تبلیغات
هفت رخ فرخ ایران
یکشنبه 24 مهر 1390

منشور کوروش

   نوشته شده توسط: بردیا    

پرونده:Cyrus Cylinder 2.jpg

منشور کوروش هخامنشی، نخستین بیانیه جهانی حقوق بشر

منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ ... نوه کوروش، شاه بزرگ ... نبیره چیش پیش، شاه بزرگ...

آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گام های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم. مردوک خدای بزرگ دل های پاک مردم بابل را متوجه من کرد ... زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.

ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلی بابل و جایگاه های مقدسش قلب مرا تکان داد ... من برای صلح کوشیدم.

من برده داری را برانداختم، به بدبختی آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را ار هستی ساقط نکند.

مردوک خدای بزرگ از کردار من خشنود شد ... او برکت و مهربانی اش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم ...

من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نمایشگاه هایی که بسته شده بودند را بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه ها را به جاهای خود بازگرداندم.

همه مردمانی که پراکنده و آواره شده بودند را به جایگاه های خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم. همه مردم را به همبستگی فرا خواندم. همچنین پیکره خدایان سومر و اکد را که نبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودی مردوک خدای بزرگ و به شادی و خرمی به بیایشگاه های خودشان بازگرداندم. بشود که دل ها شاد گردد.

بشود، خدایانی که آنان را به جایگاه های مقدس نخستین شان بازگرداندم، هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم زندگانی بلند خواستار باشند. بشود که سخنان پر برکت و نیکخواهانه برایم بیابند. بشود که آنان به خدای من مردوک بگویند: " به کوروش شاه، شادشاهی که ترا گرامی می دارد و پسرش کمبوجیه، جایگاهی در سرای سپند ارزانی دار."

من برای همه مردم جامعه ای آرام فراهم ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم.

* برگرفته از کتاب منشور کوروش هخامنشی/ رضا مرادی غیاث آبادی


جمعه 22 خرداد 1394

زیور آلات در ایران باستان

   نوشته شده توسط: مجتبی    

                                                                         تاریخچه استفاده از زیور آلات,قدیمی ترین زیورآلات

زیور آلات در ایران باستان
زیورآلات  ایران باستان امروز در نقاط بسیاری از  دنیا چشم بینندگان را خیره می کند اما شما چقدر از تاریخچه آنها خبر دارید
آثار هنری بسیار ارزشمند و گرانبهائی كه امروزه موزه های معتبر داخلی و خارجی و مجموعه های خصوصی كلكسیونر های معروف دنیا را در سراسر جهان زینت بخشیده است، بیان گر این حقیقت می باشد كه طلاسازان و جواهرسازان ایرانی در ادوار مختلف تاریخی چه پیش از اسلام و چه بعد از آن در ساختن اشیاء تزئینی و زیور آلات گرانبها، از مهارت خارق العاده ای برخوردار بوده اند و امروزه هر بیننده ای كه آنها را در موزه های معروف بین المللی مشاهده می نماید، خلاقیت و توانمندی حیرت برانگیز سازندگان ایرانی این اشیاء را تحسین می كند.

