تبلیغات
هفت رخ فرخ ایران
یکشنبه 24 مهر 1390

منشور کوروش

   نوشته شده توسط: بردیا    

پرونده:Cyrus Cylinder 2.jpg

منشور کوروش هخامنشی، نخستین بیانیه جهانی حقوق بشر

منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ ... نوه کوروش، شاه بزرگ ... نبیره چیش پیش، شاه بزرگ...

آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گام های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم. مردوک خدای بزرگ دل های پاک مردم بابل را متوجه من کرد ... زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.

ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلی بابل و جایگاه های مقدسش قلب مرا تکان داد ... من برای صلح کوشیدم.

من برده داری را برانداختم، به بدبختی آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را ار هستی ساقط نکند.

مردوک خدای بزرگ از کردار من خشنود شد ... او برکت و مهربانی اش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم ...

من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نمایشگاه هایی که بسته شده بودند را بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه ها را به جاهای خود بازگرداندم.

همه مردمانی که پراکنده و آواره شده بودند را به جایگاه های خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم. همه مردم را به همبستگی فرا خواندم. همچنین پیکره خدایان سومر و اکد را که نبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودی مردوک خدای بزرگ و به شادی و خرمی به بیایشگاه های خودشان بازگرداندم. بشود که دل ها شاد گردد.

بشود، خدایانی که آنان را به جایگاه های مقدس نخستین شان بازگرداندم، هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم زندگانی بلند خواستار باشند. بشود که سخنان پر برکت و نیکخواهانه برایم بیابند. بشود که آنان به خدای من مردوک بگویند: " به کوروش شاه، شادشاهی که ترا گرامی می دارد و پسرش کمبوجیه، جایگاهی در سرای سپند ارزانی دار."

من برای همه مردم جامعه ای آرام فراهم ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم.

* برگرفته از کتاب منشور کوروش هخامنشی/ رضا مرادی غیاث آبادی


چهارشنبه 25 فروردین 1395

ایران پس از عصر یخبندان

   نوشته شده توسط: مجتبی    نوع مطلب :تاریخ ایران پیش از آریایی ها ،


زمانی که هنوز بیشتر اروپا در عصر یخبندان به سر می برد و از توده های یخ پوشیده شده بود، فلات ایران شروع به عبور از دوره باران کرد.                       در این دوره حتی کوزه منقوش مربوط به ایران قبل از تاریخدره های مرتفع ایران نیز در زیر آب قرار گرفتند. بخش مرکزی فلات ایران که امروزه بیابان نمکزار بزرگی است، در آن زمان دریاچه ای وسیع یا دریایی داخلی بوده که رودهای بسیاری از کوه های بلند به سوی آن سرازیر می شده اند. بقایای ماهیان و صدف ها نه تنها در این بیابان بلکه در دره های مرتفع نیز به دست آمده.

بعد از آن در عهدی که آن را می توان بین 10000 تا 15000 سال قبل تخمین زد، بار دیگر تغییراتی تدریجی در آب و هوای ایران به وجود آمد. به این ترتیب که عهد بارانی از بین رفت و باران کم شد و عهدی که به اصطلاح آن را عهد خشک می نامند و هنوز هم ادامه دارد جانشین آن شد.

با آغاز دوره بی آبی دره ها هم شروع به خشک شدن کردند. دریاچه عظیم مرکزی نیز کوچک شد. این درحالی است که رودها در سواحل آن گل و لای حاصلخیزی به جا گذاشته بودند. در نتیجه این منطقه از مراتع و مرغزارهای انبوه پوشیده شد. جانورانی که در کوه ها زندگی می کردند و انسان پیش از تاریخ غذایش را از آنها تأمین می کرد به سمت چمنزارهایی که تازه به وجود آمده بودند فرود آمدند و انسان هم آنها را تعقیب کرد و در دشت ساکن شد. در این زمان انسان که برای تهیه خوراک خود به شکار می پرداخت از حیله بیش از قدرت استفاده می کرد. براساس حفاری هایی که در کوه های بختیاری در شمال شوشتر انجام شد مشخص شد انسان این دوران طرز استفاده از چکش و تبر را می دانست و به وسیله صیقل دادن از ناهنجاری های ابزارش می کاست. همچنین در این زمان دیگر ابزار استخوانی از قبیل درفش که از استخوان حیوانات ساخته می شد خیلی کمتر از مصنوعات سنگی رایج بود. انسان نوعی ظرف ناهموار سفالی هم مورد استفاده قرار می داد که به طور ناقصی پخته شده بود.

در این عهد، انسان پیش از تاریخ ایران در سوراخ هایی که در کناره های پردرخت کوه ها حفر می کرد و شاخه های درختان سقف آن را تشکیل می داد زندگی می کرد یا این که از غارها یا پناهگاه های سنگی ای که اغلبشان بستر زیرزمینی رودهای قدیمی بودند به عنوان محل زندگی استفاده می کرد. سپس یاد گرفت آلونک هایی از شاخه های درختان درست کند. اما بعد به زودی چینه های مخروبه محقری روی بقایای خانه های قدیمی تر ساخت.

