تبلیغات
هفت رخ فرخ ایران
یکشنبه 24 مهر 1390

منشور کوروش

   نوشته شده توسط: بردیا    

پرونده:Cyrus Cylinder 2.jpg

منشور کوروش هخامنشی، نخستین بیانیه جهانی حقوق بشر

منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ ... نوه کوروش، شاه بزرگ ... نبیره چیش پیش، شاه بزرگ...

آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گام های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم. مردوک خدای بزرگ دل های پاک مردم بابل را متوجه من کرد ... زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.

ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلی بابل و جایگاه های مقدسش قلب مرا تکان داد ... من برای صلح کوشیدم.

من برده داری را برانداختم، به بدبختی آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را ار هستی ساقط نکند.

مردوک خدای بزرگ از کردار من خشنود شد ... او برکت و مهربانی اش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم ...

من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نمایشگاه هایی که بسته شده بودند را بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه ها را به جاهای خود بازگرداندم.

همه مردمانی که پراکنده و آواره شده بودند را به جایگاه های خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم. همه مردم را به همبستگی فرا خواندم. همچنین پیکره خدایان سومر و اکد را که نبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودی مردوک خدای بزرگ و به شادی و خرمی به بیایشگاه های خودشان بازگرداندم. بشود که دل ها شاد گردد.

بشود، خدایانی که آنان را به جایگاه های مقدس نخستین شان بازگرداندم، هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم زندگانی بلند خواستار باشند. بشود که سخنان پر برکت و نیکخواهانه برایم بیابند. بشود که آنان به خدای من مردوک بگویند: " به کوروش شاه، شادشاهی که ترا گرامی می دارد و پسرش کمبوجیه، جایگاهی در سرای سپند ارزانی دار."

من برای همه مردم جامعه ای آرام فراهم ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم.

* برگرفته از کتاب منشور کوروش هخامنشی/ رضا مرادی غیاث آبادی


چهارشنبه 21 اسفند 1392

ایرانیان باستان و فناوری نانو

   نوشته شده توسط: مجتبی    


مدیر مرکز مشاوره و توسعه نانوتکنولو‍ژی ایتالیا گفت:‌ بر اساس بررسی های به عمل آمده ایرانیان باستان در زمان هخامنشینان اولین کسانی بودند که به فناوری نانو دست یافتند.

به گزارش خبرنگار مهر در اصفهان، ایمان مرادی در همایش تازه های نانو در عرصه تولید و تجارت بین الملل افزود: بر اساس آخرین بررسی هایی که انجام داده به این نتیجه رسیده ایم که ایرانیان باستان در حدود دو هزار و 530 سال پیش توانستد به فناوری نانو دست یابند این در حالی است که پیش از این بیان شده بود در رم باستان حدود یک هزار و 600سال پیش این فنآوری مورد استفاده قرار گرفته است.

مدیر مرکز مشاوره و توسعه نانوتکنولو‍ژی ایتالیا در خصوص بررسی های که اخیرا به نتیجه رسیده است به اولین سکه ای که در تاریخ ضرب شده است اشاره کرد و افزود: این سکه با نام "دریک" در امپراطوری ایران ضرب و با 95 درصد طلا و پنج درصد نقره بود که دولت و امپراطوری ایران اجازه ضرب این سکه را مشروط بر این که درصد طلا و نقره آن تغییر نکند، به دیگر کشورها داد. مرادی اظهار داشت: از سوی دیگر با بررسی کتاب های تاریخی به این نتیجه می رسیم که در ایران طلایی وجود داشته است با نام "زر سرخ" که سکه با آن ضرب می شد و ضرب این سکه نیز باید به طور قطع همان ویژگی 95 درصد طلا و پنج درصد نقره را داشته باشد، این در حالیست که این طلا نمی تواند سرخ باشد مگر اینکه آنها برای انجام این امر از فناوری نانو استفاده می کردند. وی تصریح کرد: اولین کسانی که این فناوری را انجام داده اند از شهر نیشابور بوده اند و به دلیل اینکه رنگ سرخ مقدس بود برای ایرانیان این طلا از ارزش زیادی برخوردار شد.  

همچنین پژوهشگران سازمان انرژی اتمی ایران و محققان ایتالیا با کشف نانو ذرات نقره و مس در لعاب کاشی‌های قرن چهارم و هفتم، به کاربرد تکنو لوژی نانو در کاشی‌های زرین‌فام و اثرات کروماتیکی آن پی بردند. مطالعات آزمایشگاهی پژوهشگران روی نمونه‌هایی از کاشی‌های زرین‌فام ایرانی منجر به کشف کاربرد تکنولوژی نانو در ترکیبات موجود در لعاب تزئینی این کاشی‌ها شد.