مجسمه مشهور بز بال دار، جام طلای افسانه زندگی، جام طلای مارلیك و ده ها اثر تاریخی دیگر اصیل ترین اسناد تاریخ فرهنگی و هنری صنعت گران ایرانی در گذرگاه زمان و كارنامه درخشان پیشینیان ما به شمار می روند.
انسان کهن در ابتدا برای زینت و آراستگی خود از نشانه هایی كه از طبیعت الگو برداری كرده بود كمك می گرفت. اعتقاد بر این است كه در ابتدا مردان خود را می آراستند و با رنگ كردن بدن و یا مجروح كردن خود به شكل های متفاوت جلب توجه می كردند. مجروح كردن بدن در مردان برای تزیین یك امر عادی بوده و گاهی میزان جراحت ها باعث مرگ می شده است. شكافتن پوست و رنگ كردن آن، خالكوبی و... هنوز هم در بین مردان رایج تر از زنان است.
لباس در ابتدا برای تزیین استفاده می شد، به جای نقوشی كه برای یك عمر بر بدن نقش بسته بود با استفاده از تن پوش های رنگی، تنوع پیدا كرده و شكل های متفاوتی به آن می دادند.
در بین آراستنی ها هر چه اهمیت پیدا می كرد شكلی به آن داده شده و در قسمت های مختلف بدن مورد استفاده قرار می گرفت. از استخوان حیواناتی كه صید می شدند و تأمین كننده غذا بودند تا گیاهان و سنگ ها و... در تزیین بدن استفاده می شد.
تحقیقات باستان شناسی حاكی از آن است كه نخستین زیورهای مورد استفاده بشر دندان ها و پنجه های حیواناتی بوده كه صید می كرده است. این قطعه های كشف شده با یك رشته لیف طبیعی به هم متصل می شدند و تشكیل مجموعه ای بدیع را می دادند كه بسیار زیبا جلوه می كردند.

                                                       تاریخچه استفاده از زیور آلات,قدیمی ترین زیورآلات                 

قدیمی ترین زیورآلاتی كه توسط انسان مورد استفاده قرار می گرفته صدفهایی است كه به صورت مصنوعی در آنها سوراخ هایی ایجاد شده است و در غارواقع در شرق مراكش یافت شده است. تاریخ دقیق این صدف ها هنوز مشخص نیست؛ اما به گفته باستان شناسان این صدف های سوراخ شده احتمالا مربوط به 110 هزار سال قبل است.
پیش از این قدیمی ترین زیورآلات انسان كه به دست آمده بود 82 هزار سال قدمت داشته است. این در حالی است كه قدیمی ترین زیورآلاتی كه تاریخ دقیق آنها تعیین شده است مربوط به 41 صدف سوراخ شده با قدمت 72 هزار سال هستند.
هزاران سال زندگی با سنگ و شكل دادن قطعات سنگی به انسان آموخته بود مقاومت سنگها متفاوت است. شاید سرسختی در انواع سنگ ها بیشتر توجه انسان را به خود جلب می كرد و به دلیل این نگرش انسان به طبیعت، همراه داشتن این قطعات سرسخت را یاوری برای مقاومت خود در برابر ناملایمات طبیعت می دانست. با شناخت تفاوت در مقاومت و پایداری و حرارت دادن این قطعات فلزات كشف شدند و در این میان شناخت فلزات كمك بزرگی برای تغییر رویه زندگی بشر داشت.
با پیدایش زیورهای فلزی و به كارگیری طلا، نقره و سنگ های قیمتی، این زیورها بیشتر در ساخت گردنبندها و تاج های سلطنتی، دستبند ها، ادوات جنگی پادشاهان، لباس ها و نیم تاج های زنانه برای بزرگان مورد استفاده قرار گرفت.
فرهنگ و تمدن ماد را می توان پیشگام سبك های هنری دانست، با تشكیل امپراطوری هخامنشی، روند نزدیكی فرهنگ ها و تمدن های شرق باستان به نقطه عطف خود رسید
همانند روزگار معاصر طلا، جواهرات و زیورآلات مختلف در روزگاران گذشته بیشتر به منظور كسب حیثیت و اعتبار اجتماعی، ارضای نیازهای روحی و غریزی، تزیین اندام های مختلف بدن و انجام مراسم مذهبی مورد استفاده قرار می گرفته است.
از بررسی نقاشی هایی كه قدمت آنها به ده ها هزار سال قبل می رسد و انسان های نخستین بر روی دیوارهای غارها ترسیم كرده اند معلوم می شود كه آنها زیورآلات را به كار می برده اند، زیرا در این نقاشی ها افراد با اشیائی مانند گردنبند و دستبند آراسته شده اند.
در ایران باستان لباس یک ایرانی متشخص، مزیّن به گردن بند و بازوبند بوده و فرد، دشنه ای نیز در زیر لباس به همراه داشته است. مردها گردن بندی برگردن داشتند که عموماً از جنس فلز بوده است. دست بندهایی نیز استفاده می شد، مثلاً با نقش دو شیر در حال بلعیدن دو قوچ، یا دو پرنده شکاری اما ساخت زیورآلات در ایران از دوره مادها و از هزاره دوم پیش از میلاد مرسوم و متداول بوده است.