وقایع هزاره پنجم قبل از میلاد

از عهدی که تاریخ آن را می توان حدود هزاره پنجم قبل از میلاد قرار داد پیشرفتی در تمدن ساکنان فلات ایران به وجود آمد. این تمدن از وضع طبیعی زمین، آب و هوا، تماس با ملت های همسایه و همچنین هجوم و مهاجرت تأثیر می گرفت. اما باز هم بسیاری از رویدادهای آن زمان ناشناخته باقی مانده است. انسان این دوران همچنان که به شکار ادامه می داده، فعالیت های کشاورزی را هم گسترش داده و بعد توانسته به ذخیره آذوقه هم بپردازد. چرا که استخوان های گاو و گوسفند اهلی در بقایای این عهد یافت شده. در این زمان پیشرفتی در فن کوزه گری صورت گرفت و ظروف نقش دار ساخته شد. تعداد زیادی حلقه های دوک که از گل رس پخته یا سنگ ساخته شده هم نشانه آن است که این انسان ها مراحل ابتدایی صنعت نساجی را می دانستند. البته باز هم ابزار کار آنها همه از سنگ بوده. به عنوان مثال تیغه کارد را از سنگ چخماق می ساختند و تیغه داس و تبر صیقلی شده و نیز ابزار تراش دادن از جنس سنگ داشته اند.

در اواخر این عهد نخستین اشیای کوچک مسی ساخته شد. به این ترتیب انسان های آن دوران نخستین فلزی را که می توانستند مورد استفاده قرار دهند شناختند که همان مس بود. منتها هنوز طرز ذوب کردن آن را نمی دانستند.

اهلی کردن نخستین حیوانات شاید با انگیزه داشتن چهارپایانی برای قربانی کردن بوده اما نقش بسیار زیادی در توسعه تمدن داشته. حیوان اهلی می توانسته خوراک و پوشاک انسان را تأمین کند و همچنین برای کار یا حمل و نقل مورد استفاده او قرار گیرد. با اهلی کردن جانوران دیگر بشر برای تهیه خوراک روزانه خود مجبور نبود به شکار کردن بپردازد. وی همچنین توانست تولید کننده شود. به این ترتیب انسان وارد نخستین مرحله در راه توسعه تجارت یعنی ایجاد مواد اضافی شد و توانست آنها را با مواد دیگر مبادله کند. البته تجارت از قبل به وجود آمده بود که آثار آن نه تنها در ایران بلکه در سایر نقاط جهان هم وجود دارد. درنهایت انسان این دوره به کشاورز روستایی تبدیل شد که یکی از بزرگ ترین تحولات جامعه بشری بوده و نتایج آن تا امروز نیز ادامه دارد.

وقایع هزاره چهارم پیش از میلاد

با این تحولات در هزاره چهارم قبل از میلاد در ایران خانه ها وسیع تر شد و درهایی برای آنها در نظر گرفته شد البته درها کوتاه بودند و از 80 تا 90 سانت بالاتر نمی رفتند. پنجره هم رایج شد که معمولاً رو به کوچه باز می شد. قطعات سفالی بزرگی در دیوار کار می گذاشتند که خانه را از رطوبت حفظ می کرد. چینه جایش را به خشت گلی داد که تازه اختراع شده بود. سپس آجر جای این خشت را گرفت. ابتدا آجر بیضی شکل مورد استفاده قرار می گرفت اما بعد کنار گذاشته شد و آجر صاف و مستطیل شکل که با خاک نرم ساخته می شد و هنوز هم مورد استفاده قرار می گیرد جای آن را گرفت. امتیازی که آجر بر چینه داشت این بود که به دیوار نظم بیشتری می داد. همچنین انسان این دوران با رنگ قرمز دیوار اتاق ها را رنگ می کرد. رنگ سفید هم در این عصر پدید آمد. رنگ وسیله تزیین داخلی به شمار می رفت. دیوارها را برای به خاطر نور و سایه با فرورفتگی و برجستگی می ساختند و پی آنها گاهی بر سنگ های خشک قرار می گرفت. محله های دهکده نیز کوچه های تنگ و پیچ در پیچ بودند.

در این دوران فلز به تدریج برای ساختن ابزار مورد استفاده قرار گرفت درحالی که سنگ هنوز ارزش اولیه خود را حفظ کرده بود. مس را هنوز چکش کاری می کردند ولی ذوب نمی کردند. علاوه بر استخوان های جانوران اهلی، استخوان های نوعی سگ تازی و اسبی از نوع برزژوالسکی نیز به دست آمده. این اسب، چهارپای کوچک تنومندی بوده و به نظر می رسد حد واسط بین گورخر و اسب جدید باشد. به کارگیری این چهارپایان مشکل مسافرت و حمل و نقل را حل کرد و از سوی دیگر کشت در مزارع را آسان تر کرد. دهکده ها به سرعت ترقی کردند. بشر از مدتی قبل تر خیش را مورد استفاده قرار می داد و با توسعه فعالیت در عرصه کشاورزی بیش از پیش اجتماعی شد. وی به این ترتیب برای ساخت خانه، هموار کردن زمین و آبیاری از کمک همسایگان بهره می برد.

در این دوره پیشرفتی قطعی در صنعت کوزه گری ایجاد شد و آن اختراع چرخ و کوره آجرپزی بود. همچنین در این زمان فلات ایران زادگاه اصلی ظروف نقش دار شد. این واقعه نخستین بار در 4000 قبل از میلاد به وسیله کوزه گر ماقبل تاریخ ایرانی صورت گرفت.