همچنین تیم مشترک پژوهشگران سازمان انرژی اتمی ایران و محققان ایتالیا با کشف نانو ذرات نقره و مس در لعاب کاشی‌های قرن چهارم و هفتم، به کاربرد تکنولوژی نانو در کاشی‌های زرین‌فام و اثرات کروماتیکی آن پی بردند.  در جریان مطالعات آزمایشگاهی گسترده‌ای که توسط تیمی از پژوهشگران سازمان انرژی اتمی کشور و پژوهشگران ایتالیایی روی نمونه‌هایی از کاشی‌های زرین‌فام ایرانی صورت گرفت، این محققان موفق به کشف کاربرد تکنولوژی نانو درترکیبات موجود در لعاب تزئینی این کاشی‌ها شدند. مهندس پروین اولیایی، عضو هیات علمی سازمان انرژی اتمی و از اعضای هیات پژوهشی فعال در این تیم تحقیقاتی گفت:

 «در جریان شرکت در یک کارگاه علمی- بین‌المللی که در دانشگاه پروژ‌ای ایتالیا برگزار شد، متوجه علاقه محققان و محافل علمی جهان به این کاشی و شناخت ترکیبات موجود در لعاب آن شدیم. از این رو پس از بازگشت به کشور، این موضوع به طور مستقل توسط یک تیم چهار نفره در سازمان انرژی اتمی ایران مورد مطالعه و بررسی‌های آزمایشگاهی قرار گرفت.»

وی درباره آزمایش‌های انجام شده روی لعاب این کاشی‌ها گفت: «با دستیابی به تکه‌هایی از این کاشی، نمونه‌هایی از آن در آزمایشگاه واندوگرافت با روش Pixe مورد آنالیز عنصری قرار گرفت.» 
در این روش نمونه‌هایی از کاشی در معرض تشعشات پروتون قرار گرفته و از طریق تابش پروتون‌هایی با انرژی 2 مگا الکترون، آنالیز عنصری انجام و عناصر تشکیل دهنده این لعاب‌ها، مشخص می‌شود.

مهندس «اولیایی» در ادامه به همکاری پژوهشگران ایتالیایی در این برنامه تحقیقاتی اشاره کرد و افزود: «با توجه به عدم دسترسی به دستگاه سیتکروترون (دستگاه‌های شتاب دهنده ذرات اتم) در ایران، نمونه‌های مورد بررسی به دانشگاه پروژای ایتالیا ارسال شد و در حضور محققان ایرانی، با روش طیف‌نگاری EXASS مورد آزمایشات دقیق قرار گرفت.»

 

به گفته اولیایی طبق آزمایش‌های انجام شده توسط پژوهشگران ایتالیایی، علاوه بر تایید نتایج به دست آمده توسط محققان ایرانی، اثبات شد که تلائلو طلایی در کاشی‌های زرین‌فام، به دلیل استفاده از نانو ذرات نقره و تلائلو سرخ، مربوط به نانو ذرات مس در لعاب کاشی است، که در نهایت سبب پیدایش اثرات کروماتیکی مختلف در این سفال‌ها شده است.

 مهندس اولیایی یادآور شد که هنوز به درستی روشن نیست که ایرانیان چگونه این تکنیک را اجرا می‌کرده‌اند اما کشف خواص برخی مواد در مقیاس نانومتری و استفاده هوشیارانه از آن در تزئینات کاشی قطعی و کاملا بدیهی است.


سه شنبه 20 اسفند 1392

شهر زیر زمینی نوش آباد

   نوشته شده توسط: مجتبی    

 اویی

در‌ ساختار کهن نگاریی چاله سی شهر نوش آباد از بخش‌های شهرستان آران و بیدگل شهری در زیرزمین به نام "اویی" هست که برای همه بازدیدکنندگان شگفت انگیز است.آنچه به نام شهر زیرزمینی نامور است، به راستی ساختارهای فشرده ، پیچیده و گسترده چون دالانهای باریک تودرتو و اتاقهایی با گوشه‌های کوچک است. گردآورد اویی در زیر بافت دیرین و کهن شهر پاگرفته و تا رویه کنونی شهر نیز گسترده شده است. شناسایی این سازه ها به گونه خودبخود و به دست فری که خواست حفر چاه در سرای خود داشت روی داده و برای راه‌یابی به  آن، از برای پیدا نشدن درآیگاه بنیادین از آب انباری که نزدیک این شهر زیر زمینی است بهرمندی می شود.

ورودی آب انبار  

ورودی آب انبار

سقف آب انبار

سقف آب انبار

این گردآور که به روش دست‌کن زیر بافت شهر نوش آباد به روش انباشته ای از چهاردیواری ‌ها، راهروها، چاه‌هاو آبراه های بسیاری در 3 رده برپا شده است بر دیواره‌های آن آثار برخورد لبه چیز تیز دیده می‌شود و با‌ آگاهی ‌به ‌‌‌سختی نهاد زمین این بخش ، باستان‌شناسان این پنداره را گفته‌اند که ابزارهایی که برای کاویدن بکار بسته می‌شده، باید از ژادینی(جنسی) به سانِ الماس برخوردار بوده باشد.
گستردگی این شهر از برای پیوستگی میان کوچه ها و پاس‌بانی از جان و دارایی مردم در هنگام آشوبزدگی بوده و در دو رویه ترازی(افقی)‌و ستونی(عمودی) گسترش یافته است. به جز از درآیگاه بنیادین بُلندای همه بخشهای اویی به درازا سرشتین یک آدم و میان 170 تا 180 سانتیمتر است.بر رویه دیوارها و در بازه‌های اندک، جای "پیه سوز" به چشم می خورد که دوری این جایگاه ها از بام 20 سانت می باشد.