ادامه مطلب

                                                 آناهیتا,ایران باستان,آب        

       ایران از نظر جغرافیایی و آب و هوایی در منطقه‌ای واقع شده است که خشک بوده و همیشه با مشکل کم‌آبی و خشکسالی روبه رو شده است. سدهای قدیمی و آثار باقی مانده از شبکه‌های آبیاری و قنات‌ها، نشان می‌دهد که مردم ایران زمین همواره در صدد مقابله با بی‌آبی بوده‌اند. مشکل کمبود آب و وجود بیابان‌های خشک موجب حرمت گذاشتن مردم به آب شد، این اعتقاد تا همین امروز ادامه دارد.

 

ایرانیان، آب را مظهر روشنایی و نماد پاکی می‌دانند و کاربرد این اعتقاد را ما در آداب و رسوم مردم هم می‌بینیم. چنانچه، هنگام سفر رفتن مسافران، به دنبال آن‌ها، آب می‌پاشند. این علاقه‌مندی به آب حتی در خانه‌های ایرانیان هم دیده می‌شود. در ایران قدیم همه‌ی خانه‌ها حوض‌های داشتند که غالبا با کاشی‌های آبی فیروزه‌ای پوشیده شده بودند. از حوض و استخر در باغ‌ها و خانه‌های ایرانی عموما به عنوان ذخیره‌ای برای آب دادن به گیاهان و حیاط و ایوان‌ استفاده می‌کردند.

 

مرحوم پیرنیا در مورد شکل حوض‌ها نوشته است: این حوض‌ها در شکل‌های شش ضلعی، دوازده ضلعی، مستطیل با تناسب طلایی بوده‌اند و در بعضی شهرها مثل شیراز حوض‌ها را گرد می‌ساختند. علاوه بر این حوضخانه‌ها، بویژه در شهری بیابانی مانند کاشان در ارتباط انسان با آب و تلطیف شرایط سخت طبیعی، نقشی شایان توجه ایفا می‌کردند.


چرا ایرانیان باستان آناهیتا را می‌پرستیدند؟
در معماری ایرانی علاوه بر اینکه فضاهای معماری مانند خانه و مسجد و حسینیه و بازار هریک به نحوی با آب ارتباط داشته است. برخی عناصر معماری نیز اختصاصاً برای نگهداری و توزیع و مصرف آب به وجود ‌آمده است که ذوق و هنر ایرانی تجلی زیبا و دلپذیر و پرمعنای خویش را در آن به نمایش بگذارد. از جمله مهمترین این عناصر می‌توان به آب انبارها، آسیاب‌ها، سقاخانه‌ها، پل‌ها و قنات‌ها اشاره کرد.


سقاخانه‌ها همواره نماد و یادآور عزت و هویت و آزادگی و عدالت‌خواهی وایثار، جوانمردی، و مروت ایرانیان بوده است و هویت دینی و فرهنگی و ملی و حماسی یک ملت را در خود دارد. سقاخانه‌ها معمولا در مرکز محلات و در جوار حسینیه‌ها و تکایا و در مسیر گذرهای اصلی تشنگان را سیراب می‌کردند و تاریخ حماسی و ارزش‌هایی جاودان را در خاطره‌ها زنده می‌کردند.


