با حکم شرعی مبنی بر حرام بودن استفاده از توتون و تنباکو شاه را در سال 1309 ه.ق مجبور به لغو قرارداد فوق نماید.5

اعطای امتیاز تأسیس بانک شاهنشاهی به مدت شصت سال، چاپ و نشر اسکناس، امتیاز کشتیرانی در رود کارون به انگلیسیها و امتیاز راه شوسه انزلی تا تهران به روسها از اتفاقات همین دوران است. در نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی و همزمان با سلطنت ناصرالدین شاه قاجار، اروپا از لحاظ تمدن جدید و علوم پیشرفت حیرت انگیزی نموده بود و در اغلب کشورهای اروپایی مردم در سایه آزادی و حکومت قانون زندگی می‌کردند ولی در ممالک اسلامی و خاورمیانه مردم ستمدیده از نعمت آزادی فردی و حیات اجتماعی به کلی بی نصیب بودند. به خصوص در ایران مظالم شخص شاه و درباریان جان مردم را به لب رسانده بود. در این میان سید جمال‌الدین اسدآبادی قیام نمود و پرچمدار آزادی مسلمین و منادی بیداری ملل مشرق زمین گشت.6

سید جمال‌الدین اسدآبادی به علت افکار انقلابی و ضدیت با حکومت استبدادی ناصرالدین شاه مورد بی مهری شاه قرار گرفته بود و شاه مانع فعالیت نامبرده در ایران بود. سال 1308 ه.ق هنگامی که سید جمال‌الدین اسدآبادی در اعتراض به مفاسد شاه و حکومت در صحن حضرت عبدالعظیم (ع) بست نشسته بود به زور مأموران دولتی از بست خارج و به دستور شاه به اتهام تحریک و توطئه از ایران اخراج شد. سرانجام روز هفدهم ذیقعده سال 1313 ق ناصرالدین شاه در آستانه برگزاری جشن پنجاهمین سال سلطنت در حرم عبدالعظیم (ع) با گلوله میرزا رضای کرمانی شاگرد سید جمال‌الدین اسدآبادی از پای در آمد و در باغ جیران شهر ری مدفون گشت.

ناصرالدین شاه از خط خوشی بهره‌مند بود و به نقاشی، طراحی، عکاسی، سیر و سیاحت و شکار علاقه وافر داشت . به تن آسایی و تعدد زوجات توجه خاصی نشان می‌داد. او دارای ذوق ادبی نیز بود و در قالب غزل، رباعی و قطعه شعر می‌سرود.

_________________________________

1. عباس امانت، قبله عالم: ناصرالدین شاه قاجار و پادشاهی ایران (1313 ـ 1247)، ترجمه حسن کامشاد، تهران:نشر کارنامه، مهرگان، 1383، ص 94.

2. منیژه ربیعی، سرنوشت ناصرالدین شاه، تهران: اهل قلم، 1384، ص 6 ـ 8.

3. علیرضا اوسطی، ایران در سه قرن گذشته، ج1، تهران: پاکتاب، 1382، ص 140.

4. خانبابا بیانی، پنجاه سال تاریخ ایران در دوره ناصری: مستند به اسناد تاریخی و آرشیوی، ج1، تهران: نشر علم، 1375، ص 242.

5. عباس رمضانی، سید جمال اسدآبادی، تهران: ترفند، 1383، ص 88 ـ 89.

6. سید جمال‌الدین اسدآبادی و نهضت بیداری اسلامی: مجموعه مقالات کنگره بین المللی سید جمال‌الدین اسدآبادی، تهران: مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، 1383، ص 135 ـ 137.