در دهانه هر چاهک تعدادی قلوه سنگ و یک تخته سنگ به اندازه دریچه چاهک دیده می شود که در مواقع احساس خطر یا ورود هوای آلوده یا دود به طبقات با تخته سنگ دریچه را مسدود  کرده و یا اگر دشمن قصد ورود به فضاها را داشته با سنگ‌ها که حکم وسایل و ابزار دفاعی را داشته بر سر مهاجمین می‌کوبیدند.اگر دشمن آتش روشن می کرد آنها با تخته سنگی که در کنار هانه هر چاه آماده بود درب آن را می بستند،در مواقع عادی عادی بعد از عبور از هر چاه دهانه آنرا با سنگی آسیاب شکل که در وسط آن سوراخی تعبیه شده بود می بستند که هم دشمن گول بخورد و هم از آن سوراخ اکسیژن وارد شود.ساختار این راهرو ها به شکل L  مانند ساخته شده که هنگام وارد شدن به راهرو آگر آشنایی به آن نداشته باشید گمان میکنید که بن بست است و این هم یکی از راهکار های فریب دشمن بوده.

تارنمای تخصصی تاریخ ایران

 http://ahouraa.ir


ادامه مطلب

سه شنبه 20 اسفند 1392

اسفندگان(سپندارمذگان)

   نوشته شده توسط: مجتبی    نوع مطلب :تاریخ ایران پیش از اسلام ،

اسفندگان(سپندارمذگان)

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد

وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد

گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است

طلب از گمشدگان لب دریا می‌کرد

 

 

 

اینک زمین را می‌ستاییم؛

زمینی که ما را در بر گرفته است.

ای اَ هوره‌مَزدا !

زنان را می­ستاییم.

زنانی را که از آن ِتو به شمار آیند

و از بهترین اَشَه برخوردارند، می‌ستاییم.

اوستا - یسنا ۳۸ - بند ۱

 

این جشن نشان از ارزش و جایگاه زن در فرهنگ کهن ایران است. این جشن دیدگاه روشن ایرانیان باستان به زن در زمانی است که او در جهان از جایگاهی برخوردار نبود و به او تنها همچو برده نگاه می کردند.این جشن نمایانگر ارزش والای زن در برابر با مردان و برابر با آنان همچون یک انسان‌می باشد ، نه یک کالا و یا دست آویز گرایش جنسی و بسیار خواهی دَد منشانه . این گونه بود که گروه مردمانی  توانستند سده های دراز، جهان را شیفته و گیرای فرهنگ فرهیخته و زیبای خود کنند.

امروزه نیز زرتشتیان همچنان گذشته این روز را به نام روز زن و روز مادر جشن می گیرند.

ریشه واژه

نام این روز به اوستایی  "سپنته ارمئیتی" یا "سپنته ارمتی" است، که واژه ارمئیتی/ارمتی به چم (معنی) فروتنی و فداکاری و پیشوند "سپنته" آن به چم سپند (مقدس) در پارسی است. به این روز در پهلوی "سپندارمذ" گویند.

سپندارمذ کیست؟

سپندارمذ پنجمین امشاسپند در اوستا است و در گاهان از او چون پرورش دهنده آفریدگان یاد می شود و مردم در‌راستای او است که پارسایی می یابند. او ایزد بانوی زمین است و زمین نماد شیدایی است چون با فروتنی، فداکاری و گذشت به همه مهر می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود می پروراند و آرامش می دهد. از همین روی در فرهنگ کهن ایران، سپندارمذ را نماد زمین و گرامی داشت مهر و شیدایی می پنداشتند، چون این دو در کنار هم رنگ پیدا می کردند.امشاسپند سپندارمذ، نگهبان و ایزدبانوی زمین ِسرسبز و نشانی از باروری و زایش است. جشن سپندارمذگان یا اسپندگان، روز گرامیداشت زنان در ایران باستان بوده و این روز به نام «مرد‌گیران» یا «مژدگیران» یا «مزدگیران» (ارمغان گرفتن از مردان) نیز در ادب‌ سار(ادبیات) پارسی به کار رفته است.