گرمابه‌های ایرانی در زمان اردشیر
آب انبار یکی دیگر از جلوه‌های اهمیت دادن مردم ما به آب است. نقش حیاتی آب انبارها در بافت شهرها، بویژه در شهرهای حاشیه‌ی کویر و منطقه‌های کم آب ایران و تکامل طرح و شیوه‌ی ساختمان و بعد هنری و تزییناتی آن‌ها در دوران اسلامی قابل توجه است. به گونه‌ای که می‌توان برخی از نمونه‌های این پدیده معماری را از لحاظ ارزش‌های هنری، فرهنگی، فنی و تاریخی همسنگ برخی مساجد بزرگ، کوشک‌ها، مقابر و دیگر آثار هنری معماری ایران اسلامی معرفی کرد.


گرمابه‌ها که نمونه‌هایی از آن‌ها، 1500 تا 2000 سال قدمت دارند هم نمایانگر جایگاه آب در فرهنگ ملی ما و میل مردم ما به پاکیزگی است. گرمابه‌های ایرانی، ساختمان‌هایی گرم با ظرفی بزرگ به نام (آبزن) بوده‌اند. و چون مردم ایران آب را مقدس می‌شمردند و نمی‌خواستند آن را آلوده کنند، آب استفاده شده را بعد از استحمام روی زمین و یا به آسمان میپاشیدند و آن را وارد آب پاک نمی‌کردند. آبزن از زمان‌های کهن در ایران زمین وجود داشته است، چنانچه در نقل‌هایی که از اردشیر بابکان می‌شود مشخص است که در زمان او هم از از آبزن استفاده شده است.


کاریز یا قنات، یکی از روش‌های ابداعی ایرانیانان برای بدست آوردن آب محسوب می‌شود. قنات با کندن چاه‌های متعددی از دامنه‌ی کوهستان تا دشت و متصل کردن آن‌ها به یکدیگر به وجود می‌آید و از این طریق آب به صورت دایمی جریان پیدا می‌کند. یکی از کارکردهای قنات این بوده است که آب را زیر زمین جاری کند چون که آب در جریان روی زمین با تابش مستقیم آفتاب ممکن بود بخار شود. پس از زلزله‌ی بم باستان‌شناسان، قدیمی‌ترین شبکه‌ی قنات جهان را با قدمتی بیش از دو هزار سال در آن منطقه کشف کرده‌اند.


 


ادامه مطلب

جمعه 22 خرداد 1394

تاریخچه و مفهوم فروهر نشان ملی ایرانیان

   نوشته شده توسط: مجتبی    نوع مطلب :تاریخ ایران پیش از اسلام ،

                   فروهر,نشان فروهر،نماد فروهر

نشان فروهر چیست؟

تقریبا همه ی ما نام "فروهر" به گوشمان خورده، حتی خیلی از ما نشان فروهر را به گردن انداخته، از تندیس و یا تصویر آن در منزل یا محل کار خود استفاده میکنیم، اما اطلاعات زیادی درباره ی تاریخچه ی فروهر نداشته و حتی نمیدانیم این نشان، نماد چیست. فقط همین اندازه میدانیم که این نشان، یک نشان ملی است، و متعلق به ایران باستان و زرتشتیان است.

چکیده ی تاریخچه ی فروهر

"فروهر" یا "نماد فرکیانی" و یا نام اصلی آن "فره وهر" (Farahvahar) در اصل نام آریایی "روح" در زبان عربی است. بیش از چهار هزار و پانصد سال پیش، زمانی که تقریبا تمام اقوام کره ی زمین سرگرم بت پرستی بودند و تمام وجود انسان را فقط و فقط همین کالبد خاکی و فانی میدانستند، درست در همین زمان، آریاییان باستان اعتقاد داشتند انسان غیر از کالبد خاکی دارای روح بوده و پس از مرگ، این روح از بدن فانی جدا شده و به جای دیگری رفته و به زندگی اش ادامه میدهد، زرتشتیان این منزلگاه پس از مرگ روح را "اختران" می نامیدند.