در این زمان تجارت بیش از پیش گسترش پیدا کرد، بده بستان کالا رایج شد و بشر هرچه را که تولید می کرد می توانست در تجارت به عنوان پول رایج به کار برد. در این دوران جو و گندم که بومی ایران است از ایران به مصر و سپس به اروپا وارد شد. همان طور که ارزن از هند به جاهای دیگر رفت.

همان طور که تجارت توسعه می یافت انسان لازم می دید بارها و یا محتویات خمره ها تضمین و مراقبت شوند تا یک کالا دست نخوره تسلیم خریدار شود. درنتیجه برای تشخیص مالکیت مهر به وجود آمد. اولین مهرها به این شکل بودند که روی کلوخه ای از گل رس علامت گذاری انجام می شد و این مهر در دهانه خمره قرار داده می شد و یا با طنابی به آن بسته می شد. در این مرحله از تمدن فلات ایران، پیشرفت قابل ملاحظه ای در تمام رشته های فعالیت های بشری رخ داد. اختراع خط در اواخر 4000 قبل از میلاد انجام شد.

وقایع هزاره سوم پیش از میلاد

چنان که گفته شد اختراع خط در اواخر 4000 قبل از میلاد انجام شد. اندکی بعد در طول آخرین قرن های مربوط به 3000 قبل از میلاد تمدنی در شوش به وجود آمد که به شدت زیر نفوذ تمدن بین النهرین قرار داشت ولی در عین حال خط مخصوص به خود را داشت. این خط عیلامی مقدم نامیده می شود. در هزاره سوم قبل از میلاد سراسر ساحل جنوبی خلیج فارس به محل مبارزه ای دایم بر ضد نفوذ قوی و مداوم فرهنگ بین النهرین تبدیل شد. نقاط دیگر ایران هم تحت تأثیر فرهنگ های مختلف قرار داشتند. در این زمان ایران شاهراهی برای انتقال افکار بود. همچنین در این هزاره پادشاهی های بزرگ بین النهرین در حیات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود پیشرفت زیادی حاصل کردند. نتیجه این پیشرفت توجه به ایران بود که هم همسایه آنها بود و هم ثروت معدنی زیادی داشت. درنتیجه درگیری ها و لشکرکشی های متعدد دو جانبه از ویژگی های این دوره محسوب می شود.

برجسته ترین حادثه در در هزاره دوم قبل از میلاد ظهور عناصری از فرهنگ هندواروپایی در ایران است.

از این زمان به بعد ایران وارد عصر تاریخی می شود.

برداشتی آزاد از کتاب ایران از آغاز تا اسلام، تألیف پرفسور رمان گریشمن، ترجمه دکتر محمد معین، تصحیح دکتر میترا مهرآباد


چهارشنبه 25 فروردین 1395

چرا کوروش پایه گذار اولین اعلامیه حقوق بشر است؟

   نوشته شده توسط: مجتبی    نوع مطلب :تاریخ ایران پیش از اسلام ،

یکی از مهم ترین وقایع در تاریخ قدیم, فتح بابل توسط کوروش کبیر, پادشاه پارسی است.کوروش کبیر

در 4 اکتبر سال 539 قبل از میلاد, ارتش ایران وارد شهر بابل شد که پایتخت دولت بابل بود (در عراق مرکزی). این یک لشکرکشی بدون خونریزی بود و هیچ اسیری گرفته نشد. بعداً در 9 نوامبر, کوروش پادشاه ایران از شهر بازدید کرد. تاریخ بابل چنین می گوید که کوروش با استقبال و تبریک مردم مواجه شد. مردم به علامت احترام و صلح sulmu یک گذرگاه از شاخه های سبز مقابل او گستردند. کوروش از همه بابلی ها در صلح استقبال کرد و صلح را به شهر آنها آورد.

در این حادثه بزرگ, کوروش بیانیه ای صادر کرد که روی یک استوانه سفالی حکاکی شد و به عنوان استوانه کتیبه کوروش شناخته می شود. این استوانه در سال 1879 توسط هرمز رسام در بابل کشف شد و امروزه در موزه بریتانیا نگهداری می شود. بسیاری از مورخان آن را به عنوان اولین اعلامیه حقوق بشر ارزیابی می کنند.

شرح وقایع بابل, به اضافه اولین بخش کتیبه کوروش, نشان می دهد که گرفتاری های سیاسی مذهبی, مردم بابل را عصبانی کرده بود و به این دلیل آنها از لشکر نظامی کوروش دعوت کردند و این لشکرکشی هم نوری بر زندگی آنها تاباند. براساس اسناد و مدارک,  شاه بابل, نبونید, جشن سال جدید را مسخره کرد و نبو (Nebo) (یکی از خدایان) به داخل شهر آورده نشد و بل ((Bell خدای دیگر در خلال جشن برده نشد.

باغ های بابل

باغ های بابل

همچنین, پرستش مردوک, شاه خدایان, به زشتی تغییر داده شد و نبونید ساکنان را با ستم غیرقابل باوری شکنجه و آزار داد و به نیروی کار زور می گفت. اماکن مقدس همه ساکنان بابل در خرابه ها بودند و ساکنان سومر و آکد مثل مرده متحرک شده بودند.