انگیزه جشن سپندارمذگان

همسانی زن و مرد در ایران باستان یکی از آیین سپند و جدایی ناپذیر فرهنگ ایران بود. زنان ایران باستان پادشاه، فرمُدار (وزیر)، مهساز (مهندس)‌و سرکرده سپاه می شدند برای نمونه می توان به آرتمیس ، آتوسا ، آذر دخت و ... نام بر. به هر روی این همسانی تنها به کارنامه امپراتوری گذشته ایران بسنده نمی شود ‌و ریشه های کهن فرهنگی داشت. در اوستا، زن از جایگاه بلند و ارجمندی برخوردار است.

 برای نمونه در اوستا می خوانیم:

    دختران در گزینش همسر آزادند و پدر و مادر نمی توانند دخترانشان را وادار به پیوند با کسی که او دوستش نمی دارد بکنند.

 یسنا 53 بند 3: «و تو ای پورو چیست، ای جوان‌ترین دختر زرتشت از کیادان(خاندان) هچت اسپ، من که پدر تو هستم، (جاماسپ) را که یاور دین مزداست از روی راستی و منش پاک به همسری تو برگزیده ام، اینک برو با خردت رایزنی کن و اگر او پسندید، با دل‌دادگی پاک در خویشکاری سپنتای(:مقدس) زناشویی بکوش»

  پورو چیست پس از گفتگو با جاماسپ و اندیشیدن ژرف و شناخت، پیوند را می پذیرد و میگوید:

 یسنا 53 بند 4: «ای پدر، پس از ژرف اندیشی، من جاماسپ را پسندیدم و دوست دارم و با ته دل به او مهر خواهم ورزید و او را همچون شوهر آینده خود مانند پدر و بزرگ تر و راهنمای خود میپذیرم. بشود که مزدا اهورا بخشش نیک اندیشی را همیشه بهره ما سازد.»

سپس اشو زرتشت در جشن اروسی(:عروسی) پوروچیست برای باشندگان به ویژه نو همسران چنین اندرز داد:

یسنا 53 بند 5: « ای نو اروسان و دامادان روی سخنم با شماست، به اندرزم گوش دهید و گفتارم را به یاد بسپارید و با‌غیرت‌در پی زندگانی پاک منشی برآیید. هر یک از شما باید در کردار نیک و مهرورزی بر دیگری پیش دستی جوید تا این زندگانی سپند زناشویی را با شادی و خرمی به پایان رسانید.»

این داستان روشن کننده برابری زن و مرد در کهن نگاری چندین هزاره ایران کهن است. خواست بانوان چه تا آن هنگام که در خانه پدری بوده اند چه پس از زناشویی ارجمندی بود و آنان آزاد بودند تا خود راه خود را برگزینند. از همین روی چون در آیین کهن ایران، زن از جایگاه والایی برخوردار بود، ایرانیان باستان این روز را برای بزرگداشت زن، سپندارمذ، ایزد بانوی زمین برگزیدند و جشن سپندارمذگان را هر سال برگزار می کردند. در زمانی که پیرامون ایران زن را برده میدانستند و یا زنده به گور میکردند , و اندک ارزشی برای زن بشمار نمی آوردند.

تارنمای تخصصی تاریخ ایران

 http://ahouraa.ir


ادامه مطلب

دوشنبه 19 اسفند 1392

چرا سیزده را بعضی از مردم نحس می دانند؟

   نوشته شده توسط: مجتبی    

تاریخچه سیزده بدر

        

همانطور که پیشینه ی جشن نوروز را از زمان جمشید میدانند درباره ی سیزده به در هم روایت هست که :

جمشید شاه پیشدادی روز سیزده نوروز را در صحرای سبز و خرم خیمه و خرگاه بر پا می کند و بارعام می دهد و چندین سال متوالی این کار را انجام می دهد که در نتیجه این مراسم در ایران زمین به صورت سنت و آیین درمی آید و ایرانیان از آن پس سیزده بدر را بیرون ازخانه در کنار چشمه سارها و دامن طبیعت برگزار می کردند اما برای بررسی دیرینگی جشن سیزده به در از روی منابع مکتوب ، تمامی منابع مربوط به دوران قاجار می باشند و گزارش به برگزاری سیزده به در در فروردین یا صفر داده اند ، از همین رو برخی پژوهشگران پنداشته اند که این جشن بیش از یکی دو سده دیرینگی ندارد. اما با دقت بیشتر در می یابیم که شواهدی برای دیرینگی این جشن وجود دارد دکتر غیاث آبادی پژوهشگرتاریخ وفرهنگ ایران باستان و باستان ستاره شناس در این باره به گسترش بسیار، تنوع و گوناگونی شیوه های برگزاری این جشن اشاره می کند که بر پایه ی قواعد مردم شناسی و فرهنگ عامه ، هر چقدر دامنه ی گسترش باوری فراخ تر و شیوه های برگزاری آن متفاوت تر باشد ، نشان دهنده ی دیرینگی بیشتر آن است.

همچنین مراسم مشابه ای که به موجب کتیبه های سومری و بابلی از آن آگاهی داریم، آیین های سال نو در سومر با نام « زگموگ » و در بابل با نام « آکیتو» دوازده روز به درازا می کشیده و در روز سیزدهم جشنی در آغوش طبیعت برگزار می شده.