نامی که آریایی ها برای آنچه که ما امروز بدان روح میگوییم انتخاب کرده بودند "فره وهر" بود، و قدمت ساخت نشان "فروهر" به بیش از چهار هزار سال پیش بازمی گردد و جالب اینجاست که اعتقاد آریاییان به وجود "فروهر" (روح) به پیش از زایش زرتشت بزرگوار باز میگردد و این خود جای بس افتخار است.

  نگاره های شاهنشاهان هخامنشی در کاخهای پرسپولیس و سنگ نگاره های شاهنشاهان ساسانی همه حکایت از آن دارد.

به عقیده ی زرتشتیان، "فروهرها" هر ساله در ماه فروردین به زمین آمده و برکات آسمانی با خود می آوردند، و روز سیزدهم فروردین دوباره به آسمان برمیگشتند، پس آریایی ها شب آخرین چهارشنبه ی سال را به بالای تپه ها رفته و با روشن کردن آتش مراسم باشکوهی را برگزار میکردند و به استقبال "فره وهرها" میرفتند (چهارشنبه سوری)، سپس در روز سیزدهم فروردین برای بدرقه ی فروهرها به دشتها رفته و جشن برپا میکردند (سیزده بدر).

اکنون که بطور خلاصه دانستیم "فروهر" چیست، به توضیحات اندکی در مورد مفهوم این نشان زرتشتی میپردازیم.

مفهوم نشان فروهر

نکته بسیار شگفت انگیز درباره ی این نشان ملی ما ایرانیان آن است که ذره ذره ی این نشان دارای مفهوم و دانشی نهفته است. اینک به تشریح آرم فروهر می پردازیم:

چهره ی پیرمرد

قرار دادن چهره یک پیرمرد سالخورده در آرم فروهر اشاره به شخص نیکوکار و یکتا پرستی دارد که رفتار و ظاهر مرتب و پسندیده اش سرمشق و الگوی دیگر مردمان بوده است و دیگران تجربیات وی را ارج می نهادند. بنابراین قرار دادن چهره ی یک پیرمرد به عنوان سر نگاره نشان از خرد و تجربه ی پیرمرد دارد.

دست راست پیرمرد در نشان فروهر

دست راست نگاره به سوی آسمان دراز شده است که اشاره به ستایش و پرستش "دادار هستی اهورا مزدا" خدای واحد ایرانیان دارد، که زرتشت در 4000 سال پیش آن را به جهان هدیه نمود، و عجیب آنجاست که پیش از زرتشت، آریاییان به وجود "فروهر" (روح) و "اهورا مزدا" (خدا) اعتقاد داشته اند.

حلقه ای که در دست چپ پیرمرد است

در دست چپ فروهر چنبره ای (حلقه ای) وجود دارد که نشان از عهد و پیمانی است که بین انسان و اهورامزدا بسته میشود و انسان باید خدای واحد را ستایش کند و همیشه در همه امور وی را ناظر بر کارهای خود بداند.

مورخین حلقه های ازدواجی که بین جوانان رد و بدل می شود را برگرفته شده از همین چنبره فروهر میدانند و آن را یک سنت ایرانی میدانند که به جهان صادر شده است. زیرا زن و شوهر نیز با دادن چنبره (حلقه) به یکدیگر پیمانی را با هم امضا نموده اند که همیشه به یکدیگر وفادار بمانند.

بالهای نشان فروهر

بالهای کشیده شده در دو طرف نگاره اشاره به تندیس پرواز به سوی پیشرفت و ترقی در میان انسانهاست و در نهایت امر رسیدن به اهورا مزدا دادار هستی خدای واحد ایرانیان است.

سه ردیف پر بر روی بالهای فروهر

سه قسمتی که روی بالها به صورت طبقه بندی شده قرار گرفته است اشاره به سه دستور جاودانه پیر خرد و دانش جهان "اشو زرتشت" دارد که بعدها به نشان اضافه شد که بی شک میتوان گفت تا میلیونها سال دیگر تا جهان در جهان باقی باشد این سه فرمان پابرجاست و همیشه الگو و راهنمای مردمان جهان است.