مردوک, شاه خدایان, یک حاکم نیکوکار را بررسی و جست و جو کرد, در نهایت کردارهای خوب کوروش و عقیده نیکویش به نظرش آمد و به او فرمان داد تا برعلیه شهر بابل پیشروی کند. ساکنان عصبانی آکد شورش کردند اما به وسیله نبونید قتل عام شدند. کسی که به محض بازگشتش به بابل دستگیر شد اما با احترام با او رفتار شد. موقعی که نبونید در سال بعد مرد, کوروش در عذاداری ملی که برای او اعلام شده بود, شرکت کرد. سپس خدایان آکد [با اجازه کوروش] به شهرهای مقدس شان برگردانده شدند. همه ساکنان سومر و آکد, شامل شاهزادگان و حاکمان, از کوروش به عنوان سروری که آنها را از حالت یک مرده متحرک بیرون آورده بود استقبال کردند. همه کسانی که زیان دیده بودند و مصیبت کشیده بودند نام او را بسیار با احترام می بردند.

اعلامیه کوروش

استوانه حقوق بشر کوروشمنم کوروش, شاه جهان, شاه بزرگ, شاه بابل, شاه سومر و آکد, شاه چهار گوشه جهان. پسر کمبوجیه... .

آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم, همه مردم گام های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم. مردوک خدای بزرگ دل های پاک مردم بابل را متوجه من کرد... زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.

ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلی بابل و جایگاه های مقدسش قلب مرا تکان داد... من برای صلح کوشیدم.

من برده داری را برانداختم, به بدبختی آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچ کس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند.

مردوک خدای بزرگ از کردار من خشنود شد... او برکت و مهربانی اش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم...

مردم بابل

مردم بابل

من همه شهرهایی را که ویران شده بود را از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه هایی که بسته شده بودند را بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه ها را به جاهای خود بازگرداندم.

همه مردمانی که پراکنده و آواره شده بودند را به جایگاه های خود برگرداندم و خانه های آنان را آباد کردم. همه مردم را به همبستگی فراخواندم. همچنین پیکره خدایان سومر و آکد را که نبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود, به خشنودی مردوک خدای بزرگ و به شادی و خرمی به نیایشگاه های خودشان بازگردانم. بشود که دل ها شاد گردد.

بشود, خدایانی که آنان را به جایگاه های مقدس نخستین شان بازگرداندم, هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم زندگانی بلند خواستار باشند. بشود که سخنان پر برکت و نیکخواهانه برایم بیابند. بشود که آنان به خدای من مردوک بگویند:"به کوروش شاه, پادشاهی که تو را گرامی می دارد و پسرش کمبوجیه, جایگاهی در سرای سپند ارزانی دار."

من برای همه مردم جامعه ای آرام فراهم ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم."



ادامه مطلب

چهارشنبه 25 فروردین 1395

اصول دین زرتشتی، اولین دین یکتاپرستی ایرانیان

   نوشته شده توسط: مجتبی    نوع مطلب :تاریخ ایران پیش از اسلام ،

زرتشت پیامبر

در دین زرتشت خدای یگانه چه نام دارد؟

در دین زرتشت خدای یگانه به نام مزدا اهورا (سرور دانا) شناخته می شود. در گات ها (سروده های زرتشت) گاهی مزدا و اهورا هر یک به تنهایی نیز به کار می روند. در کتیبه هخامنشی به نام اورمزد یا هرمزد هم برمی خوریم.

پیش از ظهور زرتشت ایرانیان و هندی ها گروهی از خدایان آریایی را می پرستیدند. این خدایان قوای طبیعت بودند. اما زرتشت تمام این خدایان را رد کرد. از نظر زرتشت "تمام عظمت و جبروت مختص اهورامزدا است و او آفریننده یکتا و خدای توانا است".

آیا از نظر زرتشت اهریمن در مقابل اهورامزدا است؟

برخلاف تصور برخی، از نظر زرتشت اهریمن در مقابل اهورامزدا قرار ندارد. آنها از دین زرتشت چنین تصور می کنند که اهورامزدا خالق خوبی و اهریمن خالق شر است. در حالی که براساس نظرات زرتشت، اهورامزدا یگانه آفریدگار جهان مادی و سرچشمه همه نیکی ها و خوبی ها است و در مقابل او آفریدگار شر وجود ندارد و"انگره مینو" که همان خرد خبیث است (نام او به تدریج به اهریمن تبدیل شده) و زشتی های جهان به خاطر اوست در مقابل اهورامزدا نیست. بلکه انگره مینو در مقابل "سپنتامینو" است که "خرد مقدس" است.

اهورامزدا، انگره مینو (اهریمن) و سپنتامینو، هرکدام چه اثری بر جهان دارند؟

از نظر زرتشت جهان مادی آمیزه ای از بدی در مقابل خوبی، سیاهی در مقابل سفیدی و تاریکی در مقابل روشنی است. ذات مقدس اهورامزدا عاری از این است که انسان را در طول زندگی دچار گرفتاری و زجر و ناخوشی و آزار کند و از او جز سود و نیکی چیزی سر نمی زند. هرچه زشتی در جهان است به خرد خبیث منسوب است. سپنتامینو که خرد مقدس یا قوای نیکی است از آن اهورامزدا است و در مقابل آن انگره مینو یا خرد خبیث و قوای زشتی قرار دارد. جهان هم در واقع محل زد و خورد میان قوای خوبی و بدی است.