 

برگرفته از موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران

 

 /http://iichs.org


یکشنبه 19 آذر 1391

مشاهیر زنان

   نوشته شده توسط: سیاوش    نوع مطلب :مشاهیر زنان ،

مستوره کردستانی

(اولین تاریخ‌نگار زن در ایران و خاورمیانه و نزدیک)

ماه شوکت خانم، در سال 1220ق در سنندج به دنیا آمد. وی دختر ابوالحسن بیگ پسر محمدآقا ناظر کردستانی و برادرزاده میرزا عبدالله رونق، صاحب تذکره حدیقه امان‌اللهی بود. خانواده‌اش معروف به قادری و جدش ناظر صندوقخانه والیان اردلان بود.

مستوره کردستانی در جوانی به عقد ازدواج خسروخان والی اردلان درآمد. وی به علت استعداد و ذوق سرشاری که برای فراگیری علوم داشت، در عصری که بیشتر زنان از حداقل سواد نیز بی بهره بودند، به فراگیری مقدمات علوم ادبی و دینی پرداخت و هر زمان دامنه آن را نیز افزایش می‌داد. او خطاط زبردستی نیز بود و انواع خطوط را می‌نوشت. مستوره صاحب اشعاری لطیف و دلنشین به فارسی است که مقداری اندک از آن به جا مانده.

وی علاوه بر سرایش شعر، کتابی نیز در عقاید و تعلیمات اسلامی نگاشته ولی آنچه بیشتر سبب شهرت او شده تألیف اثر تاریخی او موسوم به تاریخ اردلان است. این کتاب در زمینه تحقیقات کردشناسی دارای اهمیت زیادی است و همچنین در حوزه ایرانشناسی نیز جایگاه ویژه‌ای را به خود اختصاص داده است. مستوره کردستانی تا آخرین روزهای زندگیش سرگرم نوشتن این اثر بود. وی در سال 1264ق وفات یافت.

 

شاهچراغ

تاشی خاتون (طاشی خاتون)، بانی آستانه شاهچراغ (ع) همسر امیرجلال‌الدین مسعود شاه اینجو. وی از زنان خیّر و نیکوکار شیراز در قرن هشتم هجری بود. او با علماء و شعرای فارس در ارتباط بود و از ایشان نیز حمایت می‌کرد. بنای مقبره امامزاده احمد بن موسی بن جعفر (ع) مشهور به شاهچراغ، که به مرور ایام در حال تخریب بود، بنابه دستور و حمایت او، مرمت شده، قبه‌ای هم بر آن ساخت که همچنان باقی است.

وی همچنین مدرسه‌ای در جنب بقعه ایجاد نمود و در آن از عده‌ای از علماء و عرفا دعوت نمود که به تدریس و بحث و فحص مشغول باشند. تاشی خاتون چندین قریه در میمند فارس را برای مخارج مدرسه وقف نموده که از درآمد آنها از مسافرین و زوار نیز پذیرایی می‌شد. تاشی خاتون در سال 750ق وفات یافت و بنابه وصیت خود در بقعه‌ای مجاور شاهچراغ دفن شد که در حال حاضر اثری از آن موجود نمی‌باشد.

گفته می‌شود که تاشی خاتون طبع روانی در شعر نیز داشت و اشعاری از وی به جا مانده است. این چند بیت به او نسبت داده می‌شود.

درده به من ای ساقی زان می دو سه پیمانه            کز سوز درون گویم شعری دو سه مستانه

خواهم که در این مستی خود نیز روم از یاد              غیر از تو نماند کس نه خویش و نه بیگانه

از عشق رخ جانان گشته است جهان حیران        مستانه سخن گوید این عاشق دیوانه

 

1. انجمن همت خواتین

یکی از اولین انجمنهای اجتماعی زنان که در حوالی زمان انقلاب مشروطیت در ایران تشکیل یافت. هدف از تأسیس آن، چنانکه مؤسسین و مؤثرین آن تصریح نموده‌اند: حفظ استقلال کشور از طریق تقویت صنایع داخلی بوده است. از افراد مؤسس و مؤثر آن خانم نورالدجی (مفتشه کل مدارس دخترانه)، خانم مریم عمید (مدیر شکوفه) و جمعی از مدیران مدارس دخترانه بودند.