بدین ترتیب تصور می شود که سیزده بدر دارای سابقه ای دست کم چهار هزار ساله است.

دكتر مهرداد بهار در مورد عدد سیزده و روز سیزده بدر نكات جالبی بیان می‌دارد كه از وی نقل قول می‌كنیم. ا و می‌گوید:

"گاهی از خود می‌پرسیم چرا نوروز دوازده روز است و سبب وجود سیزدهم عید چیست؟ چرا كار كردن و پرداختن به امور جاری در این روز نحس است؟ باید گفت زیر تأثیر نجوم بین‌النهرینی ، اساطیر نجومی در ایران شكل می‌گیرد كه بنا بر آن هر یك از دوازده اختر كه خود بر یكی از برج‌های دوازده‌گانه حاكم است ، هزار سال بر جهان حكومت خواهد كرد. از این رو عمر جهان دوازده هزار سال است و در پایان دوازده هزار سال ، آسمان و زمین در هم خواهد شد. محتملاً ، این اسطوره خود نیز ریشه‌ای بابلی دارد و ظاهراً باور بر آن بوده است كه در اصل ، پس از دوازده هزار سال ، آشفتگی آغازین باز می‌گردد. به گمان انسان اعصار كهن آن چه در كیهان بزرگ (هستی) رخ می‌داد ، در كیهان ُخرد (در جهان انسانی) نیز رخ می‌داد ؛ این عقیده ریشه از همانجا دارد كه گفتیم انسان كه تنها قادر به شناخت نسبی خود بود ، جهان را قیاس از خویش می‌گرفت و گمان می‌كرد كیهان بزرگ همچون اوست. با این باور بود ، كه سال دوازده ماهه را را توجیه می‌كردند. طبعا ً عوامل نجومی دیگری چون گردش ماه در این امر و پدید آمدن سا ل دوازده ماهه مؤثر بوده است ، اما توجیه اساطیری سال دوازده ماهه بر اساس عمر دوازده هزارساله‌ی هستی ، بهترین توجیهی به نظر می‌رسید كه در چار چوب اعتقادات كهن می‌گنجید. جشن‌های دوازده روزه‌ی آغاز سال نیز با این سا ل دوازده ماهه و دوره‌ی دوازده هزار ساله‌ی عمر جهان مربوط است. انسان آنچه را در این دوازده روز پیش می‌آمد ، سرنوشت سال خود می‌انگاشت و گمان می‌كرد اگر روز‌های نوروزی به اندوه بگذرد ، همه‌ی سا ل به اندوه خواهد گذشت. بسیاری از این باورها هنوز برجاست ، مختصر آن كه دوازده روز آغاز سال نماد و مظهر همه‌ی سال بود.

چرا سیزه را بعضی از مردم نحس می دانند؟

نخست باید به این موضوع توجه داشت که در فرهنگ ایران هیچ یک از روزهای سال نحس شمرده نشده ، بلکه چنانچه میدانیم هر یک از روزهای هفته و ماه نام هایی زیبا و در ارتباط با یکی از مظاهر طبیعت یا ایزدان و امشاسپندان داشته و دارند ، و روز سیزدهم هر ماه خورشیدی در گاه شماری ایرانی تیر روز (در زبان اوستایی و پهلوی تشتر یا تیشتر) نام دارد که از آن ِ ایزد تیشتر ، ایزد پدید آورنده ی باران می باشد و نیاکان فرهیخته ی ما از روی خجستگی ، این روز را برای جشن انتخاب کرده اند.

همچنین هیچ دانشمندی یا هیچ یک از متون کهن از این روز به بدی یاد نکرده بلکه در بیشتر مقالات مکتوب و کتابها ، از سیزدهم نوروز با عنوان روزی فرخنده و خجسته نام برده اند.

برای مثال کتاب « آثار الباقیه » جدولی برای سعد و نحس بودن روز ها دارد که در آن جدول در مقابل روز سیزدهم نوروز کلمه ی «سعد» به معنی نیک و فرخنده آورده شده است ، اما پس از حمله ی تازیان و ورود اسلام به ایران از این رو که اعراب هفت روز در هر ماه را نحس میدانستند و سیزدهم هم جز این روزها بوده ، روز سیزدهم فروردین را هم به اشتباه نحس خواندند.

بعضی از محققین معتقدند که پس از ورود اسلام به ایران بعضی از دشمنان حضرت علی (ع) وقتی متوجه محبوبیت ایشان نزد ایرانیان شدند شروع به شایعه پراکنی در مورد نحس بودن عدد سیزده بین مردم کردن که شاید بتوانند به اهداف شیطانی خود برسند ولی هرگز نباید فراموش کنیم که تمام وجود حضرت علی (ع) سرشار از حکمت و رمز و راز الهی برای هدایت ما انسانها می باشد و سالروز تولد آن بزرگوار در سیزدهم رجب نیز نشانه آلهی دیگریست بر اینکه هرگز عدد سیزده نمی تواند نحس باشد.