این سه فرمان که روی بالهای نماد اهورامزدا نقش بسته شده همان کردار نیک، گفتار نیک و پندار نیک ایرانیان است. بالهای "فروهر" برای پرواز، پیشرفت و تعالی انسان به سوی اهورامزدا از این سه ردیف پر تشکیل شده و بالهای انسان تنها با حمایت این سه ردیف پر (کردارنیک، گفتارنیک، پندارنیک) توانایی پرواز و پیشرفت را دارد.

حلقه ای که کمر پیرمرد را دربرگرفته است

در میان کمر پیرمرد ایرانی در آرم فروهر یک چنبره (حلقه) بزرگ دیده می شود که اشاره به "دایره روزگار" و جهان هستی دارد که انسان در این میان قرار گرفته است و مردمان موظف شده اند در میان این چنبره روزگار روشی را برای زندگی برگزینند که پس از مرگ روحشان شاد و قرین رحمت و آمرزش الهی قرار بگیرد.

دو سر حلقه که به پایین آویزان گشته است

در نماد فروهر دو رشته از چنبره (حلقه) به راست (خیر) و چپ (شر) کشیده شده است که نشان از دو عنصر باستانی ایران دارد. یکی سوی راست و دیگری سوی چپ. نخست " سپنته مینو" که همان نیروی الهی اهورامزدا است و دیگری "انگره مینو" که نشان از نیروی شر و اهریمنی است.

انسان در میان دو نیروی خیر و شر قرار گرفته است که با کوچکترین لرزشی به تباهی کشیده می شود و نابود خواهد شد. پس اگر از کردار نیک، گفتار نیک، پندار نیک پیروی کند همیشه نیروی سپنته مینو در کنار وی خواهد بود و او به کمال خواهد رسید و هم در این دنیا نیک زندگی خواهد کرد و هم در دنیای پسین روحش شاد و آمرزیده خواهد بود.

قسمت دم که سه ردیف پر دارد

قسمت دم نشان فروهر نیز همانند قسمت بالها به سه ردیف پر تقسیم شده. انتهای لباس پیرمرد سالخورده باستانی ایران به صورت سه طبقه بنا گذاشته شده است که اشاره به کردار نیک، گفتار نیک و پندار نیک دارد.

پس تنها و زیباترین راه و روش نیک زندگی کردن و به کمال رسیدن از دید "اشو زرتشت" همین سه فرمان است که دیده می شود امروز جهان تنها راه و روش انسان بودن را که همان پندارهای زرتشت بوده است، برای خود برگزیده است و خرافات و عقاید پوچ را به دور ریخته است.

منبع: 1doost.com



جمعه 22 خرداد 1394

ایرانیان باستان چگونه ازدواج می کردند

   نوشته شده توسط: مجتبی    

                                                                        ازدواج,ازدواج در ایران باستان,چگونگی ازدواج در ایران باستان                                        

خانواده که امروز نیز از مقدس‌ترین نهادهای اجتماعی به شمار می‌رود، همواره در این سرزمین از اهمیت والایی برخوردار بوده است. تا بدان ‌جا که در اعتقادات ایرانی تشکیل خانواده به صورت تکلیفی دینی در آمده است.
در آن زمان که زن‌ربایی و حتی خرید زن در میان بسیاری از ملل و اقوام هند و اروپایی معمول و متداول بود، ازدواج ایرانی در سایه نظم و نسقی که آیین زرتشت آورده بود، نتیجه عقد بود.                                          

وجود ایزد بانوانی چون آناهیتا و اشی و نقش آنان در تفکرات ایرانی اهمیت خانواده را بیشتر می‌نمایاند.
آناهیتا با صفات نیرومندی، زیبایی و خردمندی، به صورت ایزد بانوی عشق و باروری نیز در می‌آید، زیرا چشمه حیات از وجود او می‌جوشد و بدین گونه «مادر خدا»‌ نیز می‌شود. و اشی نماد توانگری و بخشش، ایزد بانویی است که پیشرفت و آسایش به خانه‌ها می‌برد و خرد و خواسته می‌بخشد.