در چنین جهانی وظیفه انسان چیست؟

از نظر زرتشت جهان عبارت است از نبرد جاودانی خوبی و بدی. آرزوی هر کسی هم باید این باشد که دیو بدی مغلوب شود و راستی و خوبی پیروز شود. وظیفه انسان در این دنیا این است که بکوشد از بهشت و بخشایش اهورامزدا بی بهره نماند و بکوشد که به لشکر دروغ شکست وارد شود.

زرتشت در قطعه هشتم یسنا 30 می گوید:"کشور جاودانی (بهشت) از آن کسی خواهد بود که در زندگانی خویش با دروغ بجنگد و آن را در بند نموده به دست راستی بسپرد".

اساس دین زرتشت چیست؟

"هومت و هوخت و هوورشت" یعنی پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک از خصوصیات دین زرتشت است.

نظر زرتشت درباره زندگی دنیوی چیست؟

زرتشت به زندگی دنیوی بی اعتنا نیست. در قطعه 11 یسنا 34 می گوید:"آری ای مزدا از پاداش گرانبهای تو در همین جهان کسی بهره مند شود که در کار و کوشش است و چهارپایان و ستوران را می پروراند". زرتشت عقیده دارد که نباید تسلیم عفریت خشکی شد. باید فرشته زمین را یاری کرد. کوشش دایمی برزیگران (کشاورزان) سبب پیروزی فرشته زمین می شود. زرتشت به آبادکردن زمین و کشت و زرع اهمیت زیادی می دهد و از بیابان نوردی و چادرنشینی روگردان است. او می خواهد که مردم به زراعت بپردازند و گاو و گوسفند بپرورانند. چراکه تمدن با زندگی ایلی و صحراگردی نمی سازد.

براساس تعالیم زرتشت پاداش ایزدی چه در این جهان و چه در سرای مینوی تنها در مقابل تسبیح و ستایش و نماز داده نمی شود. بلکه باید کار هم کرد. کاری که برای خود و دیگران آبادی به همراه بیاورد. همچنین نمازگزاردن و در زندگانی کار و کوشش کردن هم کافی نیست. بلکه اندیشه هم باید پاک باشد و هیچ وقت خیال زشت از مغز آدم نگذرد. در واقع اندیشه نیک سرچشمه همه خوبی های دنیا است.

نظر زرتشت درباره قیامت، صراط و بهشت و دوزخ و برزخ چیست؟

براساس آیین زرتشت خود زرتشت موظف است تا زمان رستاخیز پندار و گفتار و کردار مردم را در گنجینه اعمال نگهداری کند. در روز حساب هم آن چه بدی و خوبی در طول زندگانی انسان از او سر زده سنجیده می شود. اگر در ترازوی اعمال کفه خوبی سنگین تر شد، این به معنی پیروزی راستی و شکست دروغ است. خود زرتشت نیز داور محکمه اهورامزدا است.

پس از آن هنگام گذشتن از "پل چنوات" است که این پل روی رودی از فلز گداخته برافراشته شده. نیکوکاران  خوش و  خرم از روی این پل می گذرند و به کشور جاودانی و بارگاه اهورامزدا وارد می شوند و به پاداش وعده داده شده می رسند و آن چه که در جهان خاکی آرزوی داشتن آن را داشتند به آنها بخشیده می شود. اما اگر در روز اماره (حساب) بدی شخص بیشتر باشد، انسان گناهکار هنگام عبور از پل چنوات در رود عمیق فلز گداخته سرنگون می شود و به کوخ دیو و کلبه دروغ می رود. اگر بدی و خوبی فرد یکسال شود نه از بخشایش بهره مند می شود و نه از شکنجه جهنم در آزار می شود. بلکه جای او سرایی است به نام برزخ است که در پهلوی به آن "همستکان" نام داده اند که به معنی "جاودان آرام" و "همواره یکسان" است. این جا جای کسانی است که در طول زندگانی خویش در تردید زندگی می کردند.

لازم به تذکر است در آیین زرتشت خوردن مسکرات و قربانی کردن نیز حرام است.

براساس مقدمه ابراهیم پورداود برای کتاب گات ها- انتشارات اساطیر


چهارشنبه 25 فروردین 1395

سرگذشت زرتشت

   نوشته شده توسط: مجتبی    نوع مطلب :تاریخ ایران پیش از اسلام ،

                                              

زرتشت اولین و آخرین پیامبر اقوام هند و اروپایی و آریایی نژادها و ایرانیان است.

پیش از او مردم ایران قوای طبیعت مانند آفتاب و ماه و ستارگان و خاک و آتش و آب و باد را می پرستیدند. 

اما زرتشت انسان ها را به پرستش خدای یگانه فراخواند

و پس از سال ها تلاش عده زیادی به دین او گرویدند.

     موسی هم اولین کسی است که در میان اقوام سامی دین یکتاپرستی آورد.

 هردوی این پیامبران بسیار قدیمی هستند و ظاهراً هرگز نیز از یکدیگر خبر نداشته اند.