از سویی دیگر در زمان حکومت صفویان این بار فرهنگ اروپایی وارد ایران شد که شوربختانه آنان نیز عدد 13 را نحس میدانستند ، و هنوز هم با پیشرفت های علمی و تکنولوژیکی عمیقاً به این موضوع اعتقاد دارند. سیزده را غربی‌ها به دلیل این كه یهودای خائن قصد لو دادن حضرت عیسی(ع) را داشت و سیزدهمین نفر از گروه حواریون بود، نحس می‌دانستند. چنانكه تورات در سفر خروج باب 11 و 12 ، در روز سیزده‌ی فروردین (= روز سیزدهم سال نو مصری) از برخورد ستاره‌ی دنباله داری با زمین گزارش می‌دهد كه در فضای زمین درخشیده ، بطوری كه در افق ایران هم دیده شده است. بر اثر این برخورد زمین لرزه‌ی سهمناكی روی داده ، آتش فشان‌ها به آتش فشانی پرداخته ، كاخ‌ها ویران گشته و بسیاری از مردم جان خود را از دست داده‌اند.

از دیگر رسم‌های شوخی آمیز روز سیزده كه مشخص نیست نخست از كجا آغاز شده ، دروغ روز سیزده است. چنان كه اروپاییان نیز روز اول آوریل كه به روز سیزده‌ی فروردین ما بسیار نزدیك است ، (هر چهار سا ل یك بار سیزده‌ی فروردین و اول آوریل برابر می‌شوند) این رسم را دارند. بطوریكه روز اول آ وریل سال رادیو فرانسه در اخبار ساعت هفت صبح اعلام نمود كه امروز برج ایفل خراب خواهد شد. با شنیدن این خبر عده‌ی زیادی حیران و هیجان زده به محل برج رفتند و در آنجا با اعلامیه‌ی دروغ اول آوریل روبرو شدند.

که البته تنها به این ختم نمی شود و مثالهای بسیار دیگری مانند دیدن گربه ی سیاه، رد شدن از زیر نردبام یا گذاشتن کلید روی میز و بسیاری موارد خرافی دیگر وجود دارند در فرهنگ نمادها نیز سیزده را عددی می‌دانند كه خود را از نظم هستی جدا كرده و آهنگ طبیعی جهان را دنبال نمی‌كند. به همین دلیل است كه بسیاری از شركت‌های هواپیمایی – از جمله شركت هواپیمایی "هما" در ایران – ردیف سیزده را ندارد. و همچنین در شماره گذاری خانه‌ها از نصب پلاك (13) خوداری می‌كنند و به جای آن(1+ 12) می‌نویسند.

تنها چیزی که در فرهنک ایرانی در مورد عدد سیزده وجود دارد و دکترغیاث آبادی به آن اشاره کرده است «بد قلق» بودن عدد13 به خاطر خاصیت بخش ناپذیری آن است اما وقتی درباره ی نیکویی و فرخندگی این روز بیشتر دقت می کنیم منابع معقول و مستند به سوابق تاریخی زیادی را می یابیم همانطور که گفته شد سیزدهم فرودین ماه که تیر روز نام دارد و متعلق به فرشته یا امشاسپند یا ایزد مقدس و بزرگواری در آیین زرتشتی است که در متون پهلوی و در اوستا تیشتر نام دارد و جشن بزرگ تیر روز از تیر ماه که

جشن تیرگان است به نام او می باشد فرودین ماه نیز که هنگام جشن و سرور و شادمانی و زمان فرود آمدن فروهرها است و تیر روز از این ماه نخستین تیر روز از سال می باشد در میان ایرانیان باستان بسیار گرامی بوده و پس از دوازده روز جشن که یاد آور دوازده ماه سال است ، روز سیزدهم را پایان رسمی دوره ی نوروز می دانستند و با رفتن به کنار جویبارها و باغ و صحرا و شادی کردن در واقع جشن نوروز را با شادی به پایان می رساندند و به قول امروزی ها حسن ختامی بود بر بزرگترین جشن سال.

رسومات سیزده بدر یا روز طبیعت

گره زدن سبزه در روز سیزده بدر از جمله رسومی بود که تقریبا تمام زنان و دختران، به خصوص دختران دم بخت و خانه مانده را در بر میگرفت و به این شکل انجام میشد که باید دو ساقه سبزه را به هم هفت گره بزنند و نیت بکنند تا حاجتشان روا شود. به همین دلیل در اولین فرصت به میان سبزه ها رفته، دو ساقه آنرا در دست میگرفتند و با خواندن اشعاری، نیت خود را بر زبان می آوردند. در ابتدا واجب بود بگویند "سبزی تو از من- زردی من از تو" و بعد مناسب با حاجت خود اشعاری را زمزمه میکردند که مشهورترین آنها این بود "سیزده بدر/ سال دگر/ خونه شوور/ بچه به بغل" خلاصه، با هر گره نیتی کرده و بزرگترین دلهره آنها این بود که مبادا ساقه نازک سبزه پاره شود و حاجتشان روا نشود.