 

به نظر ایرانیان، ازدواج نتیجه تراضی زن و مرد بود و این ازدواج در آن واحد معنی مذهبی و اجتماعی داشت. زندگی زناشویی و خانواده از لحاظ اجتماعی نیز از اهمیت والایی برخوردار بود تا بدان‌جا که در زمان ساسانیان، شاهنشاهان، به عنوان نمایندگان راستین اهورامزدا در روی زمین از ازدواج مردم حمایت می‌کردند.
دولت هر سال برای عده زیادی از دوشیزگان نیازمند جهاز فراهم می‌آورد و دختران بی‌صاحب و بی‌جهاز را به خرج خود شوهر می‌داد و در انجام دادن این گونه نیکوکاری‌ها خسرو انوشیروان سرآمد دیگر پادشاهان ساسانی بود.


ایرانیان آن‌چنان به خانواده اهمیت می‌دادند که از مشاغلی که مستلزم تجرد بود یا از زندگی حادثه جویانه که مردان را مدتی دراز از کانون خانواده دور نگه می‌داشت، مانند دریانوردی و بازرگانی، خوش‌شان نمی‌آمد.حتی سربازان ایرانی همه زن داشتند و دلبسته اجاق‌های خانوادگی خود بودند و هر سال، جز چند ماهی خدمت به شاه مملکت دینی به گردن نداشتند. خانواده از چنان بنیان محکمی‌ برخوردار بود که حتی بچه‌دار نشدن و نازایی زن دلیلی بر برهم خوردن پیمان زناشویی نبود. زرتشتیان در این گونه موارد به راحتی بچه‌ای را به فرزندی می‌پذیرفتند.

 

اقسام ازدواج در ایران باستان
در مورد انواع پیوند زناشویی در ایران باستان گفتنی است که زن و مرد به 5 صورت و تحت عناوین پادشاه زن- چاکر زن- ایوک زن- ستر زن- خودسر زن پیوند زناشویی می‌بستند که هر یک جداگانه به شرح زیر است:
1- پادشاه زن : این نوع ازدواج به حالتی گفته می‌شد که دختری پس از رسیدن به سن بلوغ با موافقت پدر و مادر خود با پسری ازدواج می‌کرد و پادشاه زن از کاملترین حقوق و مزایای زناشویی برخوردار بود و کلا" همه دخترانی که برای نخستین بار و با رضایت پدر و مادر ازدواج می‌کردند، پیوند زناشویی آنان تحت عنوان پادشاه زن ثبت می‌شد..


2- چاکر زن : این نوع ازدواج به حالتی اطلاق می‌شد که زنی بیوه به عقد و ازدواج با مرد دیگری در می‌آمد. این زن با زندگی در خانه شوهر دوم خود حقوق و مزایای پادشاه زن را در سراسر زندگی مشترک دارا بود، ولی پس از مرگ آیین کفن و دفن و سایر مراسم مذهبی اش تا سی روزه توسط شوهر دوم یا بستگانش برگزار می‌شد. ولی هزینه های مراسم بعد از سی روزه به عهده بستگان شوهر اولش بود، چون معتقد بودند در دنیای دیگر این زن از آن نخستین شوهر خود خواهد بود و به همین علت پیوند دوم او تحت عنوان چاکر زن یاد می‌شد.
حال برای برخی ناآگاهان پیوند زناشویی از نوع چاکر زن را اختیار کردن زن صیغه ای توسط پدران ما در گذشته قلمداد کرده و پادشاه زن را زن عقدی بیان می‌کنند که صحت ندارد.