از روشهای انجمن برای حمایت از صنایع داخلی، تحریم صنایع خارجی و تشویق خانمها و افراد خانواده به استفاده از کالاهای داخلی و نیز اشاعه صنایع دستی در مدارس دخترانه بود. ایشان در نشستهای خود که در بعضی از مطبوعات از جمله شکوفه منعکس می‌شد، توصیه می‌نمودند که بهترین راه برای تشویق صنایع وطنی و در نتیجه استقلال کشور از نظر اقتصادی و آنگاه سیاسی، تحریم منسوجات خارجی و استفاده رؤسای کشور از منسوجات وطنی و در نتیجه اشاعه آن در میان دیگر آحاد مردم خواهد بود. اندیشه انجمن در تهران و بعضی شهرهای بزرگ از جمله اصفهان با استقبال خوبی روبه رو شد. جلسات انجمن با ترتیب سخنرانیهایی در مورد لزوم حفظ استقلال اقتصادی و بی نیازی به دول دیگر از این طریق، توأم بود. این انجمن علاوه بر این کار به تبلیغ و حتی سفارش برای برخی از کارگاههای منسوجات داخلی دست می‌زد. انجمن و اهداف آن مانند بسیاری دیگر از این حرکتها با موج خردکننده صنایع خارجی و رواج آن در کشورهای مصرف کننده، از پا درآمد و بی اثر ماند.

2. نهضت تحریم تنباکو

زینب پاشا (بی‌بی شاه زینب ـ زینب باجی ـ ده باشی زینب) سردسته زنان شرکت‌کننده در نهضت تحریم تنباکو و گشودن انبارهای محتکران تبریز در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه و اوایل سلطنت مظفرالدین شاه قاجار. وی دختر شیخ سلیمان بود که در یکی از محلات حاشیه‌ای تبریز به دنبا آمده، زندگی می‌کرد.

او در زمره زنان مبارز تبریزی بود که در نهضت تنباکو نقش داشت. به هنگامی که به دستور روحانی و مجتهد بزرگ شهر میرزاجواد مجتهد، بازار تبریز تعطیل شد و مأمورین دولتی با تهدید و ارعاب تلاش برای بازگشایی بازار داشتند، زینب پاشا به همراه عده‌ای زن مسلح که گوشه‌های چادر خود را به کمر بسته بودند در آنجا ظاهر شدند و بازاریان را تشویق به تعطیلی بازار نمودند.

او در سالهای بعد نیز در کار کشف انبارهای مالکان و محتکران و گشودن آن به روی مردم و خانواده‌های فقیر، فعالیت می‌نمود. از جمله باز کردن انبار میرزا عبدالرحیم قائم‌مقام پیشکار آذربایجان نقل می‌شود که زینب پاشا در جریان درگیری با عساکر عثمانی که در حین مسافرتش به عتبات روی داد، شرکت داشت و بعد از آن دیگر اطلاعی از او در دست نیست. زینب پاشا در چهره یک زن شجاع و حق‌طلب در ادبیات شفاهی آذربایجان راه یافت و هنوز نیز هر زنی که به نوعی رشادت از خود نشان می‌دهد، می‌گویند مثل زینب پاشا است. در قحطیهای بعدی نیز مردم به محتکران می‌گفته‌اند : « فقط زینب پاشا از پس شما نامردان برمی‌آید».

پس از کشته شدن نخستین مجاهد مشروطیت (سیدعبدالحمید) زنان تهران در کوچه و خیابانها ریختند و شورشیان را علیه حکومت تشویق کردند.

 

برگرفته از موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران /http://iichs.org


یکشنبه 30 مهر 1391

کبدی

   نوشته شده توسط: سیاوش    نوع مطلب :بازی‌های ایرانی ،

کَبَدی یا زو یک بازی و ورزش است که در ایران و هند وپاکستان رواج دارد. سال ۱۳۸۱ برای نخستین بار مسابقات قهرمانی این بازی برای مردان در سطح آسیا برگزار شد.