بعدها اصول زیادی از آیین زرتشتی داخل دین یهود شد و پس از آن در  ادیان دیگر نیز نفوذ کرد.                                      


معنی نام زرتشت چیست؟

ظاهراً زرتشت دهقانزاده ای بوده که ریشه آریایی داشته است. اصل نام زرتشت احتمالاً «تراتشتر» بوده که کلمه آریایی قدیمی است. معناهای زیادی برای نام زرتشت ذکر کرده اند که از جمله "دارای زرد شتران" یا "صاحب کهن شتران" است.

تاریخ تولد زرتشت چه زمانی بوده؟

تاریخ تولد زرتشت مجهول است. بعضی روایات حاکی از این است که او در 660 پیش از میلاد زندگی می کرده. ولی دلایل محکم تر نشان می دهد که زمان ظهور او در حدود 1000 قبل از میلاد بوده است.

زرتشت در کجا متولد شده؟

محل تولد زرتشت نامشخص است. برخی تولد او را در ناحیه ماد (آذربایجان) و تخت سلیمان کنونی و یا ارومیه می دانند و به همین دلیل دریاچه ارومیه را مقدس می شمرند. برخی می گویند که در بلخ (بلخ اینک جزو کشور افغانستان است) که در شرق ایران بوده متولد شده و عده ای نیز محل ولادت او را ری که نزدیک تهران است می دانند. ولی ظاهراً او در غرب ایران به دنیا آمده و در شرق ایران به کار دعوت پرداخته است.

در واقع زرتشت به مشرق پناه برده است. چراکه کار دعوت به دین در وطنش از پیش نمی رفته و یا شاید هم دشمنانش او را دنبال می کرده اند. بنابراین او با چند نفر از یارانش برای فرار از آزار و اذیت به شرق ایران رفته.

زرتشت پیش از پیامبری چه ویژگی هایی داشت؟

زرتشت از همان آغاز عمر به مهربانی و سرشت لطیف معروف شد. در هنگام بروز قحطسالی که در ایام جوانیش اتفاق افتاد، نسبت به سالخوردگان احترام و مهربانی و نسبت به جانوران محبت و شفقت داشت. زرتشت وقتی به سن 20 سالگی رسید، پدر و مادر و همسرش را رها کرد و برای یافتن پاسخ پرسش هایی که اعماق ضمیرش را به خود مشغول کرده بود در اطراف جهان سرگردان شد و به هرکجا می توانست رفت و با هرکسی سخن گفت.

زرتشت دورانی که به پرسش هایش می اندیشید را چگونه گذراند؟

در منابع یونانی آمده که زرتشت هفت سال را در غاری درون کوهی به خاموشی مطلق سپری کرده. گفته می شود این غار در نزدیکی دریاچه ارومیه و در بالای کوه سبلان قرار داشته. کوه سبلان همچنان هم زیارتگاه و محل توجه است. شهرت زرتشت به روم هم رسیده بوده است. به این ترتیب که در روم گفته می شد که مردی مرتاض 20 سال تمام را در بیابان ها گذرانده و جز پنیر چیزی نخورده.

زرتشت در چه سنی و چگونه مبعوث شد و پس از آن چه کرد؟

وقتی زرتشت به سن 30 سالگی رسید به مکاشفاتی رسید. معجزات و کرامات زیادی برای زرتشت نقل می کنند. از جمله می گویند نخستین بار که به زرتشت کشف و شهود دست داد نزدیک وطن خود بود که شبحی بلند قد که قدش نه برابر انسان عادی بود در برابرش ظاهر شد. فرشته با او به گفت و شنود پرداخت و به او فرمان داد که روانش را پاک کند، آن گاه صعود کرده و در پیشگاه اهورامزدا (خدای حکیم) حاضر شود. او هم به این فرمان عمل کرد و خداوند که پیرامونش فرشتگان بودند به او نظر کرد. او ده سال را به پرستش مزدا مشغول بود و مردم زمانه اش او را آزار می دادند و به او ستم می کردند. پس از این مکاشفه شروع به تعلیم مردم کرد. در ابتدا کسی به سخنان او گوش نمی داد. او چند بار ناامید شد و روان پلید "انگره مینو" او را وسوسه کرد که عبادت مزدا را کنار بگذارد. لکن زرتشت در عقایدش پایدار بود.

اولین کسانی که دعوت زرتشت را پذیرفتند چه کسانی بودند؟

اولین کسی که آیین زرتشت را پذیرفت پسر عمویش "میدینیمائونها" بود. سپس در یکی از سرزمین های شرقی ایران به دربار پادشاهی به نام ویشتاسب یا گشتاسب راه یافت. او مدت دو سال سعی بسیار کرد تا این پادشاه را به دین خود در آورد.

در ابتدا پادشاه تحت تأثیر کارپان ها (مغان) قرار داشت که در اوستا کاهنانی حریص و دنیادوست معرفی شده اند. آنان به روش باستانی حیوانات را قربانی می کردند و به سحر و جادو اشتغال داشتند. کارپان ها به ضدیت با زرتشت پرداختند که موجب شد زرتشت دستگیر و زندانی شود. اما بعد از دو سال زرتشت معجزه ای انجام داد و اسب سیاه محبوب ویشتاسب که به بیماری ای کشنده مبتلا شده بود را درمان کرد. همسر ویشتاسب یعنی "هوتائوسا" هم از زرتشت حمایت کرد تا بالأخره شاه به دین زرتشت درآمد.