بسیاری از مراسمی كه در جشن سیزده در ایران برگزاز می‌شود ، معانی اساطیری و تمثیلی دارد. شادی و خنده به معنای فرو ریختن پلیدی و اندیشه‌های تیره ؛ مهربانی و روبوسی ، نماد آشتی و استحكام دوستی و پاكیزگی از دشمنی و عداوت ؛ به آب افكندن سبزه‌های هفت سین به آب رونده نماد فدیه به ایزد بانوی آب (آناهیتا) ؛ خوردن غذا در دشت نماد فدیه‌ی گوسفند بریان ؛ گره زدن سبزه برای باز شدن بخت ، تمثیلی از پیوند زن و مرد و ادامه‌ی نسل است.

از رسم‌های دیگر جشن سیزده بدر كه در گذشته بسیار معمول بوده ، شركت در مسابقات بُرد و باختی به ویژه اسب دوانی است كه یاد آور نبرد ایزد باران با دیو خشكسالی است.

سیزده بدر، روز رهایی از چنگال اهریمن و روز پیوستن به اهوراست. در این روز خجسته بایستی پنجره‌ها را گشود و چشم‌ها را شست . ؛ چرا كه انسان‌ها همراه با زمین و زمان و در و دشت و فرشتگان، به ستایش خدای یكتا می‌پردازند و بهاران را جشن می‌گیرند. سیزده‌بدرِ روزی برای طلب باران فراوان در سال پیش رو، برای گرامیداشت و پاكیزگی طبیعت و مظاهر آن، و زیست‌بوم مقدس ایرانیان است. مواظب باشیم روز ویرانی و تباهی طبیعت نگردد.

شادی در ایران امری خدایی و اهورایی بوده كه معنای آن «سرزندگی حاصل از صفای باطن و روشنایی روح، از راه ارتباط با مبدأ آفرینش» بوده و هرگز به معنی از خود بی‌خود شدن و فراموش كردن جهان و آنچه در اوست نبوده است. شادمانی سیزده بدر، تعظیم به خداوند جهان آفرین است كه نه تنها ربطی به نحسی ندارد، بلكه حكایت از زندگی و فرخندگی دارد.


پنجشنبه 15 اسفند 1392

نام و ویژگی امشاسپندان در تخت جمشید

   نوشته شده توسط: مجتبی    نوع مطلب :تاریخ ایران پیش از اسلام ،

امشاسپندان یا اَمِشَه سپَنتَه جمع امشاسپند است که امشاسفند، اموسپند و امهوسپند نیز گفته‌اند. امشاسپندان از صفات پاک اهورامزدا هستند. در هیچ جای گات‌ها به واژهٔ امشاسپند بر نمی‌خوریم ولی از همهٔ آنها کراراً به صورت مجردات و صفات اهورامزدا یاد شده‌است. این از خصایص دین زرتشتی است که هر یک از صفات خداوند، یکی از ایزدان نگهبان جنس بشر است.این واژه به معنی جاودانان پاک یا مقدسان بی‌مرگ یا نامیرایان فزونی‌بخش است که از دو جز اَمِشَه به معنی جاودانی و بی‌مرگ و سپنته به معنی پاک و مقدس و فزونی‌بخش تشکیل شده‌است. در زبان اوستایی نام آنها بصورت امِشَه سپِنتَه آمده است. متون پهلوی نام آنهارا امشاسپندان ثبت کرده‌است.

وهومن یا وهمن (بهمن) منش پاک ِاندیشه پاک نام یکی (نخستین) از امشاسپندان می‌باشد. بهمن در اوستا «وهومنه»، در پهلوی «وهومن» و در فارسی «وهمن» یا «بهمن» است. این واژه مرکب است از دو جزء «وهو» به معنی خوب و نیک، و «منه» از ریشه من که در پهلوی «منشن» و «منیتن» از آن آمده است و در فارسی منش شده است. این ریشه در اوستا و فرس هخامنشی به معنی اندیشیدن و شناختن و به یاد آوردن و دریافتن است. پس بهمن یعنی به‌منش، نیک‌اندیش و نیک‌نهاد.

در مزدیسنا، زندگانی عبارت است از طی مدارج سعادت و کمال در این جهان و از پرتو آن به ساحت قدس پروردگار پیوستن در جهان دیگر. (هفت مرحله روحانی - پیروی و کمک خواستن از امشاسپندان)

بهمن، مظهر اندیشه نیک و خرد و دانایی خداوند است. بهمن همان ایزد بزرگ است که روان اشو زرتشت را به پیشگاه مزدا اهورا راهنمایی کرد. وهومن به انسان منش نیک آموزش می‌دهد.

گل یاسمن سفید، رنگ سفید، خروس سفید، نشانه‌های جسمانی (زمینی) وهومن می‌باشد.