کَبَدی که مخفف کی بودی در اصطلاح فارسی است، فلسفه ایی دارد که به نبردها و جنگهای قدیم برمی گردد که سلاحی در کار نبود و مردم ایران زمین برای دفاع از خود سعی می کردند با توجه به اقتضای زمان و مکانی که در آن می زیستند خود را برابر حملات دشمنان آماده کنند.

ورزش

مهاجمان دوتیم در حالی که به طور مرتب کلمه «کبدی کبدی» را تکرار می کنند با انجام حرکات حمله و دفاع و جابه جایی سعی می کنند با لمس یا گرفتن یار تیم مقابل بتوانند به بالاترین امتیاز دست یابند. تعویض در این بازی محدودیت ندارد. در صورت تساوی دو تیم در وقت قانونی، پنج حمله از سوی دو تیم انجام می شود و اگر باز هم مساوی شدند، حمله یک به یک پیگیری می شود.

در طول بازی باید کلمه کبدی با صدای بلند و واضح از سوی بازیکن مهاجم تکرار شود. بطوری که قطع کردن کلمه (کبدی کبدی) یا نفس گیری در بازی به معنی قطع کردن محسوب می شود و مهاجم باید تا زمان برگشت به زمین خود آن را بگوید. نحوه کسب امتیاز هم بدین صورت است که اگر مهاجم با حریف یا حریف با مهاجم تماس پیدا کند و مهاجم به زمین خود برگردد، امتیاز کسب می شود. ولی اگر حریفان مهاجم رانگه دارند و در زمین خود متوقف کنند و اجازه رسیدن مهاجم به زمین خودش را ندهند مهاجم یک امتیاز از دست می دهد.

بازی کبدی دارای خطوطی در زمین و قوانینی خاص است که در طول بازی باید رعایت شود. تیم ها به نوبت " مهاجم" را در طول خط مانع نیمه زمین ارسال نموده و تیمی که بیشترین امتیاز را در پایان بازی بدست آورده باشد برنده اعلام میشود. لازمه این ورزش واکنش سریع، ظرفیت ایده آل مربوط به جهاز تنقسی، هماهنگی عضلات و قابلیت بازتابی بازیکنان می باشد.

ورزش کبدی اصالتاً یک رشته هندی الاصل می‌باشد ودر بازیهای المپیک سال ۱۹۳۶ به عنوان یک رشته نمایشی در المپیک برلین به نمایش درآمد. همچنین رشته کبدی در بازیهای آسیایی چین ۱۹۹۰ گنجانده شد واز همان زمان به عنوان یکی از رشته‌های رسمی بازیهای آسیایی در برنامه بازی‌ها وجود داشته‌است.

ایران

این بازی در گیلان شیرین دودو و در خراسان، گلستان و مازندران و گلپایگان زو و در خوزستان بازی اش تی تی ودر سیستان کبدی نامیده می‌شود.

تشکیلات این رشته ورزشی از سال ۱۳۷۵ با عنوان انجمن کبدی (فدراسیون ورزشهای همگانی) شروع به فعالیت نمود و برای اولین بار در سال ۱۳۸۱ در مسابقات قهرمانی آسیا-مردان-شرکت و به مقام سوم این دوره از مسابقات نائل آمدودرسال ۸۲ موفق به کسب مقام اول آسیا در رده جوانان وبزرگسالان ودرسال ۸۳ با کسب نایب قهرمانی جهان مدالهای پرارزشی رابه ارمغان آوردوباتوجه به ضرورت وصلاحدید مسئولان محترم سازمان تربیت بدنی در تاریخ ۸/۴/۸۴ باتشکیل مجمع عمومی تحت عنوان فدراسیون کبدی جمهوری اسلامی ایران عملاً شروع به فعالیت نمود.