ظاهراً زرتشت در سن 42 سالگی گشتاسب را پیرو خود کرده است. این که گشتاسب یا ویشتاسب که بوده مشخص نیست. برخی عقیده دارند که وی پدر داریوش پادشاه هخامنشی بوده. ولی بسیاری نیز این نظر را رد می کنند. گرویدن شاه به زرتشت از روی خلوص بود و ویشتاسب تمام نیرویش را برای نشر دعوت زرتشت به کار گرفت. درباریان و امرا هم به دنبال شاه به زرتشت گرویدند.

20 سال باقی مانده عمر زرتشت چگونه گذشت؟

از 20 سال باقیمانده عمر زرتشت حکایت های زیادی وجود دارد. او تمام این دوران را به نشر دین اهورامزدا در میان ایرانیان گذراند. همچنین درگیر دو جنگ با دشمنانش شد. این دشمنان تورانی ها بودند. تورانی ها به سرزمین گشتاسب لشکرکشی کردند. دلیل لشگرکشی تورانیان به رهبری ارجاسب بر ضد گشتاسب این بود که گشتاسب به دین مزدیسنا گرویده بود.

در جنگ اول اسفندیار پسر گشتاسب رشادت های زیادی کرد که شرح آن در شاهنامه نیز آمده است. ایرانیان در این جنگ پیروز شدند. جنگ دوم زمانی رخ داد که زرتشت به سن 77 سالگی رسیده بود. در این پیکار هم سپاه گشتاسب پیروز شد. اما زرتشت عاقبت در این جنگ کشته شد. نویسندگان اوستا گفته اند که وقتی تورانیان شهر بلخ را گرفتند یکی از آنان ناگهان به سمت زرتشت حمله کرد و او را در یک آتشکده و در برابر محراب آتش، در حالی که به عبادت مشغول بود به قتل رساند. ظاهراً زرتشت 24 سال پیش از سلطنت هخامنشیان و به قدرت رسیدن کوروش بزرگ در گذشته است.

از زرتشت چه چیزی به یادگار مانده است؟

اوستا کتاب مقدس زرتشتیان است. مهمترین قسمت اوستای موجود در زمان ما یسنا است که شامل گاتها یعنی سروده های خاص زرتشت است. قسمت های دیگر اوستا به موثقی گات ها نیست. چون در قرون بعد نوشته شده.

چرا درباره زرتشت اطلاعات بسیار کمی وجود دارد؟

دلیل آن که درباره زندگی زرتشت ابهامات زیادی وجود دارد این است که اولاً او در زمان های بسیار قدیم زندگی می کرده که حتی از تاریخ باستان هم فراتر می رفته.

دیگر آن که ایران به خاطر حمله اسکندر و سلوکی ها که می کوشیدند تمدن یونانی را گسترش دهند صدمات زیادی دید. از مهمترین این صدمات این بود که بسیاری از کتاب های مذهبی و آثار ملی ایران به وسیله آنها از بین رفت. حتی اوستایی که در قصر سلطنتی هخامنشیان بود نیز به فرمان اسکندر سوزانده شد. 475 سال بعد یعنی پس از دوره اشکانیان و در زمان زمامداری اردشیر بابکان دین زرتشت یک بار دیگر رونق گرفت و کتاب های پراکنده مذهبی جمع آوری شد. ولی با هجوم اعراب یک بار دیگر همه یافته ها با سوزاندن کتاب ها نابود شد. چند صد سال بعد هم با تهاجم مغول ها همان چیزهای اندکی که مانده بود هم نابود شد.

منابع: تاریخ جامع ادیان- نوشته جان بی. ناس، ترجمه علی اصغر حکمت- شرکت انتشارات علمی و فرهنگی

گات ها- دو گزارش از ابراهیم پورداود- انتشارات شابک


جمعه 22 خرداد 1394

زیور آلات در ایران باستان

   نوشته شده توسط: مجتبی    

                                                                         تاریخچه استفاده از زیور آلات,قدیمی ترین زیورآلات

زیور آلات در ایران باستان
زیورآلات  ایران باستان امروز در نقاط بسیاری از  دنیا چشم بینندگان را خیره می کند اما شما چقدر از تاریخچه آنها خبر دارید
آثار هنری بسیار ارزشمند و گرانبهائی كه امروزه موزه های معتبر داخلی و خارجی و مجموعه های خصوصی كلكسیونر های معروف دنیا را در سراسر جهان زینت بخشیده است، بیان گر این حقیقت می باشد كه طلاسازان و جواهرسازان ایرانی در ادوار مختلف تاریخی چه پیش از اسلام و چه بعد از آن در ساختن اشیاء تزئینی و زیور آلات گرانبها، از مهارت خارق العاده ای برخوردار بوده اند و امروزه هر بیننده ای كه آنها را در موزه های معروف بین المللی مشاهده می نماید، خلاقیت و توانمندی حیرت برانگیز سازندگان ایرانی این اشیاء را تحسین می كند.