ادامه مطلب

جمعه 22 خرداد 1394

وقایع عصر حجر در ایران

   نوشته شده توسط: مجتبی    

انسان ها از اواخر دوران پارینه سنگی قدیم در فلات ایران ساکن شده اند. دوره پارینه سنگی قدیم از حدود 200000 تا 2500000 سال قبل را در بر می گیرد. شواهد حضور انسان در این دوران با انجام کشفیات در غار دربندرشی گیلان به دست آمده که تاریخ سکونت در ایران را به 200000 سال قبل می رساند. انسان‌های اواخر دوره پارینه ‌سنگی قدیم ایران از غار دربند برای سکونت کوتاه‌ مدت استفاده می‌کردند و سنگ‌ های آذرین و چخماق را برای ساخت ابزارهای سنگی همچون خراشنده و درفش مورد استفاده قرار می دادند.

                                                      عصر حجر, ایران در عصر حجر, وقایع عصر حجر در ایران

               

غارهایی که انسان‌های پارینه سنگی 200 تا 300 هزار سال پیش انتخاب می‌کردند درب ورودی خاصی داشت و رو به شرق قرار داشت تا هم از گرمای آفتاب استفاده کنند و هم در فصل زمستان آثار یخبندان به داخل غار نفوذ پیدا نکند.
شواهدی که حاکی از حضور انسان در فلات ایران در دوره پارینه سنگی میانه است مربوط به چند غار و پناهگاه صخره ای، بیشتر در کوه های زاگرس در غرب ایران است. دوره پارینه سنگی میانه با عصر موستری (دوره صنایع ساخت ابزار سنگی در 100000 سال قبل از میلاد) همزمان است.

 

سطح اقتصادی و اجتماعی مرتبط با صنعت موستری نسبتاً کوچک است. در این دوران انسان های ساکن ایران با سفر از جایی به جایی دیگر به شکار می پرداختند و به صورت گروه های جمع آوری غذا حرکت می کردند. در این دوران به طور کلی هنوز چشم انداز برای سکونت بسیار اندک بود. به دنبال عصر موستری صنعت سنگ چخماق پالئوتیک جدیدتر به وجود می آید که ممکن است از 36000 قبل از میلاد شروع شده باشد.

 

عصر نوسنگی  یا دوره روستای اولیه
عصر نوسنگی با رشد کشاورزی و آبیاری همراه است. چراکه در عصر نوسنگی دما و بارندگی برای کشاورزی مناسب می شود. عصر نوسنگی در ایران از حدود 8000 سال پیش از میلاد آغاز شد و حدود 5500 سال پیش از میلاد به پایان رسید. مشخصه این عصر در ایران رشد سکونت گاه های کوچکی است که در آنها 50-100 نفر ساکن می شوند. این افراد یا در خانه های ساخته شده از آجر نپخته و یا چادر و یا سرپناه هایی از علف زندگی می کردند. حفاری های بیشتری برای شناخت تفاوت طبقات، شکل معابد و دیگر سازه های خاص آن زمان مورد نیاز است.

 

دوره نوسنگی اولیه (8000-7300 قبل از میلاد) زمان شروع استفاده از سفال بوده است. انسان ها در این دوران استفاده از خاک رس برای ساخت سفال را شروع کردند و این در نتیجه آشنا شدن آنها با کشاورزی و توسعه روستاها بوده است.

ابزار دوره نوسنگی بیشتر از جنس سنگ چخماق، چوب و یا بافت های گیاهی بوده. اشکالی از گوسفند، گاو، سگ، خوک و انسان ها که از خاک رس درست می شده اند هم کشف شده اند. دستبندها و آویزها هم اغلب به وسیله ساکنان روستاها مورد استفاده قرار می گرفته است.

 

در این دوران ابزاری برای برداشت محصولات کشاورزی، قصابی، چرم کاری و دیگر چیزها از سنگ چخماق ساخته شد. در حالی که سنگ های آسیاب، هاون و دسته هاون از سنگ آهک ساخته می شد. مس خالص بومی فلات مرکزی ایران هم برای ساخت مهره و سنجاق چکش کاری شد مورد استفاده قرار گرفت.
منبع : www.020.ir




تعداد کل صفحات: 26 1 2 3 4 5 6 7 ...