در سال ۱۳۸۹ تیم ملی ایران در بازیهای المپیک آسیایی نیز مقام دوم آسیا را کسب نمود.

ورزش کبدی در آسیا

کبدی از مسابقات آسیایی سال ۱۹۸۲ به صورت نمایشی وپس از آن جزء مسابقات رسمی بازیهای آسیایی قرار گرفت.

ورزش کبدی همچنین درهند و پاکستان نیز طرفداران زیادی دارد.

قوانین و مقررات ورزش کبدی

  1. هر تیم شامل ۱۲ بازیکن (۷نفربازیکن اصلی و ۵ نفربازیکن ذخیره) می‌باشد.

کبدی سالنی ۷ بازیکن (۵ بازیکن اصلی و ۲ ذخیره) کبدی ساحلی ۶ نفره (۴ بازیکن اصلی و ۲ ذخیره)

  1. تعویض دربازی درمواقع تایم اوت پزشکی (وقت استراحت) مجاز می‌باشد و محدودیت تعویض وجود ندارد.
  2. وقت بازی ۲ وقت ۲۰ دقیقه می‌باشد ودرصورت تساوی دوتیم درپایان وقت قانونی پنج حمله از سوی دو تیم واگر باز هم مساوی شدند حمله یک به یک پیگیری می‌شود. تا تیم برنده مشخص گردد.
  3. وقت استراحت بین دو نیمه، ۵ دقیقه می‌باشد.

بازی زو

بازی زو همان ورزش کبدی است که از زمان‌های قدیم در ایران وجود داشته ولی بیشتر به صورت بازی کودکان بود تا ورزش رسمی روش بازی به این صورت است که افراد به ۲ گروه تقسیم می‌شوند. به ترتیب در هر ۲ گروه انتخاب شده و با گفتن کلمه زوووووووو می‌روند و یکی از افراد گروه مقابل را می‌گیرد.

ابتدا افراد به دو گروه هفت نفره تقسیم می‌شوند و یک گروه گرگ و دیگری بره می‌شود. آن گاه یکی از گرگ‌ها می‌گوید زووو و به یکی از بره‌ها دست می‌زند اگر بره‌ها گرگ را تا زمانی که صدای زویش بند بیاید بتوانند نگه دارند آن گرگ یکی از بره‌ها می‌شود.


یکشنبه 30 مهر 1391

تخته نرد

   نوشته شده توسط: سیاوش    

نرد یا نردشیر (یا نیو اردشیر) بازی‌ای بر روی تخته‌است که در میان ایرانیان، ترکیه‌ای‌ها، و مردمان اروپای شرقی رایج‌تر است. در این بازی طرفین، مهره‌های خود را بر اساس اعدادی که دو عدد تاس تعیین می‌کنند در جهت حرکت عقربه‌های ساعت یا خلاف آن حرکت می‌دهند و درآخر از تخته خارج می‌سازند، بازیکنی برنده خواهد بود که زودتر مهره‌های خود را خارج نماید

.