همین طور نشریه ای با این نام در دهه هفتاد در ایران منتشر می شد که صاحب امتیاز این نشریه افلاطون ضیافت ،ناشر این مجله"انتشارات روزبه"،سردبیر آن روزبه فراهانی پور بود.این نشریه هر شش ماه یکبار منتشر می شد و به مسایل فرهنگی،اجتماعی و ایرانشناسی می پرداخت.

نخستین شمارهء نشریه در سال 1370 و آخرین شماره در سال 1377 در تهران انتشار یافت.

 

اردیبهشت یا ارته وهیشته یا اشه وهیشته در اسطوره‌های زرتشتی و ایرانی دومین امشاسپند است. او زیباترین نماد از نظام جهانی قانون ایزدی و نظم اخلاقی در هردو جهان است. این امشاسپند نه تنها نظم در جهان را برقرار می‌سازد، بلکه نگاهبان نظم دنیای مینوی و دوزخ نیز هست. نماینده جهانی او آتش است.

امشاسپند اردیبهشت، از نظر اهمیت و احترام٬ دومین امشاسپند پس از امشاسپند بهمن است. این موجود در اصل همان آرتا یا ریتای هندی است، که در زمانهای بعد آشاواهیشست نام گرفت که به معنای آشای برتر یا بهترین اشه یا برترین ارته (راستی) می باشد.

این امشاسپند پاسدار و نگهبان آتش و یا عناصری که در عین حال بازگو کنندهٔ طبیعت آتش هستند، می‌باشد. او یکی از امشاسپندان مذکر است. او ضامنِ پایداری نظم جهان است، چه نظم اخلاقی و چه نظم فیزیکی (نظم مادی).

دشمن و رقیب اصلی اردیبهشت، دنیای دیوها و پلیدی‌ها می‌باشد.

در ایران باستان نقش بزرگی به آتش و در نتیجه به امشاسپند مربوط بدان محول شده است. وی از جمله وظیفهٔ پاسداری از میثاق‌ها را بر عهده دارد. آتش از طرفی، وسیله‌ای مؤثر برای مبارزه با دیوان و شیاطین است و بعنوان والاترین عنصر تقدیس، شهرت کامل دارد.

به خاطر احترام به همین امشاسپند و توجه به آتش، ایرانیان در چشم همسایگان خویش قومی آتش پرست جلوه می‌کردند. حتی تا زمان سلطهٔ اسلام نیز در شهرهای ایرانی که اقامتگاه تعداد قابل توجهی از پیروان آئین مزدایی بود، آتشکده های متعددی وجود داشت.

در مزدیسنا زندگانی عبارت است از طی مدارج سعادت و کمال در این جهان واز پرتو آن به ساحت قدس پروردگار پیوستن در جهان دیگر. (هفت مرحله روحانی- پیروی و کمک خواستن از امشاسپندان) اشا و هیشت (اردی بهشت) راستی ودرستی نام یکی دیگراز (دومین) امشاسپندان می‌باشد. در اوستا اشا و هیشت، در پهلوی ارت وهیشت و در فارسی اردی بهشت است. جزء اولی کلمه " اشا از دسته واژه‌هایی است که معنی آن بسیار گسترده است: راستی و درستی، تقدس، قانون و آیین ایزدی، پاکی. جزء دیگر این واژه که «وهیشت» باشد صفت برترین است یعنی بهترین. پس معنی آن بهترین راستی ودرستی است.

در عالم روحانی نماینده صفت راستی و درستی وپاکی و تقدس مزدا اهورا است و در عالم مادی نگهبانی آتش. «قانون اشا: قانون راستی و هنجار هستی در هر دو بخش گیتی و مینو» گل مرزنگوش مخصوص اوست.

اردیبهشت زیباترین امشاسپند و نمادی است از نظام جهانی، قانون ایزدی و نظم اخلاقی در این جهان. سخن درست گفته شده، آیین خوب برگزار شده، گندم به سامان رشد کرده و مفاهیمی از این نوع، نشانه‌ای از اردیبهشت دارند. او نیایشها را زیر نظر دارد. آنانکه اردیبهشت را خوشحال نکنند از بهشت محرومند. این امشاسپند نه تنها نظم را در روی زمین برقرار می‌سازد، بلکه حتی نگران نظم دنیوی و دوزخ نیز هست و مراقبت می‌کند که دیوان و بدکاران را بیش از آنچه سزایشان است تنبیه نکنند. نماینده این جهانی او آتش است. از اوقات روز، وقت نیمروز (رپیتون یا رپیثوین) به او تعلق دارد. یاران او ایزدان سروش، آذر، رپیتون٬ بهرام و نریوسنگ هستند. این امشاسپند مذکر است.

تارنمای تخصصی تاریخ ایران

 http://ahouraa.ir


ادامه مطلب

تعداد کل صفحات: 25 1 2 3 4 5 6 7 ...