مجسمه مشهور بز بال دار، جام طلای افسانه زندگی، جام طلای مارلیك و ده ها اثر تاریخی دیگر اصیل ترین اسناد تاریخ فرهنگی و هنری صنعت گران ایرانی در گذرگاه زمان و كارنامه درخشان پیشینیان ما به شمار می روند.
انسان کهن در ابتدا برای زینت و آراستگی خود از نشانه هایی كه از طبیعت الگو برداری كرده بود كمك می گرفت. اعتقاد بر این است كه در ابتدا مردان خود را می آراستند و با رنگ كردن بدن و یا مجروح كردن خود به شكل های متفاوت جلب توجه می كردند. مجروح كردن بدن در مردان برای تزیین یك امر عادی بوده و گاهی میزان جراحت ها باعث مرگ می شده است. شكافتن پوست و رنگ كردن آن، خالكوبی و... هنوز هم در بین مردان رایج تر از زنان است.
لباس در ابتدا برای تزیین استفاده می شد، به جای نقوشی كه برای یك عمر بر بدن نقش بسته بود با استفاده از تن پوش های رنگی، تنوع پیدا كرده و شكل های متفاوتی به آن می دادند.
در بین آراستنی ها هر چه اهمیت پیدا می كرد شكلی به آن داده شده و در قسمت های مختلف بدن مورد استفاده قرار می گرفت. از استخوان حیواناتی كه صید می شدند و تأمین كننده غذا بودند تا گیاهان و سنگ ها و... در تزیین بدن استفاده می شد.
تحقیقات باستان شناسی حاكی از آن است كه نخستین زیورهای مورد استفاده بشر دندان ها و پنجه های حیواناتی بوده كه صید می كرده است. این قطعه های كشف شده با یك رشته لیف طبیعی به هم متصل می شدند و تشكیل مجموعه ای بدیع را می دادند كه بسیار زیبا جلوه می كردند.

                                                       تاریخچه استفاده از زیور آلات,قدیمی ترین زیورآلات                 

قدیمی ترین زیورآلاتی كه توسط انسان مورد استفاده قرار می گرفته صدفهایی است كه به صورت مصنوعی در آنها سوراخ هایی ایجاد شده است و در غارواقع در شرق مراكش یافت شده است. تاریخ دقیق این صدف ها هنوز مشخص نیست؛ اما به گفته باستان شناسان این صدف های سوراخ شده احتمالا مربوط به 110 هزار سال قبل است.
پیش از این قدیمی ترین زیورآلات انسان كه به دست آمده بود 82 هزار سال قدمت داشته است. این در حالی است كه قدیمی ترین زیورآلاتی كه تاریخ دقیق آنها تعیین شده است مربوط به 41 صدف سوراخ شده با قدمت 72 هزار سال هستند.
هزاران سال زندگی با سنگ و شكل دادن قطعات سنگی به انسان آموخته بود مقاومت سنگها متفاوت است. شاید سرسختی در انواع سنگ ها بیشتر توجه انسان را به خود جلب می كرد و به دلیل این نگرش انسان به طبیعت، همراه داشتن این قطعات سرسخت را یاوری برای مقاومت خود در برابر ناملایمات طبیعت می دانست. با شناخت تفاوت در مقاومت و پایداری و حرارت دادن این قطعات فلزات كشف شدند و در این میان شناخت فلزات كمك بزرگی برای تغییر رویه زندگی بشر داشت.
با پیدایش زیورهای فلزی و به كارگیری طلا، نقره و سنگ های قیمتی، این زیورها بیشتر در ساخت گردنبندها و تاج های سلطنتی، دستبند ها، ادوات جنگی پادشاهان، لباس ها و نیم تاج های زنانه برای بزرگان مورد استفاده قرار گرفت.
فرهنگ و تمدن ماد را می توان پیشگام سبك های هنری دانست، با تشكیل امپراطوری هخامنشی، روند نزدیكی فرهنگ ها و تمدن های شرق باستان به نقطه عطف خود رسید
همانند روزگار معاصر طلا، جواهرات و زیورآلات مختلف در روزگاران گذشته بیشتر به منظور كسب حیثیت و اعتبار اجتماعی، ارضای نیازهای روحی و غریزی، تزیین اندام های مختلف بدن و انجام مراسم مذهبی مورد استفاده قرار می گرفته است.
از بررسی نقاشی هایی كه قدمت آنها به ده ها هزار سال قبل می رسد و انسان های نخستین بر روی دیوارهای غارها ترسیم كرده اند معلوم می شود كه آنها زیورآلات را به كار می برده اند، زیرا در این نقاشی ها افراد با اشیائی مانند گردنبند و دستبند آراسته شده اند.
در ایران باستان لباس یک ایرانی متشخص، مزیّن به گردن بند و بازوبند بوده و فرد، دشنه ای نیز در زیر لباس به همراه داشته است. مردها گردن بندی برگردن داشتند که عموماً از جنس فلز بوده است. دست بندهایی نیز استفاده می شد، مثلاً با نقش دو شیر در حال بلعیدن دو قوچ، یا دو پرنده شکاری اما ساخت زیورآلات در ایران از دوره مادها و از هزاره دوم پیش از میلاد مرسوم و متداول بوده است.


ادامه مطلب

تعداد کل صفحات: 26 1 2 3 4 5 6 7 ...