تاریخچه

نخستین بار این بازی در شهر سوخته زابل (شهری در سیستان و بلوچستان) انجام می‌شده که بقایای آن در گورستان شماره ۷۶۱ با ۶۰ مهره پیدا شده‌است. بر اساس یک نوشتهٔ پهلوی بنام چترنگ نامک یا شطرنج نامه، این بازی را بزرگمهر در پاسخ به بازی شطرنج که پادشاه هندوستان برای انوشیروان می‌فرستد، ابداع می‌کند و نام آن را به افتخار اردشیر بابکان، بنیانگذار سلسله ساسانی، نیواردشیر می‌گذارد. بنا به متن کتاب شطرنج‌نامه (یا گزارش شطرنج و نهش نیو اردشیر)، در ابداع آن از نمادهای متعددی که عموماً مربوط به باورهای زرتشتی است استفاده می‌نماید. مثل تخته بازی به زمین، سیاهی و سپیدی مهره‌ها به شب و روز و تعداد مهره‌ها (که سی عدد است) به سی روز ماههای تقویم زرتشتی، گردش گردانه‌ها (تاس‌ها) به چرخش افلاک و ستارگان و گردش مهره‌ها به حرکت مردمان تشبیه شده‌است که به فرمان چرخش آسمان و سیاره‌ها قرار دارند. همچنین چیدن مهره‌ها در آغاز کار به آفرینش و زدن مهره‌ها به برخورد و کشتار انسانها و دوباره نشستن آنها به زایش و بیرون رفتن آنها از صفحه بازی به مرگ تشبیه گردیده‌است. نمادپردازی حتی در شرح شماره تاس‌ها نیز دیده می‌شود که ۱ نشان اهورامزدا؛ ۲ نشان دو مینو(انگره مینو و سپنتا مینو)؛ ۳ نشان اندیشه، گفتار و کردار نیک؛ ۴ نشان عنصرهای چهارگانه خلقت یعنی آب، باد، خاک، آتش؛ ۵ نشان پنج روشنی خورشید، ماه، ستاره، آتش، آذرخش و ۶ به شش گاهنبار مانند شده‌است.در تلمود نیز به این بازی اشاره شده‌است. در یونانی به آن کوبیا می‌گویند.در حال حاضر پایتخت ساخت تخته نرد در ایران، شهر سنندج می‌باشد.

روش بازی کردن

=== آغاز بازی === ابتدا، هر بازیکن یک تاس پرت می‌کند. بازیکنی که عدد بیشتری بیاورد بازی را آغاز می‌کند. در صورت مساوی شدن، دوباره تاس را پرتاب می‌کنند. وقتی که نوبت بازیکنی فرا می‌رسد، دو تاس را پرتاب می‌کند و حرکت می‌کند و سپس نوبت بازیکن دیگر می‌شود. عدد روی تاسها نشان می‌دهد که مهره‌ها چه تعداد خانه باید حرکت داده شوند. مهره‌ها روبه جلو و با قانون‌های زیر حرکت داده می‌شوند: * مهره با توجه به عدد روی تاس به خانهٔ باز(خانه‌ای که از دو مهره یا تعداد بیشتری از مهره‌های حریف پر نشده باشد) می‌تواند جابجا شود. * عددهای روی دو تاس تشکیل حرکت‌های جداگانه می‌دهد. به عنوان مثال، اگر یک بازیکن عدد تاسش ۵ و ۳ باشد، او می‌تواند یک مهره را پنج خانه و مهره دیگری را سه خانه جلوتر در خانه باز قرار دهد. یا می‌تواند یک مهره را هشت خانه به جلو ببرد و در یک خانه باز قرار دهد(تنها در صورتی که نقطه میانی سه و پنج همزمان بسته نباشند). خانه بسته خانه‌ای است که دو مهره یا مهره‌های بیشتری از حریف آن خانه را پر کرده باشد. * بازیکنی که تاسش دو عدد برابر میاورد، اصطلاحا جفت آورده و معادل آوردن چهار تا از آن عدد است. مثلا اگر تاس ۶ و ۶ بیاورد، بازیکن دارای چهار "شش" برای استفاده‌است، و می‌تواند هر ترکیبی از مهره‌ها را حرکت دهد. * بازیکن باید تا زمانی که حرکت قانونی با عدد روی تاسها دارد، حرکت کند و نمی‌تواند از عددی که آورده صرف نظر کند. مثلا اگر جفت ۳ آورده و فقط سه تای آنها را می‌تواند بازی کند، باید آن سه را بازی کند. * بازیکن همواره باید بیشترین تعداد حرکت را که می‌تواند بازی کند، به این معنی که اگر فرضا بازیکن تاسش ۴ و ۵ بیاید به این صورت که اگر مهره‌ای خاص را ۴ خانه حرکت دهد دیگر امکانی برای بازی کردن تاس ۵ نداشته باشد اما اگر مهره‌ای دیگر را ۴ خانه حرکت دهد امکان بازی کردن تاس ۵ نیز برایش مهیا شود اجبارا باید حالتی را که امکان بازی کردن هر دو تاس را به او می‌دهد بازی کند حتی اگر آشکارا به ضررش باشد.

زدن و خوردن

خانه اشغال شده توسط یک مهره، تک نامیده می‌شود. اگر حریف روی مهره تک بیاید، آن مهره را می‌زند و جای آن قرار می‌گیرد و مهره خورده شده روی "بار" قرار می‌گیرد.

تا زمانی که یک بازیکن یک یا چند مهره بر روی بار دارد، باید نخست آنها را وارد بازی کند. هنگامی که نوبت اوست، با توجه به عدد روی تاسش، مهره بیرون را در خانه بازی از ناحیه خودی حریف قرار می‌دهد. به عنوان مثال، اگر یک بازیکن یک مهره در بار دارد، و تاسش ۴ و ۶ دارد، می‌تواند مهره اش را بر روی هر دو خانه چهار یا شش ناحیه خودی حریف قرار دهد به شرطی که آن خانه‌ها باز باشند. اگر هیچ خانه‌ای باز نباشد، بازیکن نوبت خود را از دست می‌دهد. ولی باید تا آنجا که می‌تواند مهره‌هایش را وارد کند و بقیه را برای نوبت بعدیش بگذارد. پس از آنکه آخرین مهره خورده شده وارد بازی شد، بازیکن به بازی عادی خود ادامه می‌دهد و اگر از تاسش چیزی باقیمانده باشد، آن را بازی می‌کند.

خارج کردن

زمانی که تمام مهره‌ها را در ناحیه خودی (۶خانه سمت راست تخته) جمع کردید، حالا نوبت به آن رسیده‌است که مهره‌های خود را از بازی خارج کنید و برای خارج کردن مهره از بازی، شما باید تاس‌ها را بیندازید و به ازای هر شماره تاس، یک مهره از بازی خارج کنید. مثلا اگر شما ۵و۲ بیاورید، باید یک مهره از خانه شماره ۵ و یک مهره از خانه شماره ۲ خارج کنید و اگر در خانه‌های ۵و۲ هیچ مهره‌ای نبود باید با دیگر مهره‌ها این تاسهای ۵و۲ را بازی کنید مثلا برای تاس ۵ یک مهره از خانه ۶ به خانه یک ببرید و برای تاس دو یک مهره از خانه‌های دیگر حرکت دهید.

  • قانون: اگر تاس انداختید و در خانه مورد نظر هیج مهره‌ای نبود با شرط اینکه در خانه‌های قبلش هم هیچ مهره‌ای نباشد، شما می‌توانید این مهره را از نزدیکترین خانه قبل از عدد تاس بردارید. مثلا تمام مهره‌های شما در خانه‌های ۱،۲،۳ جمع است و شما تاس می‌اندازید. اگر تاس شما مثلا ۴و۶ باشد شما می‌توانید دو مهره از خانه ۳ خارج کنید اما اگر در خانه ۵ شما مهره باشد شما نمی‌توانید با تاس ۴ مهره از بازی خارج کنید و باید این تاس را بازی کنید.

حال اگر تاس جفت بیارید شما می‌توانید چهار مهره از خانه عدد تاس خارج کنید. مثلا اگر جفت ۳ بیارید در صورتی که چهار مهره در خوانه ۳باشد می‌توانید هر چهار مهره را خارج کنید. اگر کمتر از چهار مهره در خانه ۳ باشد، می‌توانید تعداد تاس ۳ باقی مانده را از خانه ۲ بردارید.

مارس

درصورتیکه قبل از اینکه حریف‌تان بتواند اولین مهره خود را از بازی خارج کند، تمام مهره‌هایتان را از بازی خارج کنید، حریف شما مارس شده و امتیازی که بدست میاورید ۲ است. در حالیکه اگر مارس نشود، امتیازی که می‌گیرید ۱ است.

مارس اکبر

در صورتی که شما بتوانید تمام مهره‌های خود را از بازی خارج کنید و حریف‌تان هنوز هیچ مهره‌ای را خارج نکرده باشد و حداقل یک مهره در خانهٔ خودی شما داشته باشد اصطلاحا می‌گویند حریف مارس اکبر شده و در این‌صورت به شخص برنده ۳ امتیاز تعلق می‌گیرد. معادل مارس شدن در زبان انگلیسی Gammon و معادل مارس اکبر در زبان انگلیسی Backgammon است. ممکن است در جمع‌های دوستانه از مارس اکبر با نام سگ مارس نیز یاد شود که البته مودبانه نیست و در مقابل هر حریفی نمی‌توان این عبارت را به کار برد.

Backgammon DoublingCube.jpg

 

داو دادن اختیاری است. هر وقت هر کدام از دو بازیکن فکر کنند که برنده هستند، می‌توانند از حریف بخواهند که باخت را بپذیرد یا امتیاز نتیجهٔ بازی دو برابر شود. قبل از آن بازیکنان مجبور بودند تا آخر بازی کنند و ممکن بود در این بین شانس دخالت زیادی در بازی توسط بازی می‌کرد. حال آنکه با داو دادن این شانس کشته می‌شد و بازیکنی که به واسطهٔ بازی ضعیف عقب بود تسلیم می‌شود.

  • کیوب، cube (تاس داو)

کیوب یا تاس داو به تاسی می‌گویند که برای عمل داو دادن به کار می‌رود و یک مقدار از تاسهای بازی بزرگتر است و بر روی آن شماره‌های ۲، ۴، ۸، ۱۶، ۳۲ و ۶۴ درج شده‌است.

در طول بازی هر بازیکن که فکر می‌کند شایسته پیروزی است می‌تواند داو دهد و تنها می‌تواند یکبار و قبل از تاس ریختن این چالش را برای حریفش به وجود بیاورد. بعد از اینکه داو از سوی هر یک از بازیکن‌ها پیشنهاد شد، حریف حق دارد که آن را قبول یا رد کند. اگر داو رد شود یعنی حریف شکست را قبول کرده و ست بعدی بازی شروع می‌شود. ولی اگر داو را قبول کرد بازی ادامه پیدا می‌کند و امتیاز بازی در عدد کیوب ضرب می‌شود و در این هنگام تاس داو طرف بازیکنی می‌رود که داو را قبول کرده و عدد شماره ۲ کیوب رو قرار می‌گیرد. همچنین اختیار داو دوباره با اوست. بازیکنی که پیشنهاد داو را داده دیگر با کیوب کاری نخواهد داشت. بازی ادامه پیدا می‌کند تا زمانی که بازیکنی که داو را قبول کرده احساس کند اینبار او شایستگی پیروز شدن را دارد و بر روی داو حریف داو می‌دهد و اینبار کیوب روی عدد ۴ می‌رود. باز هم حریف حق انتخاب دارد که کیوب را بگیرد یا رد کند. اگر رد کند ۲ امتیاز واگذار کرده. واگر قبول کند امتیاز بازی روی عدد ۴ می‌رود و نتیجه هر ست در عدد کیوب ضرب خواهد شد. یعنی اگر شما مارس شدید و کیوب روی ۴ باشد شما ۸ امتیاز دادید و اگر یک دست معمولی باختید و کیوب روی ۲ باشد ۲ امتیاز به حریف خواهید داد و یا اگر مارس اکبر شده باشید و کیوب روی ۱۶ بوده باشد ۴۸ امتیاز داده‌اید.


تعداد کل صفحات: 26 ... 5 6 7 8 9 10 11